montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net

جريان ‌شناسي جنبش ‌هاي مهدوي- بخش چهارم

عوامل پيشرفت مدعيان مهدويت

داوري تاريخي نشان مي ‌دهد اقبال مردم به برخي از مدعيان مهدويت، ريشه در مسائل گوناگون سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي دارد. برخي از علل و عوامل پيشرفت داعيه ‌داران مهدويت و مقبوليت آنان به قرار ذيل است:

استفاده از نشانه‌ هاي مهدويت
كم نبودند كساني كه در طول تاريخ با انتساب خود به برخي نشانه‌ها، علم مهدويت برافراشتند و از هر شيوه‌اي بهره گرفتند تا خود و قيام خويش را حق جلوه دهند. بسياري از مهدي ‌نمايان با جعل نشانه ‌هاي مهدي آخر‌الزمان و نشانه ‌هاي ظهور حضرت براي خويش، مردم را به دور خود جمع کردند.
مهدي سوداني در ميان صوفي ‌مذهبان رشد کرده بود و نشانه ‌هاي فرارسيدن زمان رستاخيز را در کتاب‌ هاي ابن ‌عربي خوانده بود. او بر اين سخن ابن‌ حجر عسقلاني و سيوطي آگاهي يافته بود که از جملة اين نشانه ‌ها، خروج صاحب سودان است.[67] وي خالي بر گونه داشت كه گمان برده بود از علايم مهدويت وي است. او در محاصرة شهر خارطوم چون ديد کار بر او سخت شده، دشمن را دجال ناميد و در نتيجه درويشان با شهامت و استقامت بيشتري جنگيدند. [68] نام گرفتن محمد احمد با نام اصلي امام مهدي که همان نام پيامبر اکرم(ص) است، وي را شخصي وابسته به رستاخيز معرفي مي‌کرد که ظهورش خبر از پايان زمان مي ‌داد.

استفاده از نمادهاي صدر اسلام
استفاده از نمادهاي صدر اسلام نيز، از ديگر عواملي بود که متمهديان را محبوب مردم مي ‌کرد. مهدي سوداني بساط مهدويت خويش را با تقليد از دوران صدر اسلام رنگ و لعاب داد. او زنش را عايشه صدا مي ‌زد؛ پيش از مرگ، چهار خليفه به‌عنوان خلفاي راشدين و با همان القاب تعيين کرد؛ به شاعري از دوستانش لقب حسان ‌بن‌ ثابت داد و وقتي که او اعتراض کرد من شجاعم و حسان ترسو بوده است، وي را به لقب خالد بن ‌وليد خشنود کرد.[69] او به پيروي از سابقة بيت‌ المال صدر اسلام، شخصي را به‌عنوان خزانه‌ دار گماشته بود؛ همچنين شخصي را به ‌عنوان قاضي كل كه ملقب به «قاضي ‌الاسلام» بود، به قضاوت گماشت.[70]

مهدي سوداني پس از ادعاي مهدويت به تمام شخصيت‌ هاي مذهبي و رؤساي قبايل نامه نوشت و اظهار کرد که پيامبر(ص) در يك رؤيا به او گفته است كه وي مهدي موعود است؛ ازاين ‌رو از آنها مي‌ خواست به او ملحق شوند و در جهاد شركت كنند. حتي اين سخن از او نقل شده است كه هركس او را به‌عنوان مهدي نپذيرد، كافر است.[71]

محمد‌ بن ‌تومرت نيز به منظور پذيرفته شدن در ميان کساني که با انديشه ‌هاي مربوط به ظهور مهدي و نشانه‌ هاي او از طريق شيعه آشنا بودند، خود را از نسل پيامبر (ص) دانست و ادعاي عصمت مي‌ کرد. او پيش از مهدويت به «امام» و پس از آن به «امام معصوم» و «مهدي معلوم» معروف شد. جانشينان ابن ‌تومرت نيز اين چهره‌ سازي را دنبال كردند.[72] همانندي نام سيدمحمد نوربخش با نام پيامبر(ص) نيز، به او در توجيه ادعايش كمك مي‌ كرد، تا جايي كه حتي اسم فرزندش را قاسم گذاشت تا كنيه ‌اش ابو‌القاسم شود.[73]

عوام ‌گرايي مردم و عوام ‌فريبي مدعيان

يک عامل دوسويه که نقش مهمي در پيشرفت جنبش ‌هاي مهدوي داشته است، عوام ‌گرايي مردم و عوام ‌فريبي مهدي‌ نمايان است. اين حقيقت را نبايد از نظر دور داشت که جنبش ‌هاي موعودگرايي، هرگز بدون شور و احساسات -البته احساسات مبهم ‌مسلماناني که پاسخ‌ گوي نداي آنان باشند- به سرانجام نمي ‌رسيد. اين عوام‌گرايي و ناداني در مواردي به غلو و افراط نيز مي ‌انجاميد و باعث مي ‌شد آنان کساني را به ‌عنوان مهدي و موعود امت معرفي کنند که خود ادعايي در اين باب نداشتند و از اين ادعا بيزاري مي ‏جستند؛ مانند بسياري از فرقه‌ هايي که در زمان خود معصومان(ع) پديد آمدند و ايشان يا ديگر افراد را مهدي ‌ناميدند و رحلت آنان را نپذيرفتند و قائل به بازگشت دوباره آنان شدند.

ناداني مردمان پيرامون محمد‌ بن ‌تومرت، او را در رسيدن به اهدافش ياري مي‌ رساند. او براي اينکه پيروانش را قانع سازد که مهدي حقيقي است، کسي را در چاه قرار مي‌ داد و به مردم مي‌ گفت فرشتگان از درون چاه با من سخن مي ‌گويند و آن فرشتة پنهان در چاه نيز غالباً‌ حکم قتل مخالفان محمد ‌بن‌ تومرت را صادر مي ‌کرد و بربرهاي متعصب نيز بي ‌درنگ آن حکم را اجرا مي‌ کردند. گاه نيز براي اينکه پيروانش به راز او پي ‌نبرند و دهان شخص نهفته در چاه و آگاه از اسرار مگو، براي هميشه بسته بماند، دستور مي ‌داد چاه را از خاک پر کنند.[74]

مردم سودان نيز، پيروزي مهدي سوداني بر نيروهاي به ‌ظاهر شکست‌ ناپذير بيگانه را دليل کافي بر صدق ادعاي او ‌دانستند و تصادفاً در سال ادعاي او، ستارة دنباله‌ داري در آسمان ظاهر شد و به مردم سودان تلقين شد كه اين ستاره، پرچم حضرت مهدي است كه فرشتگان آن را به دوش مي ‌کشند.

بي ‌بصيرتي مردم تا حدي به متمهدي سودان ميدان داد که آنان را از ترک سودان باز داشت و رفتن به حج را حرام شمرد و مردم سودان را قانع ساخت که زيارت بارگاه او به ‌منزلة اداي حج است؛[75] مبادا پيروانش هنگام خروج از سودان و در تماس با مسلمانان در حقانيت او و دعوتش شک کنند. او هنگامي که سخنراني مي ‌کرد، اين‌ گونه به نظر مي ‌رسيد که تمام اعضا و جوارحش سخنراني مي ‌کند. زماني که جنايات اولاد آدم را مي ‌شمرد و نعمتي را که بدان‌ ها رو آورده بود وصف مي ‌کرد يا هنگامي که مردم را بر جهاد ترغيب مي ‌کرد، به گريه مي ‌افتاد و طوري تظاهر به خشوع مي‌ کرد که شنوندگان را به گريه مي ‌انداخت.[76]

از مميزات طريقة نوربخش، پوشيدن لباس مشکي بود که بعدها پيروانش آن را به عمامة سياه تغيير دادند. اين کار باعث افزايش هيجان مردم در پيوستن به آنها شد؛ به‌گونه ‌اي که حكومت تيموري نوربخش را از اين کار منع کرد.[77] دربارة علي ‌محمد باب نيز مي ‌بينيم که وي خواندن کتاب‌ هاي آسماني پيش از ظهور خود را حرام کرد و سوزاندن آنها و همة کتاب‌ هاي علمي را واجب دانسته و تعليم و تعلم و تدريس تمام علوم و کتب غير از کتاب ‌هاي خويش را حرام دانسته است.[78]

مردم به ملا محمد علي كه از مبلغان سيد علي ‌محمد باب بود، لقب «حضرت اعلي» دادند و حاميانش براي او سراپرده ‌اي ساخته، او را در پس پرده پنهان مي ‌كردند تا مردم او را كمتر ببينند و شوكت او روز‌ به ‌روز در خاطر مردم بيشتر شود. روزي ملا محمد ‌علي براي رفتن به حمام از پس پرده بيرون آمد، جماعت بابيه هنگامي که او را ديدند صف كشيدند و با آنكه زمين پر از گل بود، بر زمين افتاده و صورت ‌ها را در ميان آن گل بر زمين ماليدند و تا محمدعلي به آنان اجازه نداد، سر برنداشتند.[79]

حمايت استعمار

هرچه پيش مي‌ آييم، بي‌ آنكه از اهميت عناصر ديگر كم شود، بر گونه‌ ها، ريشه‌ ها، انگيزه‌ ها و مسائل جنبش ‌هاي مهدوي افزوده مي ‌شود. توجه به اين نكته ضروري است كه به ‌خصوص در دوره معاصر جنبش ‌هاي مهدوي مورد بهره ‌برداري عناصر استعماري قرار گرفته‌ اند. در اين دوره عده ‌اي از انسان‌ هاي پاك ‌نهاد صرفاً به سبب وجود برخي شواهد و شباهت‌ ها در هيأت ظاهري و سلوك اجتماعي آنان، دل در گرو آنان بستند؛ اما در رأس هرم، نشانه‌ هايي از حضور كم ‌رنگ و پررنگ سياست‌ مداران استعمار وجود دارد كه با سوء استفاده از چنين فضايي، ضربه ‌هاي جبران‌ ناپذيري بر پيكر جوامع اسلامي و اسلام وارد کرده ‌اند. ضربه ‌اي که استعمار از پايبندي مسلمانان به آموزه‌ هاي اسلام (نظير نماز، جهاد و ...) در کشورهاي مسلمان خورده بود، آنان را واداشت تا با اين ترفند، جنبش ‌هاي اسلامي ضد استعماري را خنثی کنند.

ادعاهاي شيخ ‌احمد احسايي دربارة وجود بابِ خاص امام زمان(ع) در هر عصري، نظر سياست ‌بازان خارجي را به تداوم شيخيه به‌ عنوان نطفه ‌اي كه مي‌ تواند تهديدي جدي براي تشيع و روحانيت و نظام مدافع و مروج شيعه به شمار آيد، به خود جلب كرد؛ به ‌نحوي كه پس از ظهور بابيت و بهائيت، دست ‌اندازي آنان به پرورش و تقويت و تحريك اين مدعيان مورد تأييد دولت ‌هاي متبوع قرار گرفت. در مقابل رهبران اين فرقه ‌ها نيز، سرسپردگي خود را به سفارت‌خانه ‌هاي روس و انگليس دو چندان کردند تا از اين طريق هم باعث رونق كسب و كار خويش و هم جلب رضايت سياست‌گذاران خارجي شوند.[80]

عباس افندي، از سران بهائيت، با پيوستن به دولت‌ هاي بيگانه، وجهة بين ‌المللي اين آيين را تكميل کرد و به پاس خدماتش به دولت انگلستان، لقب «سر»، و نشان «نايت‌ هود»[81] (بزرگترين نشان خدمت ‌گذاري به انگليس) را از آنان دريافت کرد. [82] اين ماجرا پس از استقرار انگليسي ‌ها در فلسطين صورت گرفت. در مراسم خاكسپاري عبدالبهاء نمايندگاني از دولت انگليس حضور داشتند و وينستون چرچيل، وزير مستعمرات بريتانيا، با ارسال پيامي مراتب تسليت پادشاه انگليس را به جامعة بهايي ابلاغ كرد.[83]

يکي از نشانه‌ هاي تمايل اين فرقه به انگلستان اين بود که آنها هيچ ‌گاه با حکومت به ستيز نمي ‌پرداختند و يکي از شرايط مؤسس اين فرقه براي بيعت اين بود که هيچ ‌يک از پيروان اين آيين بدون اطاعت از حکومت وقت انگليس اجازة بيعت با او را نداشتند. اين نکته را يکي از پيروان اين آيين در کتابي که با عنوان تحفة‌ شاهزاده ويلز به فارسي تدوين کرده، آورده است.[84] رژيم شاه از بهائيان نه ‌تنها حمايت مي‌کرد، بلكه براساس اسناد ساواك، آنان مورد حمايت رئيس جمهور آمريكا و دولت اسرائيل نيز بودند. آنان علاوه بر تبريك پيروزي اسرائيل، گستاخي را به جايي رساندند كه مبالغ هنگفتي پول براي كمك به ارتش اسرائيل جمع ‌آوري كردند.[85]

دربارة به وجود آمدن نهضت قادياني در هندوستان، اين نکته قابل تأمل است که وقتي فرماندهان انگليسي در برابر مهدي سوداني دچار شکست‌ هاي پي در پي شدند، خبر اين واقعه در همه جا پراکنده شد. عده ‌اي بر اين باورند که حکومت انگليس از سرانجام ايمان مردم هند به اين جنبش هراسان شد؛ زيرا طوفان انقلاب در هند هنوز آرام نگرفته بود. به احتمال قوي همين امر باعث گرايش انگليس به جنبش قادياني براي مقابله با روي آوردن مردم هند به مهدي سوداني شد. اين امر، رشد و گسترش عقايد قادياني را در پي داشت؛ چرا که اساس اين آيين را ترک جهاد با شمشير و وجوب جهاد با برهان و گفت ‌وگو و راه‌ هاي مسالمت ‌آميز تشکيل مي ‌داد.[86]

قادياني در سپاس‌گزاري از استعمار، در برخي نوشته ‌هاي خود تصريح مي ‌كند كه حكومت انگلستان به او موقعيت بخشيده است. وي در 14 فوريه سال 1898م. درخواستي به حاكم انگليسي پنجاب تقديم كرد و دوستي و وفاداري خود را به حكومت انگليس يادآور شد و خدماتي را كه براي آنها انجام داده بود، برشمرد. او گفت بيشتر عمر من در تأييد و ياري حكومت انگليسي سپري شد و در باب منع جهاد و وجوب اطاعت از حاكم انگليسي كتاب ‌ها و نشريه ‌هايي تأليف کردم كه اگر گردآوري شوند، پنجاه خزانه را پر مي‌ كنند.[87]

پی نوشت:
67.عباس محمود عقاد، همان، ص123.
68. حسين تاجري، انتظار بذر انقلاب، ص172.
69. همان.
70. هالت پي ام و دالي ام. دبليو، تاريخ سودان بعد از اسلام، ص96.
71. احمد موثقي، جنبش ‌هاي اسلامي معاصر، ص262.
72. همان، ص132.
73. مصطفي کامل شيبي، همان، ص314 و 315.
74. ‌احمد سروش، مدعيان مهدويت، ص44.
75. عباس محمود عقاد، همان، ص125.
76. مستتر دار، همان، ص210.
77. مصطفي کامل شيبي، همان، ص315؛ نورالله شوشتري، مجالس المومنين، ص315.
78. محمدباقر مجلسي، مهدي موعود، ص158.
79. اعتضادالسلطنه، فتنه باب، ص42.
80. سيدمحمدباقر نجفي ، بهائيان، ص615و616؛ موسي نجفي و موسي فقيه حقاني، تاريخ تحولات سياسي ايران، ص118- 119.
81. Knighthood.
82. اسماعيل رائين، انشعاب در بهائيت پس از مرگ شوقي رباني، ص118؛ شوقي افندي، قرن بديع، ج3،ص299.
83. دانشنامه جهان اسلام، ج4، ص740.
84. عباس محمود عقاد ، همان، ص128
85. روح ‌الله حسينيان، سه سال ستيز مرجعيت شيعه، ص172و173.
86. همان، ص126 ـ 127.
87. محمد بهي، انديشه نوين اسلامي در رويارويي با استعمارغرب، ص41.
**نویسنده: اسماعيل عليخاني، دانشجوي دکتري اديان و عرفان مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره)، معرفت کلامی، سال اول، شماره سوم، پاييز 1389، ص 175 ـ 206
جريان ‌شناسي جنبش ‌هاي مهدوي- بخش چهارم


در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
نام:
ایمیل:
montazar.net

نظر سنجی
مایلید در کدام حوزه مطالب بیستری در سایت گذاشته شود؟
معارف مهدویتغرب و مهدویت
وظایف ما در عصر غیبتهنر و فرهنگ مهدویت
montazar.net

سایت های وابسته