montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net

و اين از نشانه‏هاي دوستان و مواليان آن جناب است و در خوبي و استحباب آن هيچ ترديدي نيست، چون در دعاهاي روايت شده براي آن حضرت، اين معني آمده است و چه خوب سروده‏اند:





قَلْبِي إِلَيْکَ مِنَ الأَشْواقِ مُحْتَرَقُ


وَدَمْعُ عَيْنِي مِنَ الآماقِ مُنْذَفِقُ





الشَّوْقُ يُحْرِقُنِي وَالدَّمْعُ يُغْرِقُنِي


فَهَلْ رَأَيْتَ غَرِيقاً وَهْوَ مُحْتَرِقُ





ز آتش دل سوزم و در سيل اشکم غوطه‏ور


کس‏غريقي همچومن ديده درآتش شعله‏ور؟





شوق روي انورت آرد شگفتي‏ها به بار


از ظهور طلعتت گردد زمستان‏ها بهار





و بر اين مطلب دلالت دارد آن که مولايمان امير المؤمنين‏عليه السلام اظهار اشتياق به ديدارش را داشت، چنان‏که در حديث روايت شده از آن حضرت‏عليه السلام در وصف حضرت مهدي - عجّل اللَّه فرجه الشريف - در حرف «ع» گذشت که پس از آن‏که قسمتي از صفات و نشانه‏هاي او را بيان فرمود و به بيعت کردن با او و اجابت نمودن دعوتش امر کرد، فرمود: «هاه» و به سينه‏اش اشاره نمود و شوق به ديدارش را اظهار داشت. تمام اين خبر در بحث علم آن حضرت‏عليه السلام [جلد اول کتاب] گذشت. و نيز بر اين معني دلالت دارد آنچه در بحار به نقل از کتاب «مزار کبير»، به سند خود از احمد بن ابراهيم روايت آورده که گفت: به جناب ابوجعفر محمد بن عثمان اشتياقم را به ديدار مولايمان بيان کردم، به من فرمود: با وجود اشتياق، مايل هستي او را ببيني؟ گفتم: آري. فرمود: خداوند پاداش شوق تو را عنايت فرمايد و ديدن رويش را به آساني و عافيت به تو روزي کند، اي ابوعبد اللَّه! التماس مکن که او را ببيني، زيرا که در ايام غيبت به او اشتياق داري و درخواست مکن که با او همنشين گردي، که اين از عزائم الهي است و تسليم بودن به آن بهتر است، ولي با زيارت به سوي او توجّه کن.... [1] .


مي‏گويم: نيک بودن اشتياق به آن حضرت‏عليه السلام امر واضح و روشني است، که خيچ پوشيدگي در آن نيست، زيرا که اين از لوازم محبّت است که از دوستان جدا نمي‏گردد و عبارت: خداوند پاداش شوق تو را عنايت فرمايد. اشاره به ثواب ارزنده‏اي است که بر آن مترتّب مي‏شود، چنان‏که فرمايش امام صادق‏عليه السلام در حديث آينده بر آن دلالت دارد با احترام و تجليلي که در آن هست. و اين‏که فرمود: اي ابوعبد اللَّه! التماس مکن که او را ببيني. منظور ديدن آن حضرت به گونه امامان گذشته‏عليهم السلام است، يعني هر وقت که خواسته باشي اين امر برايت فراهم باشد. و امّا اين‏که درخواست ديدن آن حضرت به طور مطلق چيزي نيست که منع شده باشد، بلکه از وظايف متديّنين است و رسيدنشان به اين سعادت بسيار اتفاق افتاده است. و شاهد بر آنچه گفتيم اين‏که گفته: زيرا که در ايام غيبت به او اشتياق داري و درخواست مکن که با او همنشين گردي که اين از عزائم الهي است.... چون اگر ديدن آن جناب و همنشين شدن با حضرتش هرچند در بعضي از اوقات، از عزائم الهي و خواسته حتمي خداوند در مورد صاحب‏الزمان‏عليه السلام بود، براي هيچ کس از مؤمنين اين امر اتفاق نمي‏افتاد و اين برخلاف چيزي است که مشاهده مي‏شود، زيرا که روايات و حکايات در مورد مؤمنان رستگار به ديدار آن بزرگوارعليه السلام، سبب باور اهل يقين مي‏باشد. و بالاخره پوشيده نماند که جمله «به او اشتياق داري...» جمله خبريه است که در مقام انشاء واقع شده، که در حقيقت اين امر به شوق ديدار آن حضرت - صلوات اللَّه وسلامه عليه - مي‏باشد و بر فضيلت اشتياق اهل اخلال به آن حضرت دلالت مي‏کند، آنچه در بحار از «اختصاص» به سند خود، از محمد بن مسلم روايت آمده که گفت: به سوي مدينه رهسپار شدم در حالي که دردمند و بيمار بودم، به امام باقرعليه السلام عرض شد که محمد بن مسلم بيمار است، پس آن حضرت توسط غلامي، نوشيدني‏اي که با دستمالي پوشانيده شده بود، برايم فرستاد، غلام ظرف نوشيدني را به دستم داد و به من گفت: آن را بياشام که آن حضرت‏عليه السلام به من امر فرمود که بر جاي بمانم تا آن را بنوشي. پس آن را گرفتم، ناگاه بوي مشک از آن برخاست، نوشابه‏اي خوش‏طعم و سرد بود و چون آن را آشاميدم، غلام به من گفت: مولايم به تو مي‏فرمايد: هرگاه آشاميدي نزد من بيا. در انديشه شدم که به من چه گفت و حال آن‏که پيش از آن نمي‏توانستم برپاي بايستم، که وقتي نوشيدني در درونم جاي گرفت، گويي که از بند رهايي يافته باشم، نشاط گرفتم. پس به درب منزل آن جناب رفتم و اجازه ورود خواستم، بر من بانگ زد که: بدنت سالم گشت، داخل شو. آن‏گاه در حالي که گريه مي‏کردم، داخل شدم و بر آن حضرت سلام کردم و بر دست و سرش بوسه زدم، آن حضرت‏عليه السلام به من فرمود: اي محمد! چرا گريه مي‏کني؟ عرض کردم: فدايت شوم! بر غربتم و دوري راه و کمي توان بر ماندن نزد شما و ديدن رويتان. فرمود: امّا کميِ توان که خداوند اولياي ما و دوستانمان را اين‏چنين قرار داده و بلا را بر آنان نزديک ساخته. و امّا آنچه از غربت يادآور شدي، پس تأسّي جسته‏اي به حضرت ابي عبد اللَّه‏عليه السلام که در سرزميني دور از ما کنار نهر فرات است. و امّا دوري راه که ياد کردي، البته مؤمن در اين دنيا غريب و در ميان اين مردم نگون‏سار است، تا از اين خانه دنيا به رحمت خداوند بيرون رود. و امّا آنچه متذکّر شدي از دوست داشتن نزديک بودن به ما و ملاقات با ما را و اين‏که نمي‏توان اين کار را انجام دهي، پس خداوند مي‏داند که در دلت چيست و پاداش تو بر او است. [2] .
مي‏گويم: در مزار اين حديث را از «کامل الزيارة» روايت کرده با اضافاتي که مربوط به فضيلت تربت مبارک امام حسين‏عليه السلام است. [3] .


[1] بحار الانوار، 97:102 باب 7.


[2] بحارالانوار، 120:101 باب 16 ح 9.


[3] کامل الزيارة، 275.





اظهار اشتياق به ديدار آن بزرگوار


در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
نام:
ایمیل:
montazar.net

نظر سنجی
مایلید در کدام حوزه مطالب بیستری در سایت گذاشته شود؟
معارف مهدویتغرب و مهدویت
وظایف ما در عصر غیبتهنر و فرهنگ مهدویت
montazar.net

سایت های وابسته
 Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1