آیت الله بهاء الدینی (ع) فرمودند: فلانی آمد منزل ما چند جلد کتاب آورد و گفت: آقا ما در باب ولایت فقیه درسی گفتیم. شما این کتاب ها را ببینید و نظر بدهید. به او گفتم: تو می فهمی ولایت فقیه یعنی چه؟ گفت: یعنی چه شما بفرمایید!؟ گفتم: ولایت فقیه یعنی این که یک فقیه اول ولایت بر نفس خویش پیدا می کند تا وقتی که نفس، بنده و غلام او شود و او به نفس خود دستور می دهد که چه کند نه این که نفس به او فرمان دهد! وقتی چنین شد و مسلط به نفس خویش شد، می شود امین الله و خدا هم به او می گوید تو دیگر به مردم خیانت نمی کنی و ولایت مردم را به او می دهد. این می شود ولایت فقیه! آیا شما به این جا رسیده ای؟ آن آقا انصاف به خرج داد و گفت: خیر به اینجا نرسیده ام. [1]