montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net


از نگاه زرتشتیان، موعود مزدیسنا «سوشیانس» نامیده می شود. اینان منتظر سه موعود هستند و میان هر یک از آنها هزار سال فاصله قرار داده شده است. آنان طول جهان را دوازده هزار سال تقسیم کرده اند، که مجموعاً به چهار مقطع سه هزار ساله تقسیم می گردد. در چهارمین دوره سه هزار ساله، دهمین هزاره عهد سلطنت روحانی پیغمبر ایران، «زردتشت»، شمرده می شود. در آغاز هر یک از هزاره یازدهمین و دوازدهمین، دو تن از پسران زردتشت ظهور خواهند نمود. در انجام دوازدهمین هزاره، پسر سوم یعنی «سوشیانس» پدیدار گشته، جهان را نو خواهد نمود، مردگان را برمی­انگیزد و قیامت و جهان معنوی خواهد آراست[1] و[2] (به سه پسر زردتشت که در آخرالزمان تولد یابند، «سوشیانس» نام داده اند، گرچه به صورت خاص این اسم برای تعیین آخرین موعود تخصیص یافته است).

سوشیانت

منجی (های) موعود اوستا، که سوشیانس نام دارد، اغلب به معنای «رهاننده» تعریف شده است.[3] این واژه در زبان پهلوی به صورت سوشیانت، وسیوسوش آمده و از ریشه «سود» به معنای بهره و منفعت گرفته شده است.

واژه فارسی سود نیز از همین ریشه است.[4] سوشیانت، صفت به معنای سودمند و سوددان است. این واژه در «گات ها» به دو صورت مفرد و جمع آمده است. زرتشت در گات ها[5] چندین بار خود را در صیغه مفرد، سوشیانت یعنی رهاننده یا نجات دهنده نامیده است. از جمله می توان به موارد ذیل اشاره کرد:

کی خواهیم دریافت (فهمید) ای مزدا و ای اشاکه شما نسبت به کسی که در پی تباه کردن من است، توانا و زبردستید؛ آنچه پاداش نیک نهاد است، باید به خوبی از آن اطلاع یابم؛ از این روی رهاننده (سوشیانت) را آرزوی آن است که از قسمت خویش باخبر باشد.[6]

این واژه در سه مورد نیز به صورت جمع آمده است، یکی از آنها اینکه: «ای اهورا مزدا! آن راه منش نیک که به من نمودی، همان راه آموزش رهانندگان (سوشیانت ها) است.»[7]

از این قطعات به خوبی دریافت می شود که عقیده به موعود آخرالزمان و اینکه کسی خواهد آمد، و جهان را از چنگال اهریمن خواهد رهانید و آدمیان را از یک زندگی بی گزند بهره مند خواهد ساخت، نزد ایرانیان بسیار قدیم و شاید منسوب به خود مؤسس دین مزدیسناست.[8]

آنجا که در قسمت های دیگر اوستا همانند گات ها، سوشیانت به صیغه جمع آمده، از آنان یاوران دین اراده شده است. به عبارت دیگر، پیشوایان کیش و جانشینان زردتشت و نیکان و پارسایانی که از آنان سودی آید و مردم را به راه راست راهنمایی کنند و مایه رستگاری باشند و دین مزدیسنا را بیارایند، سوشیانت ها نامیده شده اند.[9]

در مواردی هم سوشیانت به صیغه جمع آمده و مقصود از آن سه موعود مزدیسنا یا سه پسران آینده زرتشت است که سرانجام هر یک ظهور خواهند کرد و بار دیگر آیین زرتشت را تازه می کنند و جهان فرسوده و ویران را آباد، تازه و خرم خواهد ساخت.[10]

در کتاب «زند» که از کتب مقدس زرتشتیان است، پس از آنکه مقداری پیرامون شیوع فساد در آخرالزمان گفت وگو می نماید و گوشزد می کند که غالباً قوّت و شکوه با اهریمنان خواهد بود، می گوید:

آن گاه از طرف اهورا مزدا به ایزدان یاری می رسد، پیروزی بزرگ از آن ایزدان می شود و اهریمنان را منقرض می سازند... بعد از پیروزی ایزدان و برانداختن تبار اهریمنان عالم کیهان به سعادت اصلی خود رسیده، نبی آدم بر تخت نیک بختی خواهد نشست... .[11]

«جاماسب» در کتاب معروف خود «جاماسب نامه» از زرتشت نقل می کند که «از فرزندان دختر پیغمبر که «خورشید جهان» و شاه زمان نام دارد، کسی پادشاه شود در دنیا به حکم یزدان که جانشین آخر آن پیغمبر باشد.» [12]

همچنین در جای دیگر این کتاب می خوانیم که: «مردی بیرون آید از زمین تازیان، از فرزندان هاشم مردی بزرگ رو، بزرگ تن و بزرگ ساق، و بر دین جد خویش باشد، با سپاه بسیار، روی به ایران نهد و آبادانی کند و زمین را پرداد کند.» [13]

وی در تعالیم خود می افزاید:

پیامبر عرب آخرین فرستاده است که از میان کوه های مکه ظاهر شود... از فرزندان پیامبر شخصی در مکه پدیدار خواهد شد که جانشین آن پیامبر است و پیرو دین جد خود می باشد... از عدل او گرگ با میش آب می خورد و همه جهان را به آیین «مهرآزمای» خواهند گروید.[14]

البته قسمتی از پیشگویی های دیگر زردتشت درباره ظهور و علائم آن در «بهمن یشت» آمده است. [15] در آخرین بخش از کتاب «زندبهمن ی‍َسن» که شرح و تفسیر «اوستا» می باشد، از ظهور مصلح جهانی و منتهی شدن حکومت آن حضرت به رستاخیز سخن گفته است: «پس «سوشیانس» آفرینش را دوباره پاک بسازد و رستاخیز و تن پسین باشد.» [16] و می گوید منظور از سوشیانس در اینجا آخرین نجات بخش دین زرتشتی است. [17]

هنگامی که گشتاسب در مورد کیفیت ظهور سوشیانس و چگونگی اداره جهان می پرسد، جاماسب حکیم، شاگرد زرتشت توضیح می دهد که: «سوشیانس» دین را به جهان رواج دهد، فقر و تنگدستی را ریشه کن سازد، ایزدان را از دست اهریمن نجات داده، مردم جهان را هم فکر و هم گفتار و هم کردار گرداند.» [18]

از جمله مواردی که در اوستا، واژة سوشیانت مفرد آمده و از آن به ویژه واپسین موعود مزدیسنا اراده شده، از این قرار است: یسنا 26 قطعه 10؛ یسنا 59 قطعه 28؛ ویسبرد، کرده 2، قطعه 5؛ فروردین یشت، قطعه های 129 و 145؛ زامیادیشت، قطعه 89؛ گشتاسب یشت، قطعه 30؛ وندیداد، فرگرد 19، قطعه 5.

به هرحال تفسیر دقیق تر سوشیانس را باید از بخش های دیگر اوستا به دست آورد. در اوستای فعلی، رهانندگان در سه نفر خلاصه شده اند: 1. اوخشیت ارته، کسی که قانون مقدس را می پروراند؛ 2. اوخشیت نمنگه، کسی که نماز را برپای می دارد؛ 3. استوت ارته، کسی که همه از پرتو او به زندگی فناناپذیر می رسند. [19] البته در کتب روایی پهلوی برای نخستین موعود و دومین و سومین نام های دیگری ثبت کرده اند. [20]

به تصریح اوستا[21] زرتشت تجسم نیکی و خیر و کمال، بزرگ ترین سوشیانس است و واپسین نجات بخش نیست، بلکه به تصریح همین بخش، واپسین نجات بخشان، کسانی هستند که جهان را نو کنند و خلایق را پیرنشدنی و نامیرا، جاویدان و بالنده سازند. در آن هنگام مردگان دگربار برخیزند و بی مرگی به زندگان روی آورد؛ سوشیانت پدیدار شود و جهان را به خواست خویش نو کند. [22]

ابراهیم پورداود از آنچه در این باره گذشت، نتیجه می گیرد که واژه سوشیانس در کاربردهای جمع خود در اوستای نو، شامل زرتشت و حامیان و یاوران و مبلغان و نوسازان و آرایندگان جهان پایانی است. بر اساس این مطلب به این نکته می رسد که: ویژگی عمده آنان عبارت است از خردمندی، نیکوکاری، سودرسانی به همه موجودات، غلبه بر خصومت دیوها و مردم، و پاک کردن جهان از دروغ، ستایش پروردگار و آراستن معنوی. [23]

از توضیحات کتاب های روایی پهلوی پیرامون منجیان سه گانه آیین مزدیسنا به دست می آید که نبرد خیر و شر، نیکی و بدی به نوعی تقدیر خود اهورا مزداست و در این میان سه موعود آخرالزمان، سه نقطه اوج و در عین حال سه نقطه عطف دین زرتشتی شمرده می شوند. آنها طبق خیر و نیکی رفتار می کنند و در عمل آن را آموزش می دهند. آنها هستند که نماز و تحیات به آستان اهورا مزدا را به جای می آوردند. آنان از دریاچه کیانسیه پا به عرصه زندگی نهاده و ضد اهریمن قیام می کنند، آفرینش او را در هم می شکنند و مردم را به راه راست می آورند و دین را گسترش می دهند؛ چنان که به آدمیان نیز راستی می بخشند.[24]



نویسنده: مریم محمدی ارانی
مجله طلوع تابستان 1386، شماره 22


پی نوشت:
1. مینوی­خرد، ترجمه احمد تفضلی، تهران، توس، چاپ سوم، 1380، پرسش 1، بند95.
2. ابراهیم پورداوود، سوشیانس، صص7ـ21.
3. ابراهیم پورداوود، گاتها، تفسیر و توضیح انجمن زرتشتیان ایران، بمبئی، 1938، ص109.
4. علی اصغر مصطفوی، ص53.
5. سروده های زرتشت که به وسیله خود او املا شده است. احمد تفضلی، تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام، تهران، سخن، 1376، ص35.
6. سپنتمدگات، یسنا 48، قطعه 9؛ و نیز رک: وهشیتواشت گات، یسنا 53، قطعه 2؛ سپنتمدگات، یسنا 48، قطعه 6 ؛ اشتودگات، یسنا 45، قطعه 11.
7. گاتها: یسنا 34، قطعه 13؛ ر.ک. یسنا 46، قطعه 3؛ یسنا 48، قطعه 12.
8. علی اصغر مصطفوی، سوشیانت یا سیر اندیشه ایران...، ص55؛ ابراهیم پورداوود، سوشیانس، ص10.
9. همان، ص55.
10. فروردین یشت، قطعه 17؛ زامیادیشت، قطعه 22. اوستا، گزارش جلیل دوستخواه، تهران، مروارید، چاپ چهارم، 1377، دوجلدی.
11. زند بهمن سین، زند، تحقیق محمدتقی راشد محصل، تهران، معاصر، 1370، ص19.
12. جاماسب­بن لهراسب، جاماسب­نامه، بمبئی، 1313ق، صص121ـ122.
13. همان.
14. همان.
15. «بهمن یشت» که «زند و هومن یسن» نیز نامیده می شود، شامل یک رشته رویدادهایی است که راجع به آینده ملت و آیین ایران است، که اهورا مزدا وقوع آنها را به زرتشت پیشگویی می کند. این کتاب توسط صادق هدایت از متن پهلوی به فارسی کنونی ترجمه شده است. صادق هدایت، زند و هومن یسن و کارنامه اردشیر بابکان، تهران، امیرکبیر، چاپ سوم، 1342.
16. زند بهمن یسن، ص19.
17. همان، ص150.
18. جاماسب­نامه، صص121ـ122.
19. ابراهیم پورداوود، سوشیانس، ص15.
20. ر.ک. علی­اصغر مصطفوی، سوشیانت یا سیر اندیشه...، صص63 ـ64.
21. یسنا 46، قطعه 31.
22. زامیادیشت، قطعه­های 9ـ11.
23. ابراهیم پورداوود، سوشیانس، صص10ـ18.
24. ر.ک. دینکرد، کتاب هفتم، (درس نامة دین مزدایی)، ترجمه فریدون فضیلت، تهران، فرهنگِ دهخدا، چاپ اول، 1381، فصل7، قطعات 45ـ47.
منجی در آیین زرتشت


در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
نام:
ایمیل:
montazar.net

نظر سنجی
مایلید در کدام حوزه مطالب بیستری در سایت گذاشته شود؟
معارف مهدویتغرب و مهدویت
وظایف ما در عصر غیبتهنر و فرهنگ مهدویت
montazar.net

سایت های وابسته