montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net

نینوا معبر انتظار- بخش سوم

عاشورا و جریان شناسی ظلم و جور
در سایه «فرهنگ عاشورا»، دست مایه های غنی ای از جریان شناسی «ظلم و جور» به دست می آید که از یک طرف با «پاکان و پاکی ها» و از طرف دیگر با «تمامی پلیدی ها و ناپاکان» مواجه هستیم. در این صورت وجود ما، مالامال از دوستی و موالات نیکان و برائت و بیزاری از ناپاکان می شود. «پلیدان تاریخ»، مؤسس «ظلم و جور» بودند و انتصاب خلافت و امامت وحیانی را به استهزا گرفتند. بنیان حکومت خویش را بر اساس ظلم و جور بنا کردند. و ستم های فراوانی به اهل بیت علیهم السلام و شیعیان آنان، روا داشتند.

«و بالبرائة ممن اسس اساس ذلک و بنی علیه بنیانه و جری فی ظلمه وجوره علیکم و علی اشیاعکم»

من برائت و بیزاری خود را از این جریان سه گانه که به وسیله پلیدان شیطان صفت به وجود آمده است اعلام می دارم و تقرب به خدا و سپس تقرب به شما را می طلبم و دوستی شما و دوستی دوستان تان را جویا هستم. فرهنگ «موالات» نمایانگر نشانه هایی است که ما را به دین رهنمون می شود، و نیز عهده دار اصلاح تمامی حوزه های امور دنیوی ما است و مضامین و بیان مزبور در زیارت «جامعه کبیره» نوازشگر جان های عاشقان اهل بیت علیهم السلام است:

«و بموالاتکم علمنا الله معالم دیننا و اصلح ما کان فسد من دنیانا»

در سایه موالات و دوستی متقابل شما پاکان هستی، معالم دین -که همان نشانه های رساننده به دین است- تعلیم می شود و تمامی فسادهای دنیوی را- در شکل ها و نظام های مختلف آن اصلاح می گرداند. با این نگاه به موالات است که ما نه تنها نیازمند؛ بلکه ناچار و مضطر به موالات با شما هستیم و از تمامی بیگانگان و اندیشه ها و جریان های غیر وابسته شما، خود را جدا می سازیم؛ کانون تلاش و کوشش ما، تنها در جهت بسط «فرهنگ موالات» با شما است. با این نگاه آنچه مربوط به دشمنان شما و غیر از شما باشد، برنمی تابیم و برخود هیچ تسامح و تساهلی را روا نمی داریم بلکه با شدت تمام می تازیم و در این مسیر جان می بازیم. زیرا مجرای «فیض» الهی شمایید و در آستان شما «فوز» و «نجات» آشیانه گرفته است. و «من اتیکم نجی و من فارقکم ضل»، هر کس از شما جدا شود، گمراه می گردد و تمامی هستی اش گم می شود. این همان «فوض» و به زمین فرو رفتن و در دل خاک گم شدن است. «بولایتکم فاز الفائزون»، یعنی با ولایت شما پاکان هستی است که می توان سر به آسمان عبودیت و قرب حق، سایید و جام «قرب حق» و «قرب شما» را یک جرعه سر کشید. این ادبیات موجود در متون دعایی (همانند زیارت جامعه و حدیث قدسی زیارت عاشورا) در جای جای وجود ما می خلد و دعوت حق را با فطرت انسان عجین می کند.

در این صورت، حال تحمل دیگران را ندارم؛ مرا چه رسد به دشمنان شما که «رگ غیرت دینی» ام را از جا می کند و هستی را بر من تنگ می کند. آری ما «تولی و تبری» داریم و با خود دروغ نمی گوییم و با دیگران مزاح نمی کنیم.

«و اتقرب الی الله ثم الیکم بموالاتکم و موالاة ولیکم، و بالبرائة من اعدائکم و الناصبین لکم الحرب، و بالبرائة من اشیاعهم و اتباعهم، انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم ولی لمن والاکم و عدو لمن عاداکم.»

این سان «فرهنگ عاشورا» بر آسمان دل ما می بارد و گام به گام ما را به سمت و سوی فرهنگ سر سبز مهدوی روانه می سازد؛ و ما را در این معبر از «نینوا» تا «انتظار» همراهی می کند. ما باید از سرزمین گرم و خشک نینوا و دشت تفتیده و تکیده اش عبور کنیم و با کوله بار «فرهنگ عاشورا»، افق «انتظار» را نشانه رویم و غزل هایمان را این گونه سر دهیم: «السلام علی ربیع الانام و نضرة الایام؛ سلام بر بهار مردم و خرمی روزگاران.» [زیارت مهدی (عج) در مفاتیح]

«فاسال الله الذی اکرمنی بمعرفتکم و معرفة اولیائکم و رزقنی البرائة من اعدائکم ان یجعلنی معکم فی الدنیا والاخرة.»

وقت درخواست از خداوند فرا رسیده است؛ خدایی که معرفت شما و معرفت دوستان و اولیای شما را بر من کرامت فرموده و برائت و بیزاری جستن از اعدا و دشمنان شما را بر من روزی کرده است. در خواست و سؤال من این است که خداوند، من را در دنیا و آخرت با شما «پاکان و مطهران » قرار بدهد. «معیت و همراهی» با شما در دنیا و آخرت، درخواست من است؛ زیرا پس از شناخت و معرفت از «پاکان» و «پلیدان»، عشق و محبت من نمی تواند «کور و سرگردان» باشد و من جهت خود و سمت و سوی قرب و بعد خود را می یابم و شکل می گیرم و از گم شدن خودم، رهایی می یابم. می خواهم «وجودی سرشار» و در حال «زیاد» شدن و «فائز» گشتن؛ بیابم. این در صورتی ممکن است که با «پاکان آزاد» از هر گونه پستی ها و زشتی ها همراه باشم و وجود خویش را «وسعت و عمقی» بالنده و رشد یابنده دهم. این حرکت را هم نهایتی نیست و محدوده ای او را نمی تواند در حصار کشد؛ بلکه جهتی مستمر و بی نهایت را نشانه گرفته است. از این رو «معیت و همراهی» را در دنیا و آخرت و در «ظرف بی حصار» می طلبم.

«و ان یثبت لی عندکم قدم صدق فی الدنیا و الآخره »

درخواست دیگرم از خدا این است که در دنیا و آخرت، ثبات مرا در پیشگاه شما «پاکان» عنایت فرماید؛ به گونه ای که ثبات قدم صادقانه و حقیقی داشته باشم. در این «معیت و همراهی» با شما، افراد بسیاری بوده اند؛ ولی آن را درک نکرده اند و ثبات قدم صادقانه و حقیقی نداشته اند.

«و اساله ان یبلغنی المقام المحمود لکم عند الله»

و از خدا درخواست می کنم که مرا به مقام پسندیده ای برساند که در پیشگاه خداوند برای شما وجود دارد. «و ان یرزقنی طلب ثاری کم مع امام هدی ناطق بالحق منکم»؛ در خواست می کنم به این که خونخواهی شما را همراه با امام مهدی، رهبر و راهنمای ظاهر و گویای به حق از خود شما روزی ام گرداند.

پس از بصیرت یافتن، در دو حوزه «دشمن شناسی» و «معرفت پاکان و اولیاء» تعیین موضوع و شکل گیری ایمان (حب و بغض و سلام و لعن)؛ «فرهنگ عاشورا» به ما می آموزد که از خداوند بخواهیم تا «معیت و همراهی»؛ «ثبات قدم صادقانه»؛ «مقام محمود» و «خون خواهی ثار الله همراه با امام مهدی» را نصیب و بهره ما کند.

همچنین بیان می کند که نالایقان، چگونه حسین زهرا را در نینوا رها کردند و به طوفان «کرب» و «بلا» سپردند و دست از «معیت» او شستند و «ثبات قدم صادقانه» با وی نداشتند. نتیجه آن شد که «ثار الله»، زمین را گلگون و زمان را شفق گون کرد. و در زیر سنگ ها اشک عبیط و خون تازه جاری شد. سیدالشهدا علیه السلام با یاران اندک ولی با وفایش، پرده جهالت و تحیر ضلالت را از رخ تاریخ کنار زد و مشعل راه یاب گیتی شد همان گونه که سپاهیان امام حسین علیه السلام غربال شدند و تنها یاوران پاک، خالص و با وفای او باقی ماندند؛ یاران حضرت مهدی نیز غربال خواهند شد. در حدیثی از امام رضا علیه السلام آمده است:

«والله لا یکون ما تمدون الیه اعینکم حتی تمحصوا و تمیزوا و حتی لا یبقی منکم الا الاندر فالاندر»
«به خدا قسم آنچه که چشم به راه آن دارید انجام نپذیرد، تا آن که پاک شوید و تمییز یابید و تا آن که نماند از شما مگر کمتر و باز کمتر» [1]

امام باقر علیه السلام در پاسخ این سؤال که فرج شما کی خواهد بود، فرمود:

«هیهات، هیهات لا یکون فرجنا حتی تغربلوا، ثم تغربلوا، ثم تغربلوا»
یعنی، فرج و ظهور حضرت اتفاق نمی افتد، مگر آن که شیعیان به شدت در امتحان الهی شرکت کنند» [2]

و در حدیثی دیگر می فرمایید:
«... هیهات، هیهات لا یکون الذی تمدون الیه اعناقکم حتی تمحصوا، [هیهات] و لا یکون الذی تمدون الیه اعناقکم حتی تمیزوا و لا یکون الذی تمدون الیه اعناقکم حتی تغربلوا...»
«هرگز، هرگز، آنچه بدان گردن کشیده اید و چشم انتظار آن هستید (- قیام مهدی علیه السلام) انجام نخواهد گرفت تا آن که «پاک» شوید و آنچه بدان گردن کشیده و منتظرش هستید، نخواهد شد تا آن که «تمییز» گردید، و آنچه چشم براهش هستید و گردن بدان کشیده اید، نشدنی است تا اینکه غربال» شوید. [3]

همچنان باید مراقب احوال خود باشیم تا هجوم فتنه ها، شهوات و شبهات، رهزنی نکند و همچون مدعیانی نباشیم که گفتند: ای حسین! به کوفه در آی که ما سخت مشتاق دیدار و نصرت تو هستیم و همگان دیدیم که چون یخ در مقابل دما و گرما، آب شدند و ذلیلانه به خانه هایشان خزیدند و یا سفره های چرب، آنان را دین فروش ساخت.

«انتظار»، آماده باش بودن است و آداب خود را می طلبد؛ از این رو در احادیث آمده است: «انتظار الفرج من اعظم الفرج؛ انتظار خود بزرگ ترین فرج است.» [4] و «انتظار الفرج من الفرج؛ [5] انتظار جزیی از فرج می باشد.» زیرا منتظر در دوران انتظار مؤدب به آداب و ادبیات انتظار است و آن را تنها یک حالت نمی پندارد؛ بلکه می داند انتظار، برترین اعمال است. «انتظار الفرج، افضل الاعمال.» [6]
منتظر کسی است که در حال آماده باش است. در روایتی آمده است:
«...کمن کان فی فسطاط القائم»؛ [7]
هر کس که منتظر قائم آل محمد باشد، همانند کسی است که در خیمه جنگی حضرت در حال آماده باش است» گفتنی است که در زیارت، حضرت مهدی (عج) نیز مانند امام حسین علیه السلام «وتر موتور» نامیده شده است، از این رو شخص منتظر، از فرهنگ عاشورا می آموزد که زمینه سازان قدرت ظلم و جور، از طریق فتنه، شبهات و شهوات، چگونه مردم آن عصر را رصد کرده و سالار شهیدان را تنها گذاشتند در نتیجه تصمیم می گیرد که مبادا همانند آن نامروتان، «مهدی زهرا» را تنها بگذارد و اسیر فریب های زمینه سازان قدرت دشمن اهل بیت شود: «اللهم لا تجعلنی من خصماء آل محمد؛ پروردگارا مرا از دشمنان آل محمد قرار نده.»

زمینه سازان و مقدمه چینان قدرت ظلم و جور، به خوبی از شیطان آموخته اند که حوزه های وجودی آدمی را، چگونه در معرض شهوات قرار بدهند و به اعتیاد و عادت برسانند و پس از آن شبهات را نصب و علم کنند که در این صورت به خوبی نقشه آنان جواب می دهد. حضرت سجاد علیه السلام این شگرد شیطان را در «صحیفه سجادیه» افشا می کند:

«یتعرض لنا بالشهوات و ینصب لنا بالشبهات» [8]

امام حسین علیه السلام فرمود:
«له غیبة یرتد فیها اقوام و یثبت علی الدین فیها آخرون فیؤذون و یقال لهم متی هذا الوعد ان کنتم صادقین؛ اما ان الصابر فی غیبته علی الاذی و التکذیب بمنزلة المجاهد بالسیف بین یدی رسول الله»؛ [9]

برای امام مهدی (عج) غیبتی است. در این غیبت برخی از دین بر می گردند و برخی ثابت قدم می مانند. هر که در این غیبت صبر کند و بر مشکلاتی که از سوی دشمنان ایجاد می شود و بر ایجاد شبهاتی از این قبیل که اگر شما راست می گویید وعده ظهور کی خواهد بود؟ استقامت کند، به قدری از اجر خداوند بهره مند می گردد که انگار در کنار پیامبر با شمشیر بر دشمنان جنگیده است.»

شیاطین و زمینه سازان قدرت ظلم و جور، با ترفندهای گوناگون و جاذبه دار درصدد رهزنی یاران حضرت ولی عصر (عج) خواهند بود. باید بر انواع اذیت ها، آزارها، تکذیب ها، فتنه گری ها و شبهه افکنی ها صبر و استقامت داشت. دشمنان می خواهند که حضرتش برای همیشه «وتر موتور» و تنها گذاشته شود. آنان طرح و نیت هایی دارند:

با آن حضرت عداوت ها و دشمنی ها دارند.
«اللهم اذل کل من ناواه: خدایا هر که نیت بدی نسبت به او دارد، ذلیل گردان.»
و
«و اهلک کل من عاداه: خدایا همه دشمنان او را هلاک گردان.»

آنان برای او و مکر و کیدهایی در نظر دارند:
«و امکر لمن کاده: خدایا با کسانی که برای [مهدی] مکر و کید می کنند، خودت مکر بفرما.»

منکرحق و حقانیت حضرت می باشند:
«واستاصل من جحده حق: خدایا ریشه کن فرما کسی را که منکر حقانیتش می باشد.»

و امرش را سبک می شمارند:
«و استهان بامره:خدایا! کسی که امر حضرت صاحب را سبک بشمارد ریشه کن فرما.»

سعی و تلاش دارند که نورش را خاموش سازند:

«و سعی فی اطفاء نوره»

و می خواهند که ذکر و یاد مهدی را به دست فراموشی بسپارند:

«و اراد اخماد ذکره.» [10]

آنان همچنان که سالار شهیدان را با انواع طرح ها، تنها و بی یاور ساختند؛ می خواهند امام عصر (عج) نیز تنها و بی یاور بماند. نباید دل خوش داشت که ما دغدغه غیبت و آرزوی ظهورش را داریم؛ زیرا بسیاری برای امام حسین علیه السلام نامه دعوت نوشتند و خیلی از او یاد کردند؛ اما در موقع نیاز، آن حضرت را تنها گذاشتند!

امام صادق علیه السلام می فرماید:
«اذا خرج القائم خرج من هذا الامر من کان یری انه من اهله و دخل فیه شبه عبدة الشمس و القمر؛
چون قائم قیام کند، کسی که خود را اهل این امر می پنداشته است، از این امر بیرون می روند، در مقابل، افرادی مانند خورشید پرستان و ماه پرستان، به آن می پیوندند.» [11]

پس «انتظار»[12] ثبات قدم می خواهد:

«ثبتنا علی مشایعته [13]؛ خدایا ما را بر دنباله روی و شیعه بودنش، ثابت قدم بدار» مگر نه این است که دشمنان امام حسین علیه السلام سابقه های ویژه ای داشتند و از خواص بودند؟!

آری «نینوا» معارف و عبرت ها را بر ما تمام کرده و اتمام حجت نموده است. باید از خدا بخواهیم که:

«و ثبت لی قدم صدق عندک مع الحسین و اصحاب الحسین الذین بذلوا مهجهم دون الحسین علیه السلام.» [14]

ثبات قدم صادقانه و با حسین بودن و همانند اصحاب حسین بودن را باید بخواهیم تا اینکه، این جریان ادامه یابد و در رکاب فرزندش مهدی موعود جزء خون خواهان ثار الله باشیم و این گونه نینوا را معبر انتظار سازیم.


پی نوشت ها:

1-کتاب الغیبة، شیخ طوسی، ص 208، ح 15.
2-تاریخ عصر غیبت، ص 71؛ بحارالانوار ج 52، ص 133.
3-کتاب الغیبه، شیخ طوسی، همان، ص 208، ح 16.
4-بحار الانوار، ج 52.
5- همان.
6- همان. بحارالانوار، ج 52
7- بحارالانوار، ج 52
8-صحیفه سجادیه، دعای 25، دعای در حق اولاد.
9- تاریخ عصر غیبت، پورسید آقایی، ص 271; بحار الانوار، ج 51، ص 133.
10- در اعمال روز جمعه، مفاتیح.
11- مجله انتظار، ص 158، غیبت نعمانی، ص 424.
12- همام.
13- دعا در غیبت امام زمان علیه السلام.
14-زیارت عاشورا.

منبع: انتظار - زمستان 1380، شماره 2
نینوا معبر انتظار- بخش سوم


در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
نام:
ایمیل:
montazar.net

نظر سنجی
مایلید در کدام حوزه مطالب بیستری در سایت گذاشته شود؟
معارف مهدویتغرب و مهدویت
وظایف ما در عصر غیبتهنر و فرهنگ مهدویت
montazar.net

سایت های وابسته