www.montazar.net

montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net

وقتی آقا می آید
مولای من سخنی آسمانی از مولایم جعفر بن محمد علیه السلام خواندم که یادت را در جان آشفته ی من آن چنان زنده کرد که دلباخته ی روزگار ظهورت شده ام:
بخوانم برایت؟!
«إن قائمنا إذا قام أشرقت الأرض بنور ربها ...»[1]
«هنگامی که قائم ما قیام نماید، زمین به نور پروردگارش (یعنی امام عصر ارواحنا له الفداء) روشن خواهد شد...»
این جمله ها دلم را بی قرارِ دیدارت کرده اند تا بیایی و در فردای ظهورت زمین و تمام هستی به نور الهیه ی وجودت لبریز از عشق شود.
به دنبال بهانه بودم تا از امروز و دیروزها فاصله بگیرم و خودم را در دنیای بعد از ظهورت پیدا کنم.
به این حدیث که رسیدم دیدم تو زودتر از من، دلم را خواندی و برایم بهانه آوردی تا از آینده بنویسم.
هر چند که من به آینده ی روشن و نورانی زمین با وجودت نمی رسم اما همین اندازه هم که هوای مرا در امروزه غیبتت داری برای من بس است.
تو که برای من حاضر باشی، غیبت و ظهور یکسان است مولای من
اما دلم برای لبخندی که در آینده در عشق آباد ظهورت بر لبانت نقش می بندد عجیب دلتنگی می کند
دلم برای عدالتی که به اشاره ی انگشتت بر هستی جاری می شود دلتنگی می کند
دلم برای آن لحظه ای که از کوچه ها و دشت ها و دریاهای زمین عبور می کنی و اهل آن زمانه تو را می بینند عجیب دلتنگی می کند
دلم برای حضورِ روشنت بی پرده در هستی بی قراری می کند
دلم برای حکومت آسمانی ات که فقیری در زمین پیدا نمی شود عجیب دلتنگی می کند
مولای من چقدر لذت بخش است وقتی تو را از امروزه غیبت به فردای ظهور می رسانم و تو را حاکم جهان می بینم
خدایا دلم برای آن تصویری دلتنگی می کند که با دیدن تو بر مردمک چشم عاشقانت نقش می بندد
دلم برای آن صورت زیبایت دلتنگی می کند که هر روز می توان "ظاهر" نگاهش کرد
دلم برای آن صدای اذان هر روزت دلتنگی می کند که مؤذن زمین میشوی و اذان هر روزه زمین را خودت میگویی
دلم برای آن روزی دلتنگی می کند که دیگر جمعه ای نیست که اشک بریزم و از خدا آمدنت را بخواهم
چقدر دلم می خواهد با فعل های آینده بازی کنم و برایت عاشقانه ها بنویسم با "حالی" که تو در آن "استمرار" داری
مولای من اگر شوق فرداهای با تو بودن نبود شاید زودتر از اینها رفته بودم
اما همین ظاهر بودنت در فرداها مرا زنده نگه داشته است
امیدوارم روزی بیاید که با ظهورت هستی را دگرگون کنی
رؤیاهای شیرینم با تو عجیب لذت بخش می شود
خاطرت را بسیار می خواهم مولای من
هر چه زمان می گذرد
مردم افسرده تر می شوند
و این خاصیت "زمان" است
خوشا به حال آنان که به جای زمان به "صاحب الزمان" دل می بندند
پس دل ببندید
عشق در انتظارِ دل بستن ما نشسته است
خواهش می کنم کمی عجله کنید
[1] الغیبة النعمانی/ ص237
وقتی آقا می آید


در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
نام:
ایمیل:
montazar.net

نظر سنجی
مایلید در کدام حوزه مطالب بیستری در سایت گذاشته شود؟
معارف مهدویتغرب و مهدویت
وظایف ما در عصر غیبتهنر و فرهنگ مهدویت
montazar.net

سایت های وابسته