montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net

خلاصه فرقه های انحرافی مهدویّت و مدّعیان

قَالَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ:
يَا أَبَا الْحَسَنِ؛ إِنَّ أُمَّةَ مُوسَى علیه السلام افْتَرَقَتْ إِحْدَى وَ سَبْعِينَ فِرْقَةً، فِرْقَةٌ نَاجِيَةٌ وَ الْبَاقُونَ فِي النَّارِ، وَ إِنَّ أُمَّةَ عِيسَى علیه السلام افْتَرَقَتِ اثْنَتَيْنِ وَ سَبْعِينَ فِرْقَةً، فِرْقَةٌ نَاجِيَةٌ وَ الْبَاقُونَ فِي النَّارِ، وَ إِنَّ أُمَّتِي سَتَفْتَرِقُ عَلَى ثَلَاثٍ وَ سَبْعِينَ فِرْقَةً، فِرْقَةٌ نَاجِيَةٌ وَ الْبَاقُونَ فِي النَّارِ. فَقُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَا النَّاجِيَةُ. فَقَالَ الْمُتَمَسِّكُ بِمَا أَنْتَ عَلَيْهِ وَ أَصْحَابُك.‏
نبی مکرم اسلام خطاب به حضرت علی فرمودند: امت حضرت موسی هفتاد و یک فرقه شدند یک فرقه اهل نجات و بقیه در آتشند و امت حضرت عیسی هفتاد و دو فرقه شدند یک فرقه اهل نجات و بقیه در آتشند و امت من هفتاد و سه فرقه خواهند شد یک فرقه اهل نجات است و بقیه در آتشند پس من (حضرت علی) گفتم کدام فرقه ناجیه است؟ فرمودند آن گروهی که به آن چه که تو و اصحابت بر آن هستید، چنگ بزند.

ریشه اختلافات: «فأول تنازع وقع في مرضه عليه الصلاة والسلام فيما رواه الإمام أبو عبد الله محمد بن إسماعيل البخاري بإسناده عن عبد الله بن عباس رضي الله عنه قال: لما اشتد بالنبي صلى الله عليه وسلم مرضه الذي مات فيه قال أئتوني بدواة وقرطاس أكتب لكم كتابا لا تضلوا بعدي فقال عمر رضي الله عنه إن رسول الله صلى الله عليه وسلم قد غلبه الوجع حسبنا كتاب الله وكثر اللغط فقال النبي صلى الله عليه وسلم قوموا عني لا ينبغي عندي التنازع قال ابن عباس الرزية كل الرزية ما حال بيننا وبين كتاب رسول الله صلى عليه وسلم»
شهرستانی از علمای اهل سنت می گوید محمد بن اسماعیل بخاری طبق سندی که در کتاب خود ارائه داده است از ابن عباس نقل می کند در آن بیماری که منجر به رحلت حضرت گردید وقتی بیماری ایشان شدید شد فرمودند دوات و کاغذی بیاورید، چیزی برایتان بنویسم تا هر گز بعد از من گمراه نشوید. عمر گفت بیماری بر رسول خدا غلبه کرده !!! کتاب خدا برای ما کافی است سر و صدا زیاد شد. حضرت فرمودند از پیش من بروید که نزاع نزد من شایسته نیست. ابن عباس می گوید مصیبت تمام مصیبت همین بود که مانع آوردن نامه شدند. [2]

فرقه های و جریان های انحرافی مهدویت:
مختاریه معتقد به مهدویت محمد حنفیه هستند.
جریان محمد بن عبد الله محض معروف به نفس زکیه
ناووسیه معتقد به مهدویت إمام صادق علیه السلام هستند
اسماعیلیه معتقد به مهدویت اسماعیل فرزند امام صادق علیه السلام هستند
مبارکیه معتقد به مهدویت محمد بن اسماعیل فرزند امام صادق علیه السلام هستند
واقفیه معتقد به امامت امام موسی بن جعفر علیه السلام هستند
محمدیه معتقد به امامت سیّد محمد فرزند امام هادی علیه السلام هستند
شیخیه به پیروان شیخ أحمد أحسائی «شیخیّه» گفته می شود. (اهمیت بررسی این فرقه: وجود پیروان آنان در ایران و عراق و کویت – زمینه پیدایش بابیت و بهائیت – وجود مدعیانی که به شدت تحت تأثیر این فرقه هستند مثل : ع ی)
بابیه به پیروان سید علی محمد شیرازی بابیه می گویند.
بهائیّت
قادیانیه


شیخیّه
شیخ أحمد فرزند زین الدّین در سال 1166ه.ق در أحساء (محلی در شرق عربستان نزدیک قطیف) به دنیا آمد. در سن 20 سالگی وارد حوزه علمیه کربلا گردید در ابتدا در کسب علم و معنویت سیر صعودی داشت و توانست نظر علما را جلب نموده و از مراجع معظم آن زمان اجازه اجتهاد دریافت کند. وی مدتی در بحرین، چند سالی در بصره و پس از آن در عتبات اقامت نمود تا این که تصمیم گرفت جهت زیارت مرقد مطهر امام رضا علیه السلام به ایران سفر نماید. در سال 1221 ه.ق بعد از سفر به ایران و زیارت، یزد را برای اقامت برگزید وی چند سالی در کرمانشاه و مدتّی در قزوین اقامت نمود در همین ایام دیدگاه شیخ در مورد «معاد هورقلیائی» مطرح شد که با واکنش تند مرحوم ملا محمد تقی برغانی معروف به شهید ثالث روبرو گردید در جلسه آشتی که شاهزاده «رکن الدوله علی نقی میرزا» حاکم قزوین ترتیب داد اوضاع بدتر شد و شهید ثالث صراحتاً وی را تکفیر نمود و سپس از سوی علمایی مثل مرحوم محمد حسن نجفی صاحب جواهر، شیخ محمد حسین صاحب فصول و چند نفر دیگر تکفیر شد.

پایان کار با فتنه ای بزرگ
شیخ أحمد در کتاب شرح الزیاره صراحتاً کفر خلفا را بیان کرده و آنان را لعن نموده است
این کتاب به دست «داود پاشا» حاکم عثمانی رسید، وی دستور حمله به کربلا را صادر کرد و هزاران گلوله توپ بر سر این شهر ریخته شده، شهر ویران و هزاران نفر کشته شدند و حرم های مطهر نیز از تعرض آنان در امان نماند.
شیخ أحمد جایی برای ماندن نمی بیند به سمت مکه می رود و در دو منزلی مدینه در سن 75 سالگی در سال 1241(42 تا 44 هم گفته شده) از دنیا می رود و در بقیع دفن می شود.

سیّد کاظم رشتی جانشین شیخ أحمد
سید کاظم فرزند سید قاسم فرزند سید احمد در سال 1212ه.ق در رشت به دنیا آمد. جدش اهل مدینه بوده که به خاطر شیوع وبا به رشت هجرت می کند. سید کاظم در یزد با شیخ احمد آشنا گردید. بعد از مدتی به دستور استادش به کربلا رفت و جلسات درس تشکیل داد. با فوت شیخ أحمد، وی به عنوان جانشینش مطرح شد.
شیخ احمد در مورد وی گفته است: سید کاظم علوم را از من مشافهه آموخته همان گونه که من از أئمّه مشافهه آموخته ام !؟
مرحوم میرزا محمد تنکابنی می گوید وی در جلسات درس مکرر از فقها بدگویی می نمود. کتاب دلیل المتحیرینِ وی مؤید این معنی است. [3]
محمد نجیب پاشا در 18 ذی القعده 1258 ه ق به کربلا حمله نمود و مردم را قتل عام کرد حتی به کسانی که به حرم پناهند شده بودند، رحم نکرد این در حالی بود که خانه سید کاظم محل أمن وی و مریدانش بود ؟؟؟!!
وجود امثال سید کاظم و استادش برای عثمانی ها وسیله خوبی برای تضعیف و نابودی شیعیان بودند و عامل مهمی برای تفرقه. جالب این که سید أحمد فرزند سید کاظم در مجلس خلیفه عثمانی کرسی ثابت داشت.

ارکان اربعه شیخیه
1- معرفت خداوند؛ از فروعات آن اقرار به وحدانیت در جمیع صفات و اسماء از جمله عدل
- عدل از ردیف اصول، حذف شد.
- جدائی ذات خداوند از أسماء و صفات
مرحوم قاضی قدس سره در این باره می فرماید: «این شیخ می خواهد در این کتاب ثابت کند ذات خدا دارای إسم و رسمی نیست و همه کارهایی که إیجاد می شود مربوط به أسماء و صفات خداوند است و إتحادی میان أسماء و صفات با ذات خداوند وجود ندارد و این عین شرک است.»
2- معرفت پیامبر صلی الله علیه و آله؛ از فروعات آن اقرار به دوستی و اعتقاد به آن چه که از طرف خداوند آورده از جمله معاد
معاد از ردیف اصول حذف شده و زیر مجموعه نبوت قرار گرفته، با دلیل سست و واهی


عقیده خاص وی در مورد معاد
وی می گوید؛ انسان دو جسم دارد:
جسمی که از عناصر ماده اسم و همانند لباس که به تن پوشیده می شود، بر حقیقت انسان پوشیده شده است و زوال پذیر و نابود شدنی است.
جسمی جاویدان از عناصر هورقلیائی که در جسد ظاهری پنهان است. این جسم مَرکب روح و از سنخ آن است. معاد با همین جسم خواهد بود. وی معراج را و حیات فعلی حضرت مهدی علیه السلام را نیز با همین جسم توجیه می کند.

3- معرفت ائمه اثنی عشر صلوات الله علیهم أجمعین
از فروع آن وجوب دوستی آنان و اقرار به فضائل و حقیقت جمیع فرمایشات آنان است.

4- رکن رابع
مقدمه:
دیدگاه خاص وی در مورد امام
الف: امام وقتی غائب می شود، خلق نمی توانند از او بهره مند شوند. از طرفی زمین نمی تواند از حجت و هادی خالی باشد و الا رفع تکلیف لازم می آید. در نتیجه باید یک شیعه کامل وجود داشته باشد که امر هدایت را به عهده داشته باشد و واسطه بین مردم و حضرت مهدی علیه السلام باشد.
ب: واژه امام بر موارد و مصادیق گوناگونی اطلاق می شود و هیچ منعی ندارد به این واسطه «امام» گفته شود.

در کتاب شریف کافی آمده: عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السلام أَنَّهُ قَالَ : «لَا يَكُونُ الْعَبْدُ مُؤْمِناً حَتَّى يَعْرِفَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الْأَئِمَّةَ كُلَّهُمْ وَ إِمَامَ زَمَانِهِ وَ يَرُدَّ إِلَيْهِ وَ يُسَلِّمَ لَهُ ثُمَّ قَالَ كَيْفَ يَعْرِفُ الْآخِرَ وَ هُوَ يَجْهَلُ الْأَوَّل»
می گویند مقصود از «امام زمانه» در این روایت و تعبیرهایی مثل «لو لا الحجه» و «عالِم» و امثال آن که در کتاب الحجه کافی آمده، همین واسطه است.
نکته: امام غائب که در جسم هور قلیائی به سر می برد هنگام ظهور در قالب شخص دیگری که در جسم عنصری و مادی، در این عالم است ظاهر می گردد و کسی که این لیاقت را دارد همان شیعه کامل (= رکن رابع = قریه ظاهره = باب أعظم = نائب خاص = ناطق واحد) می باشد.

رکن رابع چیست؟ و مصداق آن کیست؟
رکن رابع علما و اکابر شیعه اند و ایشان در هر عصری متعددند. [4]

علمای سابق به احکام ظاهری مثل پاکی و نجاسات و خرید و فروش مشغول بوده اند ولی خداوند خواست اظهار و ابراز حقیقت ولایت و معرفت منحصر به مشایخ ما ( شیخ أحمد و سید کاظم) صورت گیرد. [5]
أما شخص ناطق واحد یعنی باب أعظم و نائب خاصِ إمام در هر عصری به إثبات رسیده است. [6]

سایر عقائد خاص شیخ احمد:
ادعای شناخت کلام معصوم علیه السلام بدون نیاز به علم رجال
سید کاظم در کتاب دلیل المتحیرین می گوید: «شیخ وحید عصر و یگانه دهر بود. اخذ کرده علوم را از معدنش و برداشته است از سر چشمه اش که ائمه طاهرین هستند و این علوم در خواب های صادق و نوم های صالح از ائمه علیهم السلام به شیخ رسید. [7] این در حالی است که در اصول فقه ثابت شده «ظنّ مطلق» حجت نیست از جمله قول معصوم در خواب، چرا که موجب هرج و مرج و سوء استفاده شیادان خواهد شد.

تحلیل شذوذات (کمیاب، نادر) اعتقادی شیخ:
وی از طرفی اخباری مسلک بود و از طرف دیگر ذوق فلسفی داشت در مواردی که این دو را با هم ناسازگار می دید دست به تأویلاتِ عجیب می زد. مسأله نحوه معراج حضرت رسول صلی الله علیه و آله و حیات هور قلیائی حضرت مهدی علیه السلام از همین باب است. (خرق عوالم بالا با این جسم مادی ممکن نیست- طول عمر)

تألیفات شیخ احمد:
- شرح زیارت جامعه کبیره
- حیاه النفس (مباحث کلامی)
- شرح عرشیه ( شرح رساله عرشیه مرحوم ملا صدرا )
- جوامع الکلم


سید کاظم رشتی: شرح قصیده ، دلیل المتحیرین
سید کاظم مدت 17 سال رهبری شیخیه را بعد از شیخ أحمد به عهده داشت و نهایتاً در سال 1259 ه ق از دنیا رفت.
وی ظهور را برای شاگردانش به گونه ای ترسیم نموده بود که خود را در چند قدمی ظهور می دیدند و هم دیگر را قسم می دادند، هر کدام خبری از امام حاصل نمودند، دیگری را خبر کنند ( همین امر زمینه را برای ادعاهای سید علی محمد فراهم نمود)
افراد متعددی ادعای جانشینی سید کاظم را داشتند مثل:

1- حاج محمد کریم خان در کرمان (متولد 1225 و متوفای 1288)
پدرش ابراهیم خان ظهیر الدوله پسر عمو و داماد فتحعلی شاه قاجار و حاکم کرمان و سیستان بود به همین جهت در بین سایر مدعیان موفقیت بیشتری به دست آورد. بعد از وی پسر کوچکش حاج محمد خان جانشینش شد.
ولی حاج محمد باقر همدانی از آن ها جدا شد، به همدان هجرت کرد و شیخیه همدان پیرو او شدند.
2- میرزا شفیع تبریزی: معروف به خانواده ثقه الاسلام
3-میرزا محمد مامقانی: معروف به خانواده حجت الاسلام
4- میزا محمد باقر اسکوئی: معروف به خاندان أحقاقی
5- سید علی محمد شیرازی
مجموعاً 38 نفر این ادعا را داشتند.

به همه پیروانِ مدعیانِ جانشینی سید کاظم و شیخ أحمد «شیخیه» گفته می شود، ولی به پیروان سید علی محمد شیرازی «بابیه» إطلاق می شود.

بابیه
سید علی محمد شیرازی فرزند میرزا رضای بزاز در سال 1235 ه. ق در شیراز به دنیا آمد. در کودکی پدرش را از دست داد مدتی نزد شیخ عابد از شاگردان شیخ أحمد درس خواند. مقداری ادبیات فارسی و عربی را فرا گرفت ولی به خاطر مشکلات مالی به همراه دایی اش سید علی برای تجارت راهی بوشهر شد، اما رفتار او عادی نبود.
در روزهای داغ بوشهر روی پشت بام می رفت و سر را برهنه نموده مشغول ریاضت و ذکر و وِرد می شد در سال 1255 در سن 20 سالگی به کربلا رفت و در درس سید کاظم شرکت نمود. دو سال بعد به شیراز برگشت و نهایتاً شش ماه بعد از فوت سید کاظم، در سال 1260 با ترغیب ملا حسین بشرویه ای و چند نفرِ دیگر از شیخی مسلکان ادعای بابیت نمود.
هسته اولیه بابیه 19 نفر بودند، لذا این عدد نزد بابیه و بهائیه مقدس است.
در سال 1261 به «ملّا صادق خراسانی» می گوید؛ در اذان نماز جمعه بعد از شهادات بگوید: «أشهد أنّ علیّاً قبل نبیل باب بقیّه الله» در پی آن «علی محمد» توسّط «نظام الدّوله حسین خان آجودان باشی» حاکم شیراز احضار می گردد و در جلسه ای با حضور حاکم و همین طور امام جمعه مورد باز خواست قرار گرفته و به خاطر برخورد بسیار تند حاکم با او، بابیت خود را انکار نموده و قرار شد روز بعد در حضور مردم در مسجد جامع اقرار و توبه کند کتباً و شفاهاً. [8]
بعد از مدتی چون شیراز را مناسب ماندن ندید در نیمه دوم سال 1262 به اصفهان رفت و تحت حمایت حاکم آن جا یعنی «معتمد الدوله منوچهر خان گرجی» قرار گرفت و به ادعاهای خود ادامه داد.
علمای اصفهان احساس خطر کرده و نامه ای به «حاجی میرزا آقاسی» صدر اعظم وقت نوشتند و خواستار رفع فتنه بابیت شدند.
وی در 11 محرم 1262 نامه ای در پاسخ علمای اصفهان نوشت که حکم شده بود، علی محمد در قلعه ماکو حبس مؤبد شود. حاکم اصفهان به ظاهر وانمود کرد که او را به ماکو فرستاده ولی مخفیانه او را در اصفهان نگه داشت. با مرگ حاکم اصفهان، برادر زاده وی «گرگین خان» حاکم شد و او را به قلعه ماکو فرستاد و از شعبان 1263 تا جمادی الاول 1264 در آن جا و سپس به زندان چهریق ارومیه برده شد و تا زمان اعدام یعنی 28 شعبان 1266(27 شعبان 1265) آن جا بود به جز وقت محاکمه که به تبریز برده شد. [9]

ماجرای محاکمه در تبریز

ادعاهای علی محمد شیرازی مشهور این است، که وی از سال 1260 تا سال 1264 ادعای بابیت و نیابت خاصه داشته و پس از آن ادعای قائمیّت و کمی قبل از اعدام، ادعای نبوت نموده ولی در بین آثار او همه نوع ادعایی یافت می شود به همین جهت حاجی میرزا آقاسی در پاسخ نامه علمای اصفهان (سال1262) نوشت: «...آن دیوانه جاهل جاعل دعوی نیابت نکرده بلکه دعوی نبوت کرده»
در این تعابیر دقت نمایید: «إعلموا یا أهل الارض أنّ الله قد جعل مع الباب (خودش) بابین(شیخ و سید کاظم) من قبل لیعلمکم أمره ...و أن الله قد قدّر مع الباب بابا (ملا حسین بشرویه ای) [10]
«إننی أنا القائم الذی أنتم بظهوره توعدون» [11]

در باب هفتم از کتاب بیان فارسی، خود را در ردیف حضرت موسی و عیسی و حضرت محمد قرار می دهد و کمال و قیامت دین اسلام را ظهور شجره بیان ذکر کرده که شب پنجم جمادی الاول سال 1260 بوده و قیامت بیان در ظهور من یظهره الله است.

رابطه بین ادعاهای علی محمد:
بابیت: زمینه هایی که در شیخیه وجود داشت و این که حضرت در عالم مثال به سر می برند و لزوم رابط بین حضرت و مردم!؟
قائمیت: امام غائب که در جسم هور قلیائی به سر می برد، هنگام ظهور در قالب شخص دیگری که در جسم عنصری و مادی، در این عالم است ظاهر می گردد و کسی که این لیاقت را دارد همان شیعه کامل است !!؟؟
نبوت: شنیده بود که امام کتاب جدیدی خواهد آورد؛ لذا از همان زمانی که در شیراز بود در پی نوشتن چنین کتابی بود!؟ !!!!!
فتنه های بابیه در ایران
حادثه قزوین و توطئه قتل مرحوم ملا محمد تقی برغانی= شهید ثالث
فاجعه بدشت (از توابع شاهرود)
فاجعه خونین قلعه طبرسی
فاجعه نیریز یزد
آشوب خونین زنجان

چند نکته:
*نقد برخورد مردم در برابر إدعای قائمیت
نقد برخورد علما [12]
توهمات هواداران باب [13]

*ماجرای اعدام باب:
میرزا تقی خان صدر اعظم ناصر الدین شاه حکم اعدام علی محمد را صادر نمود. حشمت الدوله حمزه میرزا برادر محمد شاه و حاکم آذربایجان باب را از زندان احضار کرد و برای گرفتن فتوای قتل او را به خانه عده ای از علمای تبریز فرستاد. عده ای به خاطر شبهه ی جنون فتوا ندادند و عده ای پس از شنیدن اصرار بر ادعاهایش به ویژه ادعای پیامبری، حکم به قتل او دادند.
خود حشمت الدوله گفت اگر راست می گویی که وحی بر تو نازل می شود بر این چراغ های بلورین آیتی بخوان! وی چند آیه از آیات نور و مُلک را خواند. آیات را نوشتند، حاکم گفت دوباره بخوان باب نتوانست عین آن را دوباره بخواند.
نهایتاً او را با ملا محمد علی با طناب آویزان کرده و بعد تیر باران کردند. وقتی دود ناشی از تیر اندازی نشست دیدند، از باب خبری نیست، همه به وحشت افتادند که نکند غیب شده یا به آسمان صعود نموده. گشتند و دیدند در یکی از حجره ها مخفی شده، او را آوردند و تیر باران نموده و جنازه او را در خندقی انداختند و طعمه حیوانات شد. این واقعه طبق اسناد رسمی دولتی در تاریخ 27 شعبان 1265 (یا 28 شعبان 1266 به نظر بابیان) اتفاق افتاد.
*تحدّی سید علی محمد:
«و إنا نحن قد جعلنا الایات حجه لکلمتنا علیکم أفَتقدرون علی حرف بمثلها فأتوا برهانکم إن کنتم بالله الحق بصیراً» تفسیر سوره یوسف
«فوربک الحق لن یقدروا بمثل بعض من حرفه و لا علی تأویلاته من بعض السر قطمیراً و إن الله قد أنزله بقدرته من عنده و الناس لایقدرون بحرفه علی المثل بالمثل دون المثل تشبیها ذلک من أنباء الغیب...» [14]

* ظهور من یظهره الله :
سید علی محمد در جاهای متعدد از کتاب بیانِ خود، مریدانش را به ظهور من یظهره الله، بشارت و گرویدن به او را از واجبات اهل بیان ذکر می کند و این که اول ظهور من یظهره الله آخر کمال بیان است.
از طرفی می گوید وقت ظهور او را کسی جز خداوند نمی داند، ولی جای دیگر می نویسد: اگر در عدد غیاث ظاهر گردد و کل داخل شوند احدی در نار نمی ماند و اگر الی مستغاث رسد و کل داخل شوند احدی در نار نمی ماند.

*نص وصیت نامه باب:
الله اکبر تکبیراً کبیراً هذا کتاب من عند الله المهیمن الی الله المهیمن القیوم قل کل من الله مبدؤن قل کل الی الله یعودون هذا کتاب من علی قبل نبیل ذکر الله للعالمین إلی من یعدل إسمه الوحید ذکر الله للعالمین قل کل من نقطه البیان لیبدؤن أن یا إسم الوحید فاحفظ ما نزل فی البیان و أمر به فانک لصراط حق عظیم.
این وصیت، خطاب به میرزا یحیی نوری ملقب به صبح ازل می باشد که از طرف باب به این عناوین خطاب شده است: مرات الأزلیه- ثمره بهیه- مرات الله –وجه الله از نظر بابیه میرزا یحیی «من یظهره الله» است و از طرف باب مأموریت یافته بود تا بیان را تکمیل نماید.
بیان در 19 واحد و هر واحد 19 باب (361 باب به عدد کل شی) تنظیم شده بود که تا باب 10 از واحد 9 را (162 باب) خود باب و بقیه را بنا شد جانشینش تمام کند.

*بابیان و طرح ترور ناصرالدین شاه:
28 شوّال 1268 ه ق ترور ناموفق میرزا ابوالقاسم امام جمعه تهران و شاه قاجار [15]
قلع و قمع بابیان توسط حکومت.
میرزا یحیی به بغداد گریخت برادرش میرزا حسین به زندان افتاد، ولی با وساطت سفیر روس آزاد و با تعدادی از بابیان به بغداد تبعید شدند.

بغداد پایگاه بابیان
میرزا حسین علی نوری ملقب به بهاء الله:
زیرکی وی و بی کفایتی میرزا یحیی سبب شد وی موقعیتی بین بابیه پیدا کند و کم کم بین این دو برادر اختلافات جدی به وجود آید.
-تألیف کتاب إیقان در سال 1278 ه ق، ادعای من یظهره اللهی بهاء به طور خصوصی در سال 1280 در بغداد و به طور عمومی در سال 1283 در ترکیه دعوا و در گیری بین بابیه و تبعید شدن به ترکیه.
-زیر سؤال بردن جانشینی میرزا یحیی شدت در گیری ها - فحش و ناسزا به همدیگر [16]
- ادعای میرزا حسین در مورد ایقان
انشعاب در بابیه :
ازلیه پیروان میرزا یحیی و تبعید به قبرس در سال1285.
مقرر شد چهار نفر از بهائیه به عنوان جاسوس عثمانی همراه آنان باشند.
بهائیه پیروان میرزا حسین تبعید به عکا با اتباعش و همراهی چهار نفر از ازلیه
زندانی شدن وی در عکا به خاطر کشتن تعدادی از بابیه از جمله این چهار نفر

سایر انشعابات :
دیانی= پیروان میرزا اسدالله دیانی
قدوسی= پیروان قدوس قره العینی و...

ادعای خدایی میرزا حسین:
«إسمع ما یوحی من شطر البلاء علی بقعه المحنه و الابتلاء من سدره القضاء » «کذلک أمر ربک إذ کان مسجوناً فی أخرب البلاد»
«تفکر فی الدنیا و شأن أهلها إن الذی خلق العالم لنفسه قد حبس فی أخرب الدیار بما إکتسبت أیدی الظالمین» و... [17]

دلائل زعمای بهائیت در تثبیت عقیده خود:
1- اقتضای زمان و دین جدید!
پاسخ: اولاً خود میرزا حسین این دلیل را زیر سؤال برده و گفته است:
«و نفسی الحق قد إنتهت الظهورات إلی هذا الظهور الاعظم و من یدعی بعده انه کذاب مفتر» [18]
و جانشین وی می گوید اقلاً امتداد این دین 500 هزار سال است. و ثانیاً آن چه را که می گویند از اقتضای زمان؛ اسلام همه را در بر دارد و همه خواسته های واقعی بشر را تا دامنه قیامت داراست، البته اسلامِ با غدیر نه اسلام سقیفه.

2- إدعای تحریف قرآن لذا بیان ناسخ قرآن شد!
پاسخ: دلایل تحریف ناپذیری قرآن

3- ادعای بشارت به این دین در قرآن
«وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطا» [19]
«هَلْ يَنْظُرُونَ إِلاَّ أَنْ يَأْتِيَهُمُ اللَّهُ في‏ ظُلَلٍ مِنَ الْغَمامِ وَ الْمَلائِكَةُ وَ قُضِيَ الْأَمْرُ وَ إِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ» [20] و امثال آن
پاسخِ واضح تفسیر به رأی
نکته: اشتباه نوشتن آیه توسط بهاء در لیقان «یوم یأتی الله فی ظلل...»

4- برهان تقریر «اگر نفسی مدعی شارعیت شود و شریعتی تشریع نماید و آن را به خداوند نسبت دهد وآن شریعت نافذ گردد و باقی بماند دلیل بر حقانیتِ آن است و بالعکس» !!؟
پاسخ: با این حساب بسیاری از انبیاء بر باطل و مذاهبی مثل بت پرستی حق است؟!

جانشینی بهاء:
وی به افنان (پیروانش از بابیه) و اغصان (خویشانش) وصیت می نماید، که بعد از او پسر بزرگش ملقب به «غصن الله الاعظم» جانشینش باشد و پس از وی پسر دیگرش به نام محمد علی ملقب به «غصن الله الاکبر» باشد.
ولی چیزی نگذشت که بین اغصان اختلاف افتاد و محمد علی ناقض اکبر خوانده شد و نهایتاً در سال 1316 مرد.
شوقی افندی؛ بیت العدل؛ مرکز جهانی بهائیان در حیفا واقع شده است.

نقش استعمار در حمایت از بابیه و به ویژه بهائیه:
سفارت روس؛ انگلیس؛ دولت عثمانی


پی نوشت:
[1] 1-بحارالأنوار ج : 30 ص : 336
2- الملل و النحل - الشهرستاني - ج 1 - ص 22
3-ر.ک بهائیان ص 103 به بعد
4- حاج محمد کریم خان، رساله سی فصل،ص 26
5- همان ص 132
6- همان ص 130
7- بهائیان ص 150
8- همان ص 178
9- همان ص 188
10- تفسیر سوره یوسف؛ ر.ک بهائیان ص 171
11- توقیع به ملا عبد الخالق یزدی ر.ک بهائیان ص 212
12-بهائیان ص527
13-همان ص 558
14- ر.ک بهائیان ص 257
15- همان ص 577
16-همان ص 321 به بعد
17- بهائیان ص 402 به نقل از مبین نوشته بهاء
18- همان ص 422
19- بقره 143
20- بقره 210

منابع جهت مطالعه:
بهائیان، سید محمد بافر نجفی، نشر مشعر
کشف الحیل، آیتی
بهائیت در ایران دکتر سید سعید زاهد زاهدانی ، مرکز اسناد انقلاب اسلامی ایران
بابی گری و بهائی گری، محمد محمدی اشتهاردی، ناشرکتاب آشنا
پای سخنان پدر، محمد جعفر إامامی، نشر أسوه
نیمه پنهان جلد 26 ، خاطرات مهناز رئوفی، مؤسسه کیهان
خلاصه فرقه های انحرافی مهدویّت و مدّعیان


در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
نام:
ایمیل:
montazar.net

نظر سنجی
مایلید در کدام حوزه مطالب بیستری در سایت گذاشته شود؟
معارف مهدویتغرب و مهدویت
وظایف ما در عصر غیبتهنر و فرهنگ مهدویت
montazar.net

سایت های وابسته
 Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1