بدیهی است آنچه در بررسی و شناخت یک فکر، اصل و آغاز کار است، معقول بودن و خردپسند بودن آن است. به این معنی که عقل، امکان آن را بپذیرد و نتواند آن را به طور جزم انکار کند و قبول امکان آن را غیر عقلائی بداند، در تمام مسائل علمی و غیر علمی این قانون جریان دارد که اول باید امکان آن پذیرفته شود و احتمال واقعیت داشتن یا واقعیت یافتن آن در نظر عقل مردود نباشد.
مثلاً اگر بخواهیم وقوع «اجتماع نقیضین» و «اجتماع ضدین» یا «ارتفاع نقیضین» یا مقدم بودن وجود چیزی را بر خودش بررسی کنیم، باید نخست امکان این مسائل را بپذیریم و الا اگر امکان آن را معقول نشناسیم سخن از وقوع یا عدم وقوع آن به میان آوردن غلط و سفاهت است و بالاخره بر این اساس است که فرضیه های علمی مختلف در چگونگی پیدایش جهان، پیدایش زمین، پیدایش حیات، پایان جهانف تحولات کیهانی و صدها مسأله دیگر قابل بحث و بررسی معقول می شود. و پس از اینکه این اصل در هر مسأله ای جاری شد و امکان آن را عقل قبول کرد و احتمال آن را رد ننمود اثبات. آن اگر چه وقوعش محسوس نباشد از راه وحی و اخبار انبیاء بلکه خبر اشخاص موثق و افرادی که داعی به دروغ گفتن ندارند عقلائی و صحیح می باشد.
لذا به نقل دیگران به وجود بسیاری از موجودات کوچک و بزرگ و حوادث جوی و گذشته و آینده اکتفا می شود. و به اخبار انبیاء از وجود ملائکه و عالم غیب و بهشت و جهنم و امور دیگر اعتماد و اطمینان و یقین حاصل می گردد و این روش کاملاً عقلائی و منطقی است و تخلف از آن خلاف عقل است.
اصالت عقیده به مهدویت از این جهت محتاج به هیچ بیانی نیست زیرا هر عاقلی امکان آن را تصدیق می کند و هیچ خردمندی آن را رد نمی نماید و اظهار شک و تردید را در آن جایز نمی داند. هر چه بیندیشیم و هر اندیشمندی آنچه بیندیشد نمی تواند در اصالت مهدویت از این جهت ایرادی بگیرد یا حرفی بزند. همیشه این اصالت برای مسأله مهدویت و ظهور مصلح آخرالزمان در بین ملل و امم و مسلمین و حتی آنان که به آن معتقد نیستند، مسلم و ثابت بوده است و حتی از بسیاری از عقاید دینی دیگر امکان آن اگر به ذهن نزدیکتر نباشد دورتر نیست و لذا از قرن دوم به بعد که بعضی مجادلات و بحثها در بین مسلمانان رواج گرفت و پیرامون بسیاری از مسائل اسلامی سخن گفته و رد و قبول داشتند، این موضوع اصلاً مورد شبهه و ایرادی قرار نگرفت؛ چون به هیچ وجه شبهه یا آنچه شبیه شبهه باشد در آن راه ندارد. پس اصالت مهدویت از این جهت صد در صد معتبر و عقلائی و منطقی است و بیش از این نیاز به توضیح ندارد.