امام صادق(ع) فرمود : موضوع غيبت سرَى است از اسرار خداوند و غيبى است از غيوب الهى، چون خدا را حكيم مى دانيم بايد اعتراف كنم كه كارهايش از روى حكمت صادر مى شود گرچه تفصيلش براى ما مجهول باشد . (1)
از اين حديث به خوبى آشکار مى شود كه علت و فلسفه اصلى غيبت، جزء اسرار الهى است و جز ائمه اطهار(ع) كسى نمى داند آن ها هم مأذون به بازگوكردن آن نبودند. ولى در پاره اى روايات (2)
بعضى از حكمت هاى آن بيان شده كه به آن ها اشاره مى كنيم:
آزمايش وامتحان : امام موسى بن جعفر(ع) مى فرمايد: براى صاحب الامر ناچار غيبتى خواهد بود، به طورى كه گروهى از مؤمنين از عقيده برمى گردند. خدا به وسيله غيبت، بندگانش را امتحان مى كند. (3)
2. بيعت نکردن با ستمکاران : على بن موسى الرضا(ع) فرمود: گويا شيعيانم را مى بينم كه هنگام مرگ سومين فرزندم (4)
امام عسكرى (ع) در جست و جوى امام خود همه جا را مى گردند، اما او را نمى يابند. عرض كردم براى چه؟ فرمود: براى اين كه امامشان غايب مى شود. عرض كردم چرا غايب مى شود فرمود: براى اين كه وقتى با شمشير قيام كرد، بيعت احدى درگردنش نباشد. (5)
3. نجات از قتل :زراره از امام باقر(ع) نقل مى كندكه آن حضرت فرمود: قائم بايد غايب شود، عرض كردم چرا؟ فرمود: ازكشته شدن مى ترسد ... (6)
4. آمادگي پذيرش : كيما براى تحقق يك انقلاب همه جانبه در سطح جهان، علاوه بر وجود رهبرى شايسته، آمادگى عمومى نيز لازم است.