زيرا که هر کس آن حضرت را ياري نمايد در حقيقت خداي عز و جل را ياري نموده، خداي تعالي فرموده است: «وَلَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ»؛ [1] و به تحقيق که خداوند ياري ميکند کسي که او را ياري نمايد، همانا خداوند در منتهاي قدرت و توانايي است. و نيز خداي عز و جل فرموده: «إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْکُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدامَکُمْ»؛ [2] اگر خداوند را ياري کنيد، او شما را ياري ميکند و گامهايتان را ثابت و استوار ميسازد.
و سخن در اين زمينه در سه مطلب بيان ميگردد؛
مطلب اوّل: بدون ترديد خداي قادر متعال هيچ گونه نيازي و احتياجي به ياري کسي ندارد، زيرا که او واجب الوجود است، غني بالذّات ميباشد و همه مخلوقات نيازمند به اويند، چنانکه خداوند - تعالي شأنه - فرموده: «أَنْتُمُ الفُقَرآءُ إِلَي اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الغَنِيُّ الحَمِيدُ»؛ [3] شما همه به خداوند محتاج و فقيريد و خداوند خود غَنِي بالذّات و ستوده صفات است. بنابراين منظور از ياري کردن خداوند - چنانکه مفسرين يادآور شدهاند و اخبار بر آن دلالت دارند - عبارت است از ياري کردن دين خدا، و ياري کردن پيغمبر و ائمه اطهار و اولياي بزرگوارعليهم السلام، و به عبارت ديگر، هر آنکه در ياري کردنش رضاي خداي تعالي هست، ياريِ او در حقيقت ياري کردن خداوند ميباشد، و اين مطلب آنقدر روشن و واضح است که ديگر احتياج به شاهد و برهاني بر آن نيست.
مطلب دوم: بدان که منظور از ياري نمودن آن حضرتعليه السلام، اقدام کردن و همکاري نمودن در هر کاري است که شخص بداند موردنظر و خواست آن بزرگوار است، و لذا چگونگي ياري کردن بر حسب زمانها و احوال و مکانها متفاوت ميشود، ياري کردن در زمان حضورش به گونه خاصي انجام ميگردد، و در زمان غيبتش نحوه ديگري دارد، پس گاهي ياري کردن به وسيله تقيه انجام ميشود، و گاهي با دعوت به او است، و گاهي با جهاد کردن در رکاب او، و گاهي هم به دعا کردن براي تعجيل فَرَج و ظهورش، و گاهي با ذکر فضايل و صفات و دلايل و معجزات و نشانههاي آن جناب، و گاهي با ياري کردن دوستان و محبّانش، و گاهي با تأليف و نشر کتابها انجام ميگردد، و گونههاي ديگر ياري کردن که بسيار است و بر صاحبان بينش پوشيده نيست.
مطلب سوم: در بيان چگونگي ياري کردن خداوند است نسبت به بندگانش که آن را جزاي نصرت و ياري آنها به اولياي خداي تعالي و دين و رسولان خود قرار داده است، بر اساس آنچه از روايات استفاده کردهايم.
ميگوييم: ممکن است منظور از اين نصرت آن است که خداي تعالي بندهاش را در آساني و سختي، و گرفتاري و راحتي ياري فرمايد، به اينکه بنده را از اموري که او را از رحمتش دور ميسازد محفوظ بدارد، از قبيل شرارت و تبختُر و سرکشي و طغيان و صفات هلاک کننده ديگر که هنگام رفاه و خوشي بر بندگان عارض ميشود، و مانند: بيتابي و جزع و کسالت و خودباختگي و امثال اينها که در موقع بلا و گرفتاري در بندگان پديد ميآيد. امّا پيروزي بر دشمنان در اين دنياي فاني، تابع مصالح و حکمتهاي الهي است، و به حسب زمينهها و زمانها متفاوت ميگردد، پس گاهي دوستانش در دنيا غالب ميشوند، و گاهي مغلوب ميگردند، به خاطر حکمتها و علّتهاي خاصي، که بعضي از آنها در اخباري که از امامان معصومعليهم السلام روايت شده بيان گرديدهاند، و آوردن آن اخبار با رعايت اختصار سازگار نيست. و اينکه خداوند فرموده است: «وَيُثَبِّتْ أَقْدامَکُمْ»؛ و گامهايتان را استوار ميسازد. ممکن است استواري گامها در آخرت بر صراط باشد، چنانکه ظاهر عطف به وسيله حروف، آن است که معطوف عليه غير از معطوف ميباشد. احتمال ضعيفي هم هست که عطف تفسيري براي اوّلي باشد، که معني آن استوار کردن گامها در دنيا و حفظ آنها در موارد لغزشها باشد، که از افتادن به گرداب گناه و خلاف کاري محفوظ بمانند.
توجّه:
بدان که در وجود مقدس حضرت وليعصر - صلوات اللَّه عليه - اموري جمع گرديده که هر کدام از آنها موجب اهتمام ورزيدن در نصرت و ياري آن جناب است، زيرا که ياري نمودن او ياري کردن مظلوم، و نصرت غريب، و ياري عالم، و کمک به ذي القربي، و نصرت وليّ نعمت، و ياري نمودن واسطه نعمت، و نصرت کسي که خداوند او را ياري ميکند و نصرت کريم و شريف و طريد و خونخواه و مهجور و... ميباشد، و امور ديگري که براي کسي که دقت کند و با مولاي خود اُنس داشته باشد، روشن ميگردد، خداي تعالي ما را در هر گونه ناگواري سپر بلاي حضرتش قرار دهد. عقل بهترين گواه بر اين مطلب است. و اگر بخواهيم شواهد نقلي را هم بياوريم ميبايست کتاب جداگانهاي بپردازيم. چون سخن بدينجا رسيد تصميم گرفتم که از خداي تعالي مشورت کنم و استخاره نمايم براي آوردن بعضي از اخباري که در اين باره از امامان بر حقعليهم السلام روايت گرديده، و شواهد اين مطلب است، پس قرآن شريف برگرفته و مصحب کريم را گشوده اين آيه شريفه را ديدم: «وَلَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ - الَّذِينَ إِنْ مَکَّنّاهُمْ فِي الأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَآتُوا الزَّکاةَ وَأَمَرُوا بِالمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ المُنْکَرِ وَللَّهِِ عاقِبَةُ الأُمُورِ»؛ [4] و به درستي که خداوند ياري خواهد کرد هر کس که او را ياري کند همانا خداوند را منتهاي قدرت و توانايي است، آنان که هرگاه ايشان را در زمين مکنت و حکومت دهيم، نماز را بر پاي داشته و زکات را [به مستحقان] ميرسانند و امر به معروف و نهي از منکر مينمايند و عاقبت کارها با خدا است.