كمي بمان
اينجا زمين است
اينجا سرزمين آرزوهاي خاك خورده است
جايي كه حقيقت را بايد در قاب ديد
جايي كه بايد گاهي با دستي يا گوشه چشمي
خاك مانده بر شاهدان روز قيامت را آرام پاك كرد
تا مبادا آرامش اهل زمين كمي نا آرام شود
اينجا زمين است مولاي من
همانجايي كه اهلش فراموش كردند
تو وارث ثقليني و بايد تو را ارج بگذارند
اين روزها
در خانه هاي اين حوالي
جاودانه هاي خلقت در غفلت
در حال غايب بودن مانده اند
تا مگر معجزه اي رخ دهد و
اهل زمين بيدار شوند
بايد اهل زمين را بيدار كنم
بايد مثل فاطمه دست ترا بگيرم و
در كوچه هاي شهرم
خانه به خانه با تو بگردم و
تو را نشان شان بدهم و
بگويم اين همان علي ست
اما كمي غريب تر
اين همان باقي مانده ي امامت است
تا امتداد ولايت تا قيامت فروزان بماند
مولاي من
تو شاهد زنده ي ثقليني
كه بايد در خانه هاي اهل زمين
مانند خورشيد بدرخشي
و در لحظه هاي زمين يادت
"ذكر مدام" اين اهالي باشد
تو وارث ثقليني
كه بايد در مسيرهاي زمين هدايتگري كني
تا صراط مسقيم رسيدن به حق
هميشه رو به سمت خدا باشد
اهل زمين يادشان رفته
تو باقي ماندي كَسايي
تا ثقلين مَطرود نماند
تا تمام چشم ها و قلب ها
رو به سمت حضورت بيدار بمانند
تا ظاهر شوي
تا جان ها در دنيا و رنگ هايش
جز صبغه اللهي رنگي نداشته باشد
اهل زمين بايد بدانند
كه سهمُ الارث حقيقي خلقت
فقط براي توست كه انسانيت در ذرات وجودت
به ظهور رسيده
بمان براي دل بيقرار من هم كه شده
كمي در زمين بمان
شايد دلم آيينه شد براي اهل زمين و
و تو در قابش به ظهور رسيدي
كمي بمان

كمي بمان
در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
|
 |
|
 |
|
Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1