montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net

گفتمان امید و انتظار
سرآغاز سخن
علامه جعفری رحمه الله در ارتباط با اشاره ای که در خطبه 182 نهج البلاغه درباره انسان وارسته وجود دارد بعد از آنکه به نقل از برخی محققین، مصداق آن را حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف می داند، بحثی تفصیلی را با عنوان «حضرت مهدی و حکومت الهی او در روی زمین» می نگارد که با طرح این سؤال شروع می شود: «بشر به کجا می رود و در انتظار چیست؟» ایشان بعد از پاسخی فلسفی به این پرسش و ارتباط آن با امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از دو کلید واژه زیبای امید و انتظار، در وصف اعتقاد به مهدویت استفاده کرده و بحثی تفصیلی را در مورد هریک مطرح و از چند اصل مقدماتی مدد گرفته و موضوع را این چنین بیان می کند:
• بایستی جریان تدریجی واقعیات محاسبه شود
ایشان معتقد است مردم برحسب گنجایش روحی گوناگونی که دارند در موضوع انتظار، مختلف عمل می کنند:
گروهی هستند که همواره می خواهند هدف های زندگی آنان بدون فاصله در مقابل دیدگان شان تعالی یابد. این نفوس ضعیف همیشه در دنیا با ناکامی ها روبه رو می شوند، زیرا جریان قانون زندگی و مشیت خدا چنین است که بایستی برای به دست آمدن هدف، حوادث کم و زیادی به طور تدریجی، سیر کند. برای این افراد، امیدی در زندگی وجود ندارد.
گروه دیگری هستند که تا حدودی با وضع جریانات طبیعی، آشنایی دارند. این افراد می دانند هر میوه ای در هر فصلی، روی شاخه درخت پیدا نمی شود. برای این گروه، انتظار و امید، مفهوم شایسته ای دارد. آنان برای رسیدن به هدف امیدوار می شوند و انتظار می کشند.

• زندگی در تاریکی شب غیبت
علامه برای روشن تر شدن موضوع، مثال بسیار جالبی می آورد:
آیا در این دنیا باطل تر از این سخن، چیزی به گوش رسیده است که «همواره باید فضای زمین، روشن باشد و هرگز شب، فضای زمین را فرانگیرد». این در حالی است که حرکات قانونی اجزای منظومه شمسی، تاریکی شب را ضروری می سازد. اکنون که ما در دوران غیبت در شب تاریک، روزگار سپری می کنیم، نه تنها باید ضرورت های زندگی در شب را فراموش نکنیم بلکه باید همه شئون زندگی خود را در این شب که بامدادش ظهور خورشید حق و حقیقت است، با دقت و تکاپوی بیشتر مراعات کنیم، نه این که بنشینیم و بگوییم: وقتی که روز، فرارسید به تکاپو می افتیم زیرا معنای این پندار نابخردانه، چیزی جز این نیست که در شب زندگی نباید کرد و باید مرد!

• چگونه امید را با خیالات، مخلوط نکنیم؟
در این قسمت از مقدمه، سعی علامه این است که بیان دارد حد تمایز و فاصله ای بین امید و خیالات وجود دارد.
انسان مادامی که در این دنیا هست امید و آرزو هم در قاموسش وجود خواهد داشت. از آن طرف فعالیت و جریان های ذهنی به جهت فراوانی که دارند روح انسان را به خود مشغول می سازند و نیز اندیشه های منطقی که واقعیات را مطرح می کنند، به جهت محدودیتی که دارند نمی توانند تمام فعالیت و جریانات ذهنی را در راه خود استخدام کنند و از هم اینجا خیالات تولید می شوند و اکثر فعالیت ها و جریانات ذهنی ما را تشکیل می دهند. این خیالات، کاری با واقعیت های زندگی مادی و معنوی انسان ندارند. لذا اغلب بی پایه و پوچ هستند و باعث صرف انرژی بیهوده می گردند. علامه، مهم ترین فرق بین خیالات و امید را این گونه بیان می کند:
«خیالات عبارت است از جریان صور مخلوط از واقع و ساختگی در صفحه ذهن انسانی، بدون اینکه توانایی تحریک داشته باشد در صورتی که امید به جهت تعلق به واقعیات و خواستن آن ها جنبه تحریک به سوی موضوعاتی دارد که امید انسانی به آنها تعلق گرفته است. ما بایستی در زندگی بکوشیم خیالات سست و بی پایه را با امید اشتباه نکنیم و هرچه در ذهن ما خوب و مورد تمایل، جلوه می کند به عنوان موتور محرک زندگی، تلقی نکنیم.»
بنابراین اولین شرط به ثمر رساندن امید، محاسبه امکانات خود انسان است که تا چه اندازه و به چه کیفیت می تواند با واقعیات مفید زندگی، تماس پیدا کند و عدم مراعات این شرط، تلفات سنگین به شخصیت های انسانی وارد می سازد، زیرا مادامی که محاسبه دقیق در امکانات خود انسان و کمیت و کیفیت واقعیات انجام نگیرد، پدیده امید، همیشه لرزان و سست بوده و به جای اینکه محرک زندگی باشد موجب ناراحتی و یأس خواهد بود. درخشندگی امید بایستی به یک منبع اصیل متصل باشد تا بتواند آدمی را تحریک کند.

• هدفی که امید را تولید می کند
امید یک پدیده روانی ناظر به آینده و هدف است. لذا ارزش آن وابسته به هدفی است که امید را تولید می کند.
هرچه هدف انسان عالی تر باشد، امیدی که به آن هدف، بسته است. عالی تر و با ارزش تر خواهد بود. مثلاً گاهی انسان فقط هدف های جزئی و مادی شخصی را برای خویش منظور می دارد مانند جاه، ثروت و شهرت. به این علت که برای پیش برد مقاصد مادی او در این دنیا مؤثر می باشند. امیدواری مربوط به این موضوعات، بسیار پست است و اگر برای خود شخص مفید باشد، بعید نیست برای دیگران مضر باشد.
برعکس این گونه هدف ها، مقاصد عالی، انسانی و الهی است. بایستی گفت امید بستن به این گونه هدف هاست که عظمت بشر را در تاریخ ما چه به شکل داشتن دانش و چه در شکل تمدن به معنای عمومی، اثبات کرده است.
بنابراین شایسته است بگوییم: «اگر عامل تحرک تاریخ چند بخش اساسی دارد، یکی از اجزای اساسی آن امید است.»

• شخص امیدوار در قلمرو هدف، گام برمی دارد
شخص یا جامعه ای که امید وصول به یک هدف در روح آنان پدیدار گشته است چنین نیست که در امتداد این امید، حالت خلاء روحی را سپری کند. مردم معمولاً گمان می کنند هنگامی که انسان هدفی را برای خود مشخص ساخت و آن هدف مطابق جریانات هستی، قابل وصول بود، از آغاز مشخص نمودن هدف تا رسیدن به آن، دست خالی بوده و امید برایش لذتی روانی است که فقط جنبه تسلی بخش دارد.
از منظر علامه این گمان بیهوده ای است. ایشان معتقد است هنگامی که حقیقتی را هدف قرار دادیم دو موضوع برای ما مطرح می گردد:
• اول اینکه چون هدف مزبور، احتیاج به گذشت زمان و سپری شدن رویدادهای فراوانی دارد و ما نمی توانیم زمان را بریده و کوتاه کنیم و همچنین نمی توانیم جریان قانونی رویدادها را ندیده گرفته و حصول هدف را بدون آنها توقع داشته باشیم لذا هدف مزبور برای ما مانند دورنمایی است که به سوی آن حرکت می کنیم. با این نظر در راه هدف، گام برمی داریم و به طور تدریجی به آن نزدیک می شویم.
• دوم اینکه روح انسان به جهت داشتن خاصیت شگفت انگیز دریافت هدف، با اینکه می داند وصل به هدف به گذشت زمان نیازمند است. با این حال گویی فعلاً در قلمرو هدف، گام برمی دارد.
برای توضیح این مسأله بجاست حوادث گذشته را در روح، محاسبه کنیم. گروهی از حوادث برای انسان رخ می دهد، سپس مدت طولانی از آن حوادث می گذرد ولی از آن جهت که آن حوادث، بسیار با اهمیت بوده هرگاه انسان به یاد آن ها می افتد، مانند این است که مدت زمانی که از وقوع آن حوادث، سپری گشته حذف می شود و انسان خود را در میان آن حوادث می بیند. مثلاً جنایتی که به کشته شدن فرزند دلبندش منجر گشته؛ بیست سال پس از زمان جنایت، موقع به یادآوردن آن گویی در همین لحظه، جنایت را می بیند.
لذا هدفی نیز که در آینده برای انسان منظور شده است اگر واقعا هدف باشد، دوران امید وصول به آن هدف، خالی نیست بلکه انسان در قلمرو هدف، گام برمی دارد. به همین جهت است که گفته شده: اغلب مردم به گمان اینکه هدف و ایده آلی در آینده به دست خواهد آمد این حقیقت را از دست می دهند که آینده بودن زمان، نبایستی اثر فعلی هدف و ایده آل را کنار گذارد.
اگر شما بدانید معشوق شما در آینده به شما خواهد رسید، از موقع تصور آن وصال، روح شما شکفتگی خود را نشان خواهد داد. اگر برای روح انسان، حقیقتی به عنوان هدف و ایده آل جلوه نماید خود را در آن غوطه ور می بیند. اگر چه زمان به وجود آمدن هدف فرا نرسیده باشد.

• نحوه امید و انتظار ما درباره حضرت بقیه الله عجل الله تعالی فرجه الشریف
امید و انتظار ما درباره حضرت بقیه الله عجل الله تعالی فرجه الشریف باید مانند امیدواری باشد که مردان الهی درباره ملاقات در پیشگاه خداوند دارند. علامه جعفری رحمه الله در بیان نمونه اعلای انتظارمندی و امیدواری رسیدن به هدف و ایده آل، مثالی از سیره مردمان الهی می آورد. در این مثال، ملاقات پیشگاه خداوندی پس از مرگ به عنوان هدف و ایده آل نهایی آورده شده است. این افراد با آنکه می دانند ملاقات پیشگاه الهی به گذشت زمان، نیازمند است ولی از آن جهت که ایمان و یقین در عالی ترین حد ایمان و یقین است، لذا تمام لحظات زندگی آنان در پیشگاه الهی سپری می شود.
بر اساس مقدمات بیان شده، علامه معتقد است امید و انتظار ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را باید شایسته تر از تصورات معمول درک کنیم.
ایشان با مثال زیبایی درباره مشیت خداوندی درباره هستی وجود، هدف ایده آل را از زمان تصور آن هدف تا رسیدن به آن دارای ضابطه ای مرتبط به هم و نه منقطع، می داند. و در پایان می گوید:
«تو ای شخص الهی! که امروز به امید دیدار رهبر الهی ات نشسته ای و آه سوزان از درون شعله ورت بیرون می آوری، تو ای منتظر قدوم زمامدار عادل مطلق! که در دل شب های تاریک با وجود پشت پرده او به راز و نیاز می پردازی؛ او با توست چرا تو با او نیستی؟
اگر می خواهی با او باشی همین مزرعه و گلشن روی زمین را نظاره کن. اینجاست جایگاه شکفتن آن دسته گل ابدیت.
آیا می دانی که هوا و هوا پرستی تو، ستم کاری تو بر دیگران، بی اعنتایی تو به دستورات الهی، پایمال کردن این مزرعه و گلشن است که دسته گل خندان تو از همان جا سر بر خواهد زد؟
هر بامداد که از خواب شبانه برمی خیزی، دست به سوی آن خدای بزرگ که در همه جا حاضر است، بلند کن و بگو:
«اللهم ارنا اللطلعة الرشیده و الغره الحمیده؛ بارپروردگارا! آن جمال دلربای با عظمت و آن سیمای محبوبت را به ما نشان بده.»
می گویی از کجا بدانم که محبوب ابدی من چهره زیبایی خود را به من نشان داده است؟ پاسخ این سؤال را از کردار و گفتار روزانه خود بپرس!
اگر دیدی گفتار و کردار تو مطابق دستورات الهی و وجدان پاک، صورت می گیرد بدان که آن محبوب زیبای ابدیت، گام در نهان خانه دل تو گذاشته است و تو کسی هستی که اگر امروز دولت آن رهبر عادل الهی فرارسد، شایسته زندگی در زیر پرچم الهی آن یگانه پیشوای بشریت می باشی.»
گفتمان امید و انتظار


در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
نام:
ایمیل:
montazar.net

نظر سنجی
مایلید در کدام حوزه مطالب بیستری در سایت گذاشته شود؟
معارف مهدویتغرب و مهدویت
وظایف ما در عصر غیبتهنر و فرهنگ مهدویت
montazar.net

سایت های وابسته
 Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1