montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net

چنانکه ثابت و مسلم است، تمام اجزای عالم امکان به سوی موجود ممکن اشرف در حرکت است، و به عبارت دیگر علت علت غائی عالم امکان و متحرکات، وجود مخلوق اشرف است. هر عالم مقدمه عالم بعد و عالم کامل تر است. چنانکه عالم جنین مقدمه عالم دنیا، و عالم دنیا مقدمه عالم آخرت است، و بطور کلی هر مادونی مقدمه مافوق، و هر ناقصی برای کامل و هر کاملی برای اکمل و به سوی کمال در مسیر حیات و عالم امکان سیر می کنند، تا در عین به فعلیت رسیدن استعداد خاص خود، در مسیر کمالی خود، کمال موجود کامل تر را فراهم ساخته و به او بپیوندند.
پس اگر سیر جهان بدون موجود ممکن اکمل باشد و منتهی به آن نباشد، جهان از هدف اسنی و اشرف خود محروم می شود و حرکت جهان، اگر بی ثمر و بی هدف نباشد، اقلاً بدون فایده اکمل خواهد بود. لذا همیشه و تا حرکت در عالم امکان هست، باید برای موجود اکمل و به سوی آن باشد و آن «امام و حجت خدا و ولی دوران قطب زمان» خواهد بود که یا در کسوت و منصب نبوت ظهور دارد و یا در کسوت امامت و منصوب وصایت، قائم مقام و جانشین نبی و پیغمبر خواهد بود. بدیهی است با امکان موجود اشرف و فیاضیت خدا و عدم بخل در مبداً فیاض، اکتفا بوجود غیر اشرف نخواهد شد.

و خلاصه این بیان، این است که وجود حضرت رسول اکرم و سیده نساء العالیمن و ائمه اثنی عشر صلوات الله علیهم اجمعین مقدص اصلی خلقت می باشند. [1] و دیگران، علاوه بر آنکه نسبت به مادون خود، کامل تر و علت غائی هستند، طفیل وجود آنها و فرع وجود آن بزرگواران می باشند.

و این موضوع مستفاد از روایات معتبره است. از جمله از حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام در نهج البلاغه روایت است که در ضمن یکی از نامه های تاریخی خود به معاویه مرقوم فرمود:

«فانا صنائع ربنا و الناس بعد صنایع لنا [2] = ما تربیت یافتگان پروردگارمان هستیم و مردم پس از آن تربیت یافته ما هستند.

و صدوق علیه الرحمه از حضرت رسول اکرم (ص) روایت نموده است که به امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود:

«یا علی لولا نحن ما خلق الله آدم ولاحواء ولا الجنه ولا النار ولا السماء ولا الارض [3] = ای علی اگر ما نبودیم خداوند خلق نمی کرد آدم و حوا را و بهشت و جهنم و آسمان و زمین خلق نمی شدند.

و رافعی یکی از علمای معروف عامه در ضمن حدیثی طولانی، روایت کرده است که خداوند متعال به آدم علی نبینا و آله و علیه السام فرمود:

هؤولاء (یعنی محمداً و علیاً و فاطمه و الحسن و الحسین) خمسه من ولدک، لولاهم ما خلقتک هولاء خمسه سقفت لهم خمسه اسما من اسمائی، لولاهم ما خلقت الجنه ولا النار ولاالعرش ولا الکرسی ولا السماء ولا الارض ولا الملائکه ولا الانس ولا الجن [4] = اینان (محمد و علی و فاطمه و حسین و حسین صلوات الله علیهم) پنج تن از فرزندان تو هستند، اگر نبودند ایشان تو را خلق نمی کردم اینان پنج تن اند که برای ایشان پنج اسم از اسم های خودم مشتق کردم. اگر ایشان نبودند خلق نمی کردم بهشت و نه آتش، و نه عرض و نه کرسی و نه آسمان و نه زمین، و نه فرشتگان و نه انس و جن را».

و نظیر این ارتباط است، ارتباط آفرینش آنچه در زمین است با آفرینش آدم و بنی آدم، چنانکه در قرآن مجید می فرماید:

«خلق لکم ما فی الارض جمیعاً» [5]

و در آیه دیگر می فرماید: «والارض وضعها للانام» [6]

و در آیه دیگر فرموده است: «الذی جعل لکم الارض فراشاً و السماء بناء و انزل من السماء ماء فاخرج به من الثمرات رزقاً لکم» [7]

و همچنین آیاتی که دلالت دارند بر تسخیر زمین و آفتاب و ماه و نجوم برای انسان.

و چنانکه مرحوم پدرم آیت الله آخوندی ملا محمد جواد صافی قدس سره در یکی از تألیفات خود به نام «مصباح الفلاح» یا در تألیف دیگرش به نام «نفایس العرفان» تحقیق کرده، آیاتی مثل «و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون» [8] نیز دلالت دارند، زیرا وقتی خلقت جن و انس برای عبادت باشد، با اینکه عالی ترین مرتبه عبادت و اطاعت که نمایش و تبلور کمال اعلالی موجود ممکن است همان است که از امام (ع) صادر می شود، و با توجه به اینکه عبادات دیگران نیز باید در خط عبادت امام و پیروی از او باشد تا از شرک و انحراف و معایب و موانع دیگر مصون بماند، پس امام مقاصد اصلی و علت غائی خلقت خواهد بود.

و نظیر این تحقیق است آنچه که آن مرحوم و دیگران از محققان بزرگ فرموده اند که غرض از خلقت، تخلق به اخلاق الهی مثل علم و قدرت و ظهور قدرت ربوبی است، که اگر چه در تمام اشیاء و خلقت تمام کائنات آثار علم و قدرت و حکمت او ظاهر و هویدا است و هر چهست آیه و کلمه او است، اما ظهور علم و قدرت او در انسان و استعداد و تخلق انسان به اختیار خود به اخلاق الهی، در مرتبه ای است که هیچ موجودی غیر از انسان آن استعداد را ندارد و تحقق و فعلیت کمال این استعداد و جلوه و نمایش برین و برترین آن، وجود امام[9] و افعال و اخلاق و جامعیت و نواحی متعدد کمالی او است.

بنابراین باز هم امام مقصد اصلی خلقت و خلاصه و نتیجه علیای آن می باشد و خدا همه اشیاء را برای انسان کامل که ولی امر هر عصر و قطب دوران و صاحب الزمان است، آفرید چنانکه برای پدید آمدن میوه، انسان به ایجاد باغ، آباد کردن زمین، ساختن و کندن جوی و جدول، تهیه آب و احداث قنات و کاشتن درخت اقدام می نماید که در واقع همه را برای میوه می خواهد و میوه، مطلوب بالذات و خواسته حقیقی و اولی او است و دیگر چیزها مطلوب بالعرض و خواسته تبعی و ثانوی است و شاید همین بود سرّ اینکه ملائکه گفتند:

«اتجعل فیها من یفسد فیها و یسفک الدماء و نحن نسبح بحمدک و نفدس لک [10] آیا می خواهی کسانی را در زمین بگماری که فساد کنند و خونها بریزند و حال آنکه ما تو را تسبیح می کنیم».

و پاسخ خداوند متعال که فرمود: «انی اعلم مالا تعلمون [11] = من می دانم آنچه را که شما نمی دانید». اشاره به همین باشد که اگر چه مفسد و خونریز در بین بشر پیدا خواهد شد، اما چون این نظام منتهی و متضمن وجود بندگان صالح و شایستگان مقام خلافت الهی خواهد شد، باید برقرار شود و خدا می داند که محصول این جعل خلیفه در زمین چه خواهد بود و چه موجودات کاملی را متضمن می باشد، و مانند ابراهیم و موسی و عیسی و محمد خاتم الانبیاء و علی مرتضی و مهدی خاتم الانبیاء، از آن بوجود خواهد آمد.
و مخفی نماند که محققین علمای اهل سنت نیز همه بر اینکه حضرت رسول اکرم (ص) دارای چنین منزلت و مقامی است اتفاق دارند و زبان حالشان این اشعار است:

محمد المجتبی معنی جبلته

و ما لآدم طین بعد مجبول

و المجتبی تاج علیاه الرفیع و ما

للبدر تاج ولا للنحم اکلیل

لولاه ما کان ارض لا ولا افق

ولا زمان ولا خلق ولا جیل

ولا مناسک فیها للهداشهب

ولا دیاریها للوحی تزیل [12]

و این اشعار:

یا صفوه الرسل الذی لولاه لم

یثبت علی حد المقام کلیم

کلا ولا سکن الجنان اب ولم

ینهض الی الروح المسیح رمیم

الله قد صلی علیک فکل ذی

مجد لمجدک دابه التسلیم [13]

و این اشعار:

محمد کازل تا ابد هر چه هست

به آرایش نام او نقش بست

چراغی که انوار دانش بدو است

فروغ همه آفرینش از او است

و ابن حجر در «المنح المکیه فی شرح الهمزیه» در شرح این شعر:

لک ذالت العلوم من الغیب

و منها لآدم الاسماء

می گوید: مقوصد از خلق آدم، خلق پیغمبر ما (ص) از صلب او بوده است پس خلق پیغمبر ما، به طریق ذات بوده و خلق آدم به طریق وسیله. [4]

و مخفی نماند که محدثین بزرگ اهل سنت نیز احادیثی روایت کرده اند که این وجه به صراحت از آنها استفاده می شود؛ از جمله در ذیل حدیثی که متضمن شرح توسل حضرت آدم علی نبینا و آله و علیه السلام به حضرت رسول اکرم (ص) می باشد و «حاکم» آن را از پیغمبر (ص) روایت نموده و به صحت آن گواهی داده است، چنین آمده که خدا خطاب به آدم فرمود:

«انه لاحب الخلق الی و اذ سألتنی بحقه فقد غفرت لک، ولولا محمد ما خلقتک = به درستی که او (محمد (ص) محبوب ترین خلق به سوی من است، و حال که به حق او از من سوال کردی، تو را آمرزیدم، و اگر محمد نبود تو را خلق نمی کردم.» این حدیث را علاوه بر حاکم، ابن حجر در «الجواهر المنظم» و بیهقی در «دلائل النبوه» و طبرانی روایت نموده اند. [15]

«اوحی الله تعالی الی عیسی صلوات الله علی نبینا و علیه و سلامه – یا عیسی آمن بمحمد و مرمن ادرکه من امتک ان یومنوا به، فلولا محمد، ما خلقت آدم، ولولا محمد ما خلقت الجنه ولااللنار.... [16] = وحی کرد خدای تعالی به سوی عیس: ای عیسی ایمان آور به محمد و امر کن کسانی از امت تو که او را درک می نمایند به او ایمان آوردند پس اگر محمد نبود، آدم را نمی آفریدم و اگر محمد نبود، بهشت و آتش را خلق نمی کردم.»

و نیز این حدیث قدسی، معروف بین شیعه و دیگران است: «لولاک لما خلقت الافلاک = اگر تو نبودی من آسمانها را نمی آفریدم.»
و همچنین این حدیث قدسی را روایت نموده اند: «خلقتک لاجلی و خلقت الاشیاء لاجلک = تو را به خاطر خودم و همه هستی را به خاطر تو آفریدم.

و در همین معنی و بلکه در تقدیم آفرینش آن حضرت بر آفرینش سایر مخلوقات، ظهیر فاریابی می گوید:

ایزد چو کارگاه فلک را بکار کرد

از کائنات ذات تو را اختیار کرد

اول تو را یگانه و بی مثل آفرید

وانگهی سپهر هفت و عناصر چهار کرد

نی نی هنوز کاف کن از نون خبر نداشت

کایزد رسوم دولت تو آشکار کرد

بدیهی است هر مقامی از اینگونه مقامات، غیر از نبوت و پیغامبری که به حضرت خاتم الانبیاء ختم شده است، بر حسب دلائل عقلی و احادیث، برای اولیای بعد از آن حضرت که ائمه اثنی عشر علیهم السلام می باشند، ثابت و مسلم است.

هم القوم من اصفاهم الود مخلصاً

تمسک فلی اخراه بالسبب الاقوی

هم القوم فاقوا العالمین مناقباً

محاسنهم تروی و آیاتهم تتلی [17]

و چه نیکو گفته است ابونواس در خطاب به حضرت رضا علیه السلام -:

تالله لما بری خلقاً فاتقنه

صفا کم و اصطفاکم ایها البشر

و انتم الملا الاعلی و عندکم

علم الکتاب وما جائت به السور

مطهرون نقیات جیوبهم

تتلی الصلاه علیکم اینما ذکروا

من لم یکن علویا حین تنسبه

فما له من قدیم الدهر مفتخر [18]

اگر گفته شود: اینگونه ارتباطی که شما به آن، به ارتباط آب و جوی، و حتی شاخه و برگ درخت با میوه، مثل زدید، به عکس نیز وجود دارد، یعنی میوه هم به وجود آب و جوی و باغ وابستگی دارد، بلکه وابستگی آن بیشتر و مؤکدتر است، زیرا بدون وجود آب و درخت، میوه حاصل نمی شود، در حالی که بدون میوه، وجود درخت امکان پذیر است.

پاسخ داده می شود:

اولاً: آنچه در خارج دیده می شود از درخت های بی میوه، غرض از وجودشان میوه نبوده است، هر چند شخصی که آن را کاشته است قصدش میوه بوده است و اگر او به این جهات عالم بود، هرگز آن را نمی کاشت. اما مدبر حقیقی و فاعل واقعی که عالم به همه چیز است، از وجود آن درخت آنچه را که تکویناً خواسته است، حاصل شده است، و این اشکال از این ناشی شده که بین فاعل حقیقی عالم با فاعل ظاهری جاهل فرق نگذارده اند. در اینجا موضوع سخن، فاعل حقیقی عالم حکیم است که خود فرموده است:
«افرایتم ما تحرثون ء انتم تزرعونه ام نحن الزارعون [19] = آیا ندیدید تخمی را که در زمین کاشتید آیا شما آن را رویاندید یا ما رویاندیم؟» و نیز در آیه دیگر می فرماید:

«افرایتم ما تمنون ء انتم تخلقونه ام نحن الخالقون [20] = آیا ندیدید که شما نخست نطفه ای بودید؟ آیا شما آن نطفه را به صورت انسان آفریدید، یا ما آفریدیم؟»

ثانیاً: ارتباط بدن عنصری امام مانند غیر امام، با اشیای مادی و عناصر بسیط و مرکب دیگر، اگر چه معلوم و مسلم است، اما این خصوصیت را که فرد خاصی چنان باشد که دیگران وجودشان به او وابستگی معنوی داشته باشد، هیچ کس غیر از امام دارا نیست؛ چنانکه در عالم ارتباطات ظاهری، خصوصیت اینکه فردی بدون پدر و مادر خلق شده باشد، اختصاص به آدم و حوا دارد و خصوصیت اینکه فردی بدون پدر باشد، اختصاص به مسیح دارد.

ثالثاً: ارتباط وجود امام با مواد و عناصر، مثل سایر افراد، در جهت مادی آنها است در صورتی که ارتباط و وابستگی آنها به امام در جهت جسم و روح و ظاهر و باطن وجودشان می باشد به عبارت دیگر اگر چه وجود عنصری امام به ماده و عناصر ارتباط دارد، اما نفس این عناصر و مواد و غیب وجود تمام اشخاص و افراد بوجود امام و غیب وجود آن حضرت که حقیقت وجود او و اصل ذات او است ارتباط دارد و این خصوصیتی است که باذن الله تعالی فقط امام و انوار پیغمبر اکرم (ص) و ائمه معصومین علیهم السلام دارای آن می باشند.
رابعاً: ارتباط میوه بوجودی جوی و درخت و خاک و آب، از قبیل ارتباط شی ء به علت مادی آن است، و ارتباط آنها با میوه از قبیل ارتباط شیء به علت غائی آن می باشد.

بنابراین ارتباط وجود عنصری امام با آب و خاک و تمام عناصر و هوا و آفتاب و سایر مخلوقات، نظیر ارتباط شیء با علت مادی خود می باشد. و اما ارتباط سایرین با او، نظیر ارتباط شیء با علت غائی خود است؛ و پر واضح است که علت غائی شیء از علت مادی و همچنین علت صوری آن افضل است. زیرا که علت غائی، مقصود بالذات و بالاصاله و استقلال است و علت صوری و مادی، مقصود بالتبع و بالعرض است.

علیهذا ارتباط وجود ممکنات بوجود امام به گونه ای که بیان شد، مقبول و مسلم و امر غریب و مورد استبعادی نیست، همانگونه که بر حسب قرآن مجید و قانون مطابقت و ناموس تناسب، معلوم می شود که آنچه در زمین است، برای این بشر است و این بشر حاصل این خلقت و جلوه اتم و اکمل قدرت و علم الهی است و:

ابر و باد و مه و خورشید وفلک در کارند

تا تونانی به کف آری و به غفلت نخوری

و:

توئی تو، نسخه صنع الهی

به جُواز خویش هر چیزی که خواهی

همینطور انسانها نیز وجودشان به وجود امام مرتبط است و طفیل وجود امام و حجت خدا می باشند و باید گفت که:

از رهگذر خاک سر کوی شما بود

هر نافه که بر دست نسیم سحر افتد

روشن از پرتو رویت نظری نیست که نیست

منت خاک درت بر بصری نیست که نیست

ناظر روی تو صاحب نظرانند و لیک

بوی گیسوی تو در هیچ سری نیست که نیست

همه کمالات به کمال رسول اکرم (ص) و سیده النساء و ائمه طاهرین (ع) می پیوندد و معیار و میزان کمال و مصدر هدایت و ارشاد و برهان خلق و حجت خدایند: «فهم مفتاح خزائن الرحمن و معادن العلم و العرفان و ینابیع الحکمه و الایمان» چنانکه از حضرت صادق (ع) مروی است:

«فی الاصل کنا نجوما یستضاء بنا

و فی البریه نحن الیوم برهان

نحن البحور التی فیها لغائصها

در ثمین و یاقوت و مرجان

مساکن الخلد و الفردوس نملکها

و نحن للخلد و الفردوس خزان

من شد عنا فبرهوت مکانته

و من اتانا فجنات و رضوان» [21]
[1] چه مناسب ایت این دو شعر از کتاب «گنج دانش» مرحوم آیت الله والد، قدس سره:

زقبر آیم برون چون روز محشر

مرا بس چارده شخص مطهر

علی چار و محمد چار و زهرا

حسین و دو حسن موسی و جعفر

و دیگری از شعراء مدیحه سرایان اهل بیت علیهم السلام گفته است:

نگسلد رشته امید گرانباری جرم

زمره ای را که شما حبل متینید همه

سیزده تن ز شما چاشنی از یک تن یافت

زنان نمکدان حقیقت نمکینید همه

[2] نهج البلاغه فیض الاسلام نامه 28

چه نیکو فرموده سید رضی در اشعاری که بنی عباس را مخاطب قرار داده است:

ردوا تراث محمد زدوا

لیس القضیب لکم ولا البرد

هل اعرفت فیکم کفاطمه

ام هل لکم کمحمد جد

جل افتخارهم بانهم

عند الخصام مصاقع لد

ان الخلائف والاولی فخروا

بهم علینا قبل او بعد

شرفوا بنا ولجدنا خلقوا

فهم صنائعنا اذا عدوا

[3] کمال الدین، ب 23، ح 4، ص 254، ج 1، ط دارالکتب الاسلامیه

[4] خلاصه العبقات، ج 4، ص 59

[5] خلق کرد برای شما آنچه که در زمین است. سوره بقره آیه 29

[6] زمین را برای خلق مقرر فرموده. سوره الرحمن، آیه 10

[7] آن خدائی که برای شما زمین را گسترد و آسمان را برافراشت و از آسمان آبی که به سبب آن بیرون آورد و میوه هائی گوناگون روزی شما فرمود. سوره بقره آیه 22

[8] ما جن و انس را خلق نکردیم مگر برای عبادت سوره ذاریات، آیه 56

[9] لازم به تذکر است، از اینکه ما در ضمن سخنان خود کلمه «امام» را محور سخن قرار داده ایم، گمان نشود که شؤوفی را که در این حدیث برای «امام» اثبات می کنیم، برای حضرت رسول اکرم (ص) العیاذ الله، ثابت نمی دانیم، بلکه مطلب برعکس است؛ اولاً بر حسب روایات متواتر نور که شیعه و سنی روایت کرده اند پیغمبر (ص) و امیرالمؤمنین (ع) از نور واحد خلق شده اند ثانیاض بر حسب روایات دیگر و براهین عقلی هر کمالی که ائمه علیهم السلام دارا می باشند، مرتبه اکمل و اقوایش را پیغمبر (ص) دارا است. و پیغمبر (ص) از همه آنها افضل است و آنان نسبت به پیغمبر تابع و مطیع و آن حضرت مطاع و متبوع است. پس تمام شؤونی که از آنها بحث می کنیم، به طریق اولی برای شخص شخیص حضرت خاتم الانبیا (ص) ثابت استف این مطلب در کمال صراحت و وضوح از خطبه های امیرالمؤمنین (ع) در وصف و مدح پیغمبر (ص) و از مواضعی که امیرالمؤمنین نسبت به آن حضرت در مثل لیله المبیت و در شعب ابی طالب داشته، استفاده می شود و خلاصه در بین تمام امت، احدی را از علی (ع) نسبت به پیغمبر (ص) مطیع تر و تسلیم تر نخواهیم یافت و این یکی از فضایل بزرگ علی (ع) است که احدی از صحابه در آن با آن حضرت، همطراز نمی باشد

[10] سوره بقره، آیه 30

[11] سوره بقره، آیه 30

[12] سراینده این نباته مصری است

[13] سراینده این ابیان نیز ابن نباته است

[14] خلاصه العبقات، ج 4، ص 174

[15] رجوع شود به «شواهد الحق فی الاستغاثه بسید الخلق» تألیف بنهانی، ص 137 و 156، طبع استانبول 1396

[16] شواهد الحق، ص 139

[17] ایشان (اهل بیت) مردمی هستند که هر کس دوستی آنها را با صفا و اخلاص داشته باشد در آخرت به قوی ترین سبب نجات متمسک گردیده است

ایشان قومی هستند که بر جهانیان در جهت مناقب برتری دارند، نیکوئیهایشان روایت می شود و آیاتی که در شأنشان نازل شده است تلاوت می شود

[18] سوگند به خدا چون خدا خلق را آفرید و آفرینش آن را محکم کرد شما را (اهل بیت) از کدورتها با صاف کرد و برگزید. شما در ملا اعلی هستید و نزد شما علم کتاب و آنچه به آن سوره های قرآن نازل شده است می باشد. تطهیر شدگان پاکیزه گریبانی که هر کجا و هرگاه یاد شوند صلوات بر آنها فرستاه می شود کسی که در هنگامی که او را نسبت می دهی و نسبش را یاد می کنی علوی نباشد او را از روزگار قدیم افتخاری نیست

[19] سوره واقع، آیه 36-64

[20] سوره واقعه، آیه 58-59

[21] در اصل، ما ستارگانی بودیم که از ما طلب نور می شد، و امروز در بین مردم، ما برهان هستیم. ما دریاهائی هستیم که کسی که در آنها غواصی نماید بهره اش دور و یاقوت و مرجان است مسکن های خلد و فردوس را ما مالکیم؛ و ما خازنان خلدو فردوسیم. هر کس از ما کنار افتد برهوت جای اوست؛ و هر کس به سوی ما بیاید جایگاهش باغهای بهشت و رضوان است. اعیان الشیعه، ج 4، ق 2، ص 76. و الامام الصادق و عقیده، ص 159 این ابیات را از آن حضرت، از تفسیر صافی یا یکی دیگر از کتابهای مرحوم فیض که سالها پیش دیده و حفظ کرده ام نوشتم، و چون در حال حاضر محل آن در نظرم نبود این دو کتاب را به عنوان مصدر نوشتم که کتاب اول سه بیت اول و کتاب دوم هر چهار بیت را نقل کرده و به جای «لغائصها»، «لغائصکم» و به جای ««رضوان»، «ولدان» نقل کرده اند


بررسی و توجیه دوم


در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
نام:
ایمیل:
montazar.net

نظر سنجی
مایلید در کدام حوزه مطالب بیستری در سایت گذاشته شود؟
معارف مهدویتغرب و مهدویت
وظایف ما در عصر غیبتهنر و فرهنگ مهدویت
montazar.net

سایت های وابسته
 Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1