montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net

دست از طلب ندارم
دست از طلب ندارم تا کام من بر آید

یا تن رسد به جانان یا جان زتن برآید

بنمای روی که جان ها گردد فدای رویت

بگشای لب که فریاد از مرد و زن بر آید

هر قوم راست راهی، شاهی و قبله گاهی

ماییم و درگه تو تا جان ز تن برآید

از کوی خویش بفرست سوی امیدواران

بویی چو بوی رحمان کان از یمن بر آید

بگشای تربتم را بعد از وفات بنگر

کز آتش درونم دود از کفن بر آید

یاران به حق مهدی گویید ذکر خیرش

هر جا که فیض نامش در انجمن بر آید

ملامحسن فیض کاشانی

السلام علیک یا میزان الاعمال

در نظام طبیعت برای سنجش هر چیزی، واحد مخصوص و متناسب با آن در نظر گرفته شده است. و نظم و نظام عالم هستی و واحد سنجش اعمال بشر «ولایت» است. که در زمان حاضر، ولی خدا، حضرت بقیه الله الاعظم حجه بن الحسن المهدی القائم (ع) می باشند که میزان اعمال و ناظم جهان هستی است.

میزان معرفت هر انسان، رابطه عمیقی با مقدار معرفت او به ساحت مقدس حضرتش (ع) دارد و میزان تقرب هر مؤمنین به خداوند متعال بستگی به مقدار تقرب او به امام زمان (ع) دارد «الاقرب فالاقرب، الابعد فالابعد» [1] زیرا محال ممکن است کسی بدون رسیدن به امام زمان (ع) به خدا برسد.

مرحوم ملامحسن فیض کاشانی [2] از آن عالمان ره یافته به نور هدایت حضرت مهدی (ع) است. تا آنجا که در اشعار زیبای خود که در کتاب «شوق المهدی (ع)» سروده، ملاک و معیار هر چیزی را در شناخت و معرفت قدسی حضرت صاحب الامر (ع) می داند و بس.
مرحوم فیض در تمامی اشعارش متأثر از حافظ است و چنین می گوید:

ای یار مخوان اشعار الا غزل حافظ

اشعار بود بیکار الا غزل حافظ

استاد غزل سعدی است نزد همه کس لیکن

دل را نکند بیدار الا غزل حافظ

از آنجا که در اشعار هیچ یک از شاعران بزرگ غیر از حافظ نمی بینیم که تا این حد ابیاتی مناسب با اعتقاد شیعیان در باره امام زمان (ع) آمده باشد و کمتر غزلی از حافظ می توان یافت که بیتی یا ابیاتی از آن مناسب با وصف حضرت صاحب الامر (ع) نباشد.

ای غائب از نظر به خدا می سپارمت

جانم بسوختی و به جان دوست دارمت

از دست غیبت تو شکایت نمی کنم

تا نیست غیبتی نبود لذت حضور

ما شبی دست بر آریم و دعایی بکنیم

غم هجران تو را چاره ز جایی بکنیم

مرحوم فیض (ره) نیز «شوق المهدی (ع)» را براساس اشعار و سبک و اوزان غزلیات حافظ سروده است و می گوید:

حدیث آرزومندی که ثبتش کرد فیض اینجا

بود ارواح اشعاری که حافظ کرد تلقینم

مرحوم فیض، شوق و ذوق روح و جان را تنها با لقای حضرت مهدی (ع) ممکن می داند و می گوید:

جان بی لقای مهدی ذوقی چنان ندارد

آن کس که این ندارد حقا که آن ندارد

ذوقی چنان ندارد بی خدمتش عبادت

دردا که این معما شرح و بیان ندارد

از نظر مرحوم فیض، کسب رضایت حضرت مهدی (ع) ارزش آن را دارد که انسان جان خویش را فدای آن کند.

گفتم که چیست سر نهان بودن شما؟

گفت این حکایتی است که با نکته دان کنند

گفتم که جان دهند و رضای شما خرند

گفتا در این معامله کمتر زیان کنند

گفتم مسیح بهر چه آید ز آسمان؟

گفتا که اقتدا به امام زمان (ع) کنند

گفتم همیشه فیض دعای تو می کند

گفت این دعا ملائک هفت آسمان کنند

مرحوم فیض معتقد است افرادی هستند که همواره در خدمت آقا امام زمان (ع) می باشند و می گوید:

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند

آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند

یک دم چه می شود که زما یاد آورند

آنان که پنج وقت به او اقتدا کنند

پنهان ز دشمنان چه شود گر رهم دهند

خیر نهان کسان زبهر خدا کنند

گر طالب لقای امامی به علم کوش

اهل نظر معامله با آشنا کنند

به اعتقاد مرحوم فیض، کسانی که به دنبال کسب معرفت هستند باید به وصال حضرت مهدی (ع) برسند!

هزار حیله برانگیختیم تا شاید

بریم ره به سراپرده امام و نشد

به معرفت نرسی تا به وصل او نرسی

که من به خویش نمودم صد اهتمام و نشد

مرحوم فیض برخورداری از اسلام راستین را در گرو ولایت اهل بیت (ع) می داند:

من همان روز ز اسلام شدم برخوردار

که به دل نور ولای حضراتم دادند

گر شدم عالم و عارف به ولاشان چه عجب

مستحق بودم و اینها به زکاتم دادند

و حقیقت علم نزد امام زمان (ع) است و علم حقیقی را آن علمی می دانند که از جانب ایشان عطا شود:

به حدیث آی و علوم خودم از یاد ببر

خرمن دانش ما را همه از یاد ببر

تا که از لفظ درافشان تو علم آموزیم

گو بیا سیل و کتب خانه ز بنیاد ببر

از نظر او تام گرفتاری ها و مشکلات، به دلیل غیبت امام عصر (ع) است:

دارم از غیبت مهدی گله چندان که مپرس

که چنان زو شده ام بی سر و سامان که مپرس

کار تقوی و صلاح و ورع و طاعت و علم

آن قدر روی نهاده است به نقصان که مپرس

و در غزلی دیگر، هر آنچه خیر و سعادت است را در کنار آن عزیز می داند و چنین می سراید:

بده توفیق حکم و حکمت و اخلاص در طاعت

لقای صاحب الامر و تمتع بردن از نورش

امید وصال او دارد مرا در بند این نشئه

و گرنه زین جهان بیزارم و مکر و شر و شورش

امامی سیدی مولای به سوی فیض خود بنگر

سلیمان با همه حشمت نظرها بود با مورش


مرحوم فیض بلند همتی هر کسی را به مقدار غم یار غایب از نظر می داند و می گوید:

هر کسی را غمی و ما و غمش

فکر هر کس به قدر همت اوست

فیض را بهره گر ز تقوی نیست

سینه اش مخزن محبت اوست

مرحوم فیض، وصال حضرت دوست در زمان غیبت را ممکن می داند به شرط آن که:

به کوی مهدی هادی گذر توانی کرد

هوای نفس ز سر گر به در توانی کرد

ز مخلصان حقیقی نهفته نیست رخش

غبار ره بنشان تا نظر توانی کرد

بر آستان امامت دهند راه ای فیض

اگر غبار رهش در بصر توانی کرد

ایشان دیدار یار غایب را در خواب، بهتر از بیدرای بدون دیدن روی یار می داند و این خواب را حجت می داند!

لقای او چه شود گر به خواب فیض آید

زهی مراتب خوابی که به ز بیداری است!

مرحوم فیض با کسی که به معرفت امام زمان (ع) نائل گشته از همان ابتدا غزل خداحافظی را می خواند...

ای آن که تو مولای زمان را نشناسی

ما با تو نداریم سخن خیر و سلامت

بی حجت حق کار جهان راست نیاید

پیوسته شد این سلسله تا روز قیامت

مرحوم فیض کاشانی خطیب واقعی را آن خطیبی می داند که از امام خویش دم زند!

برو به کار خود ای واعظ این چه فریاد است

ببین به جای که بنشسته ای چه بیداد است

به کام تا نرسانی مرا هوای امام

نصیحت همه عالم به گوش من باد است

و نماز جمعه با حضور او صفای دیگری دارد.

عید است روز جمعه و یاران در انتظار

یا رب امام ما را به مصلی کن آشکار

شاید که یک نماز که با او ادا کنیم

گردیم مستحق که کنی مغفرت نثار

مرحوم فیض کاشانی معتقد است توفیق خدمت و شوق وصال را باید با تضرع از خدا طلب نمود...

خیز تا چاره این غم به مناجات بریم

حاجت خود به بر قاضی حاجات بریم

مقصد اصلی دل را که لقای مهدی است

هم چو موسی «ارنی گوی» به میقات بریم

از خدا خدمت او را به تضرع طلبیم

به مناجات مگر ره به ملاقات بریم

نا رسیده به وصالت ز جهان گر برویم

بس خجالت که از این حاصل اوقات بریم

در بیابان غمت گم شدن آخر تا چند

ره بپرسیم مگر پی به مهمات بریم

و پادشاهی و سلطنت را در گدایی کوی امام غایب از نظر می داند.

دانی که چیست دولت؟ روی امام دیدن!

در کوی او گدایی بر خسروی گزیدن

گاهی به حضرت او راز نهفته گفتن

گاه از لب شریفش اسرار دین شنیدن

رو چاره ای بیندیش ای فیض در فراقش

جان ها رسد به لب ها تا ما به او رسیدن

و البته هر کسی را قابل و لایق وصال حضرت دوست نمی داند ...

تو به تقصیر خود افتای از این در محروم

از چه می نالی و فریاد چرا می داری؟

خویش را قابل خدمت کن و آن گه بطلب

مستحق ناشده امید عطا می داری؟

فیض بگذر زبیابان هوس تا برسی

به امیدی که در این ره به خدا می داری

ملا محسن فیض کاشانی در آخر همگان را به امام شناسی توصیه می کند و می گوید:

قدر امام بشناس ورنه جهان سرآید

ناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستی

گو شیعه را تو خوش باش با ضعف و ناتوانی

بیماری اندر این ره خوشتر ز تندرستی

در غیبت امامت اجر عمل زیاد است

پس صبر کن تو ای فیض بر حالتی که هستی

مرحوم فیض کاشانی به حکم آیه قرآن «لیس للانسن الا ما سعی» [3]

سعی و تلاش را در راه امام زمان (ع) مفید فایده می داند و می سراید:

سعی من از برای او، جان و دلم فدای او

مطلب من لقای او گر چه دَوَم به هر طرف

سر بنهم در این هوا جان بدهم در این هوس

به که به غیر از این شود عمر عزیز من تلف

گر تو حیات جاودان می طلبی در این جهان

در ره خاندان به صدق جان بفشان ولاتخف

به هر صورت فیض با مدد گرفتن از فیض رح القدس به «شوق مهدی (ع)» در کتاب «شوق المهدی (ع)» پیوسته می نالد و مدام چشم به راه است و به زبان حافظ شیرین سخن می سراید که ....

فیضت ز هر چهار طرف می کند سلام

پیکی کجاست تا برساند سلام ما

به خدا اگر به فیضت اثری رسد ز فیضت

گذرد ز آسمان ها، بدرد حجاب ها را

غنیمتی شمر ای فیض انتظار فرج

رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند

دریغ و درد که بگذشت عمر فیض و نیافت

سعادت شرف خدمتش به هیچ طریق

وصال او چو میسر نمی شود ای فیض

در آتش شعف و شوق او بسوز و بساز

قامت قائم حق را چو ببینم قائم

هم چو فیض از سر اسباب جهان برخیزم

و در آخر از زبان آن یار غایب از نظر می سراید که ...

دم نزن فیض ز دشواری هجران با من

چون که تقدیر چنین است چه تدبیر کنم؟[4]
[1] آن کس که به امام زمان (ع) نزدیکتر است به خدا نزدیکتر است و هر کس که از امام زمان (ع) فاصله دارد از خداوند هم دور است

[2] مرحوم فیض (ره) از علمای بزرگ قرن یازدهم و از شاگردان ملاصدرا، شیخ بهایی و هم عصر علامه مجلسی (ره) است که در کاشان متولد و در قم نشو و نمو یافت. او در کسب علم و معرفت سرآمد روزگار خویش بود و در هر رشته ای از علوم منقول و معقول، فروع و اصول، شعر و ادب و اخلاق، تفسیر و حدیث و عرفان، فقه و فلسفه و کلام تألیفات فراوانی دارد. وفات ایشان به سال 1091 هق در سن 84 سالگی و مرقد مطهرش در کاشان زیارتگاه اهل معرفت است

[3] نجم، 39 برای انسان بهره ای جز سعی و کوشش او نیست

[4] شوق مهدی، ملامحسن فیض کاشانی با مقدمه علی دوانی


فیض روح القدس در کلام فیض


در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
نام:
ایمیل:
montazar.net

نظر سنجی
مایلید در کدام حوزه مطالب بیستری در سایت گذاشته شود؟
معارف مهدویتغرب و مهدویت
وظایف ما در عصر غیبتهنر و فرهنگ مهدویت
montazar.net

سایت های وابسته
 Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1