تعداد موضوعها: 2430

Mahdinet.net   

 

صفحه اصلي

پرسش و پاسخ

 

پنجشنبه 18 شهريور 1389

 

انتظار

انتظار امام    

انتظار    

انتظار فَرج    

فلسفه انتظار    

وجوب انتظار حضرت    

افضل الاعمال    

انتظار مثبت    

انتظار منفى    

منتظران حقيقى    

منتظر    

معنى انتظار     

انتظار و بهداشت روان    

دشوارى انتظار    

انتظار و قصد قربت     

منزلت منتظران    

آسیب شناسی انتظار    

ویژگیها و تکالیف    

فواید دعا برای حضرت    

زمينه سازان ظهور    

عاشورا و انتظار    

انتظار در مسيحيت    

انتظار و صهيونيسم    

آثار انتظار    

     

شناختن علامت‏هاى ظهور آن حضرت‏

  شناختن علامت‏هاى ظهور آن حضرت‏عليه السلام به ويژه علايم حتمى كه امامان برحق‏عليهم السلام آن‏ها را خبر داده‏اند، از وظايف مهمّ شيعيان است و دليل بر اين، عقل است و نقل؛
دليل عقل
پيش‏تر دانستيد كه شناخت شخص آن حضرت‏عليه السلام واجب است و شناخت علايم حتمى كه مقارن با ظهور آن جناب يا نزديك به آن است، مقدّمه شناخت او مى‏باشد
. اگر بگوييد: مى‏توان از راه ديگرى جز آن علامت‏ها، نيز حضرتش را شناخت، بنابراين راه معرفت منحصر به همين طريق نيست. خواهيم گفت: در روايات، امر به روى آوردن به سوى آن جناب هنگام ظهورش وارد گرديده، چنان ‏كه در روايت نعمانى به سند خود، از امام باقرعليه السلام پس از ياد نمودن از ندا و فرو رفتن زمين در بيداء آمده، پس به سوى او رويد هرچند كه روى دست و پا باشد، به خدا سوگند! گويى او را مى‏بينم بين ركن و مقام از مردم بيعت مى‏گيرد... . (1)
و ترديدى نيست كه روى آوردن به سوى آن حضرت هنگام ظهورش از شهرها، جز بعد از علم به ظهور امكان‏پذير نمى‏باشد و اين علم به سبب آشكار شدن علامت‏هاى حتميه‏اى كه وعده شده‏اند، حاصل مى‏گردد. و امّا شناختن آن جناب به وسيله معجزاتى كه از حضرتش صادر مى‏شود، براى بينندگان و حاضران در خدمتش انجام مى‏يابد، چنان‏كه پوشيده نيست.
دليل نقل
فرموده امام صادق‏عليه السلام است، در خبر عمر بن ابان كه در حديث صحيحى در كافى روايت آمده كه فرمود: علامت را بشناس، پس هرگاه آن را شناختى، پيش افتادن يا تأخير كردن اين امر تو را ضرر نرساند... . (2)
اضافه بر اين‏كه ائمه طاهرين‏عليهم السلام علامت‏هايى را كه خداى تعالى براى ظهور حضرت قائم‏عليه السلام قرار داده، بيان فرموده‏اند، تا راستگو از دروغگو معلوم گردد و در قسمتى از روايات، وقوع بعضى از رويدادهاى فتنه‏انگيز را خبر داده‏اند، كه گمراهان به سبب آن‏ها به فتنه مى‏افتند، ولى آنان كه احاديث امامان را روايت كرده‏اند و كسانى كه از پيش وقايعى كه امامان‏عليهم السلام خبر داده‏اند، شنيده و دانسته باشند، به فتنه نمى‏افتند و گمراه نمى‏شوند، زيرا كه آن‏ها به سبب شناختن علايم بر اساس روايات رسيده از امامانشان‏عليهم السلام راستگو را از دروغگو تشخيص مى‏دهند، نمى‏بينيد بسيارى از كسانى كه از دين روى تافتند و مرتدّ شدند و دنبال گمراه كنندگان ملحد افتادند، چه در زمان ما و چه پيش از اين زمان، مرتدّ شدن و گمراهيشان به سبب ندانستن علايم ظهور صاحب الامرعليه السلام و ويژگى‏هاى آن جناب بوده است؟! لذا گمراه شدند و ديگران را گمراه كردند.
اگر آن‏ها به طلب علم و تحصيل معرفت روى مى‏آوردند و در پى شناختن آنچه از صفات و علايم و دلايل و نشانه‏هاى ظهور صاحب الامرعليه السلام بر آنان واجب است، برمى‏آمدند، از نجات يافتگان مى‏شدند و از دين دست برنمى‏داشتند.
از خداوند - عزّوجلّ - خواستاريم كه به ما علم و عمل روزى كند و از خطا و لغزش ما را حفظ فرمايد، كه او است شنواى اجابت كننده. و در امر آينده، توضيح و بيان بيشترى راجع به اين مطلب خواهد آمد، ان شاء اللَّه
. و نيز بر اين مطلب دلالت مى‏كند اين‏كه اطاعت دستورات آن حضرت‏عليه السلام بر ما واجب است، به دليل فرموده خداى تعالى: أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الأَمْرِ مِنْكُمْ؛ (3) اطاعت كنيد خداوند را و اطاعت كنيد فرستاده خداوند را و واليان امر را.
بنابراين بر مؤمن واجب است علايم ظهور آن حضرت را بشناسد، تا هرگاه ظاهر شد او را اطاعت كند و حق را از باطل تشخيص دهد. ما در اين‏جا قسمتى از آنچه شيخ اجل محمد بن ابراهيم نعمانى در كتاب الغيبة (4) روايت كرده مى‏آوريم
: 1- به سند خود از عمر بن حنظله از حضرت ابى عبد اللَّه امام صادق‏عليه السلام آورده كه فرمود: قائم‏عليه السلام را پنج علامت هست: سفيانى و يمانى و صيحه آسمانى و كشته شدن نفس زكيّه و فرو رفتنى در بيداء
. 2- در خبر ديگرى از آن حضرت‏عليه السلام آمده كه فرمود: در آن سال كه صيحه آسمانى واقع مى‏شود، پيش از آن آيتى نشانه‏اى در ماه رجب هست، گفتم: آن چيست؟ فرمود: صورتى در ماه بر مى‏آيد و دستى آشكار مى‏گردد.
3- و از عبد اللَّه بن سنان از حضرت امام صادق‏عليه السلام است كه فرمود: ندا صداى آسمانى از نشانه‏هاى حتمى است و سفيانى از نشانه‏هاى حتمى است و يمانى از علايم حتمى است و كشته شدن نفس زكيّه از علايم حتمى است و كفِ دستى كه از آسمان بيرون مى‏آيد، از علايم حتمى است.
فرمود: و امر ترسناكى كه در ماه رمضان پيش مى‏آيد، شخص خوابيده را بيدار مى‏كند و بيدار را مى‏ترساند و دوشيزه را از پرده حجاب بيرون مى‏اندازد.
4- و از بزنظى، از حضرت رضاعليه السلام است كه فرمود: پيش از اين امر سفيانى است و يمانى و مروانى و شعيب بن صالح و كف دستى كه گويد: اين و اين .
5- و از ابوبصير، از حضرت ابوجعفر محمد بن على باقرعليه السلام است كه فرمود: هرگاه آتشى از سوى مشرق همچون هُردى عظيم بسيار زرد مشاهده كرديد، كه سه يا هفت روز برمى‏آيد منتظر فرج قائم آل محمدعليهم السلام باشيد ان شاء اللَّه كه خداوند توانا و حكيم است.
سپس فرمود: صيحه جز در ماه رمضان نخواهد بود، زيرا كه ماه رمضان ماه خداوند است و اين فرياد جبرئيل به اين خلق است.
آن‏گاه فرمود: ندا كننده‏اى از آسمان به نام حضرت قائم‏عليه السلام بانگ مى‏زند، پس هر كه در مشرق است و هر كه در مغرب، آن را خواهد شنيد، هيچ خوابيده‏اى نخواهد ماند، جز اين‏كه بيدار شود و هيچ ايستاده‏اى، مگر اين‏كه بنشيند و هيچ نشسته‏اى، مگر اين‏كه بپا خواهد ايستاد بر اثر ترس از آن صدا، پس خداى رحمت كند كسى را كه از آن صدا عبرت گيرد و آن را اجابت نمايد، كه آن صدا، صداى جبرئيل روح الامين است.
و فرمود: صدا در ماه رمضان، شب جمعه شب بيست و سوم خواهد بود، درباره آن ترديد مكنيد و بشنويد و اطاعت نماييد و در آخر روز صداى ابليس لعين است كه بانگ بر مى‏آورد: توجّه كنيد كه فلانى مظلوم كشته شد، تا مردم را به شكّ اندازد و آن‏ها را فريب دهد.
در آن روز، چه بسيار افراد به شك و حيرت خواهند افتاد كه در آتش سقوط كنند، پس هرگاه صدا را در ماه رمضان شنيديد، در آن ترديد مكنيد كه آن صداى جبرئيل است و نشانه‏اش آن است كه او به نام حضرت قائم‏عليه السلام و نام پدرش ندا مى‏كند، تا آن‏جا كه دوشيزه پس پرده هم آن را مى‏شنود و پدر و برادرش را تشويق مى‏نمايد كه خروج كنند.
و فرمود: ناچار بايد كه اين دو صدا پيش از خروج حضرت قائم‏عليه السلام انجام گردد: صدايى از آسمان كه صداى جبرئيل است به نام صاحب اين امر و نام پدرش، و صداى دوم كه از زمين است صداى ابليس لعين مى‏باشد، به نام فلانى ندا مى‏كند كه مظلوم كشته شد، منظورش از اين كار فتنه‏گرى است.
پس از صداى اوّل پيروى كنيد و مبادا به صداى بعدى فريفته شويد
. 6- و از چند تن از اصحاب ما روايت آمده از امام صادق‏عليه السلام كه گفتند: به آن حضرت‏عليه السلام عرضه داشتيم: آيا سفيانى از حتميات است؟ فرمود: آرى. و كشته شدن نفس زكيّه از امور حتمى است و قائم‏عليه السلام از امور حتمى است و فرو رفتگى در بيداء از امور حتمى است و كفِ دستى كه از آسمان بيرون مى‏آيد، از امور حتمى است و ندا همين‏طور.
عرضه داشتم: ندا چيست؟ فرمود: آواز دهنده‏اى بانگ مى‏زند به نام قائم و نام پدرش‏عليهما السلام
. 7- و از ابن ابى يعفور آمده كه گفت: حضرت ابوعبد اللَّه امام صادق‏عليه السلام فرمود: به دست داشته باش! هلاكت فلانى و خروج سفيانى و كشته شدن نَفْس زكيّه و لشكرى كه در زمين فرو مى‏رود و صدا. گفتم: صدا چيست، همان ندا است؟ فرمود: آرى. و به وسيله آن صاحب اين امر شناخته مى‏شود
. 8- و از زراره است كه گفت: به حضرت امام صادق‏عليه السلام عرضه داشتم: آيا ندا حق است؟ فرمود: آرى به خدا سوگند! تا آن‏جا كه هر قومى به زبان خود آن را خواهند شنيد.
9- و از عبد اللَّه بن سنان است كه گفت: در خدمت حضرت ابى عبد اللَّه امام صادق‏عليه السلام بودم كه شنيدم شخصى از همدان مى‏گفت: اين عامّه ما را سرزنش مى‏كنند و به ما مى‏گويند: شما مى‏پنداريد كه آواز دهنده‏اى از آسمان به نام صاحب اين امر بانگ خواهد زد.
آن حضرت تكيه داده بود، خشمگين شد و راست نشست، سپس فرمود: اين سخن را از من نقل نكنيد و از پدرم نقل كنيد كه هيچ اشكالى براى شما نخواهد داشت، من شهادت مى‏دهم كه از پدرم‏عليه السلام شنيدم مى‏فرمود: واللَّه اين مطلب در كتاب خدا كاملاً روشن است كه مى‏فرمايد: إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِمْ مِنَ السَّمآءِ آيَةً فَظَلَّتْ أَعْناقُهُمْ لَها خاضِعِينَ؛ (5) اگر بخواهيم از آسمان آيتى فرود آوريم، پس بر آن گردن نهند، در حالى كه به آن خاضع باشند.
پس آن روز احدى در زمين باقى نمى‏ماند، مگر اين‏كه در مقابل آن نشانه سر فرود آورد و بر آن گردن نهد و همه اهل زمين وقتى بشنوند صدايى از آسمان بلند است كه: آگاه باشيد! كه حقّ با على بن ابى طالب و شيعيان او است، ايمان مى‏آورند.
و چون فرداى آن روز شود، ابليس بر هوا رود، تا جايى كه از چشم زمينيان مخفى گردد، آن‏گاه بانگ برآورد كه: توجّه كنيد حق با عثمان بن عفان و شيعيان او است، زيرا كه او مظلوم كشته شد، خونش را مطالبه كنيد.
حضرت فرمود: پس در آن هنگام خداوند مؤمنان را با قول ثابت بر حقّ استوار مى‏سازد، كه همان نداى اوّل است.
ولى آن‏ها كه در دلشان مرض هست - كه مرض به خدا قسم! دشمنىِ ما است - در شك مى‏افتند، در آن هنگام از ما دورى جويند و ما را اهانت مى‏كنند و مى‏گويند: منادى اول سحرى بود از سحرهاى اين خاندان.
سپس حضرت ابوعبد اللَّه صادق‏عليه السلام اين آيه را تلاوت كرد: وَإِنْ يَرَوْا آيَةً يُعْرِضُوا وَيَقُولُوا سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ؛ (6) و چون آيه‏اى را ببينند روى برتافته و مى‏گويند سحرهاى پى در پى است
. 10- و از محمد بن الصامت است كه گفت: به امام صادق‏عليه السلام عرضه داشتم: آيا علامتى پيش از اين امر نيست؟ فرمود: چرا. عرض كردم: آن چيست؟ فرمود: به هلاكت رسيدن عبّاسى و خروج سفيانى و كشته شدن نفس زكيّه و فرو رفتگى در بيداء و صدايى از آسمان، گفتم: فدايت شوم! مى‏ترسم كه اين امر طول بكشد. فرمود: نه. البته آن بسان دانه‏هاى منظم تسبيح پى در پى خواهد شد
. 11- و از حمران بن اعين از امام صادق‏عليه السلام است كه فرمود: از امور حتمى كه ناگزير پيش از قيام حضرت قائم‏عليه السلام بايد واقع شود: خروج سفيانى است و فرو رفتگى در بيداء و كشته شدن نفس زكيّه و ندا كننده‏اى از آسمان
. 12- و از زراره بن اعين است كه گفت: شنيدم حضرت ابوعبد اللَّه صادق‏عليه السلام مى‏فرمود: آواز دهنده‏اى از آسمان بانگ خواهد زد: فقط فلانى امير است، و منادى ديگر ندا مى‏كند: البته كه على و شيعيان او پيروزند. به آن حضرت عرض كردم: پس از اين ندا ديگر چه كسى با حضرت مهدى‏عليه السلام خواهد جنگيد؟ امام صادق‏عليه السلام فرمود: شيطان بانگ خواهد زد: فلانى و شيعيانش پيروزند، يعنى مردى از بنى‏اميه.
گفتم: پس چه كسى راستگو را از دروغگو مى‏شناسد؟ فرمود: آنان كه پيش‏تر احاديث ما را روايت مى‏كرده‏اند و مى‏گفتند: پيش از اين امر چنين چيزى خواهد بود، او را خواهند شناخت و مى‏دانند كه آنان خود برحقّ و راستگويند
. 13- و در حديث ديگرى از زراره آمده كه گفت: به حضرت ابى عبد اللَّه امام صادق‏عليه السلام عرض كردم: خداوند حال شما را اصلاح فرمايد، تعجّب دارم و درشگفتم از حضرت قائم‏عليه السلام كه چگونه با او مى‏جنگند با آن عجايبى كه مى‏بينند، از قبيل فرو رفتن سپاهيان سفيانى در بيداء و ندايى كه از آسمان خواهد بود؟! فرمود: همانا شيطان آن‏ها را وا نمى‏گذارد تا اين‏كه او نيز ندا كند، همچنان كه روز عقبه بر رسول خداصلى الله عليه وآله ندا سر داد
. 14- از هشام بن سالم روايت آمده كه گفت: شنيدم حضرت ابوعبد اللَّه امام صادق‏عليه السلام مى‏فرمود: آن‏ها دو صيحه مى‏باشند: يكى در اوّل شب و صيحه ديگر در آخر شب دوم.
راوى گويد: عرض كردم: آن چگونه است؟ فرمود: يكى از آسمان است و يكى از ابليس؛ گفتم: چگونه اين از آن تشخيص داده مى‏شوند؟ فرمود: هركس خبر آن را پيش از آن‏كه واقع شود شنيده باشد، آن را مى‏شناسد
. 15- و از عبد الرحمن بن مسلمه است كه گفت: به حضرت امام صادق‏عليه السلام عرضه داشتم: مردم ما را سرزنش مى‏كنند و مى‏گويند: هرگاه آن دو واقع شوند، حق‏گو از دروغگو چگونه شناخته مى‏گردند؟ فرمود: شما چه پاسخى به آن‏ها مى‏دهيد؟ عرض كردم: چيزى در جواب آن‏ها نمى‏گوييم.
فرمود: به آنان بگوييد هر كس پيش از آن‏كه اين امر واقع شود، به آن ايمان داشته باشد، هرگاه تحقق يافت، آن را تصديق خواهد كرد، خداوند - عزّوجلّ - فرمايد: أَفَمَنْ يَهْدِي إِلَى الحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لا يَهِدِّي إِلّا أَنْ يُهْدى فَما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ؛ (7) آيا كسى كه به سوى حق هدايتگر است، سزاوارتر است پيروى گردد، يا كسى كه خود راهياب نيست، مگر اين‏كه راهنمايى شود، پس شما را چه شده و اين چگونه قضاوتى است كه شما داريد
. 16- و از عبد اللَّه بن سنان است كه گفت: شنيدم حضرت ابى عبد اللَّه امام صادق‏عليه السلام مى‏فرمود: اين امر كه گردن‏هايتان را به سوى آن مى‏كشيد، نخواهد شد تا آن‏كه ندا كننده‏اى از آسمان بانگ برزند: توجّه كنيد! فلانى صاحب امر است، پس براى چه جنگ مى‏كنيد؟
17- و از محمد بن مسلم است، از حضرت باقرعليه السلام كه فرمود: سفيانى و قائم‏عليه السلام در يك سال خواهند بود
. 18- و از بدر بن الخليل اسدى آمده كه گفت: در خدمت ابوجعفر محمد بن على باقرعليه السلام بودم، پس آن جناب دو نشانه‏اى كه پيش از ظهور حضرت قائم‏عليه السلام خواهد بود و از هنگام فرود آمدن آدم تا به زمين هيچ‏گاه واقع نشده را بيان فرمود اين‏كه: خورشيد در نيمه ماه رمضان و ماه در آخر آن خواهند گرفت. شخصى عرضه داشت: يابن رسول اللَّه! نه، بلكه خورشيد در آخر و ماه در نيمه خواهند گرفت، حضرت ابوجعفر باقرعليه السلام فرمود: من مى‏دانم تو چه مى‏گويى، ولى اين دو نشانه از هنگام هبوط آدم پديد نيامده‏اند.
19- و از وَرد - برادر كميت شاعر معروف - از حضرت ابوجعفر باقرعليه السلام آمده كه فرمود: به درستى كه پيشاپيش اين امر پنج روز به آخر ماه مانده، ماه مى‏گيرد و پانزده روز مانده، خورشيد كسوف مى‏يابد و آن در ماه رمضان خواهد بود و در آن هنگام حساب از دست منجّمين بيرون مى‏رود
. مى‏گويم: از اين حديث ظاهر مى‏شود كه منظور از آخر ماه در حديث پيشين، آخر عرفى است نه حقيقى، پس بين اين دو حديث اختلافى نيست
. 20- و از عبد الملك بن اعين روايت آمده، كه گفت: در خدمت حضرت ابوجعفر امام باقرعليه السلام بودم كه حضرت قائم‏عليه السلام ياد شد، من عرض كردم: اميدوارم به زودى اين امر واقع شود و سفيانى نباشد؟ فرمود: خير، به خدا سوگند! آن از امور حتمى است كه بايد واقع گردد
. 21- و از حمران بن اعين است، از حضرت ابوجعفر امام باقرعليه السلام در تفسير فرموده خداى تعالى: ثُمَّ قَضى أَجَلاً وَأَجَلٌ مُسَمّىً عِنْدَهُ؛ (8) پس اجَلى قرار داد و اجل معيّنى نزد او ثبت است.
فرمود: البته دو اجل هست؛ يك اجل حتمى و اجل ديگر موقوف، پس حمران عرضه داشت: حتمى چيست؟ فرمود: آن است كه خداوند مشيتش به آن تعلّق گرفته باشد، حمران گفت: من اميدوارم اجل سفيانى از گونه موقوف باشد.
حضرت ابوجعفر باقرعليه السلام فرمود: خير، به خدا قسم! آن از گونه حتمى است
. 22- و از فضيل بن يسار، از حضرت امام ابوجعفر باقرعليه السلام روايت آمده كه فرمود: به درستى كه از جمله امور كارهايى است موقوف و كارهايى است محتوم. و البته سفيانى از امور محتوم مى‏باشد، كه ناگزير بايد واقع شود
. 23- و از خلاّد صائغ، از ابى عبد اللَّه امام صادق‏عليه السلام روايت آمده كه فرمود: از سفيانى گزيرى نيست و او جز در ماه رجب خروج نخواهد كرد. مردى به آن حضرت عرضه داشت: هرگاه خروج كرد، چگونه باشيم؟ فرمود: هرگاه آن پيش‏آمد شد، پس به سوى ما روى آوريد.
24- و از محمد بن مسلم، از حضرت ابوجعفر امام باقرعليه السلام روايت شده كه فرمود: سفيانى سرخ رويى است زرد موى و چشم كبود، كه هرگز خداوند را نپرستيده و نه مكه را ديده، نه مدينه را. مى‏گويد: پروردگارا! خونم را از مردم مى‏سنانم هرچند كه به آتش روم، خونم را مى‏ستانم هرچند كه به آتش روم
. 25- و از امام صادق‏عليه السلام است كه فرمود: هرگاه قائم‏عليه السلام بپاخيزد، در همه شهرهاى زمين كسانى را گمارد. در هر اقليم يك نفر، به او مى‏گويد: دستور العمل تو در كف دست تو است، پس هرگاه چيزى بر تو وارد شد كه آن را نمى‏فهمى و قضاوت درباره آن را نمى‏دانى، به كف دستت نگاه كن و به آنچه در آن است، عمل بنماى.
امام صادق‏عليه السلام فرمود: و ارتشى را به قسطنطنيه مى‏فرستد، كه چون به خليج رسيدند، بر پاهاى خود چيزى مى‏نويسند و بر روى آب راه مى‏روند، هنگامى كه روميان آنان را مى‏بينند كه بر روى آب راه مى‏روند، گويند: اينان اصحاب او هستند كه بر روى آب راه مى‏روند، پس خود او چگونه است! آن وقت دربهاى شهر را بر آنان مى‏گشايند، پس آنان داخل شهر شده و در آن هر قدر بخواهند حكومت مى‏كنند. (9) باب ما جاء عند خروج القائم‏عليه السلام
. مى‏گويم: و ارتش سفيانى كه زمين، آنان را در بيداء بين مكه و مدينه فرو خواهد برد، در حديث مفضّل وارد شده كه تعداد آن‏ها به سيصد هزار تن مى‏رسد. و حديث آن طولانى است كه در الانوار النعمانية و بحار الانوار (10) آمده است.
و در بعضى از روايات وارد شده كه آن‏ها وقتى به سرزمين بيداء مى‏رسند، جبرئيل‏عليه السلام فرود مى‏آيد و بانگ مى‏زند: يا بَيْدآءُ أَبِيدِي القَوْمَ؛ اى بيداء! اين جمعيت را نابود كن. در اين‏جا به همين مقدار بسنده مى‏كنيم كه براى عبرت گيرندگان همين مقدار كافى و بسنده است.
و شيخ صدوق و غير او - كه خداى رحمتشان كند - نيز بسيارى از اين اخبار را روايت كرده‏اند.
و شيخ صدوق به سند خود، از عبد اللَّه بن عجلان روايت آورده كه گفت: در محضر امام ابوعبد اللَّه صادق‏عليه السلام از خروج حضرت قائم‏عليه السلام سخن به ميان آورديم، پس به آن جناب عرضه داشتم: چه راهى داريم كه آن را بدانيم؟ فرمود: هر يك از شما صبح بيدار مى‏شود، در حالى كه زير سرش صفحه‏اى باشد كه بر آن نوشته شده: طاعَةٌ مَعْرُوفَةٌ؛ اطاعت شناخته شده. (11)

  1- الغيبة، 140 - 139
. 2- اصول كافى، 372/1.
3- سوره نساء، آيه 59.
4- الغيبة، نعمانى؛ باب علامات الظهور، 133 به بعد.
5- سوره شعراء، آيه 4.
6- سوره قمر، آيه 2.
7- سوره يونس، آيه 35.
8- سوره انعام، آيه 2.
9- الغيبة، نعمانى/172
. 10- بحارالانوار، 53 باب 25.
11- كمال‏الدين، 654/2 باب 57 ح 22
.

 
   
  copyright @ 2005   تماس با ما    شبكه امام مهدي عجل الله تعالى فرجه الشريف