montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net

جريان ‌شناسي جنبش ‌هاي مهدوي- بخش دوم

زمينه هاي جنبش‌ هاي مهدوي
ظرفيت‌ هاي مختلف موعودباوري -به ‌ويژه در جهان اسلام- زمينة مناسبي براي حضور و ظهور مدعيان مهدويت بوده و هست. در سه قرن نخست تاريخ اسلام، در دوران امويان و دورة اول عباسيان، بيشترين ادعاها در باب مهدويت از ناحية طرفداران برخي شخصيت ‌هاي ممتاز اجتماعي و ديني مطرح مي ‌شد، نه از سوي خود آن افراد. شايد بتوان علت اين امر را نزديكي به عصر نبوت و نزول وحي و درنتيجه آشنايي با احاديث مهدويت از طريق صحابه و تابعين، ظلم بني اميه، و در نهايت وجود چهره ‌هاي برجستة ديني و منتسب به خاندان پيامبر در جامعه دانست؛ اما بعد از اين سه قرن و در واقع پس از غيبت امام زمان(ع) وضعيت تغيير كرد و با کاهش محسوس دستة نخست، بر جمعيت خود مدعيان افزوده شد. در اين دوره نيز، زمينه ‌هاي بسياري باعث پيدايش و گسترش ادعاها در باب مهدويت بوده است که برخي از آنها را به ‌اختصار برمي ‌شمريم:

پويايي و نشاط مهدويت در جهان اسلام

از عوامل مهم در پديد آمدن نهضت ‌هاي مهدوي که از صدر اسلام تا به امروز نقش ‌آفريني کرده است، وضعيت پويا و به لحاظ معنوي ستيزه ‌جوي مهدويت و آرمان نجات اسلامي، همراه با تعريف خود به‌ عنوان نظام نجات ‌بخش و جهان ‌شمول و نهايي است. سنت اعتقاد به عصر طلايي به ‌عنوان ابزاري مناسب براي مخالفت اجتماعي و ديني، از همان ابتدا در تاريخ اسلام وجود داشته است.
انديشه مهدويت از ديد هيچ امامي به دور نمانده و هر يک از ايشان به جنبه ‌اي از مسألة مهدويت پرداخته ‌اند. مجموع اين روايات به بيش از ششصد حديث مي ‌رسد.[44] اين موضوع، از زمان پيامبر(ص) و امامان(ع) تاكنون، همواره در جامعه اسلامي راسخ و پويا بوده است.

علاقة شديد مردم به اهل ‌بيت(ع)

اهل ‌بيت(ع) و رهبران شيعه -به دليل علم و تقوا و اخلاق- پيوسته نزد مردم مقدس و محبوب بودند؛ حتي مخالفان ايشان مي ‌کوشيدند از قداست آنان براي پيشبرد اهداف خود سود جويند. بهترين شاهد اين مدعا، تقاضاي مختار از امام سجاد(ع)، تقاضاي زيديه و عباسيان از امام صادق(ع) و تقاضاي مأمون از امام رضا(ع) براي ورود در نهضت و حکومت است.
از سوي ديگر، مقام و موقعيت معنوي معصومان(ع) به ‌گونه ‌اي بود كه پس از رحلت هر يک از اين بزرگواران، شيعيانشان به ‌سختي مي ‌توانستند واقعيت از دست دادن آنان را بپذيرند و رحلتشان را باور كنند؛ به همين دليل خويشتن را با اين انديشه كه او رحلت نکرده و بازخواهد گشت، تسلي مي ‌دادند.[45] عده ‌اي نيز با سوء استفاده از اين محبوبيت و احساسات مردم به اهل ‌بيت (ع) به نام آنان دست به قيام و نهضت زده و مي ‌زنند که نمونة قيام عباسيان، شاهدي واضح بر اين ادعاست. آنان با شعار «الرضا من آل محمد» نهضت خويش را آغاز کردند، هرچند در ادامه بيشترين دشمني را با اهل ‌بيت پيامبر(ص) روا داشتند.

انحراف اسلام از مسير اصلي

به اعتقاد شيعيان و براساس واقعيت تاريخي، پس از رحلت پيامبر اسلام (ص) و به‌ ويژه پس از شهادت مولاي متقيان امير مؤمنان (ع)، اسلام از مسير اصلي و مستقيم خود خارج شد و تعصبات نژادي و اشرافيت ايراني و رومي، دربار خلفاي مسلمان را فراگرفت؛ به همين سبب روز به‌ روز جامعه اسلامي از شعائر اسلامي فاصله گرفت و عدالت اجتماعي رخت بربست و تفاخرات قومي و به دنبال آن تبعيض ‌هاي اجتماعي، در سراسر جامعه اسلامي گسترش يافت. در اين فضا، رهايي از ظلم و فساد حكام به ‌ظاهر مسلمان و بازگشت به دوران بي‌ آلايش و معنوي صدر اسلام، آرمان همه دردمندان مسلمان از عالم و عامي بود؛ به همين منظور پيوسته عده ‌اي با ادعاي اصلاح امت و بازگرداندن اسلام ناب، از آرمان مهدويت که بهترين وسيله براي انجام اين امر بود و جامعة اسلامي با آن آشنايي داشت، دست به قيام مي ‌زدند. اين جريان پس از نهضت کربلا، در قيام ‌هاي کيسانيه، زيديه و ... به‌ خوبي نمايان است.

ظلم و فساد داخلي و تهاجم بيروني

با بررسي تاريخ ملت‌ هاي مسلمان درمي ‌يابيم که هرگاه ظلم، فشار و تبعيض حاكمان و دولتمردان و نيز تهاجم نيروهاي بيگانه از بيرون مرزهاي جهان اسلام فزوني يافته، ناشکيبايي مردم براي ظهور مهدي موعود و منجي کل نيز افزايش يافته است. همين امر سبب شده است تا آنان برخي شخصيت ‌هاي ممتاز جامعة خويش را مهدي موعود بپندارند.
ملت ‏هاي مظلوم و اقوام ستمديده كه توان انتقام ‏جويي از ستمكاران را ندارند، در ضمير ناخودآگاه خود، همواره يك نجات ‌دهنده را مي ‏جويند تا روزي به پاخيزد و بيدادگران را از ميان بردارد. اين شوق ديرين و انتظار، در لحظات فشار و اختناق و ضعف و تنگدستي آنچنان به التهاب سوزان و نياز شديد تبديل مي ‌شود که عده ‌اي را دچار وسوسه ساخته، به ادعايي بزرگ وامي‌ دارد. براي نمونه، پس از حملات ويرانگر مغول به ايران، شيعيان نشانه ‌هاي ظهور را نزديك مي ‌ديدند. ياقوت حموي، مورخ معروف قرن هفتم مي ‌نويسد:
در سال ‌هاي نخست حمله مغول، در شهر كاشان، از كانون ‌هاي عمده تشيع در ايران، مردم شهر هر روز سپيده ‌دم، از دروازه خارج مي ‌شدند و اسب زين‌ كرده‌ اي را با خود مي ‌بردند تا حضرت مهدي، در صورت ظهور بر آن سوار شود. در زمان فرمانروايي سربداران نيز نظير همين عمل در شهر سبزوار، يكي از مراكز تشيع معمول بوده است.[46]
از سوي ديگر، گروه ‌هاي بسياري، نظير موحدان، خوارج بر غواطه، دولت حفصيان و شرفاي سعدي از اشراف حجاز، براي مقابله با مهاجمان صليبي، از الگو و ظرفيت مهدويت استفاده کردند[47] و به پيروزي‌ هاي بسياري دست يافتند. هجوم صليبيان به سواحل كشورهاي غرب اسلامي، انديشة يك مهدي و نجات ‌دهنده را تقويت کرده بود. ابن‌ تومرت، امراي برغواطه و حفصي و شرفاي سعدي، اين زمان را بهترين فرصت براي بهره‏گيري از صفت مهدي ديدند.[48]
شايد بتوان گفت مهم‌ ترين و اساسي ‌ترين عامل ظهور متمهديان در همة دوره‌ ها –به‌ ويژه قرن سيزدهم هجري- اختلاف طبقاتي، زورگويي حكام، فشار و سختي و فقر اقتصادي و تهاجم بيگانگان به سرزمين هاي اسلامي بوده است. كشورهاي اسلامي در اين قرن بدون استثنا تحت حاکميت جباران و گردن‌كشان، و از سوي ديگر –به‌ صورت مستقيم يا غير مستقيم- مستعمرة کشورهاي بيگانه بودند. اين ظلم عظيم و هجوم بي‌ سابقه، عدالت‌ خواهي مردم را به دنبال داشت و در همه ‌جا شايع مي ‌شد كه به‌ زودي امامي ظهور خواهد كرد که عدل او فراگير است. در چنين شرايطي، مردم به مجرّد شنيدن نغمه ‏اي با عنوان اصلاح، با آن همساز شده، آن را مي‏ پذيرفتند.
در غرب جهان اسلام، ظلم طاقت ‌فرساي عرب در دوره ولاة بر مردم افريقا، زمينة مناسبي براي استفاده مناسب از الگوي خروج امام مصلح دادگر فراهم ساخته بود. اوضاع وخيم کشور سودان و رواج تباهي و زشت‌کاري آشکار تبهکاران در آن نيز، براي کسي جاي شک نگذاشته بود که رستاخيز به ‌زودي فرا مي ‌رسد.[49] براي مثال، به عنوان ‌هاي مختلف از مردم سودان -حتي از زنان و کودکان، همراه با فشار، آزار و توهين- ماليات‌ هاي سنگين دريافت مي ‌شد. مردم سودان سالانه سه بار ماليات مي ‌پرداختند: يك ‌بار براي فرماندار، يك‌ بار براي قاضي و يك ‌بار براي مأموران ماليات. خانه‌ هاي كساني كه در پرداخت اين ماليات ‌ها تأخير مي‌كردند، سوزانده مي‌‌ شد[50] و تاجران سوداني به دليل تجارت پردرآمد برده ‌فروشي، مردم سودان را به ‌عنوان برده مي‌ فروختند.
هجوم همه ‌جانبة استعمار به سودان و مقابلة گسترده و پرشور مهدي سوداني در مقابل استعمارگران نيز، باعث شد بسياري از مردم سودان به او بپيوندند و از قيامش حمايت کنند. سيد جمال الدين که خود معاصر اين متمهدي بوده است، مي ‌نويسد:
مبالغه نيست اگر بگوييم که ورود لشکريان انگليسي به مصر، مهم ‌ترين سبب قوت يافتن محمد احمد است. اگر آنان نبودند، مهدي در دعوت خويش تمکن نمي ‌يافت. تاريخ امت ‌ها نشان مي ‌دهد که صاحب چنين دعوتي در هيچ امتي پايدار نمي ‌ماند مگر آنکه امت در رنج و سختي باشد. کدام حجت براي محمد احمد در دعوت خويش قوي ‌تر از آن است که مي‌ گويد: دولت انگليس بر سر آن است که بر زمين مصر که در عداد زمين‌ هاي مقدس و باب مکه و مدينه و مهد علوم ديني و پاية قوت اسلام است، استيلا يابد. پس هرکس که به خداوند و پيامبرش ايمان دارد، بايد با داعي خداوند در مقابلة با انگليسي ‌ها يار شود و شهرها را از دست اينان برهاند. اين سخن دل هر مسلمان را به تپش مي ‌آورد و او را به مساعدت صاحب اين سخن تحريض مي ‌کند.[51]
دربارة نشو و نماي شيخيه، بابيت و بهائيت نيز مي ‌توان به اين عامل برخورد. مردم از جنگ هاي سخت ميان ايران و روس تزار و نيز بي ‌كفايتي دولت ‌هاي قاجار،‌ خسته و افسرده شده بودند و به دنبال پناهگاهي معنوي مي گشتند؛ به همين سبب به مجرد شنيدن ادعاهاي شيخي ‌گري و بابي ‌گري -مبني بر نزديکي ظهور، نيابت امام عصر(ع) و ...- به آنان گرايش پيدا كرده، حمايت کردند.[52]

پی نوشت:
44. رسول جعفريان، همان، ص575، به نقل از مؤسسة المعارف الاسلامية، معجم احاديث مهدي.
45. علي ‌محمد ولوي، تاريخ علم كلام و مذاهب اسلامي، ج1، ص233؛ رسول جعفريان، همان، ص576.
46. اى. پ پطروشفسكى ، نهضت سربداران خراسان، ص15 و 16؛ شيرين بياني، دين و دولت ايران در عهد مغول، ج2، ص582، به نقل از ياقوت حموي، معجم البلدان،‌ ، ج7، ص13.
47. ر.ک: علي ‌بن‌ بي زرع فاسي ، همان، ص98 - 132؛ عبدالوهاب حسني، ورقات، ج2، ص442؛ ابن‌ عذاري مراكشي، البيان المغرب، ج2، ص80 - 81، ج3، ص251؛ ر.ک: احمد ‌بن‌ خالد الناصري، الاستقصاء لاخبار الدول المغرب الاقصي، ج5، ص20.
48. محمدرضا پاک، «مهدويت در غرب اسلامي»، فصلنامه تاريخ اسلام، ش27، ص127.
49. عباس محمود عقاد ، اسلام در قرن بيستم، حميدرضا آژير، ص123.
50. مستتر دار، مهدي از صدر اسلام تا قرن سيزدهم، ص183.
51. همان، ص199.
52. حسن فريد گلپايگاني، همان، ص118،119.

*نویسنده: اسماعيل عليخاني، دانشجوي دکتري اديان و عرفان مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره)، معرفت کلامی، سال اول، شماره سوم، پاييز 1389، ص 175 ـ 206


جريان ‌شناسي جنبش ‌هاي مهدوي- بخش دوم


در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
نام:
ایمیل:
montazar.net

نظر سنجی
مایلید در کدام حوزه مطالب بیستری در سایت گذاشته شود؟
معارف مهدویتغرب و مهدویت
وظایف ما در عصر غیبتهنر و فرهنگ مهدویت
montazar.net

سایت های وابسته