دارا فقط اوست و ما همه بى چيز و فقيريم اگر ادعاى دارايى كردى از او فاصله مىگيرى و دور مىشوى اما اگر هرچه داشتى و نداشتى از او دانستى و هميشه دست گدائيت را به سمت او دراز كردى غنى مىشوى به داشتن خدايى كه همه چيز از آن اوست.
فقرا چون به اين مرحله رسيدهاند كه ما هيچ نداريم و همه از آن اوست غنى هستند و خدا همنشين آنهاست و اين همنشينى اقتضا مىكند كه در يارى كسانى باشد كه به همنشينانش رسيدگى مىكنند . خيلى عجيب است كه عاشقان خدا همان چهارده شاگرد ممتاز مكتب الهى ، شب و روز در فكر كمك به فقرا بودند. رمز و رازش را نمىدانم اما هر چه هست ميان بُرى است براى وصول و راهى است براى شكست منيّت، همان چيزى كه تو را دور كرده است از احساس پاك.
اگر تو دست مادى او را پر مىكنى او هم دست معنوى تورا مىگيرد پس در واقع فقير به تو كمك مىكند كه در معنويت اوج بگيرى و دوست خدا شوى نه تو به فقير، پس منت مگذار و اذيت نكن.