نديدهاى گلِ شكفته را مىچينند ولى غنچه به حياتش همچنان ادامه مىدهد.
مىدانى چرا طلا را در صندوق مخفى مىكنند اما چيزهاى بى ارزش را نه.
ديدهاى كه عمر ميوه با پوست چقدر بيشتر از ميوه بى پوست است كه به محض اينكه لباسش را درآورد بعد از چند لحظه سياه و آرام آرام گنديده مىشود. تا حالا فكر كردهاى چرا حراجىها هيچ وقت طلاها را حراج نكردهاند اما سيب زمينى و پياز هر روز حراج مىشوند.
آن روز ديدى كه باغبان دور گلها حصار مىكشيد اما به علفهاى هرز كارى نداشت.
تفكر نكردىكهچرا ازهزاراندانهشنِعمقِدرياهايكىمرواريد مىشود.
همه اينها يعنى اينكه طبيعت هم به ما درس حجاب مىدهد كه امام خوبىها براى امان دادن به زنها از آنها حفظ حجاب را مىخواهد.
تو خودت فكر كن خواهش مىكنم فقط لحظهاى ، آيا آن دوستت كه حجاب دارد به خدا و وليش نزديكتر است يا تو كه گيسوانت را به هر انسان بى مقدارى نشان مىدهى؟!
حيف نيست كه شبانه روز تلاش كنى جلوى آينه خودت را چون عروسك سازى كهديگران بهتو توجهكنند. خوب، بعدش چى؟ اما اگر لحظهاى زحمتبكشى كهاو به تو توجه كند خودت خواهى فهميد كه بعد از آن توجه، چهها كه نمىشود، لذتى مىبرى وصف ناشدنى .