montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net

آیه 7 سوره آل عمران: راسخ در علم
هُوَ الَّذي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذينَ في‏ قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْويلِهِ وَ ما يَعْلَمُ تَأْويلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ ما يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُولُوا الْأَلْبابِ
اوست كسى كه اين كتاب [قرآن‏] را بر تو فرو فرستاد. پاره‏ اى از آن، آيات محكم [صريح و روشن‏] است. آنها اساس كتابند و [پاره ‏اى‏] ديگر متشابه اند [كه تأويل ‏پذيرند]. اما كسانى كه در دل هايشان انحراف است براى فتنه ‏جويى و طلب تأويل آن [به دلخواه خود،] از متشابه آن پيروى مى ‏كنند، با آنكه تأويلش را جز خدا و ريشه ‏داران در دانش كسى نمى ‏داند. [آنان كه‏] مى ‏گويند: «ما بدان ايمان آورديم، همه [چه محكم و چه متشابه‏] از جانب پروردگار ماست»، و جز خردمندان كسى متذكر نمى‏ شود.

تفسیرآیه
قرآن در یكجا همه‏ ى آیات خود را محكم دانسته و فرموده: «كتاب اُحكمت آیاته» و در جاى[1] دیگر همه را متشابه دانسته و فرموده: «كتاباً متشابهاً»[2] ولى در این آیه بعضى را محكم و بعضى را متشابه معرّفى نموده است، مسأله اینست آنجا كه فرمود: تمام آیاتِ قرآن محكم است، یعنى سخن سست و بى ‏اساس در هیچ آیه‏ اى نیست و آنجا كه فرمود: همه ‏ى آیات متشابه هستند، یعنى سیستم و آهنگ آیات قرآن، هماهنگ، یكنواخت و شبیه به هم است. اما با این حال، از نظر فهم مردم همه ‏ى آیات یكسان نیستند، بعضى صریح و روشن و همه كس فهم، ولى بعضى داراى معانى بلند و پیچیده ‏اند كه همین امر موجب شبهه و اشتباه آنان مى ‏گردد.
وجود آیات متشابه زمینه ‏ى فكر و تدّبر در آیات است و موجب رجوع مردم به رهبران آسمانى مى‏ شود. آرى، اگر همه ‏ى درس آسان باشد، شاگرد احساس نیاز به استاد نمى‏ كند.
متشابهات وسیله آزمایش مردم است. گروهى كژاندیش، از لابلاى آنها به سراغ اهداف شوم خود مى ‏روند و گروهى اندیشمند، به فرموده امام رضا علیه السلام با مراجعه به محكمات، معناى صحیح آیات را كشف مى ‏نمایند.[3]
در قرآن مى ‏خوانیم: «الى ربّها ناظرة»[4] در قیامت، چشم ‏ها به پروردگارشان مى ‏نگرند. چون عقل سلیم، جسم بودن را براى خداوند محال مى ‏داند و در آیات دیگر قرآن نیز مى ‏خوانیم: «لاتدركه الابصار»[5] چشم ها او را درك نمى ‏كنند، لذا مى ‏فهمیم كه مراد از نگاه به پروردگار، نگاه به لطف و پاداش او در قیامت است.
همچنین مراد از «دست خدا» در آیه ‏ى «یداللّه فوق ایدیهم» قدرت اوست، چنانكه در فارسى نیز مى‏ گوییم: فلانى در فلان شهر یا اداره دست دارد، یعنى قدرت دارد. وگرنه خداوند كه جسم نیست تا دست و پا داشته باشد. قرآن نیز مى ‏فرماید: «لیس كمثله شى‏ء»[6] او همانندى ندارد. این گونه آیات، سبب انحراف ساده اندیشانى شده كه به آیات دیگر توجّه ندارند و از مفسّران واقعى یعنى اهل ‏بیت پیامبرعلیهم السلام جدا افتاده ‏اند و شاید به جهت همین خطرات باشد كه قرآن، خود به ما سفارش نموده است هنگام قرائت قرآن از شرّ شیطان به خداوند پناه ببرید. «فاذا قرأت القرآن فاستعذ باللّه من الشیطان الرجیم»[7]
تأویل قرآن: اهداف و معارف و اسرار پشت پرده اى است كه بعد روشن مى‏ شود. نظیر تعبیر خوابى كه حضرت یوسف دید و بعد روشن شد و یا اسرارى كه در شكستن كشتى توسط خضر و موسى بود كه بعد روشن شد.
در روایات مى‏ خوانیم: آیات ناسخ، از محكمات و آیات منسوخ از متشابهات قرآن است و ائمه معصومین ‏علیهم السلام مصداق بارز راسخون در علم هستند.[8] همچنان كه خروج كنندگان بر حاكم اسلامى، كج اندیشانى هستند كه به دنبال آیات متشابه مى ‏روند.[9]
حضرت على علیه السلام در نهج‏ البلاغه[10] از راسخان در علم ستایش مى ‏كند. آنان كه به عجز علمى خود اعتراف دارند و از تعمق در چیزى كه ضرورتى ندارد دست باز مى‏دارند.
در «ترجمه مجمع البيان في تفسير القرآن» در ترتيب و نظم و معناي راسخون دو قول گفته شده است:
۱- راسخون به وسيله واو به اللَّه عطف شده است. يعني تفسير متشابهات را جز خدا و راسخان در علم كسي نمي ‏داند و راسخان هستند كه آنها را دانسته‏ اند در حالي كه «يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا» مي گويند ما به آن ايمان آورده‏ ايم و همه از طرف خداوند است [اين معنا از امام محمد باقر علیه السلام نقل شده و ابن عباس و ربيع و محمد بن جعفر بن زبير نيز آن را گفته و ابو مسلم هم آن را اختيار كرده است] و همين قول از امام باقر عليه السلام نقل شده است كه فرمود: پيغمبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم افضل راسخان در علم بود و تفسير و تأويل هر چه بر او نازل شد مي ‏دانست و چيزي بر آن حضرت نازل نشد كه تفسير آن را نداند و خود او پس از او اوصياء گراميش تفسير و تأويل همه قرآن را مي ‏دانستند و مؤيد اين مطلب، اين است كه صحابه و تابعين تمام آيات قرآن را تفسير كرده‏ اند و نقل نشده است كه آنان در جايي توقف كرده بگويند: اين مورد از متشابهات است كه جز خدا آن را نمي ‏داند و از تفسير آن خودداري كرده باشند و ابن عباس در اين آيه مي گفت: من از راسخان در علم هستم.
۲- «واو» در راسخون به جايي عطف نبوده و اول كلام است بنابراين منظور اين است كه تفسير متشابهات را جز خدا كسي نمي ‏داند و كلمه راسخون اول كلام و مبتداء و جمله بعدي [يقولون ...] خبر آن است. [از عائشه- عروة بن زبير- حسن- مالك- كسايي- فراء- جبائي].
بنابراين اينان مي ‏گويند راسخون در علم نيز، تفسير متشابهات را نمي ‏دانند. چيزي كه هست، همگي مي گويند ما به آنها ايمان داريم. بنابراين تفسير آنچه جز خدا كسي تأويل آن را نمي ‏داند از اين قبيل امور است:
مدت زندگي اين امت و وقت رستاخيز و قيام ساعت و فاني شدن دنيا و زماني كه خورشيد از مغرب طلوع مي كند و موقع نزول عيسي علیه السلام و خروج دجال و مانند آنها از اموري كه علم آنها مخصوص خداوند عالم است.
در تفسیر «علیین» از سید عباس سید کریمی حسینی آمده:
«مُحْكَماتٌ»: جمع «محكم»، يعني آيه‏اي كه معنايش روشن است.
«أُمُّ الْكِتابِ»: اصل الكتاب: محور كتاب.
«مُتَشابِهاتٌ»: جمع «متشابه»، يعني آيه ‏اي كه معنايش روشن نيست و چند معنا در او احتمال داده مي‏ شود.
«زَيْغٌ»: انحراف از حقّ و حقيقت.
«ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ»: به دو معناست:
۱-لطلب الضلال و الإضلال.
۲- لطلب الكفر.
«امام صادق عليه السّلام» تَأْوِيلِهِ: «تأويل» در لغت به معناي تفسير است و مراد از آن در اين جا تفسير بر خلاف حق است.
«وَ الرَّاسِخُونَ»: الثابتون في العلم. دو احتمال در آن وجود دارد:
۱- عطف است بر «اللّه» و «يقولون» حال است براي «راسخون».
۲- «واو» استيناف است. بنابراين «الراسخون» مبتداست و جمله بعد، خبر است. البته بنابر اين احتمال، مراد از تأويل، چند علمي است كه مخصوص خداوند است مانند «علم الساعة» و علم به زوال دنيا و نزول عيسي و خروج دجال [11].
احمد بن ابي سعد رشيدالدين ميبدي؛ در «كشف الأسرار و عدة الأبرار» می گوید:
و گفته ‏اند كه محكمات آن است كه علما را دريافت معني آن هست و بر تأويل آن رسند، و متشابهات آن است كه علم آن جز اللَّه نداند، چنان كه وقت خروج دجال و نزول عيسي، و آفتاب از مغرب برآمدن، و قيامت برخواستن، و مانند اين كه اللَّه به دانستن آن متأثر است، و خلق را بر آن اطلاع نیست، و جز ايمان آوردن بدان كس را در آن نصيب نیست.
در تفاسیر مهدوی اهل سنت، از جمله «البحر المحيط في التفسير» از محمد بن يوسف اندلسي ابو حيان آمده:
قال ابن عباس، و ابن مسعود، و قتادة، و الربيع، و الضحاك: المحكم الناسخ، و المتشابه المنسوخ. و قال مجاهد، و عكرمة: المحكم: ما بيّن تعالي حلاله و حرمه فلم تشتبه معانيه، و المتشابه: ما اشتبهت معانيه. و قال جعفر بن محمد، و محمد بن جعفر بن الزبير، و الشافعي: المحكم ما لا يحتمل إلّا وجها واحدا، و المتشابه ما احتمل من التأويل أوجها. و قال ابن زيد: المحكم: ما لم تتكرر ألفاظه، و المتشابه: ما تكررت. و قال جابر بن عبد اللّه، و ابن دئاب، و هو مقتضي قول الشعبي و الثوري و غيرهما: المحكم ما فهم العلماء تفسيره، و المتشابه ما استأثر اللّه بعلمه: كقيام الساعة، و طلوع الشمس من مغربها، و خروج عيسي.
ابن عباس و ابن مسعود و قتاده و ربیع و ضحاک گفته اند: محکم به معنای ناسخ است و متشابه به معنای منسوخ است. عکرمه و مجاهد گفته اند: محکم آن است که خداوند متعال حلال و حرامش را بیان کرده و معانی آن مشتبه نمی گردد و متشابه آنست که معانی آن مشتبه گردد و جعفر بن محمد و محمد بن جعفر بن زبیر معتقدند و همین طور شافعی گوید محکم آنست که به جز یک وجه در آن احتمال نمی رود اما متشابه آنست که از باب تأویل چندین وجه در آن احتمال می رود و ابن زید گوید: محکم آنست که الفاظش تکرار نشود و متشابه آنست که تکرار گردد و جابر بن عبدالله و ابن دئاب نیز گویند همان سخن شعبی و ثوری و دیگران منظور است محکم چیزیست که دانشمندان تفسیر آن را بدانند و متشابه آنست که مخصوص علم الهی است همچون رستاخیز و طلوع خورشید از مغرب و خروج عیسی علیه السلام.

محمد بن احمد قرطبي «الجامع لأحكام القرآن‏» آورده:
فيه تسع مسائل: الاولي...........
الثانية- اختلف العلماء في المحكمات و- المتشابهات علي أقوال عديدة، فقال جابر بن عبد الله، و- هو مقتضي قول الشعبي و- سفيان الثوري و- غيرهما: المحكمات من آي القرآن ما عرف تأويله و- فهم معناه و- تفسيره و- المتشابه ما لم يكن لاحد إلي علمه سبيل مما استأثر الله تعالي بعلمه‏ [ص: ۹] دون خلقه، قال بعضهم: و- ذلك مثل وقت قيام الساعة، و- خروج يأجوج و- مأجوج و- الدجال و- عيسي، و- نحو الحروف المقطعة في أوائل السور. قلت: هذا أحسن ما قيل في المتشابه.
دانشمندان و علما در محکمات و متشابهات سخن گوناگون گفته اند و اختلاف نظر دارند جابربن عبدالله معتقد است سخن شعبی و سفیان ثوری و غیر آن دو مناسب است که گویند محکمات در آیات قرآن آن دسته از آیاتی است که تأویلش را بدانند و معنا و تفسیر آن را بدانند و متشابه آنچه که کسی علمش بدان نرسد و مخصوص علم الهی است و نه خلق او و بعضی معتقدند مثال متشابه همان زمان رستاخیز و خروج یأجوج و مأجوج و دجال و عیسی علیه السلام است و همچون حروف مقطعه در ابتدای سوره های قرآن و معتقدم که این بهترین بیان در ذکر متشابه است.
نکته:
در بسیاری از موارد نشانه های قیامت و ظهور حضرت مهدی ارواحنا له الفداء به صورت مشترک ذکر شده است نشانه هايي مثل وقوع زلزله هاي بزرگ، جابه جا شدن کوه ها، بي نور شدن ماه و ستاره ها و چنان چه گاهی اصل ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) نیز از نشانه های قیامت دانسته شده است.
احادیث
«عَن سُلَیمِ بنِ قَیسٍ قَالَ خَرَجَ عَلَیناَ عَلیُِّ بنُ أبیِ طَالِبٍ عَلیِه السَّلام وَ نَحنُ فِی المَسجدِ فَاختَوشنَاهُ فَقَالَ سَلُونِی قَبلَ أن تَفقِدُونیِ سَلُونِی عَنِ القُرآنِ عِلمَ الأَوَّلِینَ وَ الآخِرینَ لَم یَدَع لِقاَئِلٍ مَقَالاَ وَ لاَ یَعلَمُ تَاوِیلَهَ «إلّاَ اللهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِی العِلمِ» [12] وَ لَیسُوا [13] بِوَاحِدٍ وَ رَسُولُ اللهِ صَلیَ اللهُ عَلیهِ وَ آلِهِ وَ سَلمَ کَانَ وَاحِداً مِنهُم عَلَّمَهُ اللهُ سُّحَانَهُ إیَّاهُ وَ عَلَّمنِیهِ رَسُولُ الله صَلیَ اللهُ عَلیهِ وَ آلِهِ وَ سَلمَ ثُمَّ لاَ یَزَالُ فِی عَقبِهِ إلِیَ یَومِ تَقُومُ السَّاعَهُ ثُمَّ قَرَاً وَ «بَقِیَّهٌ مِمَّا تَرَکَ آلُ مُوسی وَ آلُ هارُونَ تَحمِلُهُ المَلائِکَهُ» [14] فَانَا مِن رَسُولِ اللهُ صَلیَ اللهُ عَلیهِ وَ آلِهِ وَ سَلمَ بِمَنزِلَهِ هَاروُنَ مِن مُوسیَ إلاَّ النَّبُوَهَ وَ العِلمَ فِی عَقبِنَا إلیَ أن تَقُّومَ السَّاعَهُ ثُمَّ قَرَا «وَ جَعَلَها کَلِمَهً باقِیَهٌ فِی عَقبِهِ» [15] ثُمَّ قَالَ کَانَ رَسُولُ اللهِ عَقِبَ إِبراهیمَ وَ نَحنُ أهلَ البَیتِ عَقِبُ إبراهیِمَ وَ عَقِبُ مُحَّمَدٍ صَلیَ اللهُ عَلیهِ وَ آلِهِ وَ سَلمَ »: سلیم بن قیس گفت: روزی حضرت امیرالمؤمنین وارد مسجد شد. ما اطراف آن جناب را گرفتیم.
فرمود: از من بپرسید قبل از این که مرا نیابید. از قرآن بپرسید! در قرآن، دانش پیشینیان و آیندگان هست جای ایرادی برای کسی نگذاشته و تأویل آن را جز خدا و راسخان در علم نمی دانند.
راسخان یک نفر نیست پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم یکی از راسخان است که خداوند به او تعلیم کرده و او به من آموخته.
سپس پیوسته در اولاد او تا روز قیامت خواهد بود. بعد این آیه را تلاوت کرد: «وَ بَقیَّهُ مِمَّا تَرَکَ آلُ مُوسی وَ آلُ هاروُنَ تَحمِلُهُ المَلائِکَهُ» من نسبت به پیامبر مانند هارون نسبت به موسی هستم، به جز مقام نبوت، و دانش او در نژاد ما است تا دامنه قیامت. بعد این آیه را تلاوت نمود: «وَ جَعَلَها کَلِمَهً باقِیَهٌ فِی عَقبِهِ» بعد فرمود: پیامبر اکرم عقب و بازمانده ابراهیم است ما اهل بیت نیز از بازماندگان ابراهیم و محمد هستیم. [16]
در نتیجه
در هر جامعه اي براي داشتنِ اعتقادي استوار و محكم به باورها و آموزه ها "يقيني"بر پايه ي ايمان قلبي لازم است تا بتوان با تكيه به آن از شُبهه ها و تشكيك هاي ويران كننده كه پايه هاي يكتاپرستي و اعتقادات ديني افراد را به تزلزُل مي كشاند، رهايي يافت.
باورهاي ديني هم بر پايه ي علوم الهي استوارند و براي نشر و گسترش ‌آنها بايد از حضورِ افرادي برگزيده كه هم راه شناس باشند و هم خود مسير مورد نظر را طي كرده باشند مانند انسان كامل يا ائمه و پيامبران براي تبيين و تشريح آنها بهره برد.
امام زمان ارواحنا له الفداء به عنوان رهبري حَيّ و شايسته در جامعه ي امروزي مطرح است كه با تكيه بر علم لَدُني كه از منبع وحي گرفته و علم جامعي كه در تمام دوره ها از طريق انسان هاي برگزيده دريافت كرده، مي تواند به عنوان متخصصي جامع در كسبِ ايماني راسخ در سايه ي علوم و عقايد به ما كمك كند.
امام زمان ارواحنا له الفداء كه خود از خاندان عصمت و طهارت است و با تربيت هاي ديني در پرتو آموزه اي الهي به مقام امامت رسيده، بنابر دارايي هاي قلبي و علمي خود داراي يقيني راسخ در اعتقادات مي باشد به طوري كه در شُبَهات و تشكيكات هر دوره، مي توان پاسخي عقلاني را از او طلب كرد.


پی نوشت:
1-هود، 1.
2-زمر، 23.
3-من ردّ متشابه القرآن الى محكمه هدى الى صراط مستقم». بحار، ج‏2، ص‏185.
4-قیامة، 23.
5-انعام، 103.
6-شورا، 11.
7-نحل، 98.
8-تفسیر نورالثقلین.
9-تفسیر درّالمنثور، ج‏2، ص 148.
10-نهج ‏البلاغه، خطبه 91.
11- منشأ اين دو احتمال وجود روايات متعارض است، زيرا مفاد روايت منقول از كافي عطف است و مفاد روايت منقول از عياشي استيناف است.
12-آل عمران: 7
13- ای الراسخین فی العلم
14- بقره: 248
15- زخرف: 28
16- بحارالانوار، ج 24، ص 179، باب 5، ح 11
آیه 7 سوره آل عمران: راسخ در علم


در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
نام:
ایمیل:
montazar.net

نظر سنجی
مایلید در کدام حوزه مطالب بیستری در سایت گذاشته شود؟
معارف مهدویتغرب و مهدویت
وظایف ما در عصر غیبتهنر و فرهنگ مهدویت
montazar.net

سایت های وابسته