امروزه خيلي از دين شناسان معاصر اعتقاد دارند اين پديده نوظهور نه تنها نمي تواند حتي به عنوان يک داروي تسکين دهنده عمل کند بلکه خود دارد به يکي از نشانه هاي بحران معنويت در دوران جديد تبديل ميشود.
فرقه هاي نوظهور غربي يکي از پديده هاي عصر جديد شناخته مي شود که گسترش فعاليتشان در سال هاي اخير باعث نگراني هاي زيادي در ميان کارشناسان ديني و حتي مسئولان رسمي کشور شده است.
در سال هاي اخيرگسترش ترويج شيطان پرستي که در جامعه با موسيقي ها، ميهماني ها و نمادهاي خاص اين فرقه شناخته شده، حساسيت نهادهاي فرهنگي و کارشناسان جتماعي را برانگيخته است. با اين حال هنوز مسؤليت دستگاه هاي مختلف فرهنگي، انتظامي و امنيتي در مورد آن به درستي تبيين نشده است. تاکنون شوراي فرهنگ عمومي زير نظر شوراي عالي انقلاب فرهنگي کميته ها و کارگروه هاي تخصصي را به منظور مقابله با فرقه ها و جريان هاي انحرافي تشکيل داده و براي برخي از دستگاه هاي تأثيرگذار وظايفي را هم تعيين کرده است. در حوزۀ اقدامات امنيتي براي مقابله با اين جريان انحرافي برخي عاملين در هنگام برگزاري ميهماني ها و ورود محموله هاي حامل علائم شيطان پرستي دستگير شدند؛ ولي همچنان اين ابهام وجود دارد که اين علائم که بعضي آن را مقدمه ترويج شيطان پرستي مي دانند، چگونه و توسط چه گروه هايي وارد کشور مي شوند و چه تاثيراتي بر جامعه دارند. همچنين معاونت اجتماعي نيروي انتظامي مقابله با عاملان فروش و مصرف کنندگان را در دستور کار قرار داد و نصب بوگيرهاي x را که گفته مي شود از علائم شيطان پرستي است در خودروها ممنوع اعلام کرد.
امروزه خيلي از دين شناسان معاصر اعتقاد دارند اين پديده نوظهور نه تنها نمي تواند حتي به عنوان يک داروي تسکين دهنده عمل کند بلکه خود دارد به يکي از نشانه هاي بحران معنويت در دوران جديد تبديل مي شود. اينها تعدادي از فرقه ها و افرادي هستند که در اين جريان اسم و رسمي به هم زده اند.
توليک :
طريقه توليک دو بعد اصلي دارد. يکي بعد اخلاقي است که تقريباً اموري کلي را که بيش تر صبغة اخلاقي دارد به پيروان توصيه مي کند. نمونة اين تعاليم را مي توان در کتاب چهار ميثاق اثر دون ميگوئل روئيز ملاحظه کرد. بعد ديگر سير در عوالم رؤيايي و دستيابي به تجربيات فرا مادي است. بر خلاف برخي مکاتب مانند گورجيف و اشو در اين مکتب «رؤيا بيني» هنري معنوي محسوب مي شود و تنها کافي است تعاليم لازم براي بهبود آن دريافت شود. در حقيقت رؤيابيني ارادي مهارتي معنوي است که بايد آن را کسب کرد. سر خپوست ها در گذشته براي سير در عوالم رؤيايي از روش هاي ديگري جز تمرينات معنوي نيز استفاده مي کردند.
رام الله:
يکي از جنجالي ترين و در عين حال پر طرفدارترين فرقه هايي که طي اين يکي دو دهه در ايران ظهور کرده است، فرقه رام الله چنانکه از اسمش پيداست معجون خنده داري از هندوئيزم، مسيحيت و اسلام است که مثل شير بي يال و دم شباهتي به هيچ يک از اين سه نيز ندارد. رهبر اين فرقه شخصي است به نام «پيمان فتاح» که خود را خالق فتاح، ايليا، رام الله و الياس مي نامد و از سوي مريدانش شخصيتي آسماني، خارق العاده و مقدس معرفي مي شود. در عين حال برخي از پيروان پيمان فتاح او را «آواتار» به معني «تجسم جريان حقيقت» ، «روح مجسم حق» و «تجسم الهی» ناميده اند. «بني سماء» لقب ديگري است که از جانب مريدان به او داده شده است. البته در بعضي از کارت هاي ويزيتي که شاگردان، مريدان و دوستان فتاح اين ور و آن ور پخش کرده اند او با القاب ديگري نيز شناخته مي شود که تعدادي از آنها عبارتند از: «بنيانگذار علوم باطني، قطب علوم باطني، بنيانگذار الهيسم نوين.» درباره او گفته اند: رام الله هميشه با لباس هاي مشکي در ميان مردم ظاهر مي شد و با لحن خاصي صحبت مي کرد.
ساي بابا:
ستهيد ساي بابا (1926) يکي از پرآوازه ترين گروه هاي هند است که هوادارانش را در غرب بيشتر مهاجران آسيايي تشکيل مي دهند. او در سيزده سالگي به مدت چند روز بيهوش بود، سه ماه بعد اعلام کرد صورت تجسم ساي باباي شيردي است. شهرت ساي بابا تا حد زيادي به سبب کراماتي است که بسياري از مردم به او منتسب مي کنند.
اکنکار:
«پال توئيچل» در سال 1965 طريقة «اکنکار» را بنيان نهاد.
چون در آيين او اعتقاد راسخي به استاد زندة «اک» وجود داشت و توئيچل خود را وارث يک سنت باستاني و نهصد و هفتاد و يکمين استاد زندة اک مي خواند، پس از او مسألة جانشيني اش با بحران همراه شد. «داروين گراس» پس از وي به عنوان نهصد و هفتاد و دومين استاد زندة اک معرفي شد اما پس از چندي با مخالفت هاي فراوان مواجه شد و در نهايت از سمت خود برکنار شد. اکنون هارولد کمپل به عنوان استاد زنده اک مشغول فعاليت است.
«ديويد سي لين» استاد مطالعات ديني کسي بود که توئيچل را به سرقت ادبي و علمي از استادش «رادا سوامي» متهم کرد. او معتقد بود همة آنچه توئيچل به عنوان تاريخ اک مي گويد دروغ است و او همة تعاليمش را در مدتي که شاگرد سوامي بوده از او آموخته است. اما توئيچل خود معتقد بود «رباز ارتارز» استاد باستاني اک آموخته و او را در سفر روحاني ملاقات کرده و همة اين تعاليم را از او آموخته است.
در مکتب اکنکار سفر روح نقشي کليدي دارد. سفر روح يعني حضور همزمان در دو مکان. اکيست ها بايد مهارت سفر روح را بياموزند و از اين طريق حالات ديني و معنوي را تجربه کنند. در جهان بيني اک جهان از نور و صوت خدا يا به تعبير خودشان «سوگماند » تشکيل شده و غايت يک اکيست همکاري با سوگماند است.
عصر نو:
يک اصطلاح فراگير است که بر شبکه گسترده اي از افراد و گروه هاي کمابيش همپوش با معتقدات و جهت گيري هاي بسيار متفاوت اطلاق مي شود. درباره حد و مرزهاي عصر نو ممکن است گفته شود آميزه اي از جنبش هاي استعداد بشري، نوپاگانيسم، فکرنو، رازورزي شمنيسم يا ويکا و يا جادوگري باشد. در این باره هيچ اتفاق نظري وجود ندارد .
يوگا:
يوگا يک طريقة معنوي است که ريشه در اديان هندي دارد و با حرکات، تمرينات و تعاليم جسمي همراه است. در حقيقت يوگا مکتبي است که جسم و روح را به مثابة يک کل در نظر می گيرد و با همان اهميتي که روح را تربيت مي کند به جسم نيز بها می دهد. مبناي يوگا را دانشي پرورده که در راستاي کشف ارتباط روح و جسم رونق گرفته است. در يوگا بسياري از اثرات روحي به واسطة فعاليت هاي جسماني و بسياري از اثرات جسماني به واسطة فعاليت هاي روحاني رقم مي خورد.
شيطان پرستي:
شيطان پرستي که اصولاً واکنشي در برابر مسيحيت بوده است واقعه نادري به شمار می رود. از اواخر قرون وسطي جادوگران را متهم به شيطان پرستي مي کردند ولي تقريباً هيچ سند معتبري دال بر وقوع آن وجود نداشت. فرض مي شود که آيين اصلي و مشخصه شيطان پرستي مس سياه است يعني هزل کفر آميزي از عشايي که کشيش خلع لباس شده برگزار مي کند.
همراه با شمع هاي سياه و پيکرهاي مسيح بر صليب وارونه که شامل آلودن نان و شراب مقدس، آزادي افراطي روابط جنسي، و گاهي قرباني کردن حيوانات وحشي و انسان مي شود.
تي ام:
«مهاراش ماهاش يوگي» بنيانگذار طريقة تي ام يا مراقبة تعالي بخش بود. او در نيمة اول قرن بيستم پس از سال ها انزوا و مراقبه مکتب خود را بنا نهاد و در صدد اصلاح اوضاع جهان برآمد. او به آثار هندويي مسلط بود و شرحي نيز بر «اوپانشادها» (متون مقدس هندويي) نگاشت. او در تلاش بود تا شبکه اي از استادان تي ام تشکيل دهد که بتوانند همة جمعيت زمين در آن روزگار را تحت هدايت و تربيت خود در آورند. چرا که در تي ام تعليم حضوري و سينه به سينة استاد به شاگرد نقشي کليدي دارد. گرچه او نتوانست کاملاً به هدفش دست يابد ولي توانست افراد زيادي را تحت تعليم شبکة خود درآورد. راه و طريقة او دشواري چنداني نداشت براي همين پيروان براي تبعيت از شيوة او چندان با زحمت مواجه نمي شدند. تعاليم يوگايي در تي ام کاربرد زيادي دارند. يوگي معتقد بود با اين شيوه مي توان از مرز ماده عبور کرد و با مرکز خلاق هستي ارتباط برقرار کرد. تبليغ او براي آيينش موجب شد تا در آمريکا عليه او شکايتي صورت گيرد و در اين دعوي حقوقي او براي تبليغ ديني جديد محکوم و از ادامة فعاليت منع شود. اما تلاش بسيار جريان تي ام براي اثبات اينکه اين طريقه، دين نيست بلکه يک تکنيک است نتيجه داد و اين حکم پس از چند سال شکسته شد. با شکسته شدن اين حکم جريان تيام دوباره رونق گرفت.