montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net

بعضی می فرمایند: ذوات شریف رسول خدا (ص) و ائمه هدی (ع) مجاری وصول فیض خدا به ما سوی هستند. مقصود از این بیان، اگر جمع بین نظر حکما و اهل معقول و روایات و احادیث باشد، بدین ترتیب که بخواهند، میان این رأی که: «صادر اول و معلول اول و علت ثانیه، عقل اول است، و پس از آن عقول و علل دیگر، تا عقل عامتر» با احادیثی که دلالت دارند بر اینکه: اول ما خلق الله، نور رسول اکرم (ص) [1] = اولین چیزی که خداوند خلق کرد نور رسول اکرم (ص) (ص) بود». وفق بدهند، که هم نظر حکما را در چگونگی حصول کثیر از واحد، و ربط حادث به قدیم حافظ نمایند، و هم این احادیث را قبلو کرده باشند، و بگویند: «خلقت اشیاء، غیر از صادر اول یا عقل اول یا نور رسول اکرم هر تعبیری که نمایند بدون واسطه، محال و غیر مقدور است». و بگویند: «هر واسطه ای نیز در رساندن فثیض به واسطه بعد از خود که معلول او هم می باشد به ایجاب یا غیر ایجاب مثل علت اولی، موثر و مفیض است، و افاضه فیض از ناحیه فیاض حقیقی، بدون تأثیر و توسط این وسائط امکان پذیر نیست.» و به عبارت دیگر، این وسایط را به ایجاب یا غیر ایجاب، جزء علل فاعلی معلولات بگیرندف این معنی خلاف آیات و روایات زیادی است، که دلالت دارند بر اینکه علت فاعلی ایجاد کاینات و خالق مخلوقات، خداوند متعال است، و هر کجا نیز وسایط و فواعلی مانند ملائکه به اذن او در بین آمده باشد، بر حسب مصالحی است، و آن فاعلیت و واسطه بودن هم بر خلاف قول حکما در عقول عشره ذاتی آن فواعل و وسایط نیست، که در نتیجه صدور افعال و افاضه فیوض، منحصراً بالایجاب، و لزوماً از مجرای آنها صورت پذیر باشد. و گذشته از این قول به فاعلیت ذاتی صوادر و وسایط در برابر فاعلیت ذاتی حق، شرک است، خواه از فاعل، تعبیر به عقل شود و یا به نور پیغمبر (ص).

مضافاً بر اینکه همانطور که هر بنده می تواند بدون واسطه با خدا مرتبط شود و: «اخلو به حیث شت لسری بغیر شفیع فیقضی لی حاجتی [2] = خلوت کنم با او هر جا بخواهم برای راز دلم بی واسطه و حاجتم را برآورد». بگوید، خدا به طریق اولی می تواند فیض خود را در هر حال و هر مکان، بدون واسطه به او برساند. اضافه بر این ها، بین این نظر و روایات و احادیث، نمی توان سازگاری کامل داد، زیرا اگر صادر اول، نور جمیع حضرات (ع) باشد، صادر دوم نور کیست؟ و اگر نور شخص پیغمبر باشد، و سایر معصومین به سلسله مراتب صادر باشند، بطور مستقیم با کلام حکما تطبیق نمی کند.

و به هر حال، اگر مبانی حکما در این مورد به نحوی تقریر شود که اشکالی پیش نیاید، و شرک و ایجاب و محاذیر دیگر لازم نشود، و برهان قاطع هم بر آن اقامه شود، و دانستن این مباحث، یعنی چگونگی ربط حادث به قدیم و صدور کثیر از واحد هم لازم باشد، و نظیر مباحثی که منتهی به بحث از ذات الهی می شود که منهی عنه است نباشد، بدیهی اغست که در این صورت این سازگاری بین این نظر و احادیث به جا و معقول است.

ولی آنچه به طور مسلم می توان گفت این است که، ورود در این مباحث لزومی ندارد. خصوصاً که شناختن پیغمبر و امام، در این اوج و حد، واجب نیست، و عرفان و معرفت مقامات آنان، با معرفت این مباحث ارتباطی ندارد. بلی، شکی نیست که صادر اکمل و اتم و اشرف، نور رسول خدا و ائمه طاهرین و حضرت زهرا صلوات الله علیهم اجمعین است، و بر حسب روایات زیادی صادر اول نیز انوار ایشان است، چنانکه بنا بر احادیث معتبر دیگر، خدا نور پیغمبر را از نور خود، و نور علی را از نور پیغمبر آفریده، که بدیهی است این معانی و تعبیرات، که اشاره به حقایق و مطالبی راجع به غیب این عالم و غیب وجود آن ذوات مقدس است، منافاتی با عقاید توحیدی نداشته، و اشکالی ندارد زیرا همانطور که خدا این عالم ماده و ظاهر را از عناصر و بسائط می آفریند، باطن عالم و ارواح را نیز از انوار حضرات معصومین، خلق فرماید، و از آن عالم معنی به این عالم غیب مدد بدهد، چنانکه از نور آفتاب و هوا و مواد زمین، به انسان و جنبندگان دیگر و نباتات مدد می بخشد، هر چند ما این روابط عینی را درک نکنیم و عاجز از فهم چگونگی آن باشیم، ولی اگر صادق مصدق از آن خبر داد می پذیریم. اما اینکه ایشان که علت غایی خلقت هستند علت فاعلی ایجاد سایر ممکنات، به ایجاب یا غیر ایجاب، باشند، خواه آنان را مستقل در ایجاد بشمارند و تأثیر آنها را در ایجاد ذاتی آنها بگویند، یا غیر مستقل بگویند و منصب و مأموریت بدانند، اینگونه عقاید، یا شرک است و خلاف توحید افعالی، و یا خلاف مطلب چهارم از مطالب مذکور در این مقدمه است.

بلی، این مقدار جایز است که کسی بگوید، فیض وجود و رحمت و هدایت و سایر فیوض، از آنها و به واسطه آنها به مفاض می رسد و آنها با امر خدای تعالی و تقدیر او، فیوضش را به دیگران می رسانند، و واسطه در ایصالند، چنانکه در مورد حضرت آدم علی نبینا و آله و علیه السلام قرآن مجید تصریح دارد که خداوند به آدم اسما را تعلیم فرمود، و سپس به آدم امر فرمود که به ملائکه خبر دهد. و به عبارت دیگر گفته شود که: اراده الله و مشیه الله بر این تعلق گرفته است که فیض او از این مجاری به دیگران برسد، چنانکه مشیه الله بر این جاری شده است که تکثیر ذریه آدم و هر حیوان و جنبنده دیگر مگر در بعضی از موارد نادر به توالد و تناسل انجام بگیرد هر چند بدون آن هم خدا قادر است، و ظاهراً این بیان هم بازگشت به همان بیانات گذشته دارد؛ اگر مقصود این باشد که آنان در ایجاد مخلوقات، منزلتی مثل منزلتی که خدا برای پدر و مادر در پیدایش فرزند قرار داده دارند، که به هیچ وجه علت فاعلی شمرده نمی شود، بلکه نظیر اسباب مُعِدّه می باشند، و صرف جریان مشیت خدا و تقدیر او در پیدایش مخلوقات به این نحو است، شرک نبوده و مخالف توحید افعالی نمی باشد، اما چنانکه در مطلب چهارم گفته شد دلیلی قاطع از قرآن و احادیث، بر این مطلب که مشیه الله بطور کلی و مطلق به این نحو قرار گرفته و بدون واسطه، ایجاد و خلق و امور و افعال دیگر، از خدا صادر نمی شود، نداریم، بلکه ظواهر زیادی از آیات و احادیث، خلاف آن را ثابت می نماید.

و اگر مقصود این است که آنان اگر چه فاعل مستقل نمی باشند، ولی به اذن خدا و امر او، مأمور و مأذوفند که فیض را به دیگران برسانند، و رساندن فیض فعل آنها است، هر چند مأمور خدا و عامل اجرای مشیت او باشند، چنانکه در مورد تعلیم آدم به ملائکه رساندن فیض عالم به ملائکه به امر خدا، فعل آدم است. و در مورد افعال بسیاری از ملائکه، آن افعال فعل ملائکه است، هر چند مأمور و مجری مشیت حق بودند. این معنی و منصب نیز بطور کلی و مطلق، برای احدی از بشر و ملائکه ثابت نیست، مع ذلک اگر کسی بعضی از اخبار را در این موارد، از حیث متن و دلالت، بی خدشه بداند و به آن معتقد شود، کفر و غلو نمی باشد و مطلب محالی نگفته است. هر چند محال نبودن و امکان، اعم از وقوع است، چنانکه وقوع اخص از امکان است؛ و اولی در این مورد سکوت و نفی نکردن و پرهیز از قول به غیر علم است.

[1] بحارالانوار، ج 15، ص 24 تاریخ نبینا محمد (ص)

[2] از فقرات دعای ابوحمزه ثمالی


مجاری فیض


در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
نام:
ایمیل:
montazar.net

نظر سنجی
مایلید در کدام حوزه مطالب بیستری در سایت گذاشته شود؟
معارف مهدویتغرب و مهدویت
وظایف ما در عصر غیبتهنر و فرهنگ مهدویت
montazar.net

سایت های وابسته
 Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1