montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net

شيعيان عصر حضور امامان‌(ع) و موضوع مهدويت (بخش دوم)

مهدويت در دورة امامت امام محمد باقر(ع)
موضوع مهدويت در عصر امام باقر(ع)، مورد توجه جدي جامعة شيعي قرار گرفت كه اين توجه در دورة ائمّة بعدي نيز ادامه يافت. جريان كيسانيه در دورة امامت آن حضرت نيز فعال بود.
اوضاع سياسي آن دوره، ضعف معرفتي برخي از شيعيان و تبليغات منحرفان باعث مي شد تطبيق مهدوي موعود بر افراد، از مباحث جدي اين دوره باشد. در نقلي آمده است كه حنان ‌بن سدير از امام باقر(ع) پرسيد: آيا محمد ‌بن حنفيه امام بود؟ امام(ع) پاسخ داد: «خير؛ اما مهدي بود».[23] حنان بعدها به جريان انحرافي واقفيه پيوست.[24] اگر نقل فوق درست باشد، به نظر مي رسد با توجه به نفي امامت محمد، مهدي ناميدن او، به همان معناي لغوي آن يعني هدايت شده باشد و مراد موعود منتظر نيست؛ در غير اين صورت، نبايد امامت از او نفي مي شد.
ضعف حكومت بني ‌اميه از يك طرف و قيام ‌هاي علويان از طرف ديگر، برخي شيعيان را به سوي اين انديشه سوق مي داد كه اوضاع مناسبي براي قيام ائمه (ع) و بازگشت حكومت به خاندان پيامبر (ص) فراهم شده است. آشنا نبودن با اوصاف مهدي و شرايط قيام ايشان، گاهي باعث تطبيق نادرست اين آموزه مي شد.
عبدالحميد واسطي به امام باقر(ع) عرض كرد: «ما بازارهاي خود را براي انتظار فرج ترك كرده‌ ايم.» حضرت ضمن اميد دادن، او را به صبر دستور داد. [25] اين ‌گونه نقل ‌ها انتظار جدي شيعيان را براي ظهور مهدي موعود(عج) نشان مي دهد كه ضمناً بيانگر آن است كه شيعيان با اصل آموزه مهدويت آشنا بودند؛ اما با جزئيات آن آشنايي چنداني نداشتند. از سؤالات اصحاب ايشان دربارة زمان ظهور نيز مي توان دريافت كه در آن زمان مردم و اصحاب در انتظار فرج بوده ‌اند.[26] امام(ع) آنان را به صبر و انتظار فراخواندند و وقتي براي آن معين نكردند و كساني را كه وقتي براي قيام امام قائم تعيين مي كردند، دروغگو خواندند.[27]

عبدالغفار‌ بن قاسم مي گويد: به نزد امام باقر(ع) رفتم. جمعي از اصحاب ايشان در محضرش بودند. مطالبي پرسيدم و جواب گرفتم. سپس گفتم: اي فرزند رسول خدا، پدر و مادرم فدايت! پير شدم؛ ولي هنوز شما را تحت ظلم و بيداد مي بينم. هر روز با خود مي گويم امروز قائم شما قيام مي كند يا فردا. [امام(ع)] فرمود: «اي عبدالغفار، قائم ما هفتمين فرزند از نسل من است و اكنون زمان ظهور او نيست.» حضرت در ادامه روايتي از پيامبر(ص) نقل كردند كه شمار ائمه را دوازده نفر به شمار نقباي بني‌اسرائيل معرفي مي كرد كه نهمين فرزند از نسل امام حسين(ع) قائم آنان است و زمين را از عدل و داد پر مي كند بعد از آنكه از ستم پر شده باشد.[28]
كميت ‌بن ابي مستهل اشعاري در مدح اهل ‌بيت(ع) نزد امام باقر(ع) خواند. در پايان آن اشعار آمده بود كه چه زمان مهدي شما مي آيد؟ حضرت فرمود: «به زودي ان ‌شاء الله.» سپس فرمود: «قائم ما نهمين فرزند از نسل حسين است؛ زيرا امامان بعد از رسول خدا (ص) دوازده نفرند.» كميت از امام نام آنان را پرسيد و امام باقر(ع) نام يكايك آنان را تا امام عسكري(ع) بيان كرده و فرمود: «او پدر قائم است كه زمين را از عدل و داد پر مي كند و قلب شيعيان ما را شفا مي دهد.» كميت پرسيد: چه زماني ظهور مي كند؟ حضرت فرمود: «زمان ظهور او همانند قيامت ناگهان فرامي رسد.» [29]
اين ‌گونه نقل ‌ها ضمن تأييد مباحث پيش ‌گفته بيانگر نقش معرفت ‌بخشي امام باقر(ع) در اين موضوع است. تقاضاي قيام از ائمه (ع) يكي ديگر از امور بيانگر انتظار شيعيان براي ظهور منجي است و ضمناً نشان مي دهد كه اين افراد تعريف دقيقي از مشخصات امام قائم(عج) نداشته ‌اند. از پاسخ ‌هاي ائمه(ع) هم به خوبي پيداست كه اين قيام را فقط مختص مهدي موعود(عج) مي دانستند و خود را آن امام منتظر نمي ‌دانستند.
عبدالله ‌بن عطا مي‌گويد به امام باقر(ع) عرض كردم: شيعيان شما در عراق بسيارند. به خدا در ميان شما خاندان مانند شما وجود ندارد. چرا قيام نمي ‌كنيد؟ امام فرمود: «اي عبدالله، گويا به سخنان افراد احمق گوش مي ‌دهي. من آن شخص نيستم». عرض كردم: پس آن مولاي ما كيست؟ فرمود: «بنگريد كسي كه ولادتش از مردم پنهان است، مولاي شماست.»[30]

اين سخن عبدالله نشان مي‌ دهد كه در فضاي فرهنگي شيعيان آن دوره، موضوع مهدويت و قيام منجي موعود، بسيار داغ و پرنشاط بوده و او تحت تأثير اين فضا منتظر مهدي موعود بوده است. امام(ع) اين انديشه او را متأثر از تبليغات انسان ‌هاي نادان مي ‌داند. نكتة ديگر در كلام امام باقر(ع) اين است كه ايشان دربارة موعود منتظر(عج) نمي ‌فرمايند زمان ظهور او دور و او دوازدهمين امام است. بلكه مي ‌فرمايد: «مراقب باشيد كسي كه ولادتش از مردم پنهان است، موعود است.» از اين ‌گونه تعابير و تعابيري كه در آينده خواهد آمد، مي‌ توان به اين نكته پي ‌برد كه ائمه (ع) در زنده نگه‌ داشتن انتظار فرج تعمد داشتند؛ هرچند در مواردي كه صلاح مي‌ دانستند جزئيات را براي مخاطبان بيان مي ‌فرمودند.
در روايتي ديگر آمده است كه يكي ديگر از اصحاب امام باقر(ع) نيز سخناني شبيه به سخنان عبدالله را به امام عرض كرد و گفت: «اصحاب شما بسيارند چرا قيام نمي ‌كنيد؟» حضرت فرمود: «آيا به اين اندازه خود ساخته هستند كه هريك نيازي داشته باشد، از جيب برادرش نيازش را برطرف كند؟» او پاسخ داد: «خير». حضرت فرمود: «آنان نسبت به خون خود بخيل ‌ترند. زماني كه زمان حضور قائم برسد. انسان از جيب برادر خود نياز خود را برمي ‌دارد و او منع نمي ‌كند.» [31]
در نقلي آمده است كه امام باقر(ع) شيعيان را براي آماده شدن براي امتحان‌ هاي سخت آماده كرده و فرموده‌ اند: «آنچه در انتظار آن هستيد، فرا نمي ‌رسد مگر اينكه خالص و غربال شويد. آنچه در انتظار آن هستيد، فرا نمي ‌رسد مگر بعد از نااميدي و بعد از آنكه انسان پليد، پليد گشته و انسان سعادتمند، سعادت يافته باشند.» [32]
از ديگر شواهد زنده بودن بحث مهدويت در اين دوره و آشنا نبودن كامل برخي از شيعيان با جزئيات آن، طرح مهدويت امام باقر(ع) است. برخي از اصحاب آن حضرت احتمال مي ‌دادند كه ايشان همان قائم خاندان پيامبر(ص) باشد. حكم ‌بن ابي نعيم از امام باقر(ع) پرسيد: «آيا شما قائم آل محمد هستيد؟ اگر شما همان قائم هستيد، من ملازم شما باشم و اگر او نيستيد، به دنبال تحصيل معاش خود باشم.» حضرت به او فرمودند: «همة ما ائمه قيام ‌كننده به امر خداوند هستيم.» حكم پرسيد: «آيا شما مهدي هستيد؟» امام فرمودند: «همة ما به سوي خدا هدايت شده ‌ايم.» پرسيد: «آيا شما آن كسي هستيد كه صاحب شمشير و وارث آن است و دشمنان خداوند را مي ‌كشد و دوستان او را عزت داده و دين خدا را آشكار مي ‌كند؟» حضرت براي او بيان كردند كه ايشان موعود منتظر نيستند و از او خواستند به دنبال كسب معاش خود برود. [33] حمران ‌بن اعين نيز از امام باقر(ع) ‌پرسيد: «آيا شما موعود هستيد؟» حضرت آن را نفي كرده، برخي اوصاف ظاهري حضرت حجت (عج) را بيان فرمودند. [34]
آنچه جاي تأمّل دارد اين است كه در برخي از نقل ‌ها، امام باقر(ع)، امام صادق(ع) را قائم معرفي كرده ‌اند. در دوره ‌هاي بعد در مورد برخي از ائمّة ديگر نيز اين تعبير را مشاهده مي ‌كنيم. جابر ‌بن يزيد جعفي از امام باقر(ع) پرسيد؟ قائم بعد از شما كيست؟ حضرت به امام صادق (ع) اشاره كرد و فرمود: «به خدا قسم او قائم آل محمد است.» [35]
مراد امام باقر(ع) در اين نقل مهدويت امام صادق(ع) نيست؛ در روايت ديگر مقصود آن حضرت توضيح داده شده است. عنبسه ‌بن مصعب اين نقل جابر را نزد امام صادق(ع) بيان كرد. امام سخن جابر را تأييد كرد و در برابر تعجب عنبسه فرمود: «گويا شما نمي ‌دانيد كه هر امام بعد از امام قبلي قيام مي ‌كند.»[36] در نقل ديگر هم آمده است كه از امام صادق(ع) دربارة قائم (عج) سؤال شد. فرمودند: «همة ما يكي بعد از ديگري قيام‌ كننده به امر خدا هستيم تا اينكه صاحب شمشير بيايد. زماني كه او بيايد، وضعيت متفاوت مي ‌شود.»[37] از اين توضيح امام روشن مي ‌شود كه مراد از قائم در برخي از روايات، قيام‌ كننده به امر امامت است. اما چرا از اين تعبير استفاده مي ‌كنند؟ شايد يكي از حكمت ‌هاي آن زنده نگه داشتن انتظار فرج بوده است.
محمد‌بن مسلم مي‌ گويد: «به نزد امام باقر(ع) رفتم تا از ايشان دربارة قائم آل‌ محمد(عج) سؤال كنم. قبل از طرح سؤالم امام به من فرمود: اي محمد ‌بن مسلم، قائم آل محمد به پنج پيامبر شبيه است... .» در پايان روايت آمده است كه امام باقر حوادثي مانند خروج سفياني از شام، خروج يماني، صيحه آسماني در ماه رمضان، و صدايي را كه از آسمان نام امام عصر(عج) و نام پدر بزرگوارش را مي ‌برد، از علائم ظهور ايشان بيان كردند.[38] اين روايت نشان ‌دهندة ورود امام و اصحاب ايشان به جزئيات بحث مهدويت است.
در ميان اصحاب امام باقر(ع) كساني نيز بودند كه با انديشة مهدويت آشنايي بيشتري داشتند. ابوبصير مدعي بود كه چهل سال قبل از آن حضرت شنيده است كه فرمود: «دوازده محدث از ما هستند كه هفتمين محدث بعد از من فرزند قائم من است.» [39] اين نقل نشان مي‌ دهد كه او برخلاف برخي از اصحاب ايشان، مي ‌دانست كه امام باقر(ع)، قائم آل ‌محمد(عج) نيست و مي ‌دانست كه مهدي موعود(عج) هفتمين فرزند ايشان است.
از جناب زيد ‌بن علي نيز سخناني نقل شده است كه نشانة آشنايي خوب او با موضوع مهدويت است. محمد‌ بن بكير نقل مي‌ كند: «به هنگام مسافرت زيد به عراق به ديدار او رفتم. از او خواستم كه براي من از سخنان پدرش نقل كند. او در ضمن سخنانش گفت: «مصطفي و مرتضي از ماست و مهدي كه قائم اين امت است از ماست. گفتم: اي فرزند رسول خدا، آيا خبري براي شما رسيده است كه چه زماني قائم شما قيام مي ‌كند؟ گفت: اي پسر بكير، تو او را ملاقات نمي‌ كني. بعد از شش نفر از اوصيا بعد از اين، زمان خروج قائم ما خواهد بود كه زمين را پر از عدل و داد مي ‌كند. پرسيدم: اي پسر رسول خدا، آيا شما صاحب اين امر نيستيد؟ گفت: من از عترتم. سؤال خود را تكرار كردم و او همان پاسخ را داد.»[40]
در نقلي ديگر، محمد ‌بن مسلم مي‌ گويد: «به نزد زيد ‌بن علي رفتم و به او گفتم گروهي مي‌ پندارند شما صاحب اين امر هستيد؟ گفت: ولي من از عترت هستم. گفتم: پس چه كسي اين امر را بعد از شما به عهده دارد؟ گفت: شش خليفه و مهدي از آنان است.» محمد ‌بن مسلم مي ‌گويد: «به نزد امام باقر(ع) رفتم و سخنان زيد را برايشان نقل كردم. فرمود: برادرم زيد راست گفته است. بعد از من هفت نفر از اوصيا مي ‌آيند كه مهدي از آنان است. در ادامه فرمود: گويا او را مي ‌بينم كه در محلة كناسه به دار آويخته شده است». امام (ع) در ادامه از جدش امام حسين(ع) روايتي را از رسول خدا(ص) نقل كردند كه به ايشان فرموده است: «فرزندم، از نسل تو مردي به وجود مي ‌آيد كه نام او زيد است و مظلومانه كشته مي ‌شود و زماني كه قيامت برپا شود، به بهشت مي ‌رود.»
دو روايت پيش‌ گفته، عدم ادعاي امامت و عدم مخالفت جناب زيد با امام باقر(ع) را مي ‌رساند. در نقل روايت دوم اندكي ابهام وجود دارد. در نقل زيد سته ( شش) امام آمده است و در ادامة امام باقر(ع) ضمن تأييد كلام زيد، شمار ائمه را بعد از خود، هفت امام معرفي مي ‌كند. به نظر مي ‌رسد، عدد هفت «سبعه» درست است و اشتباهاً «سته» نوشته شده است.[41]
روايات متعددي از امام باقر(ع) نيز نقل شده اشت كه درباره مهدويت با اصحاب و شيعيان خود سخن گفته ‌اند[42] و در بالابردن آگاهي اصحاب در اين موضوع مؤثر بوده است. بنابراين، شرايط سياسي خاص اين دوره، زنده نگاهداشتن انتظار در ميان شيعيان از سوي ائمه (ع)، قيام‌ هاي علويان و تبليغات آنان زمينه‌ ساز ابهام و تطبيق ‌هاي نادرست مهدي موعود بر برخي افراد بود. البته ناگفته نماند كه تمام جريان تشيع گرفتار اين التهابات سياسي و تطبيق‌ هاي نادرست نبودند. نقل ‌هاي مذكور در مقابل سكوت و اطمينان بسياري از شيعيان دربارة اين آموزه است كه گرفتار شبهه نبودند.

مهدويت در دوره امامت امام صادق(ع)
انديشة مهدويت در عصر امامت امام صادق(ع) نيز همانند دورة پدر بزرگوارشان، حضور پر رنگي در جامعة شيعي داشت. در اين دوره نيز عوامل ياد شده سبب پديد آمدن التهاب ‌هايي در جامعة شيعي بود.
اعتقاد برخي به مهدويت محمد ‌بن حنفيه در دورة امام صادق(ع) نيز ادامه داشت. حيان سراج كه از افراد اين فرقه است، نزد امام صادق(ع) رفت ‌و آمد داشت. چند نقل از ملاقات و گفت‌ وگوي او با آن بزرگوار نقل شده است كه امام (ع) در آنها بر وفات محمد‌ بن حنفيه تأكيد كردند. [43]

انحراف ديگر در انديشة مهدويت در اين دوره، مطرح شدن محمد ‌بن عبدالله ‌بن حسن به عنوان مهدي موعود است. كه باز نشان ‌دهندة اين است كه موضوع مهدويت و ويژگي ‌هاي مهدي موعود (عج) در ميان جامعة شيعه به معناي عام آن، كه غير اماميان را نيز شامل مي ‌شود، چندان روشن نبوده و مورد سوء استفاده قرار گرفته است. عبدالله‌ بن حسن، فرزند خود، محمد را همان مهدي موعود معرفي كرد و عده‌ اي از بني ‌هاشم و شيعيان با محمد به عنوان مهدي بيعت كردند. محمد در زمان منصور عباسي قيام كرد و كشته شد.[44]
در روايتي آمده است كه زيد ‌بن علي معتقد بود كه او قائم اين امت است. در اين نقل آمده است كه امام صادق(ع) فرمود: «دروغ گفته است. اين مقام را ندارد. اگر قيام كند، كشته مي ‌شود.» [45] اين نقل با روايت ديگري سازگار است كه در آن آمده است كه زيد ‌بن علي معتقد بود چهار امام وجود دارد كه دوران سه امام گذشته و چهارمين آنان، قائم ايشان است.[46] البته سند هر دو حديث ضعيف است و يكي از راويان حديث اول، زيدي ‌مسلك است. بعيد نيست كه اين روايات براي توجيه عقايد فرقة زيديه جعل شده باشد. زيديه بعد از اميرمؤمنان، امام حسن و امام حسين(ع) به امامت زيد ‌بن علي معتقد شدند.[47]
ضعف و سپس سقوط حكومت اموي و گسترش قيام‌ هاي مدعي بازگردان حكومت به اهل بيت (ع)، باعث شده بود كه برخي شيعيان نيز از اين جريان‌ ها متأثر شوند و در انتظار قيام موعود منتظر باشند. عبدالرحمن ‌بن كثير از امام صادق(ع) دربارة زمان قيام سؤال كرد و گفت: زمان آن به درازا كشيده و ديگر صبر براي آنان دشوار شده است. امام (ع) او را به صبر سفارش كرد.[48] پيرمردي از شيعيان امام صادق (ع) به ايشان عرض كرد: «الآن صد سال است كه هر ماه و سال منتظر قيام قائم شما هستم.» حضرت به او شمار ائمه و اسامي ‌آنان را بيان كرد و فرمود همة ائمه، معصوم و مطهّرند.[49]
در روايتي آمده است كه يكي از شيعيان امام صادق(ع) به نام كرام به امام(ع) عرض كرد كه يكي از شيعيان شما (مقصود او خودش بود) عهد كرده است كه روزها روزه بدارد تا اينكه قائم‌ آل محمد ظهور كند. امام صادق(ع) به او فرمود: «پس اي كرام روزه بدار!» امام(ع) در ادامه روز‌هايي را كه روزه‌ گرفتن در آنها جايز نيست براي كرام بيان كردند و بعد به بيان اين مطلب پرداختند كه خداوند انتقام خون امام حسين(ع) را به دست حضرت مهدي (عج) خواهد گرفت كه دوازدهمين امام است.[50] اين روايت ضمن آنكه نشان مي ‌دهد سؤال‌ كننده، چقدر در انتظار ظهور بوده است، مؤيدي است بر اين مطلب كه ائمه(ع) نيز سعي داشتند، روحية انتظار فرج را در مردم زنده نگه دارند به همين جهت در اين روايت آن حضرت با سؤال‌كننده، از دور بودن زمان قيام، سخن نمي‌گويند، بلكه به او چگونگي اداي عهدش را ياد مي ‌دهند.
نا آگاهي برخي از شيعيان از جزئيات اين آموزه باعث شده بود كه توقع داشته باشند امام صادق(ع) همان مهدي موعود باشد. در نقلي آمده است كه ابوبصير سينه و كتف امام صادق(ع) را لمس و بررسي كرد؛ زيرا از امام باقر(ع) شنيده بود كه قائم(عج) داراي سينه‌ اي فراخ است و بين دو شانه‌ اش پهن است. امام صادق(ع) به او فرمود: «اي محمد! پدرم زره رسول خدا را پوشيد؛ ولي براي او بلند بود و بر زمين كشيده مي ‌شد. من نيز آن را پوشيدم و براي من نيز بلند بود. اين جامه از آن قائم است. همان‌ گونه كه از رسول خدا(ص) بود و با آن راه مي ‌رود و او از جامه بلندتر است.»[51] از اين نقل به دست مي ‌آيد كه ابوبصير نمي ‌دانسته كه آيا امام صادق(ع) مهدي موعود است يا خير. اين نقل با نقلي كه در صفحات قبل آمد مخالف است. در آن روايت آمده بود كه ابوبصير به خوبي از شمار امامان و اينكه منجي منتظر چندمين نفر آنان است، آگاه بوده است.[52] مقام علمي ابوبصير نيز مقتضي اين ‌گونه آگاهي است.
يكي ديگر از شيعيان امام صادق(ع) از ايشان پرسيد: «آيا شما صاحب ما هستيد؟» امام(ع) فرمودند: «صاحب شما جوان است و من پير شده ‌ام.»[53] عبدالله‌ بن عطا از امام صادق(ع) دربارة قائم(عج) پرسيد. امام صادق(ع) فرمود: «به خدا قسم! من قائم نيستم و آن كس كه شما گمان مي‌ كنيد هم قائم نيست، بلكه قائم كسي است كه ولادت او از نظرها مخفي است... .»[54] گويا مراد از كسي كه عبدالله انتظار قائم بودن او را داشته، محمد ‌بن عبدالله‌ بن حسن باشد كه ادعاي مهدويت داشت و در عهد منصور عباسي قيام كرد. مشابه اين گفت ‌وگو از او با امام باقر(ع) در صفحات گذشته نقل شد.[55] به نظر مي ‌رسد اين دو روايت، يا يك روايت بوده يا اين گفت‌‌ وگو دو بار، يك بار در زمان امام باقر(ع) و بار ديگر در زمان امام صادق(ع) رخ داده است.
پرسش ‌هاي برخي شيعيان از قائم اهل ‌بيت (عج) نيز گوياي ابهام جزئيات موضوع مهدويت نزد آنان است. در نقلي يكي از شيعيان از امام صادق(ع) پرسيد: «صاحب الامر كيست؟» امام با پيش‌ گويي آينده، از جريان واقفه خبر دادند و فرمودند: «آنان بعد از مرگ من گرفتار فتنه مي ‌شوند و مي ‌گويند: او [امام كاظم] قائم است؛ در حالي كه قائم سال‌ ها پس از من مي ‌آيد.»[56]
ابوخديجه (سالم‌ بن مكرم) نيز دربارة قائم خاندان پيامبر(ص) از امام صادق(ع) پرسيد. امام(ع) به او فرمود: «همة ما يكي پس از ديگري قيام‌ كننده به امر الهي هستيم تا اينكه صاحب شمشير بيايد كه روش او متفاوت خواهد بود.»[57] روايات ياد شده نشان مي ‌دهد صرف ‌نظر از اصل مسألة مهدويت، بسياري از جزئيات آن، براي اصحاب امام صادق(ع) امري مبهم بوده است.
برخي از اصحاب امام صادق(ع) مانند حارث ‌بن مغيره از غيبت قائم آل محمد(ص) خبر داشتند و از امام(ع) تكليف خود را در اين دوره پرسيدند.[58] يكي از اصحاب امام صادق(ع) قيام سيد يماني را بر يكي از قيام‌كنندگان در آن دوره تطبيق كرد؛ اما امام(ع) فرمود: «او سيد يماني نيست. يماني، علي(ع) را دوست دارد؛ ولي اين مرد، از ايشان بيزاري مي‌ جويد.»[59] چنين نقلي نشان ‌دهندة اين است كه علائم ظهور (مثل قيام سيد يماني) تا اندازه‌ اي براي برخي از اصحاب شناخته شده بوده است.
گزارش ‌هاي متعددي از امام صادق(ع) نقل شده است كه اصحاب خود را با معارف مهدويت آشنا كردند. بي ‌ترديد اين سخنان حضرت باعث آشنايي عدة كثيري از اصحاب ايشان با اين امر شده است؛ اگرچه با توجه گستردگي و دشواري اين موضوع، انتظار نمي ‌رود كه تمام اصحاب در اين‌ باره اطلاعات كاملي داشته باشند.
در نقلي آمده است كه عبدالله ‌بن ابي يعفور از امام صادق(ع) دربارة امام مهدي(عج) پرسيد. حضرت پاسخ داد: «پنجمين فرزند از نسل هفتمين امام، از ميان شما غايب مي ‌شود و جايز نيست كه نام او را بر زبان آوريد.»[60]
در روايتي امام صادق(ع) به زراره دربارة عصر ظهور توضيح داده و فرموده ‌اند: «... زماني كه قائم ما قيام كند، قرآن و آموزه‌ هاي دين را آنچنانكه خداوند بر محمد(ص) نازل كرده است، به شما خواهد آموخت. در اين هنگام دانايان شما او را به شدت انكار مي‌ كنند و جز از بيم تيزي شمشيري كه بالاي سر آنان است، بر دين خدا استوار نمي ‌مانند. مردم بعد از پيامبر(ص) دين خدا را تغيير دادند و آن را تحريف كردند. برخي امور را به آن افزودند و پاره‌ اي چيزها را از آن كاستند... .»[61]
در روايت ديگر آمده است كه امام صادق(ع) به مفضل ‌بن عمر، امامِ بعد از خود را، امام موسي كاظم(ع) معرفي كردند و سپس نسب موعود منتظر(عج) تا امام كاظم(ع) را براي او بيان كردند.[62]
ابوبصير نيز از امام صادق(ع) پرسيد: «قائم شما اهل ‌بيت كيست؟» حضرت فرمود: «پنجمين فرزندم از نسل پسرم موسي، قائم است» سپس امام صادق(ع) به توضيح دربارة دورة غيبت و ظهور امام منتظر(عج) پرداختند.[63] سيد حميري نيز از امام صادق(ع) دربارة مهدويت پرسيد و حضرت براي او توضيح دادند كه امامان دوازده نفرند و ششمين فرزند ايشان مهدي موعود است.[64]
چنان ‌كه از اين نقل‌ ها پيداست، در اين دوره، در كنار مباحث ديگر، شيعه به مرور آگاهي ‌هاي خود را در حوزة مباحث مهدويت كامل مي كند. طبيعي است كه روايت‌ ها نسل به نسل منتقل مي ‌شد و ابهام ‌هاي يكي پس از ديگري برطرف و تأثير جريان ‌هاي انحرافي در بدنة اصلي جريان تشيع كمتر مي ‌شد.

ادامه دارد. . .



سيدعلي هاشمي
معرفت کلامی، سال اول، شماره چهارم، زمستان 1389، ص 5 ـ 34
پی نوشت:

23. علي‌بن حسين ابن بابويه قمي، همان، ص60.
24. ر.ك: سيد ‌ابوالقاسم خوئي، معجم رجال الحديث، ج6، ص300ـ 302.
25. احمدبن محمدبن خالد البرقي، المحاسن، ج1، ص173.
26. به عنوان نمونه ر.ك: علي ‌بن حسين ابن بابويه قمي، همان، ص94.
27. همان، ص95.
28. علي ‌بن محمد خزاز قمي، همان، ص250.
29. همان، ص248.
30. محمدبن يعقوب كليني، همان، ج1، ص342.
31. محمدبن محمدبن نعمان مفيد، الاختصاص، ص24.
32. محمدبن ابراهيم نعماني، همان، ص209.
33. محمدبن يعقوب كليني، همان، ج1، ص536.
34. محمدبن ابراهيم نعماني، همان، ص215.
35. محمدبن محمد نعمان مفيد، الارشاد، ج2 ص180ـ 181.
36. محمدبن يعقوب كليني، همان، ج1، ص307.
37. همان، ص536.
38. محمدبن علي صدوق، كمال الدين، ج1، ص327ـ 328.
39. محمدبن ابراهيم نعماني، همان، ص96.
40. علي ‌بن محمد خزاز قمي، همان، ص299.
41. همان، ص310.
42. ر.ك: محمدبن علي صدوق، كمال الدين، ج1، ص324 (باب ما اخبر به ابوجعفر محمد بن علي الباقر(ع)...)
43. ر.ك: محمدبن عمر كشي، رجال ‏الكشي، ص314ـ 316.
44. ر.ك: محمدبن محمد نعمان مفيد، الارشاد، ج2 ص190ـ 193.
45. محمدبن ابراهيم نعماني، همان، ص229.
46. محمدبن عمر كشي، همان، ص350.


شيعيان عصر حضور امامان‌(ع) و موضوع مهدويت (بخش دوم)


در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
نام:
ایمیل:
montazar.net

نظر سنجی
مایلید در کدام حوزه مطالب بیستری در سایت گذاشته شود؟
معارف مهدویتغرب و مهدویت
وظایف ما در عصر غیبتهنر و فرهنگ مهدویت
montazar.net

سایت های وابسته