محدث بزرگوار میرزا حسین نوری در کتاب نجم الثاقب حکایتی از سید احمد رشتی (ره) (از تجار شت) نقل می کند: در سال 1280 هـق. از رشت عازم حج بیت الله الحرام شدم و بعد از ورود به تبریز با جمعی از تجار و رفقا هم سفر شدم. در بین راه هوا تاریک شد و برف باریدن گرفت. طولی نکشید که از قافله عقب مانده و گم شدم. هر چه رفتم کسی را پیدا نکردم، تنها و مضطرب و ناراحت، در همان جا ماندم و با خود فکر می کردم چه کنم؟ در آن حالت شخصی را دیدم که جلو آمد و فرمود: کیستی؟ حکایت خود را گفتم. ایشان به زبان فارسی به من فرمودند: نافله شب بخوان تا راه را پیدا کنی. مشغول خواندن نماز شب شدم و بعد از اتمام نافله فرمودند: چرا نرفتی؟ گفتم: راه را نمی دانم! فرمودند: زیارت جامعه را بخوان!
سید رشتی (ره) می گوید تا آن زمان زیارت جامعه را از حفظ نمی دانستم و الان هم حفظ نیستم ولی شروع کردم به خواندن و تا آخر زیارت جامعه را تمام و کمال از حفظ خواندم. دوباره آن شخص نمایان شد و فرمود: چرا نرفتی؟ بی اختیار گریه ام گرفت و گفتم: راه را نمیدانم! فرمودند: عاشورا بخوان! و من با وجودی که از حفظ نبودم ولی تمام زیارت عاشورا را به صورت کامل همراه با دعای علقمه از حفظ خواندم. باز آن شخص آمدند و فرمودند: چرا شما نافله نمی خوانید؟ نافله! نافله! نافله و باز فرمودند: چرا شما جامعه نمی خوانید؟ جامعه! جامعه! جامعه! و بعد فرمودند: چرا شما عاشورا نمی خوانید؟ عاشورا! عاشورا! عاشورا! و بعد از بیان این جملات نهری را نشان دادند و فرمودند: آنها رفقای شما هستند که در حال وضو گرفتن برای نماز صبح هستند. من به این فکر افتادم که این آقا چه کسی بود که با زبان فارسی با من سخن گفت و چگونه به سرعت مرا به رفقایم رسانید. پشت سر را نگاه کردم ولی کسی را ندیدم. [1]
زیارت جامعه کبیره که یکی از بهترین زیارت های شیعیان می باشد یک دوره کامل امام شناسی است که می تواند بین شیعه و پیام غدیر که همان امامت است ارتباط برقرار نماید و زیارت عاشورا نیز بهترین و مناسب ترین راه ارتباط با حادثه آفرینان عاشورا می باشد و از آنجا که نماز شب آثار و برکات فراوانی برای مؤمنین دارد می تواند آنها را در کلاس انتظار نشانده و جزء منتظران واقعی قرار دهد. به هر صورت به گفته برخی اولیاء الهی یک شیعه هر روز باید تجدید عهد و پیمانی داشته باشد با امامان خود به هر نحوی که می تواند. به وسیله دعای عهد در ابتدای روز، زیارت عاشورا، دعای فرج و ...
[1] نجم الثاقب، ص 464، حکایت 70 این حکایت را مرحوم حاج شیخ عباسی قمی در مفاتیح الجنان بعد از زیارت جامعه کبیره نقل نموده است

جامعه، عاشورا، نافله
در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
|
 |
|
 |
|
Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1