مرد بيچاره که از رفتار نابخردانهاش نسبت به دخترک بي گناهش پشيمان شده بود، با شرمساري خدمت رسول اکرم شرفياب گرديد و با آهنگ غمبار و چهرهاي خجلت زده، سرگذشتش را چنين شرح داد:
مدتها در سفر بودم و از خانه و همسرم اطلاعي نداشتم. روزي که از مسافرت برگشتم و وارد خانه شدم، ديدم دخترکي پنج ساله با زيبايي و بي گناهي کودکانه، در حاليکه پيراهن تنش، بر جلوهاش افزوده بود، نزد من آمد. با چشمهاي جذاب و نگاه آرامي به من مينگريست و پيوسته دورم ميگشت و بذر محبت ميافشاند.
وقتي فهميدم آن کودک، فرزند خودم ميباشد، رگهاي جاهليت و نادانيام از خون تعصب و بي رحمي پر شد و در نهايت سنگدلي، تصميم گرفتم به شيوهي اعراب جاهلي، طفلک بي گناه را زنده زنده دفن کنم و آن گوهر يکدانه و مرواريد زيبا را - که پارهي تنم بود، ولي طبق رسم جاهلانهي عرب، لکهي ننگي بر خويش ميپنداشتم - در خاک، نهان سازم.
دست دخترک را گرفتم و راهي بيابان شدم. وقيت به فلان ناحيه رسيدم، بي رحمانه او را ميان گور نهادم. روي بدن لطيفش خاک ريختم و برگشتم.
پيامبر اسلام - که يکپارچه عطوفت و رافت و سراسر رحم و محبت بود - از شنيدن اين حادثه، سخت منقلب شدند، قلب پرمهرشان به هيجان آمد و آثار اندوه و تاثر در چهرهي تابناکشان نمايان گرديد.
آنگاه رو به آن مرد نموده فرمودند: همراه من بيا و آن ناحيه را که قبر دخترت آنجاست، نشانم بده.
مرد برخاست و همراه پيامبر اکرم به طرف بيابان حرکت کرد. وقتي به منطقهي مخصوص رسيدند آن مرد، ناحيهاي را که جايگاه گور دخترک در آنجا بود، نشان داد.
حضرت پرسيدند: نام آن دختر چه بود؟
مرد عرب، اسم دخترش را گفت. پيشواي اسلام نام دختر را صدا زدند و با آهنگي آمرانه ندا دادند: اي فلاني، به فرمان و اجازهي خدا زنده شو.
ناگهان گوري شکافت و بي درنگ، آن دختر خردسال سر از خاک بيرون آورد و از ميان قبر برخاست. دخترک که بار ديگر زنده شده بود، نداي پيامبر را جواب داد و گفت: بله اي رسول خدا، گوش به فرمانت هستم. دستور تو را اجابت نمايم و همواره به ياريات بشتابم.
پيامبر به کودک از گور برخاسته فرمودند: پدر و مادرت نسبت به تو ستم کردند و ناستوده و زشت رفتار نمودند. اکنون هر دو مسلمان شدهاند. اگر دوست داري به دنيا برگردي و نزد آنان زندگي کني، تو را به ايشان برگردانم.
دخترک پاسخ داد: من به آن دو نيازي ندارم، خدا را بهتر از آنها براي خود يافتم، غنودن در جوار رحمت الهي، از زندگي با آنان برايم گواراتر است.

دختري که از گور برخاست
در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
|
 |
|
 |
|
Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1