يتيمتر از يتيم كسي از كه از امامش، از مقتدايش و از ولياش دور مانده باشد. راه به سوي امامش نبرد و دست از دامن او كوتاه دارد. اينك ما ماندهايم و غبار غربت امام. ما ماندهايم و درد يتيمي؛ امت اسلام مانده است و اندوه هجران امام، چه بلند است مقام آن دست كه به نوازش بر سر ايتام آل محمد بلند شود و مرهم درد يتيميشان باشد. به نسيم هدايت و تعليم علم، غبار غربت و جهل از چهرهشان بشويد و خانهي تاريكشان را به چراغ دانايي و رشد روشن كند و در فرجام كار وعدهي پيامبر را محقق ببيند كه چنين كسي با ماست در رفيق اعلي. [1] چه نوراني است آن چشم كه به مهر، بر امت يتيم ماندهي محمد صلي الله عليه و آله و سلم نگران باشد و به قدر وسعت علمش نور دانايي بر گسترهي امت محمدي پاشد و به قدر توانش در ارشاد و هدايت بندگان خدا بكوشد و از پس آن روز كه نداي حساب بلند شود، خلعت كرامت بپوشد [2] و به نداي محبت خوانده شود. برتري آن كه يتيم آل محمد را كفالت كند و از جهل رهايش سازد و راه تاريك و شبههناكش را روشن و آشكار سازد؛ بر آن كه يتيمي را آب و غذا دهد، چون برتري خورشيد بر ستاره سهي است.[3]
علماي حضرت غيبت كه كولهبار علم اهل بيت بر دوش دارند و زلال نور دانايي در سينه، دستهاي نوازش و مهرند بر سر ايتام آل محمد؛ آن گاه كه خورشيد پشت ابر ميماند، آن گاه كه دست گلهاي باغ از سر شاخههاي گل نرگس كوتاه ميماند، آن گاه كه باران رحمت ازلي حق در پس پردهي غيبت ميبارد. وقتي چراغ در غربت غيبت ميماند و گنجينهي علم و دانش مهر غيبت ميخورد، چشمهاي نگراني در بوستان امت محمد صلي الله عليه و آله و سلم، در انتظار هدايت و رهنمويي خيره ميمانند. چه مهربان است آن دل كه براي خدا كولهبار علم بگشايد و هر گل را ذرهاي از شهد دانايي ببخشد و پاي هر شاخهاي، زلال هدايت جاري كند، شب و روز رابه نگهباني بوستان آل محمد صلي الله عليه و آله و سلم چشم بر هم نگذارد و براي خدا راه بر كوردليها و تاريكنگريها ببندد و دل امام چه قدر از او خرسند است كه شيعيان امام را شادمان كرده است.خوشا سعادت آن كس كه دل مهربان او را به دست آورد. چه قدر امام، عالمان عامل را دوست ميدارد؛ عالماني كه خود را وقف خدا كردهاند و وقف ايتام آل محمد؛ عالماني كه از دنيا گسستهاند [4] و به مهر او پيوسته؛ عالماني كه علم را نردبان ملكوت ديدهاند، نه پلكان قصرهاي دنيايي؛ عالماني كه سرشارند از ثمرات بوستان علم؛ سرشارند از عمل صالح، از عبادت، از اخلاص، از تواضع و تقوا [5] و چشم دوختهاند به فرمان امام زمانشان كه فرمود:خودت را براي مردم ارزان كن و در دسترس همه قرار بده! محل جلوس خود را در ورودي خانه انتخاب كن تا مردم سريع و آسان با توارتباط داشته باشند. حاجتهاي مردم را برآور كه ما ياريات ميكنيم. به راستي كه علم ما بر اوضاع شما احاطه دارد و هيچ چيز از احوال شما بر ما پوشيده نيست و حق با ما و در دست ماست. [6] علماي عصر غيبت دريچههاي معرفت؛ چراغ راهنماي راه راست و معتمدين امتند؛ و چه حساس است اين مقام! چه ظرافتي دارد! دريچهي معرفت چه قدر بايد شفاف باشد و زلال تا معرفت را چنان كه هست بنماياند. چراغ راهنماي صراط مستقيم چه قدر بايد دقيق و درست عمل كند آن قدر كه امت را به سر منزل رضايت محبوب برساند. آن قدر كه انتهاي وجود، خرسندي امام را جاري كند.خدايا! علماي ما را كه در عصر غيبت،در دوران يتيمي ما در دوران نهان بودن خورشيد، روشناي ديدهي ما هستند، از آفات مصون دار ودعاي امامشان را در حقشان مستجاب بدار كه فرمود:خداوندا! به لطف خود علما و دانشمندان ما را عمل نيكو و زهد و بيرغبتي از دنيا عطا كن.[7]
آمين يا رب العالمين.
[1] ميزان الحكمه، روايت 22594.
[2] همان، روايت 22595.
[3] همان، روايت 22596.
[4] همان، روايات 13655-13651.
[5] همان، روايات 13655-13651.
[6] تپش قلم، ج 4، ص 71، توقيع مبارك امام عليهالسلام كه توسط شيخ محمد كوفي شوشتري براي آيهالله العظمي سيد ابوالحسن اصفهاني صادر فرمودند.
[7] مفاتيح الجنان، ص 222: «و تفضل علي علماتنا بالزهد و النصيحه».