هنگامى كه رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم از دنيا رحلت نمودند ابوبكر بر مسند و منصب حكومت قرارگرفت. پس از چند روز كه امر خلافت وى محكم شد، كسى را به سوى فدك فرستاد تا وكيل حضرت زهرا سلام الله علیها را از آنجا بيرون كرده، ملك ايشان را تصاحب نمايد، اما به دو دليل فدك از آن فاطمهى زهرا سلام الله علیها بود:
1- فدك را به عنوان عطيه و هديه و بخشش از پدر بزرگوارشان دريافت نموده بودند ، همچنين پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بنا بر حكم الهى و آيهى قرآن اين مِلك را به دخترشان بخشيدند.
2- فدك در زمان رسول مكرم اسلام صلى الله عليه و آله و سلم به فاطمه ی زهرا سلام الله علیها دادهشد و ايشان آن را تصرف كردند. لذا غصب آن از طرف خليفه بايد دليل و بينه از طرف حكومت داشته باشد.
حكومت غاصب وقت چون مالكيت فدك و درآمد آن را براى خاندان اهلبيت نوعى قدرت مىدانست و از طرفى ديگر چون خود را نيازمند به آن درآمد يافت، تصميم گرفت تا پس از غصب مقام خلافت مسلمين، فدك كه حق مسلم دخت پيامبر گرامىصلى الله عليه و آله و سلم بود را نيز تصاحب نمايد.
فاطمه ی زهرا سلام الله علیها ابتدا فدك را به عنوان اينكه عطيه و بخشش رسولخداصلى الله عليه و آله و سلم بودهاست مطالبه كردند و چون از اين طريق نتوانستند حق مسلم خود را اعاده كنند، آنگاه از طريق ارث طلب نمودند. ايشان نزد ابوبكر آمده، سند مالكيت فدك را به او ارائه دادند.
اما او گستاخانه دختر رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم را، شأن نزول آيهى تطهير را و عصمت كبرى را زير سوال برد و از ايشان دليل و بينه خواست. هنگامىكه فاطمهى زهرا سلام الله علیها ديدند كه آن قوم كينهتوز و حقكش، شهادت شهود را رد نمودند و در اين زمينه تلاشها به جايى نرسيد، تدابيرى ديگر را اتخاذ نموده تا به اين وسيله بزرگترين و كوبندهترين اقدام خود عليه دستگاه حاكم ظالم را اعمال كنند . و آن سخنرانى و خطابهاى درخشان و جاودانى بود كه به عنوان برهانى نيرومند و روشن شخصيت صديقهى طاهره را براى همگان، آشكار مىكند و پرده از توطئه و كجروىهاى حاكميت زمان برمىدارد.
پس به همراه گروهى از زنان خويشاوند و كنيزانش در حالىكه راه رفتنشان شبيه پيامبرصلى الله عليه و آله و سلم بود از خانه بيرون آمده، وارد مسجد شدند. در آن هنگامه عدهاى از مهاجرين و انصار اطراف ابوبكر را احاطه كردهبودند. پس پردهاى براىحضرت زهرا سلام الله علیها آويختند و ايشان در پشت پرده نشستند. پس از مدتى چنان نالهاى از دل ايشان برآمد كه همهى مردم گريانشدند و اضطراب و خروش در جمعيت ايجادشد.
حضرت زهرا سلام الله علیها سخنان خود را با حمد و سپاس الهى و درود بر پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم آغاز نمودند. خطبهى حضرت زهرا سلام الله علیها درمنابع تاريخى معتبر شيعه و سنى به تواتر نقل شده است. ايشان در ابتداى اين خطبه با بيان معارف عميق الهى و معرفى شخصيت والاى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و رسالت او سخنان خويش را آغاز نمودند. سپس بار ديگر خود را به عنوان دختر پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلم معرفى نموده، مقام و منزلت خويش را براى مردم حاضر در مسجد خاطرنشان كردند و فرمودند:
«اى مردم! بدانيد كه من فاطمه هستم و پدرم حضرت محمد صلى الله عليه و آله و سلم مىباشد. سخنان حسابشده و داراى آغاز و انجام مىگويم. بيهوده و ياوه سخن نمىگويم و كارى كه انجام مىدهم درست است و ناروا نيست!»
آرى ايشان خود را معرفىكردند تا حاضران بدانند كه او تجسم عينى رسالت خاندان رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم و ملكهى اسلام است. تا اتمام حجتى باشد براى آنانى كه در مسجد پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم سخن ايشان را شنيده و ديدند كه دختر رسولخدا سلام الله علیها آمده است تا حق خود را طلبكند. فاطمهى زهرا سلام الله علیها در طول سخنان خود، موقعيت اعراب را در هنگام آغاز رسالت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم براى آنان خاطرنشان كرده، فضايل، مناقب و رسالتهاى اميرالمؤمنين عليه السلام را يك يك براى حاضران يادآورى نمودند.
حضرت زهرا سلام الله علیها در ادامهى سخنان خود با استناد به شواهد و آيات قرآن با حاكم وقت كه در مسجد حضور داشت محاجه و گفتگو مىكنند و با هشدار و عتاب به مردم سعى در آگاه كردن آنان نسبت به وقايعى كه در آن زمان رخداده بود، نمودند.
«آگاه و هوشيار باشيد! هشدار براى شما. من شما را مىبينم كه به خوشگذرانى و تنپرورى روى آورديد و كسى كه شايستهى دخل و تصرف در كارهاست كنار زدهايد و به راحتطلبى در گوشهاى آرام تن دادهايد!»
«آگاهباشيد آنچه را گفتم با آگاهى كامل نسبت به انگيزهى يارى نكردن شما و نيرنگ و حقهبازىهاى شما بودهاست كه دلهايتان را فراگرفته و با قلب و روحتان در آميخته است. اين سخنان خروشى بود كه از جان برآمد و آهى بود كه از خشم و غيظ برخاسته، از بىتابى و توانفرسايى من حكايتمىكند، شكوه از دلتنگى كرده، بدينوسيله اتمام حجت نمودم.»[1]
فاطمهى زهرا سلام الله علیها به منزل بازگشته در حالىكه پيروز بودند. گرچه در آن زمان به نظر مىآمد كه در صحنهى پيكار مغلوب گرديدهاند. چرا كه ايشان مظلوم واقعشده و قلبشان شكسته و به درد آمده بود، اما در واقع براى همگان و براى هميشه در تاريخ ثبت نمودند كه حقشان غصب شده و به خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ظلم شده است.
حضرت زهرا سلام الله علیها در بيان خطابهاى جاودانى، اسلام را بار ديگر، آنگونه كه بود معرفى كردند.
در اينجا شايد اين پرسش در ذهن طرحشود كه سيدهى زنان عالم حضرت صديقهى طاهره كه از دنيا و زخارف آن دست شسته و خود را رها نموده است چرا سعى و تلاشى اينچنين در طلب فدك داشته و چنين نهضتى عظيم را آغاز نمودند؟
در پاسخ بايد گفت كه اقدام حضرت زهرا سلام الله علیها براى پسگرفتن فدك يك اقدام ساده براى اعادهى ملك شخصى ايشان نبوده است. همانطور كه غصب فدك، توطئهها و انحرافات حكومت وقت را روشن كرد و نقاب از چهرهى واقعى جانشينان ناخلف رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم برداشت، حضرت زهرا سلام الله علیها به عنوان تنها يادگار پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و نمايندهى اهل بيت نبى و همسر جانشين به حق پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ، هر اقدامى كه انجام دادند بيانگر حقايق زمانه بودهاست و قطعا از روى حكمت و مصلحت مىباشد.
ايشان با سخنان خود ظلم، تجاوز، كفر و نفاق غاصبين فدك را كه همان غاصبين مقام و جانشينى پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم بودهاند را آشكار كردند. نسبتهاى ناروايى كه در اين واقعه به دخت نبى واردشد و بىحرمتىهايى كه به ساحت مقدس ايشان شدهاست، بيانگر حقايقى از تاريخ است كه براى هر مسلمان و غير مسلمان پندى درسآموز مىباشد. فاطمهى زهرا سلام الله علیها با مطالبهى فدك حق اميرالمؤمنين عليه السلام را طلب نمودند. فدك حق مسلم حضرت زهرا سلام الله علیها بود و حكومت و خلافت حق مسلم اميرالمؤمنينعليه السلام و ايشان منصوب از جانب پروردگار، جانشين رسمى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بودند و براساس سيرهى فاطمى (اهلبيت) است كه حق را بايد طلب كرد و از غاصب ناحق بازستاند.
پس ايشان محكم و استوار فرياد دادخواهى خود را به گوش همه رساندند تا حقيقت بر همگان آشكار شود.
حضرت زهرا سلام الله علیها در اين خطابهى تاريخى، دادخواهى فدك را به روز قيامت واگذار نموده، فرمودند:
«اكنون كه سخن حق را نمىپذيريد، فدك را غصب كنيد و زمام آن را به دستگيريد و بار آن را محكمكنيد تا روز حشر در مقابل شما درآيد. آنگاه خداوند قاضى خوبى و پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم شاهد خوبى در قيامت خواهد بود.»
و اكنون ما نيز حق امام عليه السلام پس از خداوند و پيامبرش ازهمه حقوق بر تمامى اهل عالم برتر است چرا كه خداوند مراتبى را به ايشان اختصاص داده است. خداوند به بركت وجود امام ما را آفريد و به هر يك نعمتهايى خاص بخشيد و در مقابل مسئوليتى را بر دوش ما قرار داد.
احياى حقوق امام رسالتى است كه بر ما نهاده شد ، حق وجود و هستى ،حق قرابت با پيامبرصلى الله عليه و آله و سلم و حق پدرى و....و حق هر نعمتى كه به ما مى رسد .
اينكه بدانيم خليفه خدا در زمين امام عصر ارواحنا له الفداء است كه به يمن وجود او حيات ادامه يافته وزير چتر ولايت او زندگىمى كنيم ، ما را از لغزشگاهها و پرتگاههاى هلاكتبار دوران غيبت مصون مى دارد و روح اميد مى بخشد.
و اكنون ما نيز در مكتب فاطمه زهرا سلام الله علیها آموختيم كه در اقامه حق و حقيقت بايد همه چيز را بذل كرد .