montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net

باورداشت مهدویت در خطبه غدیر- عبارت اول

مقدمه

در خطبه شريف غدير به امام زمان عج توجه خاصي شده است و در سه فراز خطابه، پيامبر اکرم ص به وجود مبارک آن حضرت اشاره فرموده‌اند. در فراز اول مي فرمايند:

«مَعَاشِرَ النَّاسِ آمِنُوا بِاللهِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِي أُنْزِلَ مَعَهُ مِنْ قَبْلِ أنْ نَطْمِسَ وُجُوهاً فَنَرُدَّها عَلى‏ أدْبارِها... مَعاشِرَالنّاسِ، النُّورُ مِنَ‏اللهِ عَزَّوَجَلَّ مَسْلوكٌ فِىَّ ثُمَّ فى عَلِىِّ بْنِ أَبى طالِبٍ، ثُمَّ فِى النَّسْلِ مِنْهُ إِلَى الْقائِمِ الْمَهْدِىِّ ، الَّذِي يَأْخُذُ بِحَقِّ اللهِ وَ بِكُلِّ حَقٍّ هُوَ لَنَا.» [1]

در این قسمت، پيامبر (ص) به صراحت جريان نور را علاوه بر خود، در اميرالمؤمنين عليه السلام و امامانِ از نسل ايشان تا مهدي موعود عليه السلام جاري و ساري مي ‌دانند و آن بزرگوار را گیرندة تمام حق‌ الله و حق اهل بیت عليه السلام ـ که به آن ‌ها ظلم شده است ـ معرفی می‌کنند.

فراز دوم از گفتار پيامبر اکرم (ص) ـ که اصل نگارش ما را دربر می ‌گیرد ـ به ‌صورت مستقل به امام زمان عج و بیان ویژگی  های آن حضرت اختصاص دارد. حساسيت اين قسمت از سخن را از آن‌ جا مي ‌توان دريافت که حضرتش هجده بار مردم را با تکرار لفظ هشداردهندة «ألا» (= هان، آگاه باشید!) به دقت در کلام خود فرا مي خوانند. پيامبر اکرم (ص) در آغاز اين بخش، بار ديگر روند پيوستة نبوت و امامت را مطرح نموده و يادآور مي ‌شوند که سر رشتة اين نظم، در دست علي عليه السلام است و پايان ‌بخش اين روند، حضرت مهدي عج خواهد بود:

«مَعاشِرَالنّاسِ، ألا و َإنِّى رَسولٌ وَ عَلِىٌّ الْإِمامُ وَالْوَصِىُّ مِنْ بَعْدى،... ألا إنَّ خاتَمَ الْأَئِمَةِ مِنَّا الْقائِمَ الْمَهْدِى»[2]

پس از آن، بيست و يک ويژگي اساسي و مهم آن امام را ترسيم مي‌ نمايند که به آن‌ ها خواهيم پرداخت.

سومين فراز، اواخر خطابه و هنگام بيعت گرفتن از مردم است که مي ‌فرمايند:

«فَأُمِرْتُ أنْ آخُذَ الْبَيْعَةَ مِنْكُمْ وَالصَّفْقَةَ لَكُمْ بِقَبُولِ ماجِئْتُ بِهِ عَن ِ‏اللهِ عَزَّوَجَلَّ فى عَلِىٍّ أميرِالْمُؤْمِنينَ وَالأوْصِياءِ مِنْ بَعْدِهِ الَّذينَ هُمْ مِنِّى وَمِنْهُ إمامَةٌ فيهِمْ قائِمَةٌ، خاتِمُها الْمَهْدىُّ إِلى يَوْمٍ يَلْقَى اللهَ الَّذى يُقَدِّرُ وَ يَقْضي» [3]

«مأمورم که از شما پيمان بگيرم تا دست در دست من نهيد، در پذيرش آن ‌چه از سوي خداوند درباره علي اميرالمؤمنین عليه السلام آورده ‌ام و درباره اوصياي پس از او که از من و اويند. اين امامت در ميان آنان پايدار است و خاتم آنان مهدي عليه السلام است و پیشوایی استوار است تا روزي که با خداوند قدر و قضا ديدار کند (قيامت)».

نقطه اوج خطبة غدیر ـ که از افتخارات شیعه به شمار می ‌آید ـ اين است که پيغمبر اکرم (ص)، آيندة جهان را به ‌صورت تابلوي بسيار دقيق و زیبایی طراحی کرده ‌اند (همین فراز دوم). البته در سه جاي ديگر هم (دو بار در قسمت ششم و يک بار در قسمت دهم خطابه) درباره امام زمان (عج) مطالبي را گفته  اند؛ ولي قسمتي که دارای حساسیت است ـ و اگر کنار هم چيده شود، حکومت، شخصيت، علم، عصمت و ولايت تکويني امام زمان (عج) روشن مي ‌شود ـ همين قسمت هشتم خطابة غدير است. ما نیز در این نوشتار برآنیم تا ویژگی‌ های امام زمان (عج) را در خطبة غدیر ذیل همین فراز دوم درباره ایشان شرح دهیم تا ظرافت ‌های بیانی آن حضرت درباره امام زمان عليه السلام بیش از پیش آشکار گردد.

شرح عبارات پیامبر (صلی الله علیه و آله)درباره ویژگی های امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)


«أَلَا إِنَّ خَاتَمَ الْأَئِمَّةِ مِنَّا الْقَائِمُ الْمَهْدِی»

« آگاه باشید که القائم المهدی از ماست.»

در ابتدا نکاتی را درباره اعراب جمله فوق بیان می ‌کنیم و آن این‌ که ممکن است اعراب فوق درست باشد؛ یعنی «القائم المهدی»، خبر «انّ» و مرفوع باشد؛ اما قول صحیح ‌تر آن است که بگوییم: «خاتم الائمة»، اسم «انّ» و «منّا» خبر آن باشد و «القائم المهدی» صفت برای «خاتم الائمة» باشد؛ یعنی منصوب بخوانیم. در این صورت ترجمة عبارت فوق به این شکل می‌شود: «آگاه باشید که خاتم الائمه ‌ای که قیام ‌کننده و هدایت‌ شده (یا هدایت‌ کننده به امر پنهان) است از ماست». با این ترکیب، عبارت فوق، بار معنایی دیگری خواهد داشت و آن این ‌که پیامبر (ص) با بیان جمله به این شکل (یعنی با نصب «القائم المهدی») می‌ خواهد فخر و مباهات کند که آن وجود مبارک از خاندان ایشان است.

نکته ‌ای را درباره نحوه اسم‌ گذاری اعراب بیان می‌ کنیم به این ترتیب که اَعراب روی شخص سه نوع اسم می‌گذارند: اسمی که در بدو تولد بر روی او می گذارند، لقب و کنیه. کنیه معمولاً با توجه به ویژگی‌ های خاصی که آن شخص دارد یا با توجه اسم فرزند ارشد او انتخاب می  شود؛ مثلاً وقتی در مورد امام زمان عج می‌گویند «ابوصالح» به این معناست که آن بزرگوار در صالح بودن سرآمد است. اما لقب به ‌معنای صفتی است که خودِ شخص دارد؛ مثلاً برخی از القاب امام زمان (عج) عبارتند از: طاهر، زکی، رضی، مهدی، هادی، قائم، مُؤَمَّل (یعنی کسی که مورد آرزوست) و ... .

نکتة قابل توجه در فرق بین لقب و کنیه این است که وقتی کسی را با کنیه ‌اش می ‌خوانند، احترام و ارزشی والاتر برای آن شخص قائل شده  اند که این بار معنایی در القاب کمتر است. پیامبر (ص) در این عبارت، امام زمان عج را با القاب «القائم» و «المهدی» خطاب کرده و ایشان و مشخصاتش را با این القاب برای مردم معرفی نموده است. این در حالی است که اسم و کنیه حضرت عليه السلام همان اسم و کنیة پیامبر (ص) است. در روایتی آمده است که پیغمبر (ص) فرمودند:

«الْمَهْدِيُّ مِنْ وُلْدِي اسْمُهُ اسْمِي وَ كُنْيَتُهُ كُنْيَتِي» [4]

«اسمش اسم من است (یعنی همان اسم خاص) و کنيه ‌اش هم، کنيه من است (يعني ابوالقاسم).»

نکته دیگر این‌ که غیر از پیامبر (ص)، سایر ائمه عليه السلام نیز به تبعیت از آن حضرت، هرگز حضرت حجت عليه السلام را با نام اصلی خود نخوانده ‌اند و پیوسته ایشان را با القاب و کنیه ‌ها یاد کرده ‌اند. در روایات گوناگونی از نام بردن آن حضرت نهی شده و دلیل خاصی برای این دستور بیان نشده است؛ مثلاً:

«عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عليه السلام قَالَ: سَأَلَ عُمَرُ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ عليه السلام عَنِ الْمَهْدِيِّ. قَالَ يَا ابْنَ أَبِي طَالِبٍ أَخْبِرْنِي عَنِ الْمَهْدِيِّ مَا اسْمُهُ؟ قَالَ أَمَّا اسْمُهُ فَلَا، إِنَّ حَبِيبِي وَ خَلِيلِي عَهِدَ إِلَيَّ أَنْ لَا أُحَدِّثَ بِاسْمِهِ حَتَّى يَبْعَثَهُ اللهُ عَزَّ وَ جَل». [5]

یا این عبارت از امام زمان عج که در يکي از توقيعات آمده است:

«مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ سَمَّانِي فِي مَحْفِلٍ مِنَ النَّاس». [6]

البته از برخی روایات به ‌طور غیرمستقیم می ‌توان فهمید مراد از این عمل ائمه عليه السلام ـ که امام زمان (عج) را با القاب و کنیه‌ ها خطاب می ‌کردند ـ چه بوده است. مثلاً وقتی او را «قائم» می ‌خوانند، ویژگی حضرت در قیام و زنده کردن دین از یاد رفتة اسلام ـ پس از غیبت طولانی ـ به ذهن متبادر می‌ شود؛ قیامی که در آن از قاتلین کربلا و از همه ظالمان عالم انتقام خواهد گرفت:

«عَنِ الثُّمَالِيِّ قَالَ: سَأَلْتُ الْبَاقِرَ صَلَوَاتُ اللهِ عَلَيْهِ يَا ابْنَ رَسُولِ اللهِ أَ لَسْتُمْ كُلُّكُمْ قَائِمِينَ بِالْحَقِّ؟ قَالَ: بَلَى. قُلْتُ: فَلِمَ سُمِّيَ الْقَائِمُ قَائِماً؟ قَالَ لَمَّا قُتِلَ جَدِّيَ الْحُسَيْنُ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ ضَجَّتِ الْمَلَائِكَةُ إِلَى اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ بِالْبُكَاءِ وَ النَّحِيبِ وَ قَالُوا: إِلَهَنَا وَ سَيِّدَنَا أَتَغْفَلُ‏عَمَّنْ قَتَلَ صَفْوَتَكَ وَ ابْنَ صَفْوَتِكَ وَ خِيَرَتَكَ مِنْ خَلْقِكَ؟ فَأَوْحَى اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيْهِمْ: قَرُّوا مَلَائِكَتِي فَوَ عِزَّتِي وَ جَلَالِي لَأَنْتَقِمَنَّ مِنْهُمْ وَ لَوْ بَعْدَ حِينٍ ثُمَّ كَشَفَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَنِ الْأَئِمَّةِ مِنْ وُلْدِ الْحُسَيْنِ عليه السلام لِلْمَلَائِكَةِ فَسَرَّتِ الْمَلَائِكَةُ بِذَلِكَ فَإِذَا أَحَدُهُمْ قَائِمٌ يُصَلِّي فَقَالَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِذَلِكَ الْقَائِمِ: أَنْتَقِمُ مِنْهُمْ».

«(ابوحمزه) ثمالی می‌گوید از امام باقر عليه السلام پرسيدم: مگر همه شما قيام به حق نمي‌کنيد؟ کار شما مگر حق نيست؟ مگر براي به اصطلاح اثاره حق و ترويج حق به‌پا نمي ‌خيزيد؟ پس چرا به قائم گفتند قائم؟ حضرت فرمودند: موقعي که جدّم حسين ـ که درود خدا بر او باد ـ کشته شد، فرشتگان در درگاه خدا به شيون و زاري گريه کردند و گفتند: ای پروردگار و مولای ما! رها مي ‌کني کساني را که برگزيده تو از ميان خلقت را کشتند؟ پس خداوند به فرشتگان وحي کرد که: اي فرشتگان در جاي خود آرام گیرید. قسم به عزت و جلال خودم، از تمام آنها انتقام خواهم گرفت ولو بعد از مدتي باشد. عجله نکنيد. سپس خدا پرده را برداشت و ائمه از نسل امام حسين عليه السلام را نشان داد. فرشتگان خوشحال شدند و فرزندان امام حسين عليه السلام را ديدند ، که نُه نفر بودند (همه نشسته بودند ولي) يک نفر ايستاده و مشغول نماز بود. خداوند فرمود: به ‌وسيلة آن کسي که در حال قيام و مشغول نماز است، از آن ‌ها انتقام خواهم گرفت».[7]

دلیل این ‌که آن حضرت به «مهدی» ملقب شده ‌اند، این است که ایشان از جانب پرورگار هدایت شده و در دامان و ساحت قدس ربوی تربیت و هدایت یافته است. البته معنای دیگری نیز دارد که آن عبارت است از هدایت ‌کنندة به امر پنهان. به همین شکل است سایر القاب و کنیه ‌های ایشان که شرح و بسط هر کدام در مورد وجود مقدس آن بزرگوار در این‌ جا برای ما مقدور نیست.

اما در مورد عبارت بیان ‌شده توسط پیامبر (ص) در روز غدیر باید گفت که در آن روز گویی پیامبر می‌خواست بفرماید: آگاه باشید ای مردم! من امروز اتمام حجت کردم و ائمة راستین و حقیقی شما را که علی و اهل بیتش عليه السلام هستند، به شما معرفی کردم و نام آن ‌ها را برای شما بردم. حال اگر بنابر هر دلیلی از صراط اهل بیت عليهم السلام من منحرف شدید و تن به ولایت کس دیگری دادید و مسیر اسلام را منحرف کردید، بدانید که در نهایت مردی از اهل بیت عليهم السلام من خواهد آمد که از جانب خدای تعالی هدایت شده است و هیچ اشکال و نقصی در او نیست و قیام می‌ کند تا دین و سنت حقیقی اسلام را زنده نماید.


پی نوشت:
1. مجلسی، بحارالانوار، 37/ 211.
2. همان، 213.
3. همان، 215.
4. مجلسی، بحارالأنوار،51/ 71 و 38/ 304؛ شیخ طوسی، الغيبة،271؛ شیخ صدوق، كمال‏الدين و تمام النعمة،2/ 411.
5. مجلسی، بحارالأنوار،51/ 33.
6. شیخ حرعاملی، وسائل‏الشيعة،16/ 242؛ مجلسی، بحارالأنوار،51/ 33.
7. مجلسی، بحارالأنوار،51/ 28.

منبع: فصلنامه تخصصی امامت پژوهی 3 پاییز 90
باورداشت مهدویت در خطبه غدیر- عبارت اول


در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
نام:
ایمیل:
montazar.net

نظر سنجی
مایلید در کدام حوزه مطالب بیستری در سایت گذاشته شود؟
معارف مهدویتغرب و مهدویت
وظایف ما در عصر غیبتهنر و فرهنگ مهدویت
montazar.net

سایت های وابسته