تعداد موضوعها: 2034

Mahdinet.net   

 

صفحه اصلي

پرسش و پاسخ

 

سه شنبه 20 بهمن 1388

 

انتظار

انتظار امام    

انتظار    

انتظار فَرج    

فلسفه انتظار    

وجوب انتظار حضرت    

افضل الاعمال    

انتظار مثبت    

انتظار منفى    

منتظران حقيقى    

منتظر    

معنى انتظار     

انتظار و بهداشت روان    

دشوارى انتظار    

انتظار و قصد قربت     

منزلت منتظران    

آسیب شناسی انتظار    

ویژگیها و تکالیف    

فواید دعا برای حضرت    

زمينه سازان ظهور    

عاشورا و انتظار    

انتظار در مسيحيت    

انتظار و صهيونيسم    

آثار انتظار    

     

در بيان حكم ضدّ انتظار يعنى نااميدى

  در اين باره مى‏گويم كه نااميدى بر چند گونه تصور مى‏شود؛
گونه اوّل: يأس و نااميدى از اصل ظهور حضرت قائم‏عليه السلام به طور كلّى، و بدون شبهه همگى در حرام بودن آن اتّفاق نظر دارند، زيرا كه ظهور و قيام حضرت قائم‏عليه السلام از ضروريات مذهب اماميه است، بلكه احتمال مى‏رود كه از ضروريات دين اسلام باشد، چون كه احاديث در اين باره از حضرت رسول اكرم‏صلى الله عليه وآله در حدّ تواتر، از طرق خاصّه و عامّه رسيده، بلكه علماى عامّه نيز به اين امر اعتراف دارند و اختلاف در تعيين شخص او است و اين‏كه حالا وجود دارد يا نه، در مقابل آن‏هايى كه قايل هستند كه آن حضرت وجود خواهد يافت و متولّد خواهد شد.
بنابراين انكار آن به طور كلّى تكذيب پيغمبرصلى الله عليه وآله مى‏باشد. و شاهد بر آنچه يادآور شديم اين‏كه مجلسى‏رحمه الله (1) .
از ابن ابى الحديد - كه از بزرگان علماى عامّه است - حكايت كرده كه گفته: البته كه فرقه‏هاى مسلمانان اتّفاق دارند كه دنيا و تكليف پايان نخواهد يافت، مگر پس از آمدن مهدى‏عليه السلام
. گونه دوم: نااميدى از ظهور حضرت قائم‏عليه السلام در مدّت معيّنى، برحسب پندارها و حدس‏ها، به اين‏كه مثلاً گفته شود: حضرت قائم - صلوات اللَّه عليه - تا پنجاه سال ديگر ظهور نخواهد كرد و لازمه اين پندار آن است كه در آن مدّت منتظر نباشد، و حال آن‏كه از بررسى احاديثى كه امر مى‏كند در هر صبح و شام منتظر باشيم، ظاهر مى‏شود كه اين‏گونه نااميدى هم حرام باشد، زيرا كه ظاهر امر وجوب است و ترك واجب قطعاً حرام است.
و امّا احاديثى كه بر اين مطلب دلالت دارد، قسمتى از آن‏ها گذشت و از آن جمله است: روايت حمّاد بن عثمان كه در اقبال (2).
از امام صادق‏عليه السلام آمده كه فرمود: و امر صاحب خود را شب و روز انتظار داشته باش، كه خداوند هر روز در كارى است، هيچ كارى از كار ديگر او را مشغول نخواهد داشت، كه در بخش ششم همين كتاب گذشت
. و نيز در بحار در حديثى از مفضل بن عمر، از امام صادق‏عليه السلام آمده كه فرمود: نزديك‏ترين حالت بندگان نسبت به خداى - عزّوجلّ - و رضايت‏مندترين هنگام از آن‏ها زمانى است كه حجّت الهى را نيابند و براى آن‏ها آشكار نشود و جايگاهش را ندانند، در حالى كه در آن وضع مى‏دانند كه حجّت خداوند باطل نگشته است، پس در آن هنگام هر صبح و شام منتظر فرج باشيد... . (3)
و از جمله: همچنين در بحار از قمى، ضمن حديثى از پدرش، از محمد بن الفضيل، از پدرش، از حضرت ابوجعفر باقرعليه السلام روايت كرده، تا آن‏جا كه گويد: به آن حضرت عرضه داشتم: فدايت گردم! پس كى اين كار مى‏شود؟ فرمود: البته براى ما وقتى نسبت به آن تعيين نشده، ولى هرگاه چيزى را برايتان گفتيم، پس همچنان كه گفتيم شد، بگوييد: خدا و رسول او راست گفته‏اند.
و هرگاه برخلاف آن واقع شد نيز بگوييد: خدا و رسولش راست گفتند، دو برابر پاداش خواهيد يافت، ولى هرگاه احتياج و فقر شديد شد و مردم يكديگر را انكار كردند، در آن هنگام هر صبح و شام در انتظار اين امر باشيد. عرض كردم: فدايت گردم! احتياج و فقر را دانستيم، امّا انكار مردم يكديگر را چيست؟ فرمود: اين‏كه كسى به خاطر حاجتى نزد برادرش مى‏آيد، پس به غير از آنچه پيش‏تر با او برخورد مى‏كرد، با او ديدار مى‏نمايد و سخن ديگرى جز آنچه قبلاً با او مى‏گفت از وى مى‏شود. (4)
مى‏گويم: مقصود از انتظار فرج در هر صبح و شام، آن است كه هر وقتى كه ممكن است آن فرج موعود در آن واقع شود، مى‏بايست انتظارش را كشيد و بدون ترديد وقوع اين امر در تمام ماه‏ها و سال‏ها امكان دارد، به مقتضاى امر خداوندِ تدبير كننده دانا، پس بر همه افراد خاص و عام واجب است منتظر آن باشند
. و از جمله: احاديث مستفيضى است كه از تعيين كردن وقت ظهور نهى مى‏كند، كه در همان عنوان، آن‏ها را خواهيم آورد، زيرا كه مقتضاى نفى كردن ظهور در مدت معيّنى از سال‏ها و ماه‏ها خود وقت گذارى، به گذشت همان مقدار از زمان است و اين به نصّ اخبار رسيده از امامان‏عليهم السلام حرام مى‏باشد و شاهد و مؤيّد اين مطلب است گونه‏هايى از اخبار كه از امامانِ معصوم‏عليهم السلام روايت گرديده است
. از جمله: رواياتى است كه دلالت مى‏كند بر اين‏كه وقت ظهور آن حضرت‏عليه السلام از امور بدائيه است كه ممكن است زودتر شود يا به تأخير افتد، به مقتضاى حكمت خداوند دانا، چنان‏كه مولايمان حضرت صادق‏عليه السلام در روايت حمّاد بن عثمان - كه پيش‏تر گذشت - به اين معنى اشاره فرموده و نيز احاديثى كه بر آن دلالت داشت، پيش از اين گذشت
. و از جمله: احاديثى است كه در آن‏ها، مهيّا كردن اسلحه و مرابطه رائم امر گرديده، چون امر كردن به اين دو كار با وجود نااميدى از ظهور در مدّت معيّن بيهوده است و مانند اين‏ها است آنچه از آثار انتظار در اخبار امر گرديده است
. و از جمله: آنچه در اصول كافى به سند خود، ضمن حديثى آورده كه: يقطين به پسرش على بن يقطين گفت: چگونه است كه آنچه درباره ما حكومت بنى العباس گفته شده بود واقع گرديد و آنچه درباره حكومت حق شما گفته شده انجام نگرفت؟ على گفت: البته آنچه درباره ما و شما گفته شده، هر دو از يك منبع به شما گفته شد و همان‏طور هم كه گفته بودند انجام يافت، ولى امر ما هنگامش نرسيده، پس با اميدها دلگرم شديم. و اگر به ما مى‏گفتند: اين امر تا دويست تا سيصد سال ديگر تحقّق نخواهد يافت، البته دل‏ها قساوت مى‏گرفت و عموم مردم از اسلام بر مى‏گشتند، ولى مى‏گفتند: به زودى اين امر واقع مى‏گردد و خيلى نزديك است، تا دل‏ها با هم اُلفت گيرد و گشايش نزديك گردد. (5)
و در بحار (6) به نقل از دو كتاب غيبت نعمانى و غيبت طوسى مثل اين حديث را روايت آورده است. و در كتاب علل الشرايع به سند خود، به طور مرفوع از على بن يقطين روايت كرده كه گفت: به حضرت ابوالحسن موسى بن جعفرعليهما السلام عرض كردم: چرا آنچه از ملاحم پيش‏گويى‏ها درباره شما روايت شده، آن طور كه روايت آمده واقع نمى‏گردد و آنچه در مورد دشمنانتان روايت گرديده، درست مى‏آيد؟ فرمود: آنچه درباره دشمنانمان صادر گشت از حقّ بود، پس همان‏طور كه گفته شده بود، پيش آمد، ولى شما با آرزوها دلگرم شديد و تعلُّل كرديد، پس براى شما اين چنين بيان شد
. و از جمله: در غيبت نعمانى روايت مسندى از ابوالمرهف آمده كه امام صادق‏عليه السلام فرمود: محاضير هلاك شدند. راوى گويد: عرضه داشتم: محاضير چيست؟ فرمود: عجله كنندگان و نزديك شمارندگان نجات يافتند... . (7)
و نيز در همان كتاب به طور مسند، از حضرت ابوجعفر باقرعليه السلام روايت آمده كه فرمود: »هَلَكَ أَصْحابُ الَمحاضِيرِ وَنَجَى المُقَرَّبُونَ«؛ شتابزدگان هلاك شدند و نزديك شمارندگان نجات يافتند... . (8)
چون ظاهر آن است كه مقرِّبون به كسر راء باشد، يعنى مؤمنانى كه منتظرند و ظهور آن حضرت‏عليه السلام را نزديك مى‏دانند و همواره انتظارش را مى‏كشند. و مؤيّد اين مطلب است آنچه در دعاى عهد آمده، كه از امام صادق‏عليه السلام روايت شده: آنان ]مخالفان[ آن را بعيد مى‏پندارند و ما فرج و ظهور را نزديك مى‏دانيم... . (9)
و از جمله اين‏كه: يكى از حكمت‏هاى مخفى داشتن وقت ظهور آن حضرت، اين است كه مؤمنين در تمامى اوقات و همه سال‏ها در انتظار آن به سر برند، چنان‏كه در حديث ابن يقطين به اين معنى اشاره شده است، در آن دقّت كن
. و از جمله: رواياتى است كه دلالت دارد بر اين‏كه ظهور آن حضرت - صلوات اللَّه عليه - همان ساعت است كه دانستن وقت آن به خداوند - جلّ جلاله - اختصاص دارد، چنان‏كه گذشت
. و از جمله: رواياتى است كه دلالت دارد بر اين‏كه ظهور آن حضرت‏عليه السلام به طور ناگهانى انجام مى‏شود، مانند فرموده آن حضرت در توقيعى كه در احتجاج روايت آمده است: به درستى كه امر ما ناگهانى پيش مى‏آيد، هنگامى كه توبه، كسى را سود ندهد... . (10)
و روايتى كه از پيغمبر اكرم‏صلى الله عليه وآله آمده كه فرمود: مهدى از ما است خداوند امرش را يك شبه اصلاح خواهد فرمود. و روايت ديگرى كه از پيغمبر اكرم‏صلى الله عليه وآله آمده كه فرمود: او همچون شهاب فروزانى خواهد آمد. و روايت نبوى ديگر كه در حديثى از حضرت امام رضاعليه السلام در كتاب »كمال الدين« آمده كه به پيغمبرصلى الله عليه وآله عرض شد: يا رسول اللَّه! قائم از فرزندان شما كى خروج خواهد كرد؟ فرمود: مَثَلِ او همچون ساعت قيامت است كه آن را در وقت خود كسى جز او خداى - عزّوجلّ - ظاهر و روشن نكند، شأن آن در آسمان‏ها و زمين سنگين است، شما را نيايد جز ناگهانى. (11)
و در اصول كافى از حضرت امام رضاعليه السلام روايت شده كه فرمود: هرگاه پيشواى شما دانش شما از شما برداشته شد، پس از زير پاى خود منتظر فرج باشيد. (12)
مى‏گويم: ظاهراً فرموده آن حضرت‏عليه السلام: از زير پاى خود منتظر فرج باشيد. كنايه از ظهور امام عصر - عجّل اللَّه فرجه الشريف - به طور ناگهانى است، بنابراين واجب است در زمان غيبتش در هر حالى كه احتمال مى‏رود با پيروزى ظهور كند، انتظارش را كشيد.
اگر بگوييد: اين‏كه ظهور آن حضرت‏عليه السلام ناگهانى باشد، با آنچه در احاديث مستفيض بلكه متواتر معنوى آمده مبنى بر اين‏كه: علامت‏هاى حتمى خواهد داشت كه براى همه مردم معلوم خواهد شد - مانند سفيانى و صيحه آسمانى و كشته شدن نفس زكيّه - منافات دارد؟ مى‏گويم:
اوّلاً؛ انتظار لوازم ظهور در حقيقت انتظار خود آن است، پس چون به راستى دانستى كه ظهور آن حضرت بعد از آشكار شدن نشانه‏هايش خواهد بود، جز اين نيست كه منتظر پديدار شدن آن نشانه‏ها خواهى بود، چون آن علامت‏ها نشانه ظهور حضرت قائم‏عليه السلام مى‏باشند. خلاصه اين‏كه انتظارى كه در اخبار به آن امر گرديده؛ انتظار ظهور مولايمان است با هر چه از علامت‏ها و آثار دارد و اين بر اهل بصيرت روشن است و براى توضيح بيشتر مثالى مى‏آوريم: اگر زمامدار قدرتمندى به تو وعده بدهد كه در يكى از روزهاى هفته به منزلت خواهد آمد، آيا از همان آغاز هفته با فراهم كردن وسايل پذيرايى و زينت منزل و فرش و اثاثيه مناسب، منتظر آمدنش نخواهى بود؟! به طورى كه هرگاه در يكى از آن روزها بر منزل تو وارد گشت، موجبات احترام را فراهم آورده باشى و در شمار خطاكاران قرار نگيرى؟! با اين‏كه قطعاً مى‏دانى كه آمدن او نشانه‏هاى خبر دهنده و علامت‏هاى آشكار كننده‏اى دارد، ولى چون آشكار شدن آن نشانه، از آمدنش جدا نيست، منتظر او خواهى شد با همه لوازمى كه پيش از آن حاصل خواهد گشت
. ثانياً؛ ظاهر اخبار متعددى كه از امامان‏عليهم السلام روايت آمده آن است كه: تمام آن آثار در يك سال واقع مى‏شوند، پس واجب است مؤمنِ منتظِر در طول سال آماده ظهور مولايش باشد، چون احتمال دارد اين امر در آن سال وقوع يابد، بلكه از چند روايت ظاهر مى‏شود كه آن علامت‏ها نزديك به هم واقع مى‏شوند
. در مورد سفيانى؛ در بحار از حضرت سيد العابدين على بن الحسين‏عليهما السلام آمده كه در بيان علائم ظهور حضرت قائم‏عليه السلام فرمود: پيش از خروج اوعليه السلام، خروج مردى به نام عوف سلمى در سرزمين جزيره خواهد بود، كه پناه‏گاهش تكريت و كشته شدنش در مسجد دمشق واقع مى‏گردد، سپس خروج شعيب بن صالح از سمرقند پيش مى‏آيد، آن‏گاه سفيانى ملعون از وادى يابس خروج مى‏كند و او از فرزندان عتبة بن ابى سفيان است و چون سفيانى آشكار شود، مهدى‏عليه السلام مخفى مى‏گردد، سپس بعد از آن خروج خواهد فرمود. (13)
مى‏گويم: از اين حديث استفاده مى‏شود كه ظهور حضرت قائم‏عليه السلام مقارن خروج سفيانى، يا نزديك به آن خواهد شد و اين منافات ندارد با آنچه در روايات متعددى وارد شده، كه مدّت حكومت سفيانى هشت ماه خواهد بود و آنچه وارد شده كه خروج سفيانى پيش از قيام قائم‏عليه السلام خواهد بود، زيرا كه منظور از قيام قائم‏عليه السلام در اين روايت، خروج آن حضرت به طور علنى و آشكارا در بيت اللَّه الحرام و ظهور شريفش براى خاصّ و عامّ مى‏باشد، كه رواياتى دلالت دارد بر اين‏كه آن حضرت‏عليه السلام ظهورهاى متعددى پيش از اين ظهور تامّ خواهد داشت كه تاريكى غيبت برطرف خواهد گشت و براى عموم مردم آشكار خواهد شد، چنان‏كه پيش‏تر نيز به اين مطلب اشارت رفت
. و امّا در مورد كشته شدن نفس زكيّه؛ در كتاب كمال الدين از امام صادق‏عليه السلام روايت آمده كه فرمود: بين خروج قائم آل محمدعليهم السلام و كشته شدن نفس زكيّه، جز پانزده شب نخواهد بود. (14)
گونه سوم: نااميد بودن از نزديكى زمان فرج و ظهور آن حضرت - صلوات اللَّه وسلامه عليه - مى‏باشد، يعنى اين‏كه احتمال نزديك بودن آن را نفى نمايد، چنان‏كه حال بعضى از اهل زمان ما است، آنان كه عقايد و باورهاى خود را بر حدس و گمان و تخمين بنا مى‏كنند و ظاهر از دلايل، حرام بودن اين‏گونه نااميدى نيز مى‏باشد، به همان دليل‏هايى كه در گونه دوم آورديم، زيرا كه از اخبار روايت شده از امامان‏عليهم السلام چنين استفاده مى‏شود كه بدين جهت وقت ظهور بر مؤمنين مخفى مانده، تا در تمامى زمان‏ها و سال‏ها منتظرش باشند، هرچند كه حكمت‏هاى ديگرى نيز براى آن هست و خداوند حقايق امور را مى‏داند
.

  1- بحارالانوار، 114/51 ح 10. 2- اقبال، 201. 3- بحارالانوار، 145/52 ح 67. 4- بحارالانوار، 185/52 باب علامات الظهور ذيل ح 9. 5- اصول كافى، 369/1 ذيل ح 6. 6- بحارالانوار، 111/52 باب 21 ذيل ح 18. 7- غيبت نعمانى، 103. 8- غيبت نعمانى، 104. 9- بحارالانوار، 112/102. 10- احتجاج، طبرسى، 324/2. 11- كمال‏الدين، 373/2. 12- اصول كافى، 341/1 در باب غيبت ح 24. 13- بحارالانوار، 213/52. 14- كمال‏الدين، 649/2.

 
   
  copyright @ 2005   تماس با ما    شبكه امام مهدي عجل الله تعالى فرجه الشريف