و آن روز بيست و پنجم ماه ذي القعده است، و دليل بر اهتمام به دعا براي مولايمان صاحب الزمانعليه السلام در اين روز و درخواست زودتر رسيدن فرج آن حضرت از درگاه خداوند خالق منّان، دعايي است که در کتابهاي «اقبال» و «زاد المعاد» [1] نقل شده است. و براي اين درخواست در اين روز نکات ارزندهاي به خاطر رسيده که براي تشويق بندگان خدا ياد ميکنيم:
1 - روزي است که خداوند در مانند آن وعده فرموده که آن جناب -صلوات اللَّه عليه - را ظاهر گرداند و هنگامي که مؤمن ميبيند چنين روزي در اين سال فرا رسيد و امامش ظهور ننمود، اندوهش تجديد و غصهاش شديد ميگردد و عقل و ايمانش او را بر دعا کردن براي آن حضرت و درخواست تعجيل امر فَرَجش وا ميدارند.
2 - اينکه در چنين روزي رحمت گسترش مييابد و دعا مستجاب ميشود - چنانکه در روايت آمده - پس مؤمن که امامش را از جانش عزيزتر ميداند، و او را از اولاد و خاندان و عشيره خويش بيشتر دوست ميدارد، دعاي خالصانه خود را به برطرف شدن غم و اندوه مولايش اختصاص ميدهد.
3 - اين روزي است که خداي تعالي بر او نعمت داده، اينکه زمين را گسترانيده تا زندگي کند و سکونت نمايد و لذت برد و از آنچه در زمين هست و از آن برميآيد و بر آن فرو ميريزد بهره گيرد و به آنها زيست کند و چون بداند که تمام اينها به برکت مولايش انجام ميشود - چنانکه در بخش سوم کتاب توجّه داديم - بر خود حتم و لازم ميشمارد که از آن حضرت به وسيله دعا مراتب سپاسگزاري را انجام دهد، چونکه او است واسطه تمام اين نعمتها، و هرگاه اين را توجّه داشت در دعا مسامحه و سهلانگاري نخواهد کرد. [2] .
4 - در اين روز به ياد خدا بودن و ذکر او - عزّوجلّ - را بر زبان داشتن تأکيد و ترغيب شده است، و بيترديد دعا کردن درباره مولايمان صاحب الزمانعليه السلام از بهترين مصاديق اين عنوان ميباشد.
[1] اقبال الاعمال: 312؛ زاد المعاد: 236.
[2] گويم: و هنگامي که اين روز شد خداوند به برکت پدرانش زمين را براي کامل گردانيدن ماديات گسترانيد همچنان که در اين روز به ظهور حضرتش ماديات و معنويات کامل ميگردد پس مؤمن بايد در اين روز تعجيل ظهورش را از صاحب عنايات - خداوند متعال - درخواست کند و اينکه خداوند او را از فائزان به انواع سعادتها قرار دهد. (محمد موسوي).