12. عدم پيروي از ولايت فقيه و نواب عام
يكي ديگر از آسيب هايي كه وحدت جامعه اسلامي را خدشه دار ساخته و زمينه را براي فعاليت دشمنان دين و مهدويت (به صورت هاي مختلف مانند دشمني روشن و بي واسطه، فرقه سازي، مدعيان و...) فراهم مي آورد، عدم پيروي از نوّاب عام امام عصر(ع) است با آن كه اطاعت از اين بزرگواران، در عقل و نقل تأكيد شده است.
پيامدها
1. گمراهي و ضلالت.
2. پراكندگي افراد و عدم وحدت در سايه رهبري واحد.
3. شكست پذير بودن در مقابل دشمن و عدم مقاومت.
خاستگاه
1. عدم بصيرت كافي در دين.
2. توجه نكردن به دلايل عقلي و نقلي.
3. توهم پيروي مستقيم و بي واسطه از امام عصر(ع).
4. توقع نيابت خاصه در عصر غيبت كبرا.
5. هوي و هوس.
6. اغراض سياسي و شيطنت هاي استكبار.
درمان
1-تبيين عقلي و نقلي ضرورت رويكرد به نوّاب عام (تبيين ادله عقلي که پیش از این در بخش اول از همین مقاله بررسی شده است.)
ادله نقلي:
امام صادق(ع) فرمودند:
فاما من كان من الفقهاء صائناً لنفسه حافظا لدينه مخالفا علي هواه، مطيعاً لامر مولاه فللعوام ان يقلّدوه و ذلك لايكون الا بعض فقهاء الشيعة لاكلّهم.
از ميان فقيهان، فقيهي كه نفس و دين خود را ـ نه دنيايش را ـ نگاهدار باشد (پرهيزگار)، با هوي و هوس هايش مخالفت نمايد و فرمان مولايش را اطاعت كند، بايد مردم از او تقليد كنند و داراي چنين صفات والايي نباشد مگر برخي از فقهاي شيعه، نه همه آنان.[1]
در توقيع محمد بن عثمان عمري خطاب به اسحاق بن يعقوب از امام زمان(ع) چنين آمده است:
اما الحوادث الواقعة فارجعوا الي رواة احاديثنا، فانهم حجتي عليكم و انا حجةالله عليكم.
در حوادث و پيشامدها به راويان احاديث ما (فقها) مراجعه كنيد؛ چرا كه آنان حجت من بر شما و من حجّت خدا بر شمايم.[2]
2. بصيرت ديني و سياسي.
3. هماهنگي و وحدت رويه بين انديشمندان و علما در حمايت از فقيهي كه عهدهدار امور گشته است.
4. تلاش براي حل مشكلات ديني، فكري، سياسي و اجتماعي جامعه با همفكري انديشمندان و علما.
13. فعاليتهاي غرب و مستشرقان
يكي ديگر از آسيب ها و تخريب ها، تحريف هايي است كه توسط مستشرقان در مقولة مهدويت پديد آمده است. آنان مغرضانه يا بدون مراجعه به منابع اصيل، مطالبي را به نام دين و مهدويت ارائه مي دهند و در پي آن، افرادي نيز با مطالب و مقاله هاي آنان برخورد علمي كرده و آن را يك كار علمي و تحقيقي و بدون هيچ عيب و نقص مي پندارند و در كتاب ها و مقالات خويش از آن بهره ميگيرند.[3]
پيامدها
1. دوري گزيدن جوامع غير اسلامي از مطالب اصيل اسلامي به طور كلي و مهدويت به طور خاص كه مورد بحث است.
2. ايجاد شك و ترديد يا تنفّر در ميان معتقدان كم اطلاع.
خاستگاه
1. بي اطلاعي از منابع اصيل.
2. مراجعه به منابع دست چندم به جاي منابع اصيل و دست اول.
3. مراجعه به منابع و آراي مخالفان شيعه، مثلاً در بررسي ديدگاه مهدويت شيعي به جاي مراجعه به منابع اصيل شيعي، آن را در ميان ديدگاه هاي اهل سنت جست و جو ميكنند. (قاعده اين است كه براي شناخت انديشه و آراي مذهبي، به كارشناسان و متخصصان خود آنها رجوع شود).
4. جدايي از علما و كارشناسان مذهب با آن مقوله، بي اعتنايي يا بي اطلاعي يا عدم طرح توضيحات كارشناسان مربوط.
5. برخورد مغرضانه و جانبدارانه به جاي بي طرفي با مقولات علمي.
6. سياست بازي و شيطنت هاي استكبار.
درمان
1. تبيين، روشنگري، حل شبهات و... توسط علما و انديشمندان مانند ارائة دائرة المعارف ها با توضيحات كافي و دلايل معتبر و اصيل و... .
2. هوشياري در مقابل غرض ورزي ها و سياست زدگي ها.
3. مبهوت نشدن در مقابل غرب، مستشرقان و... .
[1] . وسائل الشيعة، ج 27 ، باب 10، ص 131.
[2] . طوسي، الغيبة، فصل 4، ص 290.
[3] . دايرة المعارف بريتانيكا، واژة مهدي و اسلام و زرتشت؛ دايرة المعارف دين و اخلاق، واژة مهدي؛ موسوعة المورد، منير بعلبكي.