montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net

امام صادق علیه السلام فرمود:
«ان لصاحب هذا الامر غیبة المتمسک فیها بدینه کالخارط لشوک القتاد بیده» [1]

برای صاحب این امر (قائم آل محمد) غیبتی خواهد بود که متمسک به دین او کارش به قدری دشوار است که همانند آن ماند که بخواهد چوب خاردار بسیار سخت را، با دستانش بکشد و صاف کند.

در این قسمت از زیارت عاشورا و حدیث قدسی، به خوبی پیوند و گره خوردن «فرهنگ عاشورا» با «فرهنگ انتظار» را می بینیم، به طوری که این مضمون در قسمت دیگر زیارت عاشورا، تکرار شده است؛ یعنی؛ در دو مورد از زیارت عاشورا این عبارت آمده است. در دعای ندبه هم می خوانیم:

«این الطالب بدم المقتول بکربلاء».

به راستی راز و رمز این پیوند چه می تواند باشد؟ چرا در عیدهای فطر، قربان و... این همه سفارش به دعای ندبه و زیارت امام حسین علیه السلام شده است.

گویا بنا است، این دو فرهنگ پیوسته و به صورت همگام و همراه، زنده باشد و در لایه های «اندیشه» ، «فرهنگ» و «عینیت» عموم مردم، جلوه گری کند. «وترین موتورین» [2] نیز هر دو با هم یاد شوند و یکی به عنوان پشتوانه فرهنگی و معبری برای آن دیگری باشد. پس می توان گفت که: «نینوا، معبر انتظار است.»

این حقیقتی است که دشمنان هم به آن رسیده اند. آنها در مطالعات شیعه شناسی خود، اعلام داشته اند: شیعه با توجه به «پرچم سرخ عاشورای حسینی» ، به عنوان پیشینه و عقبه فرهنگی خود و از طرف دیگر با «چشم انداز پرچم سبز مهدوی»، از فرهنگی پویا و بالنده برخودار است. آنها برای مبارزه و تخریب این دو فرهنگ و شکستن این دو پرچم، برنامه های راهبردی به پا ساخته اند؛ از جمله فیلم هایی مخصوص برای تضعیف فرهنگ ساخته اند. دشمن دریافته است که پیوندی خاص و راهبردی، بین فرهنگ انتظار و عاشورا وجود دارد و بر ما شیعیان است که از این راز و پیوند، دریافت مناسب و به هنگام داشته باشیم و آن را به «پیام و بیان» مطلوب برسانیم. بر ما است که بدانیم چرا در حدیث قدسی زیارت عاشورا «از سیدالشهدا علیه السلام» و در «زیارات حضرت مهدی» از امام عصر به عنوان «وتر موتور» (تنهای رها شده) یاد شده است. با دریافت درست از این مفاهیم، می توانیم ندای «این الطالب بدم المقتول بکربلا» ئرا در فضای جهان، به عنوان فرهنگ پویا مطرح نموده، فریاد کنیم و بنالیم که:

«عزیز علی ان ابکیک و یخذلک الوری؛ گران است بر من این که برای تو گریه کنم و مردم تو را خوار و سبک بشمارند.» [3]

و با این درک و شعور است که می خواهیم نصرت و یاری خود را برای «مهدی تنها» آماده ساخته و فریاد «هل من ناصر» حسین تنها مانده را پاسخ دهیم.

در حدیثی از عیسی الخشاب آمده است:

قال: قلت للحسین بن علی: انت صاحب هذا الامر؟ قال علیه السلام: لا، و لکن صاحب هذا الامر الطرید الشرید الموتور بابیه المکنی بعمه یضع سیفه علی عاتقه ثمانیة اشهر» [4]

بعد از ذکر عبارت
«ان یرزقنی طلب ثارک مع امام منصور من اهل بیت محمد صلی الله علیه و آله»،
از خداوند چنین می خواهیم: خدایا! مرا در پیشگاه خودت به واسطه حسین علیه السلام در دنیا و آخرت آبرومند قرارده.
«اللهم اجعلنی عندک وجیها بالحسین علیه السلام فی الدنیا و الآخرة »

اگر می خواهیم در پیشگاه خالق خویش آبرومند گردیم، راه آن، این است که از «باب الله» به آستان ربوبی خداوند در آییم. این گونه می توان «وجهه» و آبرویی در بارگاه ایزدی به دست آورد. امام حسین علیه السلام «باب الله» است و می توان با آن در نزد خدا کسب وجهه نمود. از خداوند می خواهیم که خون خواهی خون خدا را، «رزق» و روزی ما قرار دهد، رزقی که به همراهی با امام منصور (مهدی) می باشد و این گونه می خواهیم در درگاه الهی وجیه و آبرومند باشیم.

کسانی که نتوانسته اند در رکاب حسین علیه السلام جان ببازند و در نزد خدا وجیه گردند و آبرویی یابند؛ باید دعا کنند تا خداوند آنها را از این رزق و روزی را از آنها محروم نسازد و «مرارت انتظار» را به جان بخرند و به «خیل منتظران» بار یابند. آنان باید این سرود عشق را زمزمه جان خویش سازند که: به حق حسین و آن کسی که مقامش را کرامت بخشیدی و از کرامتش مرا هم بهره مند نمودی، مرای روزی کن تا در معیت مهدی فاطمه، خونخواه ثارالله باشم و بدین وسیله آبرویی در درگاه الهی کسب کنم؛ چون حسین رمز «وجاهت» و کلید «تقرب الی الله» است.

داستان انسان، داستان «فوز و خوض» و همچون سرو سر به آسمان برکشیدن است و یا به زمین فرو رفتن. کسانی که در عصر عاشورا، هستی خود را به موج عشق سپردند و مستانه به راه افتادند، میوه «فوز» را چیدند و رفتند و ماندگان در راه باید در «خیل وصف منتظران»، به امامت و رهبری «امام منتظر» چشم بدوزند؛ تا آن امام همام از سفر باز آید و این در راه ماندگان «فوز عظیم» را به کاروان عاشوراییان برساند.

ما در حال «انتظار» به ذکر عشق آرام می یابیم و می نالیم:

«و فزتم فوزا عظیما، فیالیتنی کنت معکم فافوز معکم»
«یا لیتنی کنت معکم فافوز فوزا عظیما».

شما رستگار شدید به رستگاری بزرگی؛ ای کاش ما هم با شما می بودیم و به همراه شما بدان نائل می آمدیم این امام عصر و پیروزمند با نصرت خدا است که عقب ماندگان از کاروان «فوز و فائزان» را به مقصد می رساند، تا از «باب الله» سیدالشهدا علیه السلام کسب آبرو کنند. این جلوه ای از فلسفه خون خواهی «ثارالله» در رکاب فرزندش «مهدی فاطمه» است؛ زیرا «خون خدا» ریخته و به آن هتک حرمت شد. باید در هستی حریم «خون خدا» پاسداری می شد و بشود و تنها راه کسب «وجهه و آبرو» همین گرامی داشت و پاسداری از این «حرم و حریم» می باشد. کسانی که می خواهند به خیل آبرومندان در آیند، باید دل به دریای «انتظار» خونخواهی ثارالله بزنند؛ تا با خونخواهی او در رکاب مهدی موعود (عج) آبرومند بارگاه ایزدی گردند و به فوز و رستگاری نائل آیند.

از همین رو است که:

«انتظار الفرج من اعظم الفرج» [5] انتظار، فرج خود از بزرگ ترین فرج ها است.

ای پدر بندگی و عبودیت (یا اباعبدالله)! همانا من «تقرب» می جویم به خدا و به رسولش و امیرالمؤمنین و فاطمه و حسن و به تو ای حسین! به موالات و دوستی متقابل با تو حسین و به وسیله برائت از دشمنان شما.

«یا اباعبدالله انی اتقرب الی الله و الی رسوله و الی امیرالمؤمنین و الی فاطمة و الی الحسن و الیک بموالاتک و بالبرائة [ممن قاتلک و... ] ممن اسس...»

در این جا بحث از تقرب است: تقرب به خدا و تقرب به معصومین علیهم السلام؛ زیرا این نورهای مقدس، اسمای حسنای الهی اند. این تقرب ورودگاهی می خواهد که آن پدر بندگی و عبودیت (اباعبدالله) و خون خدا است. حتی تقرب به خود سالار شهیدان، از همین منظر خواهد بود، باید برای این تقرب ها، از موالات امام حسین علیه السلام دستمایه گرفت و به وادی تقرب راه یافت. سیدالشهداء علیه السلام کلید آبرومندی و وجیه شدن در درگاه الهی است؛ زیرا ثارالله است و «حرم و حریم» الهی است و حرمت دارد.

کلید «فوز» و رستگاری، سر بر کشیدن بر آسمان عبودیت و بندگی است. باید با سعی و تلاش، خود را به صف «منتظران» کاروان خون خواهان «ثارالله» برسانیم تا وجهه یافته، به خیل متقربان به خدا و امام حسین علیه السلام بپیوندیم و این گونه از دیار «نینوا»، معبری به کاروان خونخواهان حسینی بسازیم؛ چنان که قرآن می فرماید:

«من المؤمنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و مابدلوا تبدیلا»،
در میان مؤمنان مردانی اند که بر سر عهدی که با خدا بستند صادقانه ایستاده اند؛ برخی پیمان خود را به آخر بردند [و در راه او شربت شهادت نوشیدند] و بعضی دیگر در انتظارند؛ و هرگز تغییر و تبدیلی در عهد و پیمان خود ندادند.

عاشوراییان پیمان خود را به آخر بردند و مهدویان در «معبر نینوا» چشم انتظارند و آن عهدی را که با خدای خود بسته اند (پاسداری از «حرم و حریم » ثارالله و خون خدا) از یاد نبرده اند آنان همیشه با خود زمزمه می کنند و هر صبحگاه، با امام عصر خویش و یوسف گمشده فاطمه، تجدید عهد می نمایند و در «انتظار» فرج به سر می برند؛ تا در رکابش به خونخواهی «حرم و حریم» الهی و «ثارالله» برخیزند.

راز و رمز «گره و پیوند» این دو فرهنگ، این گونه عقده می گشاید و رخ می نماید. منتظران عشق هرگز تغییر و تبدیلی در عهد و پیمان خود راه نخواهند داد، همچنان که مردان سترگ عصر عاشورا چنین بودند.

روایتی از امام باقر علیه السلام نقل شده که در روز عاشورا این گونه به همدیگر تعزیت و تسلیت بگویید:

«اعظم الله اجورنا بمصابنا بالحسین علیه السلام و جعلنا وایاکم من الطالبین بثاره مع ولیه الامام المهدی من آل محمد علیهم السلام.» [6]

خداوند اجر ما و شما را در مصیبت حسین علیه السلام بزرگ گرداند و ما و شما را از کسانی قرار دهد که به همراه ولی او حضرت مهدی از آل محمد علیهم السلام، طلب خون آن حضرت کرده و به خون خواهی او برخیزیم.»

این است که مسأله خونخواهی «ثارالله»، امری مهم و جدی است و باید از این طریق در نزد خداوند کسب وجاهت و آبرو نموده، به درگاهش تقرب جوییم و نزدیکی به درگاه امام حسین علیه السلام را نصیب خود سازیم. برای این خونخواهی و دستیابی به ثمراتش، به «انتظار» امام منصور و یاری شده از طرف خدا بمانیم.

آشکار است که «انتظار»، آداب و ادبیات لازم خود را می طلبد؛ از این رو باید در حوزه پیام و بیان به تبیین و تبویب آن همت گماریم و حوزه های اندیشه، فرهنگ و عینیت جوامع شیعی و اسلامی را با عطر نجوای «این الطالب بدم المقتول بکربلا» معطر سازیم و به هم پیوستگی این دو فرهنگ را روشن کنیم.

ادامه دارد . . .

پی نوشت:
6) بحار الانوار، ج 52، ص 135، ح 39.
7) وتر موتور؛ هم در خصوص امام حسین علیه السلام، و هم در خصوص حضرت مهدی در زیارات آمده است؛ و آن به معنای تنهای تنها گذاشته شده می باشد.
8) دعای ندبه.
9) موسوعة امام حسین، ص 667.
10) بحار، ج 52، ص 122.
11) مصباح المتهجد، شیخ طوسی، المحرم و شرح زیارة الحسین علیه السلام، ص 713 و 714، مفاتیح الجنان، زیارت عاشورا.
12) کتاب الغیبة، شیخ طوسی، ص 208، ح 15.


نینوا معبر انتظار- بخش دوم


در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
نام:
ایمیل:
montazar.net

نظر سنجی
مایلید در کدام حوزه مطالب بیستری در سایت گذاشته شود؟
معارف مهدویتغرب و مهدویت
وظایف ما در عصر غیبتهنر و فرهنگ مهدویت
montazar.net

سایت های وابسته