محمد على فشندى و دغدغه فرج<
گفتم: آقا شما دعا كنيد و فرج امام زمان ارواحنا له الفداء را از خدا بخواهيد.
فرمود: «شيعيان ما به اندازه آب خوردنى، ما را نمىخواهند، اگر بخواهند دعا مىكنند و فرج ما مىرسد.»
محمد على فشندى كه دو جريان از ايشان نيز در كتاب داستانهاى شگفت آية اللَّه شهيد دستغيب نقل شده است مىفرمود: در مسجد جمكران قم اعمال را بجا آورده با همسرم مىآمدم.
ديدم آقايى نورانى داخل صحن شده و قصد دارند طرف مسجد بروند.
گفتم: اين سيد در اين هواى گرم تابستان از راه رسيده، تشنه است. ظرف آبى برداشتم به سمت سيد رفتم و به دستش دادم تا بنوشد؛ پس از آنكه ظرف آب را پس داد گفتم: آقا شما دعا كنيد و فرج امام زمان ارواحنا له الفداء را از خدا بخواهيد تا امر فرجش نزديك گردد.
فرمود: «شيعيان ما به اندازه آب خوردنى، ما را نمىخواهند، اگر بخواهند دعا مىكنند و فرج ما مىرسد.»
اين را فرمود و تا نگاه كردم آقا را نديدم.[1]
[1] شيفتگان حضرت مهدى ارواحنا له الفداء ، ج 1 ، ص 155.