امام زمان ارواحنا له الفداء فرمود: سيد طاهر، چرا هر منزلى مىروى و هر غذايى را مىخورى؟! به خانه كسى رفتى كه غذاى او مشكل داشت نتيجه غذاى حرام، جدايى بين و من شما شد.
آقاى شيخ حسين گنجى مىگويد:
شهر دامغان، ساداتى دارد به نام سادات شاه چراغى. در آنجا سيدى بود به نام سيد طاهر شاه چراغى كه هم منبرى بود و هم شاعر.
ايشان چهل مرتبه در عالم رؤيا حضرت را زيارت كرده و در قالب اشعار بيان كرده است.
سيد طاهر مىگفت: يك وقتى رابطه بين او و حضرت بريده شد و نزديك يك سال شد كه هيچ خبرى از حضرت نداشت، دائماً مىسوخت و با سوز و گداز مىگفت: آقا جان! يابن الحسن چرا قطع رابطه شد؟!
بعد از گذشت يك سال، حضرت را در خواب زيارت كرد. گفت: آقا جان من كه مُردم چه شد كه يك مرتبه يك سال بى خبر مانديم و قطع رابطه شد.
امام زمان ارواحنا له الفداء فرمودند: «سيد طاهر، چرا هر منزلى مىروى و هر غذايى را مىخورى؟! به خانه كسى رفتى كه غذاى او مشكل داشت. غذايش حرام بود غذاى حرام خوردى، نتيجه غذاى حرام جدايى بين و من شما شد. تا اينكه يك سال پاكسازى كردى، دوباره رابطه برقرار شد.»[1]
در دل خود كشيدهام نقش جمال يار
پيشه خود نمودهام حالت انتظار را
سوزم و سازم از غمش روز و شبان به خون دل
تا كه مگر ببينم آن طرّه مشكبار را
[1] گنجى حسين - ارتباط معنوى با حضرت مهدى ارواحنا له الفداء ، ص 84.