www.montazar.net

montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net

مولای من این بار هم نیامدی
و سالهاست در پس پردة اشک کوچه باغ نگاه مهربانت را در تجسّم آه می بینم، سالهاست نگاهم بی ترانة حرفهایت مانده، و سالهاست دیوار زمان انتظار شکستن را می کشد، ابراهیم بت شکن دوران، فرزند ناجی نوح بیا و کشتی عشقت را به عاشقان بی قرار عرضه دار و مگذار در اقیانوس پر تلاطم عشق و فراق جان دهیم.
مولای من خورشید جمعه که شعاع های پر تلألو خود را بر کوهسار گونه هایم که خیس ندبة صبح است رقص کنان می پاشد به هوای آمدنت کوچه را می نگرم، کوچه ای که شاید دیر زمانی است بوسة خاکساری بر پاهای نازنینت نزده کوچه ای که بارها و بارها به انتهای غریب و خالی خویش نگریسته و اشک هجران ریخته. مهربانم این چه عشوه ای است که زمان و زمین را بدان سوخته ای.
و من گاه از پناه نیمة باز پنجره و از پس دریای جوشان چشمهایم آه کوچه را لمس می کنم و چه آه سوزان و غمینی است آه منتظری که غروب یاقوتی جمعة زیبا را ببیند و یار نیاید. مهربانم چه قرن ها، چه عصرها و چه جمعه ها که زمان به انتظار آمدنت بر سر راهت به انتظار نشست و تو ای معشوق زیبندة عرش و فرش حتی به ناز نیم نگاهی بر قامت خمیدة منتظران دیرینه ات نینداختی.
مهربانم دیگر سکوت چشم ها شکسته، بغض های نشکفته باز شده، قلب های بی آهنگ طپیدن گرفته و آغوش زمان به آمدنت گشوده گشته. عزیزم هر روز بر کوچه های سرد و یخ بستة ظلمت قدم می نهم آنقدر بوی نفرت از وجود دیوان آدم نما بر خاسته، آنقدر زمین سرد است که تنها قدم های گرم تو یارای آب کردن برف های زمستان بی بهایش را دارد مهربانم چشمهایم در این ظلمت نمی بیند چراغ فروزان راهم بیا . همین جمعه بیا مهربانم.


مولای من این بار هم نیامدی


در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
نام:
ایمیل:
montazar.net

نظر سنجی
مایلید در کدام حوزه مطالب بیستری در سایت گذاشته شود؟
معارف مهدویتغرب و مهدویت
وظایف ما در عصر غیبتهنر و فرهنگ مهدویت
montazar.net

سایت های وابسته