امام؛ الگو، نمونه، اسوه و علامت است که هر تندرو باید به سوی او باز گردانده شود والا گمراه می شود، و هر کندرو باید خود را به او برساند والا هلاک می گردد.
چنانکه از مضمون احادیث بسیاری که از طریق شیعه و اهل سنت وارد است [1] کمال دیگران به او تضمین و تأمین می شود و حرکت و سیر همه در راه مستقیم فقط با حرکت و سیر او کنترل و تصحیح و تعدیل می گردد.
بنابراین نقش امام نقش سازنده ای است که بدون آن، سالکان راه کمال نمی توانند به درستی مسیر خود اطمینان داشته باشند، و این است معنای احادیث متواتری مانند احادیث سفینه که پیغمبر (ص) می فرماید:
«مثل اهل بیت من، مثل کشتی نوح است که هر کس بر آن سوار شد نجات یافت و هر کس تخلف کرد هلاک شد، پس هر کس متمسک به امام و هدایت امام و تأسی به امام شود نجات می یابد و هر کس تخلف کند هلاک می شود.»
و همین است معنای احادیث ثقلین [2] که پیغمبر (ص) در آنها تمسک به قرآن و عترت را یگانه وسیله امان از ضلالت معرفی فرموده است.
بنابراین کمال عالم و ما سوی الله، به وجود امام منوط است و بدون وجود امام، عالم فاقد کمال لایق به خود بوده و ناقص خواهد شد، و چون فیض خدا کامل بوده و نقص در آن تصور نمی شود لذا نقص همه به کمال وجود امام کامل می شود و کسر همه بوجود او جبران می گردد.
[1] در نهج البلاغه در ضمن خطبه دوم، در شأن اهل بیت (ع) می فرماید: «الیهم یفی الغلی و بهم یلحق الثالی = غالی و پیش افتاده باید به سوی آل محمد (ع) باز گردد و عقب مانده باید به ایشان ملحق شود».
و در حکمت 109 می فرماید: «نحن النمرقه الوسطی بها یلح التالی و الیها یرجع الغالی = مائیم متکای میانه که وامانده به آن ملحق می گردد و متجاوز کننده، به آن رجوع می نماید.»
[2] پیرامون سند و متن احادیث ثقلین و امامان و سفینه و مفاد آنها در کتاب «امان الامه من الضلال» تألیف نگارنده، توضیحات کامل داده شده است

بررسی و توجیه چهارم
در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
|
 |
|
 |
|
Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1