چنانکه کل عالم و تمام آفرینش «کلمه الله الکبری» و «کتابه التکوینی» و «آینه الجامعه» و «اسمه الاعظم» است و دلالت بر ذات جامع جمیع صفات کمال او دارد، افراد و انواع و اجزاء و اعضای این عالم نیز هر یک جداگانه، آیه و نشانه حق تعالی و کلمه و اسم و فعل و حرف کتاب تکوینی او هستند:
«ففی کل شیء له آیه
تدل علی انه واحد
ولله فی کل تحریکه
و فی کل تسکینه شاهد»
هر گیاهی که از زمین روید
وحده لا شریک له گوید
به نزد آنکه جانش در تجلی است
همه عالم کتاب حق تعالی است
عرض اعراب و جوهر چون حروف است
مظاهر همچو آیات و وقوف است
همه ظهور قدرت و علم او، و تسلیم فرمان او هستند: «وله اسلم من فی السموات و الارض طوعاً و کرهاً و الیه یرجعون [1] = هر که در آسمان ها و زمین است خواه ناخواه مطیع فرمان خداست و همه به سوی او رجوع می کنند.»
و دلیل بر کمال و پاکی و تنزه او از تمام نقایص می باشند «یسبح لله ما فی السموات و ما فی الارض الملک القدوس العزیز الحکیم [2] = هر چه در آسمان ها و زمین است خدا را که پادشاه منزه و مقتدر و داناست تسبیح می کنند.»
بر هر موجودی به حسب کمال مراتب وجودی خود و بر هر انسانی به حسب کمال مراتب انسانیت و تخلق به اخلاق الهی اسم او و کلمه بر او کاملتر خواهد شد.
لذا در تفسیر آیه شریفه: «ولله الاسماء الحسنی افادعوه بها [3] = برای خدا نامهای نیکوئی است به وسیله آنها خدا را بخوانید» وارد شده است از حضرت امام جعفر صادق (ع) «نحن والله الاسماء الحسنی الذی لایقبل من احد طاعه الا بمعرفتنا قال فادعوه بها [4] = به خدا سوگند اسماء حسنی مائیم که از احدی طاعتی پذیرفته نمی شود مگر به معرفت ما، که خدا فرمود: پس بخوانید او را به آنها».
چون امام در بین تمام آیات و کلمات الهی آیت کبری و تامه و کلمه علیا و اسم اعظم تکوینی است، چنانکه از امیرالمؤمنین (ع) روایت شده است:
«ما لله عزوجل آیه هی اکبر منی ولا الله من نبا اعظم منی [5] = برای خداوند عزوجل – نشانه و خبری بزرگتر از من نیست.»
امام اسم تکوینی «الولی» و «الحاکم» و «الهادی» و «العادل» و «العالم» و «القادر» است، و به عبارت دیگر امام کسی است که هر یک از اسماء و صفات الهی را که در ممکن، در حد امکانیتش، امکان حصول داشته باشد، دارا باشد. بدیهی است که همه ممکنات، کلمات و اسماء الهی هستند و در کثرت، چنانند که در آن قرآن کریم می فرماید:
«قل لو کان البحر مداداً لکلمات ربی لنفد البحر قبل ان تنفد کلمات ربی ولو جئنا بمثله مداداً» [6]
همه آیات خدا هستند، اما مانند اسماء لفظی که دلالت آنها بر مسمی در صراحت و ظهور و ذات و صفت، و صفت ذات و فعل متفاوتند، اسماء تکوینی نیز متفاوتند؛ مثلاً هر عالمی علمش دلالت بر علم خدا دارد، اما دلالت علم یک شاگرد دبستانی در حد یک معلم و دلالت علم یک معلم، در حد یک استاد و یک فیلسوف و مجتهد و مرجع تقلید نیست.
دلالت علم کسی که «عنده علم من الکتاب» [7] است در حد علم «من عنده علم الکتاب [8] = کسی که نزد اوست علم کتاب الهی.» که امام علیه السلام است، نمی باشد.
پس بدیهی است چنین اسمی جامع مراتب و کمالات اسماء مادون خود می باشد و چنانکه در اسماء لفظی، بعضی از اسماء، جامع مفاد اسماء دیگر هستند مثلاً اسم «القادر» جامع مفاد اسم «الخالق»، «الرازق»، «المحیی»، «الممیت»، «الشافی» و اسمهای شریفه دیگر است؛ یا اسم «العالم» جامع مفاد «السمیع»، «البصیر» و «الخبیر»، و کلمه و اسم جلاله «الله» حاکی از تمام اسماء و جامع مفاد همه است در اسماء تکوینی و کلمات الله نیز بعضی از اسماء جامع مراتب و کمالات اسماء دیگر می باشند و دلالتشان بر مسمی ظاهرتر و جامع تر است و به عبارت دیگر؛ چنانکه بعضی صفات، از شؤون و جلوه های صفات دیگرند و ذات به واحدیت، و احدیت مصداق آن صفات است. بعضی از اسماء نیز به اعتبار مسمیاتشان که صفات فعلی یا ذاتی می باشند. از شؤون و جلوه های اسماء مسمیات دیگرند که گاه آن مسمیات، صفات فعل یا صفات ذات و یا ذات مقدس الوهیت می باشند. بنابراین وجودات و ذوات مقدس چهارده معصوم علیهم السلام اسماء تکوینی الهی هستند و همانطور که اسمائی مثل «الخالق»، «المعز» و «المذل» به اسم «القادر» و همه اسماء به اسم «الله» و «لا اله الا هو» منتهی می گردند و به آن وابسته اند و تحت آن اسم قرار دارند، اسماء تکوینی نیز همه تحت اسم تکوینی محمد یعنی «وجود محمد» (ص) و در درجه بعد تحت اسمائ سایر چهارده معصوم، یعنی «وجودات آنها» قرار دارند و همه آن اسماء تکوینی، ظهور صفتی، و کمالی از کمالات آن ذات مستجمع جمیع صفات کمالی می باشند که اسم اعظم و اکبر تکوینی بر آن دلالت دارد، و وابسته به آن اسم هستند. اسامی لفظی، لفظشان وابسته به اسم اعظم و کلمه جلاله است، به اعتبار آنکه مسمیات آنها شؤون و صفات مسمی به اسم اعظم است و آن اسم اعظم حاکی از آن صفات و حاوی تمام آنها است و نزدیک به این بیان است، این شعر مشهور:
نام احمد نام جمله انبیاء است
چونکه صد آمد نود هم پیش ما است
همانطور که عدد صد حاوی تمام اعداد از یک تا صد است، اسم احمد نیز نام تمام انبیاء است و آن حضرت جامع کمالات تمام مخلوقات مادون خود است و آنها نیز به آن وابستگی دارند، همان وابستگی که اسم «المتکلم» و «العزیز» و «المقتدر» با اسم «القادر» و همه اسماء به اسم اعظم و جلاله «الله» دارند.
و به عبارت دیگر ذات الوهیت است که قادر است و عالم .... و صفات او عین ذات اوست، و او مصداق همه صفات کمالیه است. و اگر چه همه اسماء الحسنی بر او عز اسمه صادق است و بالالتزام بر ذات جامع جمیع صفات کمالی هم دلالت دارند، چون مثلاً «القدیر» و «العزیز» و «العالم» و «الخالق» مطلق و بالذات جز ذات جامع جمیع صفات کمال نیست، اما به دلالت مطابقی، چنانکه در اسم جلاله می فرمایند، دلالت در او ندارند و به عبارت دیگر مضمونشان «هوالقدیر» و «هوالجلیل» و «الله علی کل شیء قدیر» و «الله عالم بکل شیء» است. و چنانکه درک صفت بودن موصوف امکان پذیر نیست، اسم صفت نیز بدون اسم موصوف قابل درک نیست یا لااقل تبادر موصوف از آن به ذهن با وجود اسم موصوف و اسم اکبر و اعظم او بیشتر خواهد بود.
بنابراین دلالت این اسماء بر معنی و شناخت آنها در حدی به اسماء دیگر و شناخت مفاد آنها ارتباط دارد و به احتمالی هر چند بعید شمرده شود، محتمل است مفاد حدیث معروف: «من مات و لم یعرف امام زمانه، مات مینه جاهلیه» همین باشد، چون امام کلمه الله العلیا و آیه الله العظمی و اسم اکبر الهی است، کسی که این اسم را نشناسد، خدا را نشناخته است، چنانکه اگر کسی اسماء الحسنای الهی را نشناسد، او را نشناخته است.
[1] سوره آل عمران، آیه 83
[2] سوره جمعه، آیه 1
[3] سوره اعراف، آیه 180
[4] کافی، کتاب التوحید، باب النوادر، ح 4
[5] کافی، جلد 1، ص 207
[6] سوره کهف، آیه 109، ترجمه آیه در بررسی اول گذشت
[7] نزد او است علمی از کتاب الهی، سوره نمل، آیه 40
[8] کسی که نزد اوست علم کتاب الهی، سوره رعد، آیه 43. در تفسیر این آیه در تفسیر صافی روایت شده است که از حضرت صادق (ع) سئوال شد، کسی که نزد او علمی از کتاب (علم من الکتاب) است داناتر است یا آن کسی که نزد او علم کتاب (علم الکتاب) است؟ حضرت فرمودند: نزد آن کسی که علمی از کتاب است، در برابر کسی که نزد او علم کتاب است نیست مگر به اندازه آبی که بال مگس از دریا می گیرد. امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود:
علمی که آدم به زمین آورد و آنچه جمیع پیامبران تا حضرت خاتم الانبیا (ص) به آن فضیلت داده شدند، در عترت خاتم النبیین (ص) است

بررسی و توجیه پنجم
در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
|
 |
|
 |
|
Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1