درعالم خلقت بنا بر اين است كه آنچه آسماني است و اهل نور، راه به وادي سعادت دارد و آنچه خاكي است واهل تاريكي، سر به گرداب هلاكت ميگذارد. رسم بر اين است كه اگر بال پرواز به آسمان ايمان داشته باشي، به آسمان سعادت هم پر ميگشايي و اگر پا در زنجير پر زرق و برق دنيا در كشي، در گودال غفلت و تباهي خواهي ماند.آسمان عرصه ي عشق است و امام آسمانيترين، آبيترين، شفافترين و حقيقيترين راه سعادت، و دوستي او محكمترين ريسمان صعود است. اگر نمازت رايحهي آبي آسمان بدهد، به آسمان راهت ميدهند و اگر بيولايت او سر به مهر بري، چونان است كه نماز را بيوضو پايان دهي. اين گونه بگويم كه ولايت او مهرآسماني بودن اعمال است و عمل بدون اين مهر، به آسمان بال نميگشايد.و ولايت، يعني دوست داشتن او، اطاعت محض از او و باور تصرف او در همه چيز، حتي در وجود انسانها و زندگي انسانها؛ و به مهر ولايت است كه اعمال پذيرفته ميشود و افعال پاك ميگردد؛ حسنات دو چندان، و [1] سيه كاريها محو ميشود. [2] مهر ولايت است كه فطرتمان را پاكيزه ميكند، جانمان را طراوت ميبخشد، از صافي تزكيه ما را ميگذراند و كفاره ي گناهانمان ميشود. [3] ولايت رنگ آسماني به اعمالمان ميزند و آسمان، تنها آسمانيها را ميپذيرد. ولايت رنگ الهي به عمل ميزند و خدا هر چه را كه الهي باشد ميپذيرد. ولايت مهر الهي بودن اعمال است. آن كه با ولايت اعمالش را الهي كند، عملش پذيرفته ميشود و گفتارش تصديق ميگردد. [4] و آن سوي رسم خلقت هم هست كه هركس، از الهي بودن، آسماني بودن و از ولايت سر پيچد و ولايت را نفهمد و نخواهد كه بفهمد و مهري غير مهر ولايت بر عملش زند، خداي قهار او را به آتش افكند، عملي از او نپذيرد و ميزاني برايش بنا نكند [5] مگر نه اين كه خدا، ولايت را ميزان قرار داد و صراط مستقيم خواند و مهرش را در دلها افكند؟ پس اطاعت از خدا در اطاعت از ولي امر اوست و اطاعت از ولي امر، اطاعت از خداست؛ چنان كه دشمني با او دشمني با خداست و اين زيباترين رسم خلقت است كه هر چيز بوي عشق و دوستي او بدهد، پذيرفته شود و آنچه از دوستي او بهره ندارد، بيبها ماند.اين جاست كه ميبيني دوستي او چگونه در جزء جزء زندگيات جاري است و ميبيني كه چه قدر دلت براي آسمان تنگ شده است. آسمان ابري را تصور كن كه چه قدر مايهي دلتنگي است. آسمان كجا و يار بهاري ما كجا؟ آسمان كجا و روشنترين پهنهي زيبايي خلقت كجا؟! خدايا! به مهر فزونت آن طلعت زيبا را به ما بنمايان [6] و دريچهي چشمانمان را بر آسمان نگاهش بگشا! آمين.
[1] مفاتيح الجنان.
[2] مفاتيح الجنان.
[3] هما ن، ص 903:«و ما خصنا به من ولايتكم طيبا لخلقنا و طهاره لانفسنا و تزكيه لنا و كفاره لذنوبنا».
[4] همان، ص 869:«فمن جاء بولايتك و اعترف بامامتك قبلت اعماله و صدقت اقواله».
[5] همان، ص 869:«و من عدل عن ولايتك و جهل معرفتك و استبدل بك غيرك كبه الله علي منخره في النار و لم يقبل الله له عملا و لم يقم له يوم القيامه و زنا».
[6] مفاتيح الجنان، ص 891، «اللهم ارني الطلعه الرشيده».