احکام و قوانین و برنامه های سیاسی و اجتماعی اسلام، از قبیل جهاد، دفاع، قضا، قوانین حقوقی و مدنی و جزائی، امر به معروف و نهی از منکر، مبارزه با فساد و بیدادگری و اجرای عدالت اجتماعی، همه اینها نیاز به نظم و تشکیلات وسیع اداری دارد و بدون تأسیس یک حکومت اسلامی نمی توان این احکام را باجرا درآورد.
و از همین جا می توان نتیجه گرفت که تأسیس حکومت اسلامی که ضامن اجرای قوانین و برنامه های سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و نظامی و انتظامی و حقوقی اسلام باشد، در متن دین قرار دارد. اگر شارع مقدس اسلام چنین قوانین و برنامه هائی را تشریع نموده قطعاً نسبت به مجری آنها یعنی حاکم اسلام، نیز عنایت داشته است. مگر جهاد و دفاع بدون تشکیلات نظامی امکان پذیر است؟
مگر مبارزه با ظلم و بیدادگری و تجاوز به حقوق دیگران و برقرار ساختن عدالت اجتماعی و احقاق حقوق افراد و جلوگیری از هرج و مرج، بدون تشکیلات منظم قضائی و انتظامی امکان وقوع دارد؟
چون اسلام، چنین قوانین و برنامه هائی را جعل و تشریع نموده بناچار درباره مجری آنها هم تصمیم گرفته است. و همین است معنای حکومت اسلامی، حاکم اسلام یعنی شخصی که در رأس یک تشکیلات وسیع اداری قرار می گیرد و با اجرای کامل قوانین الهی مردم را اداره می کند. بنابراین حکومت در متن اسلام واقع شده و قابل انفکاک نیست.

کوتاه سخن
در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
|
 |
|
 |
|
Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1