منشأ این اشکال و اشکالات مشابه این است که امام را با دیگران مفایسه کرده اند و برای او امتیاز خاص قائل نیستند . ولی اگر معتقد شویم که امام –اگر چه کودک باشد –کسی است که با معجزه ونصّ ، امامتش ثابت شده و عقلش به عنایت الهی کامل گردیده است، دیگر او را با مردم عوام مقایسه نمی کنیم . ونیز پاسخ این سؤال داده می شود که چگونه ممکن است طفلی هدایت تکوینی و تشریعی و باطنی داشته باشد ، در حالی که هر یک از آنها وظیفۀ بسیار سنگینی است که احتیاج به قابلیت های خاص دارد ؟
پاسخ همان است که قبلاً اشاره شد ، زیرا اگر خداوند به کسی مقام هدایت و امامت می دهد قابلیتش را نیز عنایت می کند و عقل او را به حدّ اعلای رشد و کمال می رساند . اگرچه اختیار خود نیز در رسیدن به کمال دخیل است ، ولی همه به لطف و عنایت الهی است .