بعد از رحلت رسول مکرم اسلام حضرت محمد مصطفی (ع) معدودی انگشت شمار به گرد تنها وصی او، اما به صورت مخفیانه جمع شدند که بعدها به نام شیعه معروف شدند. شیعه امامیه به کسانی گفته شد که خلافت و جانشینی پیامبر اکرم (ص) و مرجعیت علمی و دینی را حق خالص و منحصر به فرد امیرالمؤمنین حضرت علی (ع) می دانستند و بعد از او تنها مرجع علمی و معنوی را منحصر در 11 فرزند او می دانند. حضرت علی (ع) و یاران او پس از اعتراض به غصب خلافت که یک حق الهی بود به منظور رعایت مصلحت اسلام و مسلمین و نداشتن نیروی کافی، دست به قیام خونین نزدند ولی تسلیم عقیده اکثریت نیز نشدند.
اعتقاد شیعه که برگرفته از تعالیم رسول خدا (ص) بود از وحی الهی اخذ می شد بر این بود که آن چه برای یک جامعه در درجه اول اهمیت دارد، روشن شدن تعالیم اصیل اسلام و در درجه دوم جریان آن تعالیم در جامعه و در قالب حکومت واحد اسلامی است. به همین منظور تنها یک رهبر معصوم که از جانب خداوند متال انتخاب شده باشد (نه مردم) توانایی تحقق این دو هفت مهم را دارد! و در غیر این صورت «حکومت الهی اسلام» به یک «سلطنت استبدادی» تبدیل گشته و اسلام هم مانند دیگر ادیان تحریف و منحرف خواهد شد.
با مروری به تاریخ اسلام، صحت این اعتقاد به روشنی ثابت شد و سازمان شیعه را در اعتقادات خود استوارتر نمود.
اما با این همه، شیعه که در اقلیت کامل و انزوای مطلق بود توانست با آموزه های الهی ائمه اطهار (ع) در نهایت اختفاء به سازماندهی خود بپردازد بعد از حادثه کربلا، سلطنت بنی امیه توسط بنی عباس منقرض شد. گر چه بنی عباس برای تثبیت سلطنت خویش بر جهان اسلام چند صباحی با ائمه (ع) و شیعیان مخالفت علنی نکردند اما دیری نگذشت که شیوه ظالمانه بنی امیه را در پیش گرفتند و در بیدادگری و بی بند و باری گوی سبقت را از آنان ربودند. [1]
امامان معصوم (ع) در هر مقطعی توانستند با تدبیر عالی و مدیریت منحصر به فرد، سازمان شیعه را از بحران های متعدد به سلامت خارج ساخته و در نهایت، آن را تحویل آخرین حجت الهی حضرت صاحب الامر (ع) بدهند. تأسیس حوزه های علمیه قوی شیعه در زمان امام باقر و امام صادق (ع)، تربیت عالمان وارسته شیعه و ارجاع مردم به آنها، تأسیس سازمان وکالت و جمع آوری وجوهات که نقش مهمی در فعالیت اقتصادی سازمان شیعه داشت، نفوذ در دربار بنی عباس به شیوه های مختلف به منظور ترویج مکتب اهل بیت (ع) و یاری رساندن به شیعیان و ... نمونه هایی از تدابیر ارزنده و منحصر به فرد ائمه اطهار (ع) در حفظ و گسترش سازمان شیعه بود. همین سیاست ها در زمان غیبت صغری و غیبت کبری توسط جانشینان خاص و عام و تحت امر حضرت مهدی (ع) اعمال شد.
[1] تاریخ عصر غیبت، ص 372 به نقل از شیعه در اسلام، علامه طباطبایی، ص 27