در جلسه قبل یکی از اسرار غیبت حضرت مهدی را بیان نمودیم؛ بی شک برای بسیاری از ما این سؤال که چرا زمان ظهور نمی رسد و امام همچنان در غیبت اند؟ پیش آمده است. با احترام و پذیرش امر الهی در این مورد؛ اما دانستن دلایل و اسرار این امر ضمن اینکه می تواند ما در صبر دوران غیبت شکیبا کند، می تواند این اگاهی را به ما بدهد که چه رفتارهایی سبب طولانی تر شدن غیبت می شود و ما باید از آن پرهیز کنیم.
2. فرار از بيعت
از اهل بيت(ع) نقل شده است كه امام مهدي(ع) براي اينكه مشغول الذمه كسي نباشد و كسي با او بيعت نكند تا در نتيجه وامدار كسي نباشد، از نظرها پنهان شده است. حضرت امام صادق(ع) فرمودند: صاحب اين امر ـ حضرت مهدي(ع) ـ ولادتش از اين خلق روي زمين پنهان است تا اينكه وقتي كه ظهور ميكند هيچ كس بيعت و پيماني در گردن وي نداشته باشد. خداي تعالي در يك شب فرج حضرت مهدي(ع) را عملي ميكند.1
يازده روايت ديگر از ابيبصير و دوازده روايت از جميل و سيزده روايت از هشام بن سالم و چهارده روايت از حسن بن فضال و هفت روايت از اسحاق بن يعقوب به اين معنا نقل شده است كه حضرت مهدي(ع) خود ميفرمايد: پدران من هركدام به گونهاي بيعت اصحاب و حتي افراد سركش زمان خود را بر گردن داشتند ولي من خروج و ظهور ميكنم در حالي كه بيعت هيچكس از سركشان و طاغوتها بر گردنم نيست.
3. تطابق با ساير پيامبران
سدير گويد: حضرت امام صادق(ع) فرمود:
قائم ما غيبتي دارد كه مدتش طولاني است. گفتم: يابن رسولالله اين غيبت طولاني براي چيست؟ فرمود: همانا خداي عزّوجلّ ابا دارد از اينكه سنّتهاي پيغمبران(ع) در غيبتهايشان را در مورد امام قائم جاري نكند و براي امام(ع) چارهاي نيست جز اينكه دورة غيبتهايشان را سپري كند. خداي عزّوجلّ ميفرمايد: «البته شما قطعاً سنتهاي پيشينيان را خواهيد گذراند»2. 3
4. اتمام نقمت بر كافران
وجود امام(ع) براي كافران نقمت است و وقتي كه ظهور ميكند تمامي كافران را ميكشد و نابود ميكند مگر كساني كه ايمان بياورند. هنگامي كه امام(ع) ظهور ميكند بايد در اصلاب كفّار، مؤمني نباشد چنانكه شيوة ائمة اطهار(ع) چنين بود، زيرا ايشان گويا ميديدند كه مؤمني در اصلاب كافران وجود دارد.
ابراهيم كرخي ميگويد: خدمت امام صادق(ع) عرض كردم: چرا اميرالمؤمنين(ع) در مرحلة اول با مخالفان خود نجنگيد و خانهنشين شد؟ فرمود: به دليل آية شريفهاي كه ميفرمايد: «اگر زايل و برطرف شوند البته عذاب ميكنيم كافران را به عذاب دردناك». عرض كردم: مراد از تزايل و زايل شدن چيست؟ فرمود: وديعه ها مؤمنين هستند در صلب كافران (يعني در صلب اين كافران نطفههايي وجود دارد كه آنها مؤمن خواهند بود و براي اينكه اين مؤمنين، پيش از تولد كشته و نابود نشوند علي(ع) دست به ذوالفقار نبرد و كفّار را نكشت). فرمود: همينطور، قائم آلمحمد(ص) هرگز ظاهر نميشود تا اينكه امانتهاي خداي عزّ و جلّ از صلب كفّار خارج شوند. وقتي كه آنان خارج شدند، حضرت مهدي(ع) ظهور ميكند. از دشمنان خدا بر هر كس كه ظاهر شود و در برابرش بايستد و قد علم كند، همه را ميكشد و زمين را از لوث وجود كفّار پاك ميكند و عدل و داد را در روي زمين گسترش ميدهد.
خانهنشيني امام علي(ع)
در روايتي آمده است: روزي ابن عباس خدمت حضرت مولا اميرالمؤمنين(ع) عرض ميكند: يا اميرالمؤمنين مگر ذوالفقارت كُند شده يا اينكه بازويت خسته شده است، چرا در كنج خانه نشستهاي؟ حقّت را گرفتهاند و دست به هيچ اقدامي نميزني؟ فرمود: «ابن عباس صبر كن خواهي ديد كه نه ذوالفقار كُند شده و نه بازويم خسته شده است، بايد صبر كرد». ابن عباس ميگويد، همين طور در انتظار بودم و روزشماري ميكردم به قدري كه سرانجام مأيوس شدم. با خود فكر كردم ديگر اميرالمؤمنين(ع) به ميدان جنگ نخواهد رفت، زيرا كه حاضر نيست در لشكر مخالفان شركت كند، قدرت را هم كه از او گرفته اند. تقريباً نزديك بيست و پنج سال گذشت و من به كلّي قضيه را فراموش كرده بودم تا اينكه حضرت به خلافت ظاهري رسيد و جنگ صفّين پيش آمد و به طرف صفّين ميرفتيم. در بين راه اميرالمؤمنين بالاي يك تپّه اي سوار اسب شد و به من فرمود:
ابن عباس همراه من بيا. خدمتش رفتم، آن حضرت خطاب به مردم دست بلند كرد و فرمود: «آيا كسي هست مرا ياري كند؟» ناگهان چهار هزار جوان خود را از اسبها پايين افكندند و شمشيرها را از نيام كشيدند و عرض كردند: يا اميرالمؤمنين تا رگهاي گردنمان حركت كند و خون در رگهاي ما جريان داشته باشد دست از ياري ات برنميداريم و در ركابت جان فشاني ميكنيم.
اميرالمؤمنين(ع) فرمود: اين افراد را در چه سنّي ميبيني؟ ابن عباس ميگويد، به آن جوانان نظري انداختم و پاسخ دادم: اينها را در سنين بيست تا بيست وپنج سالگي ميبينم. حضرت فرمود: «ابن عباس، اگر آن روز ذوالفقار كند نشده بود اين جوانمردان مؤمن به حقيقت فداكار در صلب پدرها يا در رحم مادرها از بين ميرفتند؛ آيا حيف نبود چنين مردان با ايمان و با فضيلتي به كلّي نابود ميشدند؟»
از اين روايت معلوم ميشود كه آن بزرگوار در موقع برپايي غوغا در خانهاش گويا با چشم بصيرت مؤمنان را در اصلاب پدرانشان ميديد. وي دست بر روي دست گذاشت تا اينكه ريسمان بر گردنش بستند و براي بيعت به طرف مسجد بردند. اين چهار هزار نفر نمونهاي بودند از ميليونها مؤمني كه آن بزرگوار در اصلاب پدران ميديد.
امام حسين(ع) در كربلا كسي را كه مؤمني در صلبش بود نميكشت. روايت شده است: همانا حضرت حسين(ع) بعضي از اهل كوفه را در حملههايي كه در كربلا به آنها داشت نميكشت با اينكه ميتوانست آنان را بكشد و بعضي ديگر را ميكشت. دربارة اين قضيه از آن حضرت سؤال شد. پاسخ داد: «در صلب آن كساني كه نميكشم از اهل ايمان ميبينم».6
حضرت امام زينالعابدين(ع) ميفرمايد: «ديدم در روز عاشورا كسي نيزهاي به پدر بزرگوارم زد، ولي پدرم عكسالعملي نشان نداد و او را نكشت. وقتي كه امامت به من منتقل شد، دانستم كه يكي از دوستان ما در صلب او بوده است».7
-ولادت مؤمناني كه در صلب كافراناند
ائمة طاهرين(ع) براي حفظ مؤمنان و ذريّة آنان خانهنشين شدند و در ميدان جنگ كسي را كه مؤمني در صلبش بود نميكشتند كه همين خود يكي از حكمتها و فلسفههاي غيبت حضرت مهدي(ع) است. اگر آن حضرت ظهور كند براي كافران نقمت است، بايد تمامي آنان را بكشد و زمين را از لوث وجودشان پاك گرداند. لذا در غيبت باقي است تا مؤمنان از اصلاب كفّار خارج شده و ديگر مؤمني در صلب هيچ كافري نباشد.
آية شريفة «و لا يلدوا إلاّ فاجراً كفّارا8؛ و نزايند جز گنهكار ناسپاس»، در خصوص زمان حضرت نوح(ع) هم هست. آن حضرت ميديد كه ديگر نطفة مؤمنان در صلب آن كافران نيست آن وقت نفرين كرد و حضرت پروردگار ـ جلّ جلاله ـ هم مستجاب نمود و آن طوفان عجيب واقع شد و تمام كافران را نابود كرد.
امام صادق(ع) در تفسير آية «و كذلك نري ابراهيم ملكوت السموات و الأرض9؛ و بدين گونه بنمايانيم به ابراهيم ملكوت آسمانها و زمين را»، فرمودند:10 «زماني كه حضرت ابراهيم(ع) اعماق آسمانها و زمين را ديد، متوجه شد يك نفر زنا ميكند. نفرين كرد و آن شخص مُرد و تا سه نفر زاني را نفرين كرد و هر سه مَردند.
خداي عزّ و جّل به سوي ابراهيم وحي فرستاد: اي ابراهيم دعاي تو مستجاب است، پس نفرين نكن به بندگان من، همانا من بندگانم را سه طايفه آفريدم:
1. بندهاي كه فقط مرا ميپرستد و هيچ شريك براي من نميگيرد، او را ثواب و پاداش خوب ميدهم.
2. بندهاي كه غير مرا ميپرستد آن هم از من فوت نميشود.
3. بندهاي كه غير مرا ميپرستد اما من از صلب او يك خدا پرست بيرون ميآورم».10
. علامه مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، ج 52، ص 96، ح 15.
2. سورة انشقاق (84)، آيات 19 و 84.
3. بحارالانوار، ج 52، ص 90، ح 3.
4. سورة فتح(48)، آية 25.
5. بحارالانوار، ج 52، ص 97، ح 19.
6. علامه عسكري، سيد مرتضي، معاني السبطين، ج 52، ج 2، ح 17.
7. همان.
8. سورة نوح(71)، آية 27.
9. سورة انعام(6)، آية 75.
10. بحارالانوار، ج 12، ص61، ح 6.

راز غیبت2
در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
|
 |
|
 |
|
Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1