montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net

شيعيان عصر حضور امامان‌(ع) و موضوع مهدويت (بخش اول)

چكيده
اصالت تاريخيِ باور به منجي موعود، از مباحث مهمي است كه در روزگار ما برخي آن را به رشتة نقد كشيده ‌اند. با بررسي توصيفي ـ تحليلي نخستين منابع تاريخي و روايي به اين نتيجه دست يافتيم كه اصالت اين آموزه و انتساب آن به شيعيان عصر حضور امامان معصوم(ع) از زمان اميرمؤمنان علي(ع) و در تمام طول عصر حضور قابل اثبات و ريشه‌ يابي است. آنچه بيشتر در طول اين دوره در بوتة اختلاف يا ابهام بوده، شناخت شخص مهدي موعود بوده است كه با توجه به اوضاع دشوار سياسي عصر حضور براي بيان معارف شيعي، روند تدريجي بيان و تثبيت برخي آموزه‌ ها، تأكيد بر انتظار و اقتضاي طبيعي ابهام‌ آلود بودن جزئيات آموزة مهدويت، تفاوت سطح معرفتي افراد و...، طبيعي مي ‌نمايد و نمي‌ تواند مشكلي بر اصالت اين آموزه در ميان شيعيان عصر حضور به شمار آيد.

كليد واژه‌ ها: مهدويت، منجي، اصحاب ائمه(ع)، شيعيان نخستين.

مقدمه
تحقيق دربارة باورهاي شيعيان عصر ائمّه(ع) و مقايسه انديشه ‌هاي پذيرفته شدة شيعيان عصر ما با انديشه‌ هاي آنان، از مباحثي است كه در سال‌ هاي اخير بيشتر در كانون توجه قرار گرفته است. در اين ميان، نقد و بررسي ديدگاه شيعيانِ نخستين دربارة مباحث مرتبط با امامت، حساسيت و اهميت ويژه‌ اي دارد؛ زيرا امامت محوري‌ ترين تمايز شيعه از ساير فرق اسلامي ‌است. اين ‌گونه تحقيقات، علاوه بر آنكه با اصالت و اعتبار باورهاي كنوني شيعه مرتبط است، نقد و بازخواني مجدد باورهاي شيعيان گذشته است كه در تصحيح و تقويت باور صحيح مؤثر است.
به رغم برخي اختلافات، اصل اعتقاد به مهدويت از آموزه‌هاي مسلم اسلامي است. روايات بسياري از رسول خدا(ص) و ديگر امامان معصوم(ع) در اين‌ باره نقل شده است.[1] با اين حال به ويژه در سال‌ هاي اخير، برخي كوشيده ‌اند شبهاتي، خاصه با تكيه بر مباحث تاريخي، در اين موضوع ايجاد و در اصالت اين باور در تاريخ تشيع مناقشه كنند.[2] آنچه در اين نوشتار به دنبال بررسي آن هستيم، ميزان آشنايي شيعيان و اصحاب ائمه(ع) با اين آموزه در دورة حضور ائمه(ع) و سال ‌هاي آغازين غيبت است؛ تا ضمن بررسي فراز و فرود اين انديشه در جامعة شيعيان نخستين، روشن شود كه اعتقاد كنوني شيعيان به اين باور، ريشه ‌دار و اصيل يا بدعتي متأخر است.
نويسنده تاكنون به كتاب يا مقاله ‌اي دست نيافته است كه به بررسي بعد تاريخي اين موضوع به صورت مستقل پرداخته باشد. عمدة منابع اين تحقيق منابع اصيل روايي و تاريخي است. رويكرد تاريخي، تأكيد بر منابع اصيل، تأكيد بر سخنان خود افراد در آشنايي با عقايد آنان، از مهم ‌ترين نوآوري ‌هاي اين تحقيق است.

مهدويت در دورة امامت اميرمؤمنان(ع)
دورة امامت اميرالمؤمنين علي(ع) را مي توان به دو مرحله تقسيم كرد: دورة بيست و پنج سال اول كه آن حضرت از حضور در مديريت فرهنگي و اجتماعي جامعه دور نگه داشته شد، و دورة كوتاه مدت حكومت ايشان. انديشة مهدويت در دورة اول امامت، چندان مطرح نبوده است. براي اصحاب ايشان بيشتر مباحثي مانند اصل بحث امامت و شئون آن و چگونگي برخورد با خلفا مطرح بوده است. بحث مهدويت از فروع بحث امامت است. بنابراين، طبيعي است در زماني كه هنوز خود موضوع امامت كاملاً روشن نشده است، فروع آن پوشيدگي بيشتري داشته باشد. آشنايي شيعيان محدود مي شد به آگاهي از احاديثي كه از رسول خدا (ص) يا علي (ع) در اين باره شنيده بودند[3] و به طور طبيعي اين مقدار از آگاهي نيز در اختيار عموم افراد نبود. البته بايد توجه داشت كه اين مقدار آشنايي در آن دوره، نشانة اهميت و توجه خاص اهل ‌بيت (ع) براي معرفي اين آموزه است.
جابر ‌بن عبدالله انصاري از زمان رسول خدا (ص) با صحيفه ‌اي كه در آن نام و برخي از صفات يكايك امامان از جمله امام دوازدهم (عج) آمده بود، آشنا بود و نسخه ‌اي از آن را نزد خود داشت.[4] عمار هم از پيامبر اكرم (ص) شنيده بود كه امامان دوازده نفرند و دوازدهمين آنان كه نهمين فرزند از نسل امام حسين(ع) است، مهدي موعود است كه دورة غيبت طولاني خواهد داشت و با ظهورش جهان را پر از عدل و داد مي كند.[5]
عده‌ اي به هنگام وفات ابن ‌عباس در طائف به عيادت او آمدند و گفتند: «مردم در موضوع حكومت اختلاف دارند. برخي علي را بر بقيه مقدم مي دارند و برخي او را بعد از سه خليفة ديگر قرار مي دهند.» ابن عباس براي آنان از پيامبر(ص) نقل كرد كه علي(ع) امام بعد از آن حضرت است و ديگران گمراهند و بعد از علي حسن و حسين و نه فرزند از اولاد حسين امامند كه مهدي(عج) از آنان است.[6]
دورة حكومت كوتاه اميرالمؤمنين(ع) را مي توان دورة طلايي رشد و گسترش معارف شيعي از جمله در بحث مهدويت دانست. در اين دوره آن حضرت به عنوان مرجع ديني شيعيان ابعاد مختلفي از علوم اهل ‌بيت (ع) را براي شيعيان گشود. آن حضرت دربارة مهدي موعود(عج) با كميل ‌بن زياد نخعي،[7] اصبغ ‌بن نباته،[8] عاصم ‌بن ضمره[9] و برخي ديگر از اصحاب خود سخن گفته ‌اند. همچنين رواياتي از آن حضرت نقل شده كه در آنها مستقيم يا به طور ضمني، دربارة مهدويت سخن گفته شده است.[10] رواياتي نيز از سؤال برخي از اصحاب از اميرمؤمنان(ع) دربارة مهدي موعود(عج) و ويژگي ‌هاي آن حضرت خبرمي دهند[11] اين روايات نشان مي دهد كه موضوع مهدويت در ميان شيعيان و اصحاب ايشان بيگانه نبوده و در اين دوره رشد خوبي در آشنايي آنان با اين موضوع ايجاد شده است.

مهدويت در دورة امامت امام حسن و امام حسين(ع)
اين آغاز نيكو در ترويج آموزة مهدويت بعد از دورة كوتاه مدت ولي بسيار پر بركت حكومت اميرمؤمنان(ع) رو به افول گذاشت. دليل آن هم اين بود كه پس از شش ماه حكومت ظاهري امام حسن مجتبي(ع)، دوران تاريك و مسموم حكومت معاويه شروع شد كه از سخت ‌ترين دوره‌ ها براي امام حسن و امام حسين(ع) و شيعيان آنان بود. از نقل ‌هاي موجود مي توان نتيجه گرفت كه به دليل فراهم نبودن زمينه براي مباحث علمي و اعتقادي شيعه، سخن از امام مهدي(عج) نيز در اين دوره چندان مطرح نشده است.
البته برخي اشارات را مي توان در كلام خود امام مجتبي(ع) به امامان دوازده‌گانه[12] و مهدويت يافت. در نقلي آن حضرت، مهدي موعود (عج) را نهمين فرزند از نسل برادر بزرگوارشان، امام حسين(ع) معرفي كرده‌ اند كه داراي غيبت طولاني است. [13] رواياتي نيز از امام حسين(ع) در اين موضوع به دست ما رسيده است.[14] البته برخي از اصحاب اين دو امام بزرگوار مانند جابر‌بن عبدالله انصاري[15] و عبدالله ‌بن عباس[16] كه امير مؤمنان(ع) يا رسول خدا (ص) را درك كرده بودند، رواياتي دربارة مهدويت نقل كرده ‌اند؛ اما از ساير اصحاب ايشان در اين مورد سخني يافت نشد.
توجه داريم كه اين ركود به معناي ناآشنايي جامعة شيعي با اين آموزه نبود؛ بلكه بيشتر بدان معنا بود كه ترويج و تقويت اين آموزه در اين دوره بسيار كند شد. بروز سياسي اين آموزه در دورة بعد، خود بهترين شاهد است كه اصل اين آموزه جايگاه خود را در ذهن و باور شيعيان حفظ كرده بود؛ هرچند ويژگي ‌ها و جزئيات آن كاملاً روشن نبود. در همين دوره، در نقلي آمده است كه يكي از اصحاب امام حسين(ع) از ايشان پرسيدند: «آيا شما صاحب اين امر هستيد؟» امام(ع) پاسخ منفي دادند و سپس نشانه‌ هايي از امام منتظر را بيان كردند.[17] تعبير «صاحب الامر» از اوصاف مشهوري است كه در روايات و كلمات ائمه(ع) و اصحاب براي اشاره به مهدي موعود(عج) استفاده شده است. اين نقل علاوه بر اينكه بيانگر آشنايي في الجملة اصحاب با مهدويت و انتظار ظهور در آن دوره است، نشان مي دهد كه تطبيق آن براي برخي از شيعيان مانند راوي مبهم بوده است.

مهدويت در دورة امامت امام سجاد(ع)
صرف‌ نظر از برخي جريان‌ هاي انحرافي مرتبط با مهدويت مانند «سبأيه» كه در دورة امامت اميرالمؤمنين(ع) پديد آمد، اين دوره را مي توان آغاز جدي بحران‌ هاي سياسي و فرهنگي مرتبط با تطبيق عنوان مهدي موعود بر اشخاص دانست كه در دوره‌ هاي بعد ادامه يافت. فشار حكومت‌ هاي جائر اموي و پس از آن عباسي بر شيعيان و ظهور تدريجي ضعف در اين حكومت ‌‌ها به خصوص در دورة جابه‌جايي قدرت بين آنان، از عوامل تقويت‌كنندة اين مسأله بود.
شيعيان كه از ظلم ‌هاي بي ‌شمار امويان به ستوه آمده بودند، با مشاهدة ضعف ‌هايي در اين حكومت ‌ها، به دنبال منجي خود بودند. تطبيق عنوان مهدي بر علوياني كه قصد قيام بر ضد بني ‌اميه داشتند، از اموري بود كه براي آنان آرامش ‌بخش و دل ‌نشين بود. به همين جهت، اين تطبيق ‌هاي نادرست در ميان جريان شيعه به معناي عام آن شروع شد.[18]‌ اين عنوان شامل فرقه‌ هايي مانند كيسانيه و واقفيه نيز مي شود.
در اين دوره، ادعاي مهدويت محمد حنفيه را برخي از مدعيان پيروي مختار‌بن ابي‌ عبيد طرح كردند كه به مرور يك فرقة انحرافي به نام كيسانيه را شكل داد. برخي از كيسانيه معتقد بودند محمد‌ بن حنفيه امام مهدي است. اين افراد بعد از وفات محمد معتقد شدند كه او نمرده است و نمي ‌ميرد، بلكه باز خواهد گشت و حكومت را به دست خواهد گرفت.[19]
با وجود اين، در ميان جريان اصيل تشيع يعني اصحاب امام سجاد (ع) سخن چنداني دربارة مهدويت يافت نمي ‌شود كه نشانة سلامت آنان از انحراف ياد شده است. در نقلي آمده است كه ابوخالد كابلي از امام زين العابدين(ع) خواست كه او را با اماماني كه خداوند اطاعت و دوستي آنان را بعد از رسول خدا(ص) واجب كرده است، آشنا سازد. آن بزرگوار براي او نام يكايك ائمه را از اميرمؤمنان(ع) تا امام صادق(ع) بيان كرد و بعد به مناسبت پرسش ابوخالد از علت ملقب شدن ايشان به صادق، سخن از جعفر كذاب و دوران غيبت امام زمان(عج) پيش آمد و امام سجاد (ع) در مورد امام دوازدهم (عج) و غيب ايشان سخن گفتند.[20] آن حضرت در روايت ديگر، امامت را تا قيامت در نسل امام حسين (ع) جاري معرفي كرده و از اينكه قائم (عج) داراي دو غيبت است، خبر داده.[21] در رواياتي نيز سخنان امام زين ‌العابدين (ع) با برخي اصحاب ايشان مانند سعيد ‌بن جبير، عمرو‌بن ثابت و ثابت ثمالي دربارة موعود منتظر(عج) حكايت شده است.[22]
بنابراين، به نظر مي رسد در اين دوره جريان شيعة امامي، با تدبير و هدايت امام سجاد (ع) از فتنة كيسانيه در امان ماند،‌ اما اين تطبيق نادرست در ميان جريان عام شيعه ماية پديد آمدن نخستين انشعاب سياسي ـ اعتقادي در ميان شيعيان شد كه محور آن بحث مهدويت بود.

ادامه دارد. . .




سيدعلي هاشمي
معرفت کلامی، سال اول، شماره چهارم، زمستان 1389، ص 5 ـ 34
پی نوشت:
1] رك: محمدبن علي صدوق، كمال ‌الدين و تمام النعمة؛ محمد‌بن حسن طوسي، الغيبة؛ محمدبن ابراهيم نعماني، الغيبة.
2] از جمله اين افراد، احمد الكاتب است كه در كتاب خود تطور الفكر السياسي الشيعي من الشوري الي ولاية الفقيه تلاش مي‌كند، اصالت اعتقاد به مهدويت را در ميان شيعيان نخستين انكار كند و آن را پديده ‌اي بداند كه در نتيجه برخي عوامل اجتماعي در ميان شيعه پديد آمده است.
3] براي مطالعه بيشتر در مورد سخنان اميرمؤمنان(ع) در مورد حضرت مهدي(عج)، ر.ك: محمدبن علي صدوق، كمال ‌الدين ، ج1، ص288؛ محمدباقر مجلسي، بحارالانوار، ج51، ص109 (باب ما ورد عن امير مؤمنان صلوات الله عليه في ذلك).
4] محمد‌بن يعقوب كليني، الكافي، ج1، ص527-528.
5] علي ‌بن محمد خزاز قمي، كفاية الأثر، ص120.
6] همان، ص20.
7] محمدبن علي صدوق، كمال ‌الدين، ص289ـ 291.
8] علي‌ بن الحسين. ابن بابويه القمي، الامامة و التبصرة من الحيرة، ص120.
9] محمدبن حسن طوسي، الأمالي، ص382.
10] براي مطالعه برخي از اين روايات ر.ك: محمدبن علي صدوق، كمال الدين، ج1، ص288 (باب ما اخبر به امير المؤمنين علي بن ابي طالب(ع) ...)
11] محمدبن ابراهيم نعماني، همان، ص212.
12] علي ‌بن محمد خزاز قمي، همان، ص160 و ص226.
13] همان، ص226.
14] ر.ك: محمد‌بن علي صدوق، كمال ‌الدين ، ج1، ص316 (باب ما اخبر به الحسين بن علي بن ابي طالب(ع)...)
15] محمد‌بن حسن طوسي، الأمالي، ص499ـ 501.
16] علي‌بن محمد خزاز قمي، همان، ص20.
17] علي ‌بن الحسين ابن بابويه القمي، همان، ص115.
18] مراد از شيعه به معناي عام در اين نوشتار تمام كساني هستند كه حكومت را شايسته خاندان پيامير(ص) ـ امامان اهل بيت(ع) يا ساير سادات ـ مي ‌دانستند كه شامل تمام فرقي مي ‌شود كه معمولاً شيعه خوانده مي ‌شوند مانند زيديه، كيسانيه و واقفه و....
19] حسن‌ بن موسي نوبختي، فرق الشيعه، ص27ـ 29.
20] محمدبن علي صدوق، كمال ‏الدين، ج1، ص319.
21] علي ‌بن حسين ابن بابويه قمي، همان، ص40.
22] ر.ك: محمد بن علي صدوق، كمال الدين، ج1، ص322ـ 323.



شيعيان عصر حضور امامان‌(ع) و موضوع مهدويت (بخش اول)


در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
نام:
ایمیل:
montazar.net

نظر سنجی
مایلید در کدام حوزه مطالب بیستری در سایت گذاشته شود؟
معارف مهدویتغرب و مهدویت
وظایف ما در عصر غیبتهنر و فرهنگ مهدویت
montazar.net

سایت های وابسته