تعارض در روایت تولد امام مهدی (عج)
شبهات وارد شده از جانب ناصر القفاری (نویسنده کتاب «اصول مذهب الشیعه الامامیه الاثنی العشریه»)
اين روايت كه وجود نشانه هاي بارداري را نفي مي كند و حتي مادر نوزاد را نسبت به آن بي اطلاع مي داند، در پايانش اين پندار را نقض مي كند؛ زيرا در پايان اين روايت آمده است كه مولود در حالي كه در شكم مادر بود سخن مي گفت تا جايي كه حكيمه مي گويد: «جنين در حالي كه در شكم مادر بود، به من پاسخ داد و آنچه مي خواندم را تكرار مي كرد و به من سلام كرد.»[1]
نقد و بررسی سندی
فقره مورد نظر قفاری یعنی سخن گفتن امام مهدی در شکم مادر از میان مجموع نقل های روایت حضرت حکیمه تنها در یک روایت وجود دارد و این روایت به لحاظ سندی ضعیف است[2] بنابراین بر اساس روایات شیعه اصل سخن گفتن امام مهدی در شکم مادر ثابت شده نیست.
نقد و بررسي دلالی
پاسخ اين اشكال، با مطالعه روايت مورد نظر آقاي قفاري روشن مي شود. اگر ايشان اندكي از آن همه دغدغه اي كه براي پيدا كردن اشكال هاي عقايد شيعه دارد را صرف مطالعه منابع شيعي مي كرد يا روايات مورد اشكالش را حداقل يكبار از آغاز تا پايان به درستي مي خواند، پاسخ بسياري از پرسش هايش را مي يافت (البته بدون تردید آقای قفاری این روایت را از اول تا به انتها بارها مطالعه کرده است، ولی گویا مصلحت در ندیدن بوده است). به هر تقدير، در متن روايت مورد نظر تصريح شده است كه حضرت حكيمه، هنگام غروب آفتاب، نشانه اي از بارداري از حضرت نرجس نيافت و امام حسن (ع) فرمود: «نشانه ها به هنگام طلوع فجر آشكار خواهد شد.» براساس وعده آن حضرت، با طلوع فجر، نشانه هاي حمل آشكار شد و پس از آن جنين سخن گفت و به حكيمه سلام كرد. بنابراين، نه تنها در صدر و ذيل روايت تناقضي نيست، بلكه در صدر روايت تصريح شده است كه نشانه هاي حمل حتماً در هنگام طلوع فجر آشكار مي شود و اين وعده عملاً تحقق يافت. پس از تحقق اين وعده بود كه جنين سخن گفت. متن روايت اينگونه است:
قالت حكيمة: فمضى أبوالحسن و جلس أبومحمد مكان والده و كنت أزوره كما كنت أزور والده فجاءتني نرجس يوماً تخلع خفي، فقالت: يا مولاتي ناوليني خفك، فقلت: بل أنت سيدتي ومولاتي والله لا أدفع إليك خفي لتخلعيه ولا لتخدميني بل أنا أخدمك على بصري، فسمع أبو محمد ذلك فقال: جزاك الله يا عمة خيراً، فجلست عنده إلى وقت غروب الشمس فصحت بالجارية و قلت: ناوليني ثيابي لانصرف. فقال: لا يا عمتا بيتي الليلة عندنا فإنه سيولد الليلة المولود الكريم على الله عزوجل الذي يحيى الله عزوجل به الأرض بعد موتها. فقلت: ممن يا سيدي و لست أرى بنرجس شيئاً من أثر الحبل؟ فقال: من نرجس لا من غيرها؟ قالت: فوثبت إليها فقلبتها ظهرا لبطن فلم أربها أثر حبل. فعدت إليه فأخبرته بما فعلت فتبسم، ثم قال لي: إذا كان وقت الفجر يظهر لك بها الحبل لأن مثلها مثل أم موسى لم يظهر بها الحبل ولم يعلم بها أحد إلى وقت ولادتها، لأن فرعون كان يشق بطون الحبالى في طلب موسى، و هذا نظير موسى. قالت حكيمة: فعدت إليها فأخبرتها بما قال: وسألتها عن حالها. فقالت: يا مولاتي ما أرى بي شيئا من هذا، قالت حكيمة: فلم أزل أرقبها إلى وقت طلوع الفجر و هي نائمة بين يدي لا تقلب جنباً إلى جنب حتى إذا كان آخر الليل وقت طلوع الفجر و ثبت فزعة فضممتها إلى صدري وسميت عليها فصاح [إلي] أبومحمد و قال: اقرئي عليها: إِنَّا انزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ فأقبلت أقرأ عليها وقلت لها: ما حالك؟ قالت: ظهر [بي] الأمر الذي أخبرك به مولاي فأقبلت أقرأ كما أمرني، فأجابني الجنين من بطنها يقرأ مثل ما أقرأ و سلّم عليّ.[3]
پی نوشت:
[1] اصول مذهب الشيعة، ص1022.
[2]کمال الدین ص428 این حدیث ضعیف است است به دلیل مهمل بودن محمد بن عبدالله الطهوی (مستدرکات ج7ص190)
[3]کمال الدين، ص427.