montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net

آموزه‌ های تربیتی اهل ‌بیت (ع)در زمینه اخلاق مهدوی- بخش اول



چکیده
آموزه ‌های تربیتی در حوزه اخلاق مهدوی، بخشی مهم از آموزه‌ های اهل ‌بیت(ع) در راستای اهداف رسالت و امامت به شمار می ‌آید. هدف این نوشتار، دستیابی به آموزه‌ های تربیتی اهل‌ بیت در قلمرو ویژگی ‌های اخلاقی امام عصر(ع) و یاران صدیق آن حضرت است. همچنین روش این تحقیق، توصیفی _ اسنادی است و به منظور گردآوری داده ‌های لازم برای نیل به اهداف پژوهش، منابع حدیثی موجود و مرتبط با موضوع پژوهش، با استفاده از فرم ‌های فیش ‌برداری از منابع، جمع‌ آوری شده و با شیوه‌ های کیفی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. از یافته‌ های این پژوهش، تبیین ویژگی ‌های اخلاقی شخص امام در سه حیطه ی جامعیت مکارم اخلاق، اخلاق فردی و اجتماعی است و در تشریح عمده ویژگی‌ های اخلاقی یاران امام به الگوگیری از آن حضرت در محاسن و مکارم اخلاق، توجه به خدا، روحیات فردی، اخلاق یاران در زمان غیبت و در ارتباط با همدیگر پرداخته شده است.

مقدمه
تمام آموزه‌ های اهل بیت برای تحقق اهداف رسالت و امامت است و از مهم ‌ترین هدف ‌های رسالت انبیا و امامت ائمه، تعلیم و تربیت و تزکیه اخلاقی مردم به شمار می ‌آید. در چهار آیه ی قرآن به این هدف مهم برای انبیا به ‌ویژه پیامبر خاتم آنان تصریح شده است. [1] احادیث متعددی نیز از اهل ‌بیت صادر شده مبنی بر این که آفرینش انسان هدف‌ دار است و استکمال و اتصاف به صفات کمالی پروردگار عالی ‌ترین هدفی است که بشر می ‌تواند به آن برسد و هدف بعثت انبیا و تعیین ائمه هدی برای تحقق این هدف عالی است. هموار کردن این راه، از طریق تربیت اخلاقی است که رسولان و پیشوایان دینی عهده ‌دار آن‌ اند. از این ‌روست که پیامبر اکرم در تبیین هدف بعثتش بر اتمام مکارم الاخلاق تأکید می ‌کند و می ‌فرماید:
إنّی بعثت لأتمم مکارم الأخلاق. [2]
در این مقاله برآنیم تا پس از تبیین مفهوم تربیت، آموزه‌ های تربیتی و مفهوم اخلاق و تربیت اخلاقی، روایات اهل ‌بیت را در زمینه اخلاق مهدوی بررسی کنیم و به ویژگی ‌های اخلاقی امام عصر و یاران واقعی آن حضرت دست یابیم.

مفهوم تربیت
تربیت، مصدر باب «تفعیل» و دارای سه ریشه:
۱. ربأ، یربؤ (= فعل مهموز)؛
۲. ربی، یربی (= فعل ناقص)؛
۳. رب، یرب (= فعل مضاعف) است.
تربیت از «ربا، یربو» به مفهوم رشد کردن و برآمدن و قد کشیدن و زیاد شدن است [3]؛ از «ربی، یربی» معنای افزودن، پروراندن، برکشیدن، برآوردن، رویانیدن و تغذیه کودک دارد و تربیت از ریشه «رب، یرب» به معانی پروردن، سرپرستی و رهبری کردن، رساندن به فرجام، نیکو کردن، به تعالی و کمال رساندن، ارزنده ساختن، از افراط و تفریط درآوردن، به اعتدال بردن، استوار و متین کردن آمده است. [4]
راغب اصفهانی مفهوم تربیت را در قرآن دگرگون کردن گام به گام و پیوسته هر چیز تا آن ‌گاه که به انجامی که آن را سزد برسد دانسته است [5] و بیضاوی تربیت را به کمال رساندن و ارزنده ساختن اندک ‌اندک هر چیز بیان داشته است. [6] مصطفوی نیز برای تبیین ریشه تربیت به مفهومی که مد نظر اندیشمندان علوم تربیتی است، آن را از ریشه «مضاعف» دانسته و تربیت کودک را به سوی کمال سوق دادن او معنا کرده است. [7] همچنین علامه طبرسی پس از آن‌ که برای واژه «رب» معانی گوناگونی چون مالک، صاحب، سید، مطاع، مصلح و تربیت کننده را برمی ‌شمرد، تربیت را سوق دادن چیزی به سمت کمال دانسته است. [8]
فیلسوفان تربیتی مسلمان نیز با توجه به کاربردهای لغوی تربیت و گفته ‌های صاحب‌ نظران در زمینه مفردات قرآن و کلمات مفسران به تعریف اصطلاحی تربیت پرداخته‌ اند. برای مثال، ابن‌ سینا (373 یا 363-428ق) تربیت را _ که به آن تعلیم و تربیت نیز گفته می‌ شود _ برنامه‌ ریزى و فعالیت محاسبه شده برای رشد کودک، سلامت خانواده و تدبیر شئون اجتماعى، براى وصول انسان به کمال دنیوی و سعادت جاویدان الهى تعریف کرده است. [9] همچنین تعلیم و تربیت به عنوان واحد مفهومی فراهم ساختن زمینه‌ های رشد و شکوفایی تربیت‌ پذیر و رساندن او به مرحله ‌ای که استعداد‌ها و قابلیت‌ هایش را بروز دهد، تعریف کرده است. و علاوه بر پرورش استعداد، بر رفع موانع و ایجاد مقتضیات براى آن‌ که استعدادهاى انسان در جهت کمال مطلق شکوفا شود» تأکید کرده است. [10] و در برخی تعاریف دیگر «رشد و تکامل اختیاری متربی به سوی هدف‌های مطلوب و این‌ که تربیت بر اساس برنامه ‌ای سنجیده شده، باید انجام گردد، توجه شده است. [11] به نظر می ‌رسد بیان شهید مرتضى مطهرى بهترین و جامع ‌ترین بیان در این زمینه است. وی علاوه بر این‌که تعلیم و تربیت، را پرورش دادن و به فعلیت درآوردن استعدادهای درونى که بالقوه در یک شىء موجود است؛ تبیین می ‌کند و آن را شامل همه جانداران، اعم از گیاه، حیوان و انسان دانسته و معتقد است تربیت، باید تابع و پیرو فطرت، طبیعت و سرشت شىء باشد. اگر بنا باشد یک شىء شکوفا شود باید کوشید تا همان استعدادهایى که در آن هست بروز کند. بنابراین، تربیت در انسان به معنای پرورش دادن استعدادهاى اوست. این استعدادها در انسان شامل: استعداد عقلى (علمى و حقیقت‌ جویى)، استعداد اخلاقى (وجدان اخلاقى)، بعد دینى (حس تقدیس و پرستش)، بعد هنرى و ذوقى یا بعد زیبایى و استعداد خلاقیت، ابتکار و ابداع است. [12]

آموزه ‌های تربیتی اهل ‌بیت
منظور از آموزه‌ های تربیتی، مجموعه برنامه‌ های آموزشی و پرورشی خرد و کلان در متون حدیثی است که به صورت گفتارها، ارشادها، اوامر و نواهی، سیره عملی رسول اکرم و ائمه برای به فعلیت درآوردن استعدادهای سرشتی آدمیان و هموار ساختن مسیر رشد و تعالی و سعادت دنیا و آخرت آنان به دست ما رسیده است.
اخلاق: «خُلق» ریشه اخلاق به مفهوم سرشت، سجیّه و طبیعت است [13] و به تعبیر ابن ‌مسکویه‏، خُلق همان حالت نفسانی است که انسان را به انجام کارهایی دعوت می ‏کند، بی ‌آن‌ که نیاز به تفکر و اندیشه داشته باشد. [14] همین ملکات و صفات درونی انسان «اخلاق» نامیده می ‌شود و به رفتاری که از این خلقیات ناشی می ‌شود نیز «اخلاق» یا رفتار «اخلاقی» می‌ گویند. [15] همچنین گفته شده است اخلاق، اعم از ملکات نفسانی است که فلاسفه اخلاق تاکنون بر آن تأکید داشته ‌اند. اخلاق شامل همه کارهای اختیاری انسان می‌ شود که ارزشی است؛ یعنی متصف به خوب و بد بوده و می ‌تواند برای نفس کمالی را فراهم آورد یا موجب رذیلت و نقصی در نفس شود. [16] همچنین مطلق صفات نفسانی در قلمرو اخلاق قرار می ‌گیرد، خواه به صورت پایدار «ملکه» یا به صورت ناپایدار «حال» باشد. [17] بنابراین موضوع اخلاق اعم از مَلَکات (رفتار) نفسانی است که تاکنون فلاسفه اخلاق بر آن تأکید داشته ‌اند، بلکه اخلاق همه کارهای ارزشی ایشان که متصف به خوب و بد می‌ شوند و می ‌توانند موجب پیدایش کمال یا نقصی در نفس شوند. این ‌ها همگی در قلمرو اخلاق قرار می ‌گیرند. در نتیجه، اخلاق شامل همه مَلَکات، حالات نفسانی و افعالی است که رنگ ارزشی دارند.
به نظر می‌ رسد در جمع‌ بندی می ‌توان گفت اخلاق، صفات نفسانی و افعال ارزشی است که برای نفس آدمی موجب کمال شود. بنابراین اخلاق همه فضایل و اصول و فروع آن ‌ها _ اعم از مَلَکات نفسانی، حالات روحی، آداب فردی، اجتماعی و همه افعال اختیاری جوارحی و جوانحی _ است که دارای بار ارزشی هستند و انسان را در نیل به کمال نهایی _ یعنی قرب الهی و عبودیت و بندگی _ کمک می ‌کنند و آن ‌چه از صفات، حالات و افعال اختیاری که ضد آن هاست و مانع نیل آدمی به کمال است ضد اخلاق یا رذایل خواهد بود. در این‌جا لازم است به دو نکته توجه شود: یکی این ‌که صفت و رفتار اخلاقی از طبیعت سرشتی فرد بروز می‌ کند. اطلاق این کلمه در عربی به ارزش‌ هایی است که فرد در سرشت انسانی خود میل به آن ‌ها را دارد و حتی این ‌که فرد به صورت طبیعی از زشتی‌ ها و بدی‌ ها نفرت دارد، به عنوان یک ارزش است که از سرشت و فطرت انسانی نشأت می ‌گیرد. قرآن کریم این سرشت و فطرت انسان را با کلمه الهام تبیین کرده است که منظور، الهام تکوینی و خلقتی است. [18] دیگر این‌که ارزشی بودن اخلاق به صورت فطری برای انسان روشن است و از این‌ رو افعال خوب به آسانی و بدون نیاز به فکر و اندیشه از او صادر می ‏شود. [19]

تربیت اخلاقی
گفته شده تربیت اخلاقی ایجاد شناخت و برانگیختن احساس فرد است برای آن‌ که زشتی‌ های رفتاری و صفات منفی از وی دور و صفات مثبت و ارزش‌ های اخلاقی برای او درونی و پایدار شود. [20] به نظر می ‌رسد تربیت، کاری است که مربّی انجام می ‌دهد. البته مربی شناخت ایجاد نمی ‌کند و آموزش دادن به معنای ایجاد کردن نیست؛ بلکه فراهم ‌سازی زمینه‌ های پرورش ذهنی است که به شناخت متربی می ‌انجامد. بنابراین، تعبیرِ ایجاد، مناسب نیست. دیگر این ‌که تربیت، تنها شناخت و برانگیختن احساس نیست. توجه دادن به مسائل اخلاقی و برانگیختن احساس مثبت به آن‌ ها برای اتصاف به صفات و رفتارهای اخلاقی ناکافی است و راهکارهای عملی نیز لازم است. به دلیل اهمیت راهکارهای عملی گفته شده، تربیت اخلاقی، بخشی مهم از علم اخلاق را تشکیل می ‌دهد. از آن‌ جا که مباحث آن به طور عمده ناظر به راهکارهای عملی و ارائه ی توصیه ‌هایی در باب عمل است، گاهی از این بخش با نام «اخلاق عملی» یاد می ‌شود. در مقابل، به آن بخش از مباحث اخلاقی که به توصیف خوبی‌ ها و بدی ‌های اخلاقی می‌ پردازد، «اخلاق نظری» می‌ گویند. تربیت اخلاقی چگونگی پرورش استعدادها و بکارگیری قوای درونی، برای توسعه و تثبیت صفات و رفتارهای پسندیده ی ارزشی و نیل به فضایل عالی اخلاقی و نیز دوری از رذیلت‌ ها و نابود کردن آن‌ هاست. بنابراین در تربیت اخلاقی، رویکرد اصلی متوجه پرورش استعدادهای اخلاقی و رسیدن به کمالات اخلاقی است. [21]
تعلیم و تربیت اخلاقی و ارزشی، به آن‌ چه مدارس و دیگر نهادهای آموزشی برای کمک به افراد برای تفکر درباره مسائل مربوط به درست و نادرست امور و در پی آن تمایل به سمت خوب بودن اجتماعی و نیز کمک به آن‌ ها جهت رفتار به روش و منش اخلاقی و ارزشی انجام می دهند، اطلاق می ‌شود. [22] همچنین تربیت اخلاقی، آموزش اصول و ارزش ‌های اخلاقی و پرورش گرایش ‌ها و فضیلت ‌های اخلاقی در ابعاد شناختی، عاطفی و رفتاری به شمار می ‌آید . [23]
به نظر می‌ رسد در تبیین تربیت اخلاقی مبتنی بر دیدگاه اسلامی، توجه به نکات زیر لازم است:
1. آدمی دارای فطرت اخلاقی است و توانمندی درک خوبی ‌ها و بدی ‌ها را به صورت بدیهی دارد؛ زیرا خداوند این توانمندی را با الهام تکوینی در انسان سرشته است.
2. تربیت در جایی به کار می ‌رود که استعداد رشد و شکوفاسازی در آن باشد؛ بنابراین تربیت در جایی که استعداد تحول و پرورش را نداشته باشند و بخواهند آن را ایجاد کنند به کار نمی‌رود.
3. تربیت کردن به مفهوم فراهم ‌سازی رشد و شکوفایی در جهت هدفی معین همراه با نقشه ‌ای مشخص است. کار مربی صرفاً فراهم ‌سازی رشد و تحول و تغییر است و نه این‌ که مهارتی را ایجاد کند یا به متربی اعطا کند.
4. آموزش دادن نیز خود نوعی تربیت و فراهم ‌سازی تحول و رشد ذهنی است و به مفهوم ایجاد علم در ذهن متربی یا انتقال معلومات مربی به متربی نیست.
5. تربیت اخلاقی، پرورش همه ارزش ‌ها و خوبی‌ هایی است که انسان به صورت فطری وجدانی اوست و عقل بر تزیّن آدمی به آن ‌ها در روابطش با خدا، خود، دیگران و طبیعت الزام دارد.
6. از محورهای مهم در برنامه‌ های تربیتی انبیا و اهل ‌بیت پرورش اخلاق و ارزش ‌های فطری است. ارزش ‌شناسی صفات و اعمال در گستره ی زندگی که تحول و ارتقای انسانی را در مسیر کمال و خوشبختی جاوید تسهیل می‌ کند و آدمی را از بیگانه شدن از اصل خود و اعوجاج فطری و سقوط در بهیمیت، بلکه پست‌ تر از آن، پیش‌ گیری می ‌نماید و سقوط کرده را صعود می ‌بخشد.
بنابراین، منظور از تربیت اخلاقی مورد توجه اسلام، انجام فعالیت‌ های آموزشی و پرورشی است که زمینه‌ ساز رشد و ارتقای توانمندی ‌های فطری در حوزه صفات و عملکرد های ارزشی است و روابط شخص با خدا، خود، دیگران و طبیعت را به طور مطلوب، سامان می ‌دهد و وی را به حیات طیبه و سعادت جاوید می‌ رساند.
در ادامه به توصیف و تبیین صفات و رفتارهای اخلاقی که در روایات تربیتی برای حضرت مهدی و یاران ایشان برشمرده شده است، می ‌پردازیم. بنابراین، بحث در دو محور صفات و رفتارهای اخلاقی شخص امام مهدی و یاران آن حضرت انجام می ‌شود.

پی نوشت:
1-بقره: 129 و 151؛ آل عمران: 164؛ جمعه: 2
2- پاینده، 1382: 345
3- ابن‌ منظور، 1414: ج‏۱۴، ۳۰۵
4-شرتونی، 1361: ج1، 386
5- راغب اصفهانی، 1412: 184
6- بیضاوی، 1418: ج1، 10
7- مصطفوی، 1368: ج4، 35
8- طبرسی، 1372: ج1، 22
9- دفتر همکاری ... ،1372: ج1، 384
10- دلشاد تهرانى، 1377: 24
11- دفتر همکارى ... ،1372: ج1، 341-366
12- مطهری، 1390: 20-22 و 57-69
13- ابن ‌منظور، 1414، ج4، 194
14- ابن‌ مسکویه، 1371: 51
15- دیلمی و آذربایجانی، 1390: 15
16- مصباح یزدی، 1387: ج1: 25
17- همان، 240
18- شمس: 8
19- نراقی، بی‌ تا: ج1، 26-27؛ جوادی آملی، 1374: 77
20- حسین ‌زاده،1386: 115
21- دیلمی و آذربایجانی، 1383: 18
22- سجادی، 1379: 148
23- داودی، 1387: 10- 11
نویسنده: علی ‌نقی فقیهی
آموزه‌ های تربیتی اهل ‌بیت (ع)در زمینه اخلاق مهدوی- بخش اول


در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
نام:
ایمیل:
montazar.net

نظر سنجی
مایلید در کدام حوزه مطالب بیستری در سایت گذاشته شود؟
معارف مهدویتغرب و مهدویت
وظایف ما در عصر غیبتهنر و فرهنگ مهدویت
montazar.net

سایت های وابسته