و از جمله دعاهاي رسيده در طلب فرجِ مولايمان حضرت قائم مهدي - عجّل اللَّه فرجه الشريف - دعاي قنوت است که از مولايمان حضرت امام حسن بن علي عسکريعليهما السلام روايت شده، که شيخ طوسيرحمه الله در کتابهاي «مصباح» و «مختصر المصباح» در باب دعاهاي قنوت نماز وَتر آورده، و نيز سيد بن طاووسرحمه الله در کتاب «مهج الدعوات» در باب قنوتهاي امامان معصومعليهم السلام ياد کرده. و ظاهر بعضي روايات چنين است که به وقت خاصّي محدود نيست، هرچند، بهتر آن است که در بهترين اوقات و احوال به آن دعا گردد. و از روايت سيّد و غير او، چنين به دست ميآيد که اين دعا در دفع ظلم و ياري جستن براي مظلوم تأثير تامّي دارد، بلکه ميتوان از آن استفاده کرد که از جمله فوايد دعا براي فرجِ حضرت صاحب الزمانعليه السلام و درخواست ظهور و پيروزي آن جناب، دفع ستمگر و خلاصي از آزار و سلطه او ميباشد. سيد بن طاووسرحمه الله هنگام ياد آوردن دعاي مشاراليه گفته: «و آن حضرت - يعني امام زکيّ حسن بن علي عسکريعليهما السلام - در قنوت خود چنين دعا فرمود و اهل قم را به آن امر نمود، هنگامي که از موسي بن بُغا شکايت داشتند».
مؤلّف کتاب «مِنَح البرکات» - که شرح مهج الدعوات است - از کتاب «اعلام الوري في تسمية القري» تأليف ابوسعيد اسماعيل بن علي سمعاني حنفي حکايت کرده که: موسي بن بُغا، فرزند کُلَيب فرزند شمر فرزند مروان فرزند عمرو بن غطه از دژخيمان متوکّل و امراي آن پليد بود و فرمانداري قم را از سوي متوکل به عهده داشت، و اين خبيث همان کسي است که متوکّل را بر ميانگيخت که قبر مولاي مظلوممان حضرت ابي عبد اللَّه الحسينعليه السلام را خراب و کِشت نمايد، و او ستمگري خونخوار و لجام گسيخته بود، بيش از ده سال بر شهر و مردم قم حکومت داشت، مردم قم از او به شدّت ميترسيدند، چون او دشمن سرسخت امامانعليهم السلام بود و در ميان مردم فساد ايجاد ميکرد و آنها را به کشتن تهديد مينمود و تصميم اين کار را هم گرفته بود، که از دست او، به مولايمان حضرت حسن بن علي عسکريعليهما السلام شکايت کردند، پس آن حضرت آنان را امر فرمود تا نماز مظلوم به جاي آرند و با اين دعا بر او نفرين کنند، هنگامي که اين فرمان را به جاي آوردند، خداوند او را نابود کرد و خداي عزيز مقتدر او را به ناگاه از ميان برداشت و يک چشم برهم زدن هم او را مهلت نداد.
ميگويم: اين بود گفتار صاحب کتاب «مِنَح البرکات» که چون فارسي بود معني آن را نقل کردم، و او چگونگي نماز مظلوم را ياد نکرده، و ما آنچه را در کتاب «مکارم الاخلاق» يافتهايم در اينجا يادآور ميشويم. يک جاي کتاب مذکور از جمله نمازهايي که ياد آورده از امام صادقعليه السلام ضمن حديثي است که: «هر گاه بر تو ظلم شد، پس غسل کن و دو رکعت نماز بگزار در جايي که چيزي تو را از آسمان محجوب نسازد، سپس بگو: «اَللَّهُمَّ إِنَّ فُلانَ بْنَ فُلانٍ ظَلَمَنِي وَلَيْسَ لِي أَحَدٌ أَصُولُ بِهِ غَيْرَکَ، فَاسْتَوْفِ لِي ظُلامَتِي السّاعَةَ السّاعَةَ بِالاِسْمِ الَّذِي سَأَلَکَ بِهِ المُضْطَرُّ، فَکَشفْتَ ما بِهِ مِنْ ضُرٍّ وَمکَّنْتَ لَهُ فِي الأَرْضِ وَجَعَلْتَهُ خَلِيفَتَکَ عَلي خَلْقِکَ فَأَسْأَلُکُ أَنْ تُصَلِّيَ عَلي مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَأَنْ تَسْتَوْفِيَ لِي ظُلامَتِي السّاعَةَ السّاعَةَ»؛ [1] خداوندا! فلاني پسر فلاني به من ظلم کرد و هيچ کس جز تو را ندارم که به وسيله او چيره شوم، پس براي من حقّي که به ستم از من گرفته شده، به طور کامل بازستان، همين ساعت، همين ساعت، به آن اسمي که بيچاره مضطرّ به آن تو را برخواند، پس آنچه ناراحتي داشت از او برطرف ساختي و او را در زمين توان بخشيدي و او را خليفه بر خلقت قرار دادي، پس از تو مسألت دارم که بر محمد و آل محمدعليهم السلام درود فرستي و حقّ به ستم گرفته شده مرا به طور تمام و کمال همين ساعت بازستاني، همين ساعت». امام صادقعليه السلام فرمود: پس به درستي که ديري بر تو نخواهد گذشت تا اينکه آنچه دوست داري ببيني.
و در جاي ديگر از کتاب «مکارم الاخلاق» گفته: «نماز مظلوم: دو رکعت نماز با هر سورهاي از قرآن که بخواهي به جاي ميآوري و هر قدر که بتواني بر محمد و آل او درود ميفرستي سپس ميگويي: «اَللَّهُمَّ إِنَّ لَکَ يَوْماً تَنْتَقِمُ فِيهِ لِلْمَظْلُومِ مِنَ الظّالِمِ لکِنْ هَلَعي وَجَزَعِي لا يَبْلُغانِ بِيَ الصَّبْرَ عَلي آناتِکَ وَحِلْمِکَ، وَقَدْ عَلِمْتَ أَنَّ فُلاناً ظَلَمَنِي وَاعْتَدي عَلَيَّ بِقُوَّتِهِ عَلي ضَعْفِي فَأَسْأَلُکَ يا رَبَّ العِزَّةِ وَقاسِمَ الاَرْزاقر وَقاصِمَ الجَبابِرَةِ وَناصِرَ المَظْلُومِينَ أَنْ تُرِيَهُ قُدْرَتَکَ أَقْسَمْتُ عَلَيْکَ يا رَبَّ العِزَّةِ السّاعَةَ السَّاعَةَ»؛ [2] بار خدايا! به درستي که تو را روزي هست که در آن روز براي مظلوم از ظالم انتقام ميگيري، ولي ناشکيبايي و بيتابيام نميگذارند که بر حلم و بردباري تو صبر کنم، و البته تو ميداني که فلاني بر من ستم نموده و با زورمندياش بر ناتوانيام تعدّي کرده است، پس اي پروردگار عزيز و تقسيم کننده روزيها و درهم کوبنده ستمگران و ياري کننده مظلومان! از تو ميخواهم که قدرتت را به او نشان دهي. تو را سوگند ميدهم اي صاحب عزّت! همين ساعت، همين ساعت.
نماز ديگر: محمد بن الحسن صفار به طور مرفوع روايت کرده که راوي گويد: به (امامعليه السلام) عرضه داشتم: فلاني ستم کننده بر من است، فرمود: وضوي درست بگير و دو رکعت نماز به جاي آور و خداي متعال را ثنا بگو و بر محمد و آل اورحمه الله درود بفرست، سپس بگو: «اَللَّهُمَّ إِنَّ فُلاناً ظَلَمَنِي وَبَغي عَلَيَّ فَأَبْلِهِ بِفَقْرٍ لا تُجْبِرُهُ وَبِسُوءٍ لا تَسْتُرهُ»؛ بار خدايا! به درستي که فلاني بر من ستم و بر حقّم تجاوز کرده است، پس او را به فقري که جبرانش نکني و بدي که از او برکنار نسازي دچار گردان. راوي گويد: همين کار را کردم، آن ظالم به پيسي گرفتار شد.
و در روايت ديگري آمده که (امامعليه السلام) فرمود: هر مؤمني که بر وي ظلم شود، پس وضو گرفته و دو رکعت نماز به جاي آورد، سپس بگويد: «اَللَّهُمَّ إِنِّي مَظْلُومٌ فَانْتَصِرْ»؛ پروردگارا! من مظلوم هستم، مرا ياري کن. و ساکت شود، جز اين نيست که خداوند به زودي او را نصرت دهد. [3] .
و در جاي ديگر همان کتاب، از يونس بن عمار آمده که گفت: به حضرت ابي عبد اللَّه امام صادقعليه السلام از دست مردي که مرا اذيت ميکرد، شکايت کردم، فرمود: بر او نفرين کن. عرضه داشتم: او را نفرين کردم. فرمود: نه اين چنين، بلکه از گناهان کَنده شو و روزه بگير و نماز بخوان و صدقه بده، پس هرگاه آخر شب شود وضوي کاملي بگير، سپس برخيز دو رکعت نماز به جاي آور، آنگاه در حال سجده بگو: «اَللَّهُمَّ إِنَّ فُلانَ بْنَ فُلانٍ قَد آذانِي. اَللَّهُمَّ اسْقِمْ بَدَنَهُ وَاقْطَعْ أَثَرَهُ وَأَنقِضْ أَجَلَهُ وَعَجِّلْ ذلِکَ فِي عامِهِ هذا»؛ [4] بار خدايا! همانا فلاني پسر فلاني مرا اذيت کرده. خداوندا! بدنش را بيمار و اثرش را قطع و عمرش را کوتاه کن و اين را در همين سال بر او برسان. راوي گويد: پس اين کار را کردم، ديري نپاييد که هلاک گشت.
و در جاي ديگر همان کتاب آمده، فرمود: غسل کن و دو رکعت نماز بگزار و زانوهايت را بيرون آور و در جلو جاي نماز قرار بده و صد بار بگو: «يا حَيُّ يا قَيُّومُ يا حَيُّ لا إِلهَ إِلاّ أَنْتَ بِرَحْمَتِکَ أَسْتَغِيثُ فَصَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَأَغِثْنِي السّاعَةَ السّاعَةَ»؛ اي خداي زنده پايدار! اي زندهاي که هيچ معبود حقّي جز تو نيست! به رحمت تو پناه ميبرم، پس بر محمد و آل محمدعليهم السلام درود فرست و همين ساعت، همين ساعت به فريادم برس. پس هر گاه از آن فراغت يافتي، بگو: «أَسْأَلُکَ اللَّهُمَّ أَنْ تُصَلِّيَ عَلي مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَأَنْ تَلْطُفَ لِي وَأَنْ تَغْلِبَ لِي وَأَنْ تَمْکُرَ لِي وَأَنْ تَخْدَعَ لِي وَأَنْ تَکِيدَ لِي وَأَنْ تَکْفِيَنِي مَؤُونَةَ فُلانِ بْنِ فُلانٍ»؛ [5] بار خدايا! از تو مسألت دارم که بر محمد و آل محمدعليهم السلام درود فرستي و اينکه درباره من لطف کني و مرا چيره سازي و براي من مکر فرمايي و براي من خدعه کني و کيد نمايي و از شرّ فلاني پسر فلاني خلاصم سازي. فرمود: اين دعاي پيغمبر صلي الله عليه وآله روز احُد بود.
دعاي قنوت
و امّا دعاي مورد بحث چنين است: «اَلحَمْدُ للَّهِِ شُکْراً لِنَعْمآئِهِ وَاسْتِدْعآءً لِمَزِيدِهِ وَاسْتِحْلاصاً بِهِ دُونَ غَيْرِهِ وَعِياذاً بِهِ مِنْ کُفْرانِهِ وَالإِلْحادِ فِي عَظَمَتِهِ وَکِبْرِيآئِهِ حَمْدَ مَنْ يَعْلَمُ أَنَّ ما بِهِ مِنْ نَعْمآئِهِ [نَعْمآءَ] فَمِنْ عِنْدِ رَبِّهِ وَما مَسَّهُ مِنْ عُقُوبَتِه فَبسُوءِ جِنايَةِ يَدِهِ وَصَلَّي اللَّهُ عَلي مُحَمَّدٍ عَبْدِهِ وَرَسُولِهِ وَخِيَرَتِهِ مِنْ خَلْقِهِ وَذَرِيعَةِ المُؤْمِنِينَ إِلي رَحْمَتِهِ وَآلِهِ الطّاهِرِينَ وُلاةِ أَمْرِهِ. اَللَّهُمُّ إِنَّکَ بِرَغْبَتِهِ وَقَصَدَ إِلَيْکَ بِحاجَتِهِ وَلَمْ تَرْجِعْ يَدٌ طالِبَةٌ صِفْراً مِنْ عَطآئِکَ وَلا خآئِبَةً مِنْ نِحَلِ هِباتِکَ، وَأَيُّ راحِلٍ رَحَلَ إِلَيْکَ فَلَمْ يَجِدْکَ قَرِيباً أَوْ [أيَّ] وافِدٍ وَفَدَ عَلَيْکَ فَاقْتَطَعَتْهُ عَوآئِقُ الرَّدِّ دُونَکَ بَلْ أَيُّ مُحْتَفِرٍ مِنْ فَضْلِکَ لَمْ يُمْهِهِ فَيْضُ جُودِکَ، وَأَيُّ مُسْتَنْبِطٍ لِمَزِيدِکَ أَکْدي دُونَ اسْتِماحَةِ سِجالِ عَطِيَّتِکَ. اَللَّهُمَّ وَقَدْ قَصَدْتُ إِلَيْکَ بِرَغْبَتِي وَقَرَعَتْ بابَ فَضْلِکَ يَدُ مَسْأَلَتِي وَناجاکَ بِخُشُوعِ الاِسْتِکانَةِ قَلْبِي وَوَجَدْتُکَ خَيْرَ شَفِيعٍ لِي إِلَيْکَ وَقَدْ عَلِمْتَ ما يَحْدُثُ مِنْ طَلِبَتِي قَبْلَ أَنْ يَخْطُرَ بِفِکْرِي أَوْ يَقَعَ فِي خَلَدِي، فَصِلِ اللَّهُمَّ دُعآئِي إِيّاکَ بِإِجابَتِي وَأَشْفِعْ مَسْأَلَتِي بِنُجْحِ طَلِبَتِي. اَللَّهُمَّ وَقَدْ شَمَلَنا زَيْغُ الفِتَنِ وَاسْتَوْلَتْ عَلَيْنا عَشْوَةُ الحِيرَةِ وَقارَعَنَا الدُّلُّ وَالصِّغارُ وَحَکَمَ عَلَيْنا غَيْرُ المَأْمُومِينَ فِي دِينِکَ وَابْتَزَّ أُمُورَنا مَعادِنُ الأُبَنِ مِمَّنْ عَطَّلَ حُکْمَکَ وَسَعي فِي إِتْلافِ عِبادِکَ وَإِفْسادِ بِلادِکَ. اَللَّهُمَّ وَقَدْ عادَ فَيْئُنا دَوْلَةً بَعْدَ القِسْمَةِ وَإِمارَتُنا غَلَبَةً بَعْدَ المَشْوَرَةِ وَعُدْنا مِيراثاً بَعْدَ الاِخْتِيارِ لِلْأُمَّةِ وَوَلِيَ القِيامَ بِأُمُورِهِمْ فاسِقُ کُلِّ قَبِيلَةٍ فَلا ذآئِدَ يَذُودُهُمْ عَنْ هَلَکَةٍ وَلا راعٍ يَنْظُرُ إِلَيْهِمْ بِعَيْنِ الرَّحْمَةِ وَلا ذُو شَفَقَةٍ يُشْبِعُ الکَبِدَ الحَرّي مِنْ مَسْغَبَةٍ، فَهُمْ أُولُو ضَرْعٍ بِدارٍ مُضَيَّعَةٍ وَأُسَرآءُ مَسْکَنَةٍ وَحُلَفآءُ کَآبَةٍ وَذِلَّةٍ. اَللَّهُمَّ وَقَدْ اِسْتَحْصَدَ زَرْعُ الباطِلِ وَبَلَغَ نِهايَتَهُ وَاسْتَحْکَمَ عَمُودَهُ وَاسْتَجْمَعُ طَرِيدَهُ وَخُذْرَفَ وَلِيدَهُ وَبَسَقَ فَرْعُهُ وَضُرِبَ بِجِرانِهِ. اَللَّهُمَّ فَأَتِحْ لَهُ مِنَ الحَقِّ يَداً حاصِدَةً تُصْعِدُ [تَصْرَعُ] قآئمَهُ وَتَهْشِمُ سُوقِهُ وَتَجُبُّ سِنامَهُ وَتَجْدَعُ مَراغِمَهُ لِيَسْتَخْفَيَ الباطِلُ بِقُبْحِ صُورِتِهِ وَيَظْهَرَ الحَقُّ بِحُسْنِ حِلْيَتِهِ. اَللَّهُمَّ وَلا تَدَعْ لِلْجَوْرِ دِعامَةً إِلّا قَصَمُتَها وَلا جُنَّةً إِلّا هَتَکْتَها وَلا مُجْتَمِعَةً إِلّا فَرَّقْتَها وَلا سَرِيَّةَ ثِقْلِ إِلّا هَتَکْتَها وَلا کَلِمَةً مُجْتَمِعَةً إِلّا فَرَّقْتَها وَلا سَرِيَّةَ ثِقْلِ إِلَّا خَفَّتَها وَلا قآئِمَةَ عُلُوٍّ إِلّا حَطَطْتَها وَلا رافِعَةَ عَلَمٍ إِلّا نَکَّسْتَها وَلا خَضْرآءَ إِلّا أَبَرْتَها. اَللَّهُمَّ فَکَوِّرْ شَمْسَهُ وَحُطَّ نُورَهُ وَأَطْمِسْ ذِکْرَهُ وَارْمِ بِالحَقِّ رَأْسَهُ وَفُضَّ جُيُوشَهُ وَأَرْعِبْ قُلُوبَ أَهْلِهِ. اَللَّهُمَّ وَلا تَدَعْ مِنْهُ بَقِيَّةً إِلّا أَفْنَيْتَ وَلا بُنْيَةً إِلّا سَوَّيْتَ وَلا حَلَقَةً إِلّا قَصَمْتَ [فَصَمْتَ] وَلا سِلاحاً إِلّا أَکْلَلْتَ وَلا حَدّاً إِلّا فَلَلْتَ [أَفْلَلْتَ] وَلا کُراعاً إِلَّا اجْتَحْتَ وَلا حامِلَةَ عَلَمٍ إِلّا نَکَّسْتَ. اَللَّهُمَّ وَأَرِنا أَنْصارَهُ عَبادِيدَ بَعْدَ أُلْفَةِ وَشَتّي بَعْدَ اجتِماعِ الکَلِمَةِ وَمُقْنِعِي الرَّؤُوسِ بَعْدَ الظُّهُورِ عَلَي الأُمَّةِ وَأَسْفِرْ لَنا عِنْ نَهارِ العَدْل وَأَرِناهُ سَرْمَداً لا ظُلْمَةَ فِيهِ وَنُوراً لا شَوْبَ مَعَهُ وَأَهْطِلْ عَلَيْنا ناشِئَتَهُ وَأَنْزِلْ عَلَيْنا بَرَکَتَهُ وَأَدِلْ لَهُ مِمَّنْ ناواهُ وَانْصُرْهُ عَلي مَنْ عاداهُ. اَللَّهُمَّ وَأَظْهِرْ [بِهِ] الحَقَّ وَأَصْبِحْ بِهِ فِي غَسَقِ الظُّلَمِ وَبُهَمِ الحَيْرَةِ. اَللَّهُمَّ وَأَحْيِ بِهِ القُلُوبَ المُهْمَلَةَ وَأَشْبِعْ بِهِ الخِماصَ السّاغِبَةَ وَأَرَحْ بِهِ الأَبْدانَ اللّاغِبَةَ المُتْعَبَةَ، کَما أَلْهَجْتَنا بِذِکْرِهِ وَأَخْطَرْتَ بِبالِنا دُعآئَکَ لَهُ وَوَفَّقْتَنا لِلدُّعآءِ إِلَيْهِ وَحِياشَةَ أَهْلِ الغَفْلَةِ عَنْهُ وَأَسْکَنْتَ فِي قُلُوبِنا مَحَبَّتَهُ وَالطَّمَعَ فِيهِ وَحُسْنَ الظَّنِّ بِکَ لِإِقامَةِ مَراسِمِهِ. اَللَّهُمَّ فَآتِ لَنا مِنْهُ عَلي أَحْسَنِ يَقِينٍ يا مُحَقِّقَ الظُّنُونِ الحَسَنَةِ وَيا مُصَدِّقَ الآمالِ المُبْطَنَةِ [المُبَطَّئَةِ] . اَللَّهُمَّ وَأَکْذِبْ بِهِ المُتَأَلِّينَ عَلَيْکَ فِيهِ وَاخْلُفْ بِهِ ظُنُونَ القانِطِينَ مِنْ رَحْمَتِکَ وَالآيِسِينَ مِنْهُ، اَللَّهُمَّ اجْعَلْنا سَبَباً مِنْ أَسْبابِهِ وَعَلَماً مِنْ أَعْلامِهِ وَمَعْقِلاً مِنْ مَعاقِلِهِ وَنَضِّرْ وُجُوهَنا بِتَحْلِيَتِهِ وَأَکْرِمْنا بِنُصْرَتِهِ وَاجْعَلْ فِينا خَيْراً تُظْهِرُنا لَهُ وَبِهِ وَلا تُشْمِتْ بِنا حاسِدِي النِّعَمِ وَالمُتَرَبِّصِينَ بِنا حُلُولَ النَّدَمِ وَنُزُولَ المَثُلَ فَقَدْ تَري يا رَبِّ بَرآئَةَ ساحَتِنا وَخُلُوَّ ذَرْعِنا مِنَ الإِضْمارِ لَهُمْ عَلي إِحْنَةٍ وَالَّتمَنِّي لَهُمْ وُقُوعَ جآئِحَةٍ وَما تَنازَلَ مِنْ تَحْصِينِهِمْ بِالعافِيَةِ وَما أَضْبَؤُوا لَنا مِنْ اِنْتِهازِ الفُرْصَةِ وَطَلَبِ الوُثُوبِ بِنا عِنْدَ الغَفْلَةِ، اَللَّهُمَّ وَقَدْ عَرَّفْتَنا مِنْ أَنْفُسِنا وَبَصَّرْتَنا مِنْ عُيُيوبِنا خِلالاً نَخْشي أَنْ تَقْعُدَ بِنا عَنْ اِشْتِهارِ [اِسْتِيهالِ] إِجابَتِکَ وَأَنْتَ المُتَفَضِّلُ عَلي غَيْرِ المُسْتَحِقِّينَ وَالمُبْتَدِئُ بِالإِحْسانِ غَيْرُ السّآئِلِينَ، فَأْتِ لَنا فِي أَمْرِنا عَلي حَسَبِ کَرَمِکَ وَجُودِکَ وَفَضْلِکَ وَامِتْنانِکَ إِنَّکَ تَفْعَلُ ما تَشآءُ وَتَحْکُمُ ما تُرِيدُ إِنّا إِلَيْکَ راغِبُونَ وَمِنْ جَمِيعِ ذُنُوبِنا تآئِبُونَ. اَللَّهُمَّ وَالدّاعِي إِلَيْکَ وَالقآئِمِ بِالقِسْطِ مِنْ عِبادِکَ الفَقِيرِ إِلي رَحْمَتِکَ الُمحْتاجِ إِلي مَعُونَتِکَ عَلي طاعَتِکَ، إِذِ ابْتَدَأْتَهُ بَنِعْمَتِکَ وَأَلْبَسْتَهُ أَثْوابَ کَرامَتِکَ وَأَلْقَيْتَ عَلَيْهِ مَحَبَّةَ طاعَتِکَ وَثَبَّتَ وَطْأَتَهُ فِي القُلُوبِ مِنْ مَحَبَّتِکَ وَوَفَّقْتَهُ لِلقِيامِ بِما أَغْمَضَ فِيهِ أَهْلُ زَمانِهِ مِنْ أَمْرِکَ وَجَعَلْتَهُ مَفْزَعاً لِمَظْلُومِي عِبادِکَ وَناصِراً لِمَنْ لا يَجِدُ [لَهُ] ناصِراً غَيْرَک وَمُجدِّداً لِما عُطِّلَ مِنْ أَحْکامِ کِتابِکَ وَمُشَيَّداً لِما دُثِرَ [رُدَّ] مِنْ أَعْلامِ سُنَنِ نَبِيِّکَ [دِينِکَ] عَلَيْهِ وَآلِهِ سَلامُکَ وَصَلَواتُکَ وَرَحْمَتُکَ وَبَرَکاتُکَ فَاجْعَلْهُ اللَّهُمَّ فِي حِصانَةٍ مِنْ بَأْسِ المُعْتَدِينَ وَأَشْرِقْ بِهِ القُلُوبَ الُمخْتَلِفَةَ مِنْ بُغِاةِ الدِّينِ وَبَلِّغْ بِهِ أَفْضَلَ ما بَلَّغْتَ بِهِ القآئِمِينَ بِقِسْطِکَ مِنْ أَتْباعِ النَّبِيِّينَ. اَللَّهُمَّ وَأَذْلِلْ بِهِ مَنْ لَمْ تُسْهِمْ لَهُ فِي الرُّجُوعِ إِلي مَحَبَّتِکَ وَمَنْ نَصَبَ لَهْ العَداوَةَ وَارْمِ بِحَجَرِکَ الدّامِغِ مَنْ أَرادَ التَّأْلِيبَ عَلي دِينِکَ بِإِذْلالِهِ وَتَشْتِيتِ أَمْرِهِ [جَمْعِهِ] وَاغْضَبْ لِمَنْ لا تِرَةِ لَهْ وَلا طائِلَةَ وَعادَي الأَقْرَبِينَ وَالأَبْعَدِينَ فِيکَ مَنّاً مِنْکَ عَلَيْهِ لا مَنّاً مِنْهُ عَلَيْکَ. اَللَّهُمّ فَکَما نَصَبَ نَفْسَهُ غَرَضاً فِيکَ لِلأَبْعَدِينَ وَجادَ بِبَذْلِ مُهْجَتِهِ لَکَ فِي الذَّبِّ عَنْ حَرِيمِ المُؤْمِنِينَ وَرَدَّ شَرَّ بُغاةِ المُرْتَدِّينَ المُرِيبِينَ حَتّي أَخْفي ما کانَ جُهِرَ بِهِ مِنَ المَعاصِي وَأَبْدي ما کانَ نَبَذَهُ العُلَمآءُ وَرآءَ ظُهُورِهِمْ مِمّا أَخَذْتَ مِيثاقَهُمْ عَلي أنْ يُبَيِّنُوهُ لِلنّاسِ وَلا يَکْتُمُوهُ وَدَعا إِلي أَفْرادِکَ بِالطّاعَةِ وَأَنْ لا يَجْعَلَ لَکَ شَرِيکاً مِنْ خَلْقِکَ، يَعْلُو أَمْرُهُ عَلي أَمْرِکَ مَعَ ما يَتَجَرَّعُهُ فِيکَ مِنْ مِراراتِ الغَيْظِ الجارِحَةِ بِمَواسّ [بَحَواسَّ، بِحَواشِيَ] القُلُوبِ وَما يَعْتَوِرُهُ مِنَ الغُمُومِ وَيَفْرُغُ عَلَيْهِ مِنْ أَحْداثِ الخُطُوبِ وَيَشْرَقُ بِهِ مِنَ الغُصَصِ الَّتِي لا تَبْتَلِعُهَا الحُلُوقُ وَلا تَحْنُو عَلَيْهَا الضُّلُوعُ مِنْ نَظْرَةٍ إِلي أَمْرٍ مِنْ أَمْرِکَ وَلا تَنالُهُ يَدُهُ بِتَغْيِيرِهِ وَرَدِّهِ إِلي مَحَبَّتِکَ. فَاشْدُدِ اللَّهُمَّ أَزْرَهُ بِنَصْرِکَ وَأَطِلْ باعَهُ فِيما قَصُرَ عَنْهُ مِنِ اطّرادِ الرّاتِعِينَ حِماکَ وَزِدْهُ فِي قُوَّتِهِ بَسْطَةً مِنْ تَأْيِيدِکَ وَلا تُوحِشْنا مِنْ أُنْسِهِ وَلا تَخْتَرِمْهُ دُونَ أَمَلِهِ مِنَ الصَّلاحِ الفاشِي فِي أَهْلِ مِلَّتِهِ وَالعَدْلِ الظّاهِرِ فِي أُمَّتِهِ. اَللَّهُمَّ وَشَرِّفْ بِمَا اسْتَقْبَلَ بِهِ مِنَ القِيامِ بِأَمْرِکَ لَدي مَوْقِفِ الحِسابِ مُقامَهُ وَسُرَّ نَبِيَّکَ مُحَمَّداً صَلَواتُکَ عليهِ وَآلِهِ بِرُؤْيَتِهِ وَمَنْ تَبِعَهُ عَلي دَعْوَتِهِ وَأَجْزِلْ لَهُ عَلي ما رَأَيْتَهُ قآئِماً بِهِ مِنْ أَمْرِکَ ثَوابَهُ وَأَبِنْ قُرْبَ دُنُوِّهِ مِنْکَ فِي حَياتِهِ وَارْحَمْ اِسْتَکانَتَنا مِنْ بُعْدِهِ وَاسْتِخْذآئِنا لِمَنْ کُنَّا نَقْمَعُهُ بِهِ إِذْ أَفْقَدْتَنا وَجْهَهُ وَبَسَطْتَ أَيْدِيَ مَنْ کُنّا نَبْسُطُ أَيْدِيَنا عَلَيْهِ لِنَرُدَّهُ عَنْ مَعْصِيَتِهِ وَافْتِراقَنا بَعْدَ الأُلْفَةِ وَالاِجْتِماعِ نَحْتَ ظِلِّ کَنَفِهِ وَتَلَهُّفَنا عِنْدَ الفَوْتِ عَلي ما أَقْعَدْتَنا عَنْهُ مِنْ نُصْرَتِهِ وَطَلَبِنا مِنَ القِيامِ بِحَقِّ ما لا سَبييلَ لَنا إِلي رَجْعَتِهِ. وَاجْعَلْهُ اللَّهُمَّ فِي أَمْنٍ مِمّا يُشْفَقُ عَلَيْهِ مِنْهُ وَرُدَّ عَنْهُ مِنْ سِهامِ المَکايِدِ ما يُوَجِّهُهُ أَهْلُ الشَّنَئانِ إِلَيْهِ وَإِلي شُرَکآئِهِ فِي أَمْرِهِ وَمُعاوِنِيهِ عَلي طاعَةِ رَبِّهِ الَّذِينَ جَعَلْتَهُمْ سِلاحَهُ وَحِصْنَهُ وَمَفْزَعَهُ وَأُنْسَهُ الَّذِينَ سَلَوْا عَنِ الأَهْلِ وَالأَوْلادِ وَجَفَوا الوَطَنَ عَطَّلُوا الوَثِيرَ مِنَ المِهادِ وَرَفَضُوا تِجاراتِهِمْ وَأَضَرُّوا بِمَعايِشِهِمْ وَفُقِدُوا فِي أَنْدِيَتِهِمْ بِغَيْرِ غَيْبَةٍ عَنْ مِصْرِهِمْ وَحالَفُوا البَعِيدَ مِمَّنْ عاضَدَهُمْ عَلي أَمْرِهِمْ وَقَلُوا القَرِيبَ مِمَّنْ صَدَّ عَنْ وِجْهَتِهِمْ [عَنْهُمْ وَعَنْ جِهَتِهِمْ] فَائْتَلِفُوا بَعْدَ التَّدابُرِ وَالتَّقاطُعِ فِي دَهْرِهِمْ وَقَطَعُوا [قَلَعُوا] الأَسْبابَ المُتَّصِلَةِ بِعاجِلِ حُطامِ الدُّنْيا فَاجْعَلْهُمُ اللَّهُمَّ فِي أَمْنِ حِرْزِکَ وَظِلِّ کَنَفِکَ وَرُدَّ عَنْهُمْ بَأْسَ مَنْ قَصَدَ إِلَيْهِمْ بِالعَداوَةِ مِنْ عِبادِکَ وَأَجْزِلْ لَهُمْ عَلي دَعْوَتِهِمْ مِنْ کِفايَتِکَ وَمَعُونَتِکَ وَأَمَدَّهُمْ [أَيِّدْهَمْ] بِتَأْيِيدِکَ وَنَصْرِکَ وَأَزْهِقْ بِحَقِّهِمْ باطِلَ مَنْ أَرادَ إِطْفآءَ نُورِکَ. اَللَّهُمَّ وَامْلَأْ بِهِمْ کُلَّ أُفُقٍ مِنَ الآفاقِ وَقَطَرٍ مِنَ الأَقْطارِ قِسْطاً وَعَدْلاً وَمَرْحَمَةً وَفَضْلاً وَاشْکُرْهُمْ عَلي حَسَبِ کَرَمِکَ وَجُودِکَ وَما مَنَنْتَ بِهِ عَلَي القآئِمِينَ بِالقِسْطِ مِنْ عِبادِکَ وَادَّخَرْتَ لَهُمْ مِنْ ثَوابِکَ ما تَرْفَعُ لَهُمْ بِهِ الدَّرَجاتِ إِنَّکَ تَفْعَلُ ما تَشآءُ وَتَحکُمُ ما تُريدُ [6] وَصَلَّي اللَّهُ عَلي خِيَرَتِهِ مِنْ خَلْقِهِ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرِينَ [الأَطْهارَ] . اَللَّهُمَّ إِنِّي أَجِدُ هذِهِ النُّدْبَةَ امْتَحَتْ دِلالَتُها وَدَرَسَتْ أَعْلامُها وَعَفَتْ آلآءُ ذِکْرِها وَتَلاوَةَ الحُجَّةِ بِها. اَللَّهُمَّ إِنِّي أَجِدُ بَيْنِي وَبَيْنَکَ مُشْتَبِهاتٍ تَقْطَعُنِي دُونَکَ، وَمُبْطِئاتٍ تُقْعِدُنِي عَنْ إِجابَتِکَ، وَقَدْ عَلِمْتَ أَنَّ عَبْدَکَ لا يَرْحَلُ إِلَيْکَ إِلّا بِزادٍ وَإِنَّکَ لا تُحْجَبُ عَنْ خَلْقِکَ إِلّا أَنْ تُحْجَبَهُمُ الأَعْمالُ دُونَکَ، وَقَدْ عَلِمْتُ أَنَّ زادَ الرّاحِلِ إِلَيْکَ، عَزْمُ إِرادَةٍ يَخْتارُکَ بِها وَيَصِيرُ [فَيَصِيرُ] بِها إِلي ما يُؤَدّي إِلَيْکَ. اَللَّهُمَّ وَقَدْ ناداکَ بِعَزْمِ إِرادَةِ قَلْبِي وَاسْتَبْقي نِعْمَتَکَ بِفَهْمِ حُحَّتِکَ لِسانِي وَما تَيَسَّرَ لِي مِنْ إِرادَتِکَ. اَللَّهُمَّ فَلَا اخْتَزِلَنَّ عَنْکَ وَأَنَا أُومِئُک، وَلَا اخْتَلِجَنَّ عَنْکَ وَأَنَا أَتَحَرِّکُ. اَللَّهُمَّ وَأَيَّدْنا بِما تَسْتَخْرِجُ بِهِ فاقَةَ الدُّنْيا مِنْ قُلُوبِنا وَتَنْعَشُنا مِنْ مَصارِعِ هَوانِها [هَواها] وَتهْدِمُ بِهِ عَنّا ما شُيِّدَ مِنْ بُنْيانِها، وَتَسْقِيَنا بِکَأْسِ السَّلْوَةَ عَنْها حَتّي تُخَلِّصَنا لِعِبادَتِکَ وَتُورِثَنا مِيراثَ أَوْلِيآئِکَ الَّذين ضَرَبْتَ لَهُمُ المَنازِلَ إِلي قَصْدِکَ وَآنَسْتَ وَحْشَتَهُمْ حَتّي وَصَلُوا إِلَيْکَ. اَللَّهُمَّ وَإِنْ کانَ هَويً مِنْ هَوَي الدُّنْيا أَوْ فِتْنَةً مِنْ فِتَنِها عَلِقَ بِقُلُوبِنا حَتّي قَطَعَنا عَنْکَ اَوْ حَجَبَنا عَنْ رِضْوانِکَ أَوْ قَعَدَ بِنا عَنْ إِجابَتِکَ. اَللَّهُمَّ فَاقْطَعْ کُلَّ حَبَلٍ مِنْ حِبالِها جَذَبَنا عَنْ طاعَتِکَ وَأَعْرَضَ بِقُلُوبِنا عَنْ أَدآءِ فَرآئِضِکَ وَاسْقِنا عَنْ ذلِکَ سَلْوَةً وَصَبْراً يُورِدُنا عَلي عَفْوِکً وَيُقَوِّمُنا [وَيُقَدِّمُنا] عَلي مَرْضاتِکَ إِنَّکَ وَلِيُّ ذلِکَ. اَللَّهُمَّ وَاجْعَلْنا قآئِمِينَ عَلي أَنْفُسِنا بِأَحْکامِکَ، حَتّي تُسْقِطَ عَنّا مُؤْنَ المَعاصِي وَاقْمَعِ الأَهْوآءَ أَنْ تَکُونَ مُشاوَرَةَ [مُساوَرَةَ] وَهَبْ لَنا وَطْئَ آثارِ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ صَلَواتُکَ عَلَيْهِ وَعَلَيْهِمْ وَاللُّحُوقَ بِهِمْ حَتّي يَرْفَعَ الدِّيْنُ [حَتّي تَرْفَعَ لِلدِّينِ أَعْلاماً] أَعْلامَهُ ابْتِغآءَ اليَوْمِ الَّذِي عِنْدَکَ. اَللَّهُمَّ فَامْنُنْ [فَمُنَّ] عَلَيْنا بِوَطْئِ آثارِ سَلَفِنا وَاجْعَلْنا خَيْرَ فُرُطٍ لِمَنِ ائْتَمَّ بِنا فَإِنَّکَ عَلي کُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ وَذلِکَ عَلَيْکَ سَهْلٌ يَسيِرٌ وَأَنْتَ أَرْحَمُ الرّاحِمِينَ وَصَلَّي اللَّهُ عَلي سَيِّدِنا مُحَمَّدٍ [النَّبِيِّ] وَآلِهِ الطَّيِّبِينَ الطّاهِرِينَ الأَبْرارَ [وَسَلَّمَ تَسْلِيماً] »؛ حمد مخصوص خداوند است به جهت شکر نعمتهايش، و به خاطر استدعاي فزونياش و خالص شدن تنها براي او به عنايت او و به ذات اقدسش پناه بردن، از اينکه کفران نعمتهايش انجام گردد، و به عظمت و کبريايياش الحاد شود، حمد کسي که ميداند آنچه نعمت دارد، از پروردگارش ميباشد و هر آنچه از عقوبت او به وي ميرسد، بر اثر کارهاي ناشايست خودش و از دست اعمالش ميرسد. و درود خداوند بر حضرت محمّد بنده و رسول او، برگزيده از خلقش و وسيله مؤمنين به سوي رحمت الهي، و بر آل اوعليهم السلام که وليّ امر اويند. بار خدايا! تو به فضلت فرا خواندي و به دعايت امر فرمودي و براي بندگانت اجابت دعا را ضمانت کردي، و هرکس که با رغبت به سوي تو آمد و حاجت به درگاه تو آورد، نااميد نساختي و هيچ دست حاجت خواهي را خالي از عطايت بانگردانيدي و از بخششها و مراحمت نااميد نفرمودي، و کدام رَوَندهاي به درگاه تو روي آورد و تو را نزديک نيافت، يا کدام وارد شونده بر تو وارد گرديد و موانعي او را از رسيدن به تو بازداشت؟! بلکه کدام کاوشگر از فضل تو به فيض جود تو سيراب نگشت و کدام تلاشگر افزونخواه از عطاي سيلآساي تو نوميد بازگرديد؟! بار خدايا! و من با درخواستم به سوي تو روي آوردهام و درب فضل تو را با دست مسألت خويش کوبيدهام، و دلم با خشوع بيچارگي با تو راز همي گويد و تو را بهترين شفيع خودم نزد تو يافتهام، هر حاجت که برايم پديد ميآيد، پيش از آنکه به انديشهام راه يابد يا از ذهنم بگذرد، ميداني. پس اي پروردگار! دعايم را به اجابت مقرون و متّصل گردان و درخواستم را با رسيدنم به مقصود همراه ساز. بار خدايا! و همانا انحراف فتنهها ما را فرا گرفت و پرده حيرت بر ما فرو اُفتاد و خواري و کوچکي بر سر ما کوفته شد، و کساني که در امر دين تو امانتدار نيستند، بر ما حکومت کردند و امور ما را کانونهاي ابنه در ربودند؛ کساني که حکم تو را تعطيل گذاشته و در از بين بردن بندگان و به فساد کشيدن بلاد تو اهتمام نمودهاند. بار خدايا! و به درستي که حقّ ما، پس از تقسيم شدن در دست غاصبان متداول گشت و حکومت بر ما، پس از مشورت به چيره شدن و زورمندي واقع شد و پس از آنکه برگزيده امّت بوديم، ميراث آنها شديم که وسايل لهو و بازيگري با سهم يتيم و بيوه خريداري گرديد و اهل ذمّه بر مردم مؤمن حکومت يافتند و فاسقان هر قبيله عهدهدار امور آنان گشتند، که نه دفاع کنندهاي هست، تا آنها را از هلاکت دور سازد و نه سرپرستي که به آنان، با ديده مهر بنگرد و نه صاحب مهرباني که جگر تفتيده را از گرسنگي برهاند و آن را سير کند. پس آنان با خواري در خانه گمشدهاي واقع شدهاند و گرفتار فقر و همنشين اندوه و ذلّت ميباشند.
بار خدايا! و کشتزار باطل را فصل درو فرا رسيد و رشد آن مرحله نهايياش را طي کرد و پايهاش را محکم ساخت و فراريانش را فراهم آورد و نوزادش به سرعت بزرگ و شاخهاش بلند گرديد و همه جا را فرا گرفت. بار خدايا! دست درو کنندهاي از حق برآور که آن را فرو اَفکند و ساقهاش را خُرد سازد و مواضع قدرتش را منهدم کند و بينياش را به خاک بمالد، تا باطل با چهره کريهش مخفي گردد و حق با صورت زيبايش آشکار شود.
بار خدايا! و براي ستم هيچ ستوني بر جاي مگذار، مگر اينکه آن را درهم بشکني و هيچ سپري را، مگر اينکه از ميان برداري و هيچ مجمع باطلي را، مگر اينکه پراکنده سازي و هيچ دسته مسلّحي را، مگر اينکه خلع سلاح فرمايي و هيچ پايه بلندي، مگر اينکه آن را فرو اَفکني و هيچ پرچم افراشتهاي را، مگر اينکه سرنگونش سازي و هيچ سرسبزي را، مگر اينکه نابود گرداني. بار خدايا! خورشيد ستم را تاريک و روشنياش را زايل و يادش را محو گردان، و به وسيله حقّ، سر آن را جدا کن و لشکريانش را هلاک ساز و دلهاي اهل آن را ترسان فرماي.
بار خدايا! و از براي آن باقيماندهاي مگذار، جز اينکه بر باد فنا دهي و هيچ بنيادي، مگر اينکه با خاک يکسان نمايي و هيچ رشتهاي را، مگر اينکه از هم بگسلي و هيچ اسلحهاي، مگر اينکه آن را ضعيف سازي و هيچ تيزي را، مگر اينکه کُند نمايي و هيچ زمين دوردستي را، مگر اينکه تحت نفوذ حق قرار دهي و هيچ بردارنده پرچمي، مگر اينکه سرنگون سازي. بار خدايا! و ياران باطل را پس از الفت به هم، در حالي که دشمن يکديگر شده باشند، به ما بنمايان و بعد از آنکه با يکديگر متّحدند، پراکندهشان ساز و پس از آنکه بر امّت غالب گرديدهاند، سرافکنده گردان و روز عدل و داد را آشکار فرماي و آن را هميشگي قرار ده، که شبي در پي آن نيايد و نوري که هيچ چيز ديگري، بر آن نياميزد و از نخستين ابرِ آن، ما را برخوردار ساز و برکتش را بر ما فرو ريز و آن را بر ستيزهجويانِ با وي غالب گردان و بر هر کس که با وي دشمن باشد، پيروزش بگردان.
بار خدايا! و حق را به وي آشکار و صبح آن را در تاريکيهاي سخت و حيرتهاي دشوار تابناک فرماي. خداوندا! و دلهاي مرده را به او زنده کن و هواهاي پراکنده و آراء مختلف را به او جمع و فراهم گردان و حدود تعطيل شده و احکام متروک مانده را به او برپا ساز و شکمهاي گرسنه مستمند را به او سير گردان و بدنهاي خسته شده را به او راحت ببخشاي، همچنان که زبان ما را به ياد او گرداندي و دعا کردن براي او را در انديشههايمان نشاندي و دعوت کردن و جمع نمودن و سوق دادن غافلان را به سوي او، به ما توفيق دادي و محبتش را در دلهاي ما افکندي و خواستن او و گمان نيک نسبت به تو براي برپا ساختن مراسمش را در وجود او قرار دادي. بار خدايا! پس براي ما وجود او را بر بهترين باورها پديد آور، اي تحقق دهنده گمانهاي نيک و اي راست آورنده اميدهاي پوشيده! بار خدايا! و بر کساني که درباره او نسبت به کار تو به ترديد افتادهاند، حقيقت امر را روشن ساز و گمانهاي نااميدان از رحمت تو و مأيوسان از او را برخلاف درآور. بار خدايا! ما را وسيلهاي از وسايل او و نشانهاي از نشانههاي او و پناهگاهي از پناهگاههاي او قرار ده، و ما را از آبرومندان دوران او به شمار آور و به ياري کردنش گراميمان بدار و به برکت او در وجود ما سودي براي او قرار ده و مگذار که حسودان نعمتها و آنان که در انتظار شکستمان نشستهاند و آرزوي گرفتار شدنمان را دارند، ما را شماتت کنند که اي پروردگار! تو ميبيني که از قدرت ما خارج است و از دستمان برنميآيد، که با دشمنانان درآويزيم و در پي نابودي و هلاکتشان برآييم؛ و نيز ميبيني که تمام وسايل راحتي براي آنها فراهم است و نسبت به ما، چه کينهها که پنهان داشتهاند و در انتظار فرصت هستند و در پي يورش بردن عليه ما، هنگام غافل ماندنمان ميباشند.
بار خدايا! و تو ما را از خودمان آگاه ساختهاي و از عيبهايمان، خصلتهايي را به ما نشان دادهاي، که بيم داريم آنها شايستگي اجابت تو را از ما سلب کنند و همانا تو بر کساني که سزاوار نيستند تفضّل داري و بر غير خواهندگان نيز، احسان آغاز ميکني؛ پس بر اساس کرم و جود و فضل و مرحمتت، نياز ما را برآورده ساز، که به درستي تو، آنچه بخواهي انجام ميدهي و هر آنچه اراده کني حکم مينمايي، ما به سوي تو زاري ميکنيم و از تمام گناهانمان توبه مينماييم.
بار خدايا! و آن دعوت کننده به سوي تو، و برپا کننده قِسط و داد از بندگان تو، که نيازمند رحمت تو و محتاج کمک به تو بر اطاعتت، که تو نعمتت را بر او آغاز فرمودهاي و جامههاي گراميداشتت را بر اندامش پوشانيدهاي، و مهر فرمانبرداريات را بر او افکندهاي و جايگاه محبتت را در دلها، به وسيله او محکم فرمودهاي و به برپا داشتن آنچه اهل زمانش از امر تو چشم پوشيدهاند، توفيقش دادهاي، و پناهگاه بندگان مظلومت ساختهاي، و ياري کننده هر آن کس که ياوري جز تو نمييابد، و تجديد کننده هر آنچه را احکام کتاب تو تعطيل مانده، و بنا کننده آنچه از نشانههاي سنّت پيغمبرت - که بر او و خاندانش سلام و درود و رحمت و برکات تو باد - خراب (يا ردّ) شده است. پس اي پروردگار! او را از شرّ تجاوزگران در حفظ و حمايتت بگير، و دلهايي که از دست ستمکنندگان به دين انحراف يافته، به او درخشان ساز و به (دست) او به برترين جايگاههايي که بپاخاستگان به قسط تو، از پيروان پيغمبران رسيدهاند، نايل فرماي.
بار خدايا! و هر آن کس را که سهمي از بازگشت به محبّتت برايش قرار ندادهاي و هر که در پي دشمني با او است، به [دست] او خوار گردان و هر کس که با خواري او، ميخواهد بر دين تو فساد ايجاد کند و جمع او را پراکنده سازد، را به سنگ شکنندهات گرفتار کن و به خاطر کسي که به جهت خودش، با هيچ نزديک و دور و خويشاوند و بيگانه کينه و دشمني ندارد و دشمني او با خويش و بيگانه در راه تو است، به خاطر او غضب کن؛ البته تو بر او منّت داري نه اينکه از او بر تو منّتي باشد. بار خدايا! پس همچنان که او خود را در راه تو، معرض آزار بيگانگان قرار داد و جان خويش را به خاطر حمايت از حريم مؤمنين، به راه تو سپرد و شرّ ستمگران مرتدّ ترديد کننده را دفع کرد، تا اينکه گناهاني که آشکار شده بود مخفي داشت و آنچه علما پشت سر افکنده بودند - از اموري که پيمان گرفته بودي آنها را براي مردم بيان سازند و کتمان نکنند - آشکار نمود و به اقرار به اطاعت تو (يا تنها تو را اطاعت کردن) و اينکه احدي از آفريدگانت را با تو شريک ننمايند - که او بر امر تو برتري داده شود - دعوت کرد، با چشيدن همه تلخيهاي خشم، که دلها را جريحهدار ميسازد و آنچه پياپي از غمها براي او پيش ميآيد و مصيبتهاي تازهاي که پيوسته بر او فرو ميريزد و غصّههاي غير قابل تحمّلي که از گلوها فرو نميشوند و مردمان تاب کشيدن بار آنها را ندارند، از جهت نظر افکندني بر يکي از دستورات مخالفت شده تو، که [به سبب حجاب غيبت] تغيير و بازگرداندنش به آنچه خواسته تو است، از دستش بر نميآيد.
پس بار خدايا! کمرش را با ياريات بربند و نسبت به آنچه پيش از اين نميتوانست انجام دهد، يعني دور راندن چرا کنندگان در نعمتهايت، دستش را بازگردان و نيرويش را با تأييدت گسترش بخش و ما را با محروم شدن از انس به او، به وحشت مينداز و او را از آرزوي صلاح فراگيرنده اهل آيين او و عدالت آشکار شونده در امّتش باز مدار.
بار خدايا! و به جهت آنچه از امر تو بپاداشته، در ايستگاه حساب (روز قيامت) جايگاهش را والا قرار ده، و پيغمبرت محمد - که درود تو بر او و آل او باد - را به ديدارش شاد گردان و نيز پيروان دعوت آن حضرت را (به ديدار او) مسرور ساز و بر آنچه از امرت که ميبيني او به پاي ميدارد، پاداشش را افزون کن و نزديک بودنش را نسبت به خويش، در زندگانياش آشکار فرماي و به بيچارگي ما در غيبت او و سر فرود آوردنمان براي کسي که به وجود آن جناب او را خوار ميداشتيم، چون چهرهاش را از ما پنهان ساختي بر ما رحمت کن؛ و نيز کساني که دستهاي ما بر آنها باز بود تا از عصيان تو آنان را بازداريم، دستهايشان را بر ما گستردي و بعد از اجتماع و اُلفت در زير سايه عنايت او پراکنده شديم و افسوسمان را به هنگام مرگ، به جهت اينکه توفيق ياري او نصيبمان نشد و درخواستمان حقوقي را که ضايع گرديده و قابل تدارک نيست، رحمت کن.
بار خدايا! و او را از آنچه بر وي از آن ترسيده ميشود، در امان بدار و تيروهاي نيرنگي که دشمنان به سوي او و شريکان در امر او و يارانش بر فرمانبرداري پروردگارش متوجّه ميسازند، از آنان دور گردان، [ياراني] که سلاح و دژ و پناهگاه و مايه انس او قرار دادهاي، آنان که خاندان و فرزندان خويش را ترک گفتند و در وطن قرار نگرفتند و بسترهاي راحت را واگذاشتند، از تجارتهايشان روي برگرفتند و به زندگي دنيوي و امر معاش خود بياعتنا شدند و بيآنکه از شهر و ديارشان غايب (و يا بينياز) شده باشند از مجالسشان دور ماندند و با افراد بيگانهاي که در امرشان آنان را ياري کنند همپيمان گشتند و نزديکانشان را، که از آنان و شيوهشان روي تافتند، ترک نمودند و پس از پشت به هم کردن و جدايي در روزگار، با هم الفت گرفتند و از وسايل مربوط به زندگي ناچيز و گذراي دنيا يکباره بريدند.
بار خدايا! پس آنان را در امانِ محکم خويش بسپار و در سايه حمايتت قرار ده و آزار هرکس از بندگانت که قصد دشمني با ايشان را دارد، از آنان باز گردان و از جهت دعوتشان به سوي تو، کفايت و ياري و تأييد و پيروزيات را نسبت به آنان بسيار ساز و با ياري و تأييدت آنان را مدد (ياري) کن و با حقّ آنان باطل هر کس که ميخواهد نور تو را خاموش سازد، نابود گردان.
بار خدايا! و هر شهر و ديار و تمام آفاق و اقطار را از قسط و عدل و مرحمت و فضل آکنده ساز و بر آنچه سزاوار کرم و جود تو است، آنچنانکه بر بپاخاستگان به قسط از بندگانت منّت نهادهاي و از ثوابت برايشان ذخيره فرمودهاي، اينان را پاداش عطا کن، آنچنانکه درجاتشان را بالا بري، که البته تو آنچه بخواهي انجام ميدهي و آنچه اراده کني حکم ميفرمايي؛ و درود خداوند بر برگزيدگان از خلقش حضرت محمد و خاندان پاکيزهاش باد. بار خدايا! چنين مييابم که اين دعوت دلالت و برکاتش محو گرديده و نيز احتجاج به آن زايل گشت.
بار خدايا! من ميان خودم و تو موارد شبههناکي را مييابم، که مرا از تو جدا ميسازند و کارهاي ناپسندي، که از اجابت تو باز ميدارند و من به يقين دانستهام که بنده تو، جز با همراهي توشه، به سوي تو رهسپار نگردد و تو از خلق خويش پوشيده نميماني، جز اينکه کارهاي آنان، ايشان را از تو محجوب ميسازد؛ و البته دانستهام که توشه رهرو به سوي تو، اراده نيرومندي است که تو را به آن اختيار ميکند و به وسيله آن در راهي که به تو منتهي ميشود، واقع ميگردد. بار خدايا! و به درستي که با اراده قوي، دلم تو را ندا ميکند و زبانم با شناخت حجّتت باقي نعمتت و آنچه از ارادهات فراهم آيد، را ميخواهد. بار خدايا! پس من از تو بريده نشوم و حال آنکه به تو روي ميآورم و از تو رانده نگردم، در حالي که در جستجوي تو هستم. بار خدايا! و ما را ياري فرماي به وسيله چيزي که به آن، توجّه به دنيا را از دلهايمان بيرون کني و از افتادن به پستيِ آن، ما را نگهداري و آنچه از دنيا بر زندگي ما ساخته شده، منهدم سازي و جام تسلّي يافتن از آن را، به ما بنوشاني، تا اينکه ما را براي عبادتت خالص گرداني و ميراث دوستانت را به ما بسپاري، دوستاني که منزلگاههايي تا به مقصد خودت، برايشان قرار دادي و وحشت آنان را با انس گرفتن با خويش زايل نمودي، تا اينکه به تو رسيدند.
بار خدايا! و چنانچه يکي از هواهاي دنيوي يا فتنهاي از فتنههاي آن، به دلهاي ما بسته شده است، تا ما را از تو جدا ساخته، يا از خشنوديات ما را بازداشته، يا از پاسخگويي تو محروممان نموده است، پس اي خدا! هر رشته از رشتههاي دنيا که ما را از اطاعتت کنار کشيده و دلهايمان را از انجام فرايض تو منحرف ساخته، آن را قطع کن و به جاي آن، جرعه تسلّي و صبر به ما بچشان، که ما را به کنار درياي بخششت برساند و با خشنوديات ما را پيش برد، که اين امر به دست تو است.
بار خدايا! و ما را با احکام خويش بر خودمان مسلّط گردان، تا اينکه رنج گناهان را از ما کنار زني و هوسهايمان را از اينکه مورد مشورت قرار گيرند، سرکوب کن و پيروي از آثار محمد و آل او - که سلام بر او و آنان باد - و پيوستن به آنان را به ما عنايت کن، تا آنکه دين پرچمهايش را برافرازد (تا آنکه پرچمهايي براي دين برافرازي) به طلب روزي که نزد تو است. بار خدايا! بر ما منّت بگذار که از آثار پيشينيانمان پيروي کنيم و ما را بهترين پيشگاماني از پيروانشان قرار ده، که تو بر هر چيز توانايي و اين بر تو آسان است و تو مهربانترين مهرباناني! و درود خداوند بر آقايمان حضرت محمد و خاندان پاک پاکيزه نيکوي او باد و سلام خاصّ خداوند بر آنان باد.
[1] مکارم الأخلاق، 332.
[2] مکارمالأخلاق، 337.
[3] مکارم الأخلاق، 338.
[4] مکارمالأخلاق، 332.
[5] مکارمالأخلاق، 339.
[6] تا اينجا طبق روايت مهج الدعوات پايان دعا است. و بقيه در مصباح المتهجد 144 - 137 و مختصر المصباح آمده است. (مؤلف).

دعاي قنوت
در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
|
 |
|
 |
|
Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1