طویریج نام منطقه ای اس در اطراف کربلای معلی که هر ساله روز عاشورا دسته عزاداری باشکوهی از آن منطقه با پای پیاده به سمت کربلا حرکت می کند. یک سال روز عاشورا مرحوم علامه بحرالعلوم با عده ای از طلاب شهر کربلا به منظور خوش آمد گویی و استقبال به سمت بیرون شهر می روند. هنگامی که دسته طویریج وارد می شوند، ناگهان طلاب و همراهان مرحوم بحرالعلوم می بینند که ایشان با آن عظمت و مقام، عمامه و عبا و عصا را کنار گذاشته و خود را در میان عزاداران و سینه زنان انداختند و به سر و سینه می زنند. اطرافیان هر چه می کنند که مانع این کار شوند مؤثر واقع نمی شود تا این که عده ای از طلاب برای حفظ جان ایشان، اطراف او حلقه زده، تا زیر دست و پا نیفتند. بعد از آن جریان، برخی خواص از آن بزرگوار علت را جویا می شوند، در حالی که چنین کاری بین بزرگان مرسوم نبوده! مرحوم سید بحرالعلوم فرمودند: وقتی به دسته سینه زنی طویریج رسیدم، حضرت بقیه الله الاعظم (ع) را دیدم که با سر و پای برهنه در میان دسته عزاداری به سر و سینه می زنند و گریه می کنند! توانستم طاقت بیاورم که مولایم حضرت مهدی (ع) با آن سر و وضع، عزاداری می کنند و من کناری ایستاده باشم و لذا از خود بی خود شدم و در کنار حضرت با همان حالت مشغول عزاداری شدم. [1]
دقت و تفکر
آنچه که از هیئت عزاداری طویریج نقل شده است، سادگی و صداقت عزاداران بدون تشریفات و تجملات زائد و مرسوم دیگر دسته ها بود که تنها نماد هیئت آنها پرچم های عزاداری بوده و هروله کنان در حالی که به سر و سینه می زدند به سمت حرم ابا عبدالله الحسین (ع) حرکت می کردند.
[1] نشریه امام شناسی، ش 6، ص 4 به نقل از عنایات حضرت بقیه الله الاعظم، به آثار امام حسین (ع)، ص 85 و 210