montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net

حکومت ولایی و زمینه ‌سازی ظهور- بخش اول

جامعه ی بشری از حیث تشریعی باید با اقدامات زمینه‌ساز خود در دو حوزه ی فردی و فرافردی موجبات تعجیل را در ظهور موعود و منجی رقم زند؛ موعودی که در باور ادیان ابراهیمی و حتی غیر ابراهیمی نقش پررنگی را به خود اختصاص داده است.
به دیگر بیان، بشریت باید با رویکرد مناسب به بایسته‌ ها و نبایسته‌ های ارزشی و اصلاح امور، مسیر را برای نیل به جامعه ی آرمانی و آرمان ‌های اجتماعی خود هموارتر نماید. اما از حیث تکوینی آنچه در عصر آخرالزمان رخ می‌ نماید، جولان دو جبهه است: یکی جبهه ی باطل که عامدانه قصد زمینه‌ سوزی فرآیند ظهور را دارد و حتی درصدد حذف صورت ‌مسأله ی انتظار و موعودگرایی بوده و دیگر جبهه ی حق که مشتاقانه با جنبش و جوشش خود برای زمینه‌ سازی و رفع موانع ظهور می ‌کوشد.
از منظر متفکرانی ‌چون شهید مطهری، ظهور مهدی موعود حلقه ‌ای است از حلقه های مبارزه ی اهل حق و باطل که به پیروزی نهایی اهل حق منتهی می‌ شود، یعنی هر یک از گروه سعدا و گروه اشقیا به فعالیت خود ادامه می‌ دهند تا به نهایت کار خود برسند. [1] از این رو پیش‌ فرض این مقاله آن است که زمینه ‌سازی ظهور با اصلاح فردی و فرافردی جامعه میسر است نه با فساد و گناه، هرچند فعالیت ‌های اهل طاغوت و عصیان (جبهه ی باطل) در آخرزمان اوج خواهد گرفت. اما باید دید بایسته ‌های نظری و عملی در گرویدن به گروه سعدا و تحقق زمینه ‌های ظهور کدامند و به عبارت دیگر، مهم ‌ترین اکسیر در سرعت ‌بخشی به فرآیند ظهور و رفع موانع آن چیست.
در روایت شریف امام عصر (عج) سخن از آن است که اگر شیعیان در وفای به عهد و پیمانشان يكدل و همگام بودند، ظهور و لقای رخ یار به تأخیر نمی ‌افتاد و صبح دیدار حضرت زودتر برمی ‌آمد. [2] این روایت بیانگر رابطه ی مستقیم میان خوش‌ عهدی مردم زمانه و تعجیل در زمینه ‌سازی فرآیند ظهور است. حال باید دید مهم‌ ترین عهد معهود میان امام و مردم کدام است و به دیگر معنا کدامین پیمان می ‌تواند زمینه ‌های ظهور یار را سرعت ‌بخشد.
پاسخ فرضیه‌ گون این سؤال آن است که برپایی و تحقق جامعه ی ولایی و حکومت ولایی از مهم‌ ترین مصادیق وفای به عهد و از سرعت‌ بخش‌ ترین عوامل زمینه‌ ساز ظهور به شمار می ‌آیند، هرچند کارکرد و زمینه ‌سازی حکومت ولایی بسی بيش‌تر و نافذتر از جامعه ی ولایی است.
مفهوم شناسی
ولایت
«ولیّ» که واژه ی ولایت از آن برمی ‌خیزد، در اصل به معنای قرب، نزدیکی و اتصال است؛ اما از حیث استعمال، معانی فراوانی را برای آن برشمرده ‌اند که تمامی آن‌ ها به نحوی با معنای اصلی واژه ارتباط دارند. [3] اما معنای غالبی که برای هیأت و واژه ی «ولایت» در لغت [4] و روایات [5] به کار رفته، رهبری، سرپرستی و تصرف است.
ولایت ممکن است الهی، یا شیطانی باشد. بدین معنا که در ولایت الهی، خداوند سرپرست و متصرف در شئون انسان ‌هاست و در آیه ی «أَلاَ إِنَّ أَوْلِيَاءَ اللَّهِ لاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ» [6] این معنا از ولایت الهی رخ نموده است. در واقع «اولیاء» جمع «ولیّ» (بر وزن فعیل) بوده که در اين ‌جا فعیل به معنای مفعول است، یعنی کسی که دیگری متصرف در امور اوست. [7]
از سوی دیگر ممکن است شیطان سکاندار کشتی انسان گردد. این معنا از ولایت را نیز می‌توان در آیه ی «فَقَاتِلُوا أَوْلِيَاءَ الشَّيْطَانِ ...» [8] مشاهده نمود که در آن سخن از کسانی است که رهبری و سرپرستی امورشان از آنِ شیطان است.
جامعه ی ولایی
جامعه ی ولایی جامعه ‌ای است که سرپرستی و رهبری خداوند و دین را پذیرفته و با رفتن زیر چتر ولایت در صدد مصونیت ‌بخشی خود از انحرافات و حوادث است. خداوند متعال در آیاتی نظیر آیات ولایت،[9] اکمال، [10] و اولی ‌الامر [11] همگان را به پذیرش این مهم ملزم کرده و سامان دین و دنیای مردم را در اطاعت از اولیا و ائمه ی دین دانسته است. این رهبری و ولایت در عصر غیبت به نواب عام امام زمان (عج) واگذار شده است. گفتنی است مراد از جامعه ی ولایی در اينجا به معنای جامعه ی واجد حکومت ولایی نیست، بلکه مراد جامعه ‌ای است که در آن غلبه با جمهور اهل ولایت و دیانت است اما طاغوتیان بر قدرت و حکومت نشسته ‌اند و علما و فقهای اسلام متروک یا به دور از نقشی در حکومت هستند.
حکومت ولایی
اگر در جامعه ‌ای علاوه بر گرایش به ولایت دینی و فقهی و پذیرش آن، قدرت و مجاری امور به دست حاکمان دینی باشد، این جامعه حکومت ولایی دارد. در حکومت ولایی زعامت و رهبری جامعه در خرده ‌سیستم ‌هایی نظیر سیاست، اقتصاد و فرهنگ از آن ولی فقیه جامع ‌الشرایط است. به عبارت دیگر جامعه ی حکومت ولايى متّحد و مستحكم و متشكل از انسان ‌هاى حق‌ خواه و پيرو ارزش‌ هاى اخلاقى دينى است كه با اراده و اختيار آزاد خويش، رهبرى آگاه و معصوم (در حكومت معصومان) يا عادل (در حكومت فقيه) را برمى ‌گزينند. [12]
دکترین حکومت ولایی در عصر غیبت بر این پایه استوار است که مِلک و مُلک از آن خدای دانا و تواناست و تنها اراده و امر عالمانه و حکیمانه اوست که سعادت و رفاه بشریت را تأمین می‌ کند. از این‌ رو حاکم دینی و ولیّ فقیه موظف است با کشف و تطبیق اراده و قانون الهی در پرتو نقل (قرآن و سنت) و عقل، مجری ارادات و اوامر الهی در جامعه باشد تا بستری مناسب براى كمال جامعه فراهم شود. چنین حکومتی با تلاش مستمر، در رشد آگاهى و تعالى اخلاقى و بالا رفتن سطح بينش و خردورزى مردم می ‌كوشد تا آنان خود، صلاح و سداد را انتخاب كنند.

جامعه ی ولایی زمینه ‌ساز
چنانکه گذشت در روایت امام زمان (عج) وفای به عهد و پیمان عامل زمینه‌ ساز و تسریع ‌بخش در ظهور امام (ع) است. بدون تردید تلاش مردم برای برپایی و تحقق جامعه ی ولایی از مصادیق بارز و مهم وفای به عهد شمرده می ‌شود؛ چرا که در چنین جامعه ‌ای آحاد مردم به این باور رسیده ‌اند که رمز سعادت و خوش ‌بختی آنان رجوع به دین و نواب امام زمان و کاربست نظری و عملی منویات آنان است. این موضوع از جمله مواردی است که در توقیع شریف حضرت به اسحاق بن یعقوب مورد تأکید قرار گرفته و امام مردم را در حوادث و پیش ‌آمدهای روزگار به راویان حدیث (دانشمندان حدیث ‌شناس و دین ‌شناس مکتب اهل ‌بیت) ارجاع می ‌دهد و آن ‌ها را حجت خود بر مردم معرفی می‌ کند. [13] از این ‌رو رجوع مردم به عالمان دینی هم خود مصداقی از وفای به عهد است و هم آنكه عمل به عهود دیگر در گرو اخذ معارف و احکام دین از عالمان دینی است. بنابراین، پذیرش زعامت و ولایت علما و فقهای صالح دینی در عصر غیبت، می ‌تواند نسبت به موضوع «عهد زمینه‌ ساز» هم موضوعیت داشته باشد و هم طریقیت. از این رو تحقق و توسعه ی فرهنگ ولایی در جوامع، می ‌تواند گفتمان منجی ‌خواهی را گسترش و کام تشنه‌ کامان را به چشمه ی معارف وحیانی یعنی حجه بن الحسن عسکری (عج) تشنه ‌تر نماید.
گفتنی است آنچه روایت شریف امام عصر بر آن تصریح دارد، اجتماع و انسجام مردم بر وفای به عهد است و هیچ عاملی به اندازه ی پذیرش ولایت فقها و عالمان دینی که در سایه ی ولایت معصومان است، نمی‌ تواند موجبات این اجتماع و انسجام را پدید آورد و این یکپارچگی و همرنگی در مرجعیت دینی خود رافعِ بخشی از موانع ظهور و زمینه‌ ساز آن خواهد بود.
برای مثال موضوع ارتقای کمی و کیفی انسجام جامعه ی ولایی خود می ‌تواند یکی از عوامل غیبت را که در لسان روایات، عدم امنیت جانی برای امام منتظر و امکان کشتن او معرفی شده است، کاهش دهد و گامی بنیادین برای رفع یا کاهش موانع ظهور تلقی گردد.
به نظر می‌ رسد حتی برخی از دانشمندان غربی نیز پذیرش مرجعیت فقها (به عنوان نواب امام عصر) را در نزد مردم، عاملی زمینه ‌ساز قلمداد کرده باشند. برای مثال ماربین، محقق آلمانی در این‌باره می ‌نویسد:
از جمله مسائل اجتماعی که همیشه می ‌تواند موجب امیدواری و رستگاری شیعه باشد، اعتقاد به وجود حجت عصر و انتظار ظهور است... شیعیان مجتهدان را نواب عام حجت عصر می‌ دانند. بر دانشمندان اجتماعی روشن است که اگر چنین عقیده ای در میان فردفرد ملتی گسترش یافته و رسوخ کند، ناچار روزی اسباب طبیعی برای آنان فراهم خواهد آمد! یأس و حرمان عامل هرگونه نکبت و ذلت، ولی ضد آن پشت‌ گرمی و امیدواری و قوت قلب از روی اعتقاد است که مایه فلاح و نجات می ‌گردد. [14]
از این ‌رو، پذیرش مرجعیت فقها و عالمان دینی و تحقق جامعه ی ولایی هر چند بدون حکومت ولایی می تواند گامی لازم و آغازین برای زمینه‌ سازی ظهور قلمداد شود، اما این جامعه با چالشی بزرگ مواجه است که بدان می‌پردازیم.


پی نوشت:
1- مطهری، 1378: 56 – 58
2- طوسی، 40:1365؛ مفید، بی‌تا: 11؛ راوندی، بی‌تا: 903؛ بحرالعلوم، 1363: 319
3- ابن ‌منظور، 1405: 408
4- حربی، بی ‌تا: 501؛ جوهری، 1407: 2530؛ راغب اصفهانی، 1404: 553؛ ابن‌ منظور، 1405: 408؛ طریحی، 1408: 556
5- غازی، 1418: 26؛ هلالی، بی‌تا: 198؛ ثقفی، بی‌تا: 307؛ کوفی، 1412: 118؛ طبری، 1413: 491؛ صدوق، بی‌تا: 49
6- یونس: 62
7- راغب اصفهانی، پیشین
8-نساء: 76
9- مائده: 55
10- مائده: 3
11- نساء: 59
12- نک: جعفرپیشه، 1381
13- صدوق، 1405: 484؛ مفید، 1414: 10؛ طوسی، 1411: 291؛ طبرسی، 1368: 283؛ اربلی، 1985: 339
14- عمیدی، 1382: 300
نویسنده: حامد پوررستمی
حکومت ولایی و زمینه ‌سازی ظهور- بخش اول


در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
نام:
ایمیل:
montazar.net

نظر سنجی
مایلید در کدام حوزه مطالب بیستری در سایت گذاشته شود؟
معارف مهدویتغرب و مهدویت
وظایف ما در عصر غیبتهنر و فرهنگ مهدویت
montazar.net

سایت های وابسته