هبة الله شيث، اجازه نيافت كه علم خودش را آشكار كند، چنانكه در روضه كافى روايت شده كه حضرت ابوجعفر باقرعليه السلام در خبرى طولانى چنين فرمود: وقتى هبة اللَّه، پدرش آدم را دفن كرد، قابيل به نزدش آمد و گفت: اى هبة اللَّه من ديدم كه پدرم آدم تو را از علم آنقدر عطا كرد كه به من عطا نكرد، و آن همان علمى است كه برادرت هابيل به آن دعا كرد و قربانىاش قبول شد، و بدين جهت او را كشتم كه فرزندانى نداشته باشد تا بر فرزندان من افتخار كنند و بگويند ما فرزندان كسى هستيم كه قربانىاش قبول شد و شما فرزند كسى هستيد كه قربانى او قبول نشد. و تو اگر علمى را كه پدرم به تو اختصاص داده آشكار كنى تو را هم مىكشم همانطور كه برادرم هابيل را كشتم. پس هبة اللَّه و فرزندان او مخفى مىكردند آنچه از علم و ايمان نزد آنها بود....[1]
حضرت قائم ارواحنا له الفداء نيز اجازه نيافته كه علم خود را آشكار كند تا روز وقت معيّن؛ چنانكه درباره حضرتش روايت شده: هنگام ولادت بر زانو قرار گرفت و دو انگشت سبّابهاش را به سوى آسمان بلند كرد، و عطسهاى زد و گفت: اَلحَمْدُ للَّهِِ رَبِّ العالَمِينَ وَصَلَّى اللَّهُ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ؛ ستمگران پنداشتهاند كه حجّت الهى باطل و نابود است، و حال آنكه اگر در سخن گفتن به ما اجازه داده شود شك از بين مىرود. [2]
اين خبر را رئيس المحدثين شيخ صدوق در كمال الدين آورده است.
[1] روضه كافى: 114
[2]كمال الدين: 430/2

شباهت به شيث
در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
|
 |
|
 |
|
Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1