montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net

احادیثی که به شیعیان توصیه می کند که در قیام و نهضت عجله نکنید.


حدیث اول – عده من اصحابنا عن احمد بن محمد بن خالد عن محمد بن علی عن حفص بن عاصم عن سیف التمار عن ابی المرهف عن ابی جعفر علیه السلام قال: الغبره علی من اثارها، هلک المحاضیر. قلت: جعلت فدالک، و ما المحاضیر؟ قال: المستعجلون. اما انهم لن یرید وا الا من یعرض علیهم (الی ان قال) یا ابالمرهف اتری قوماً حبسوا انفسهم علی الله لاجعل الله لهم فرجاً؟ بلی والله لیجعلن الله لهم فرجاً. [1]


یعنی امام محمد باقر علیه السلام فرمود: گرد و غبار به چشم کسی می رود که آن را پراکنده می سازد. عجله کنندگان به هلاکت می رسند. بدرستی که آنها (دولتها) اراده نمی کنند مگر کسی را که متعرض آنها شود. ای ابومرهف! آیا درباره کسانی که در راه خدا خویشتن داری می کنند می پنداری که گشایشی برایشان حاصل نمی شود؟ چرا، به خدا سوگند خدا برایشان گشایش به وجود می آورد.



سند حدیث


حدیث مذکور از حیث سند خوب نیست. زیرا محمد بن علی کوفی (محمد بن علی بن ابراهیم) در کتب رجال تضعیف شده است. و ابوالمرهف نیز مجهول است.





بررسی مفاد حدیث


از حدیث مذکور استفاده می شود که در آن زمان گروهی بر خلیفه وقت خروج کرده و با شکست مواجه شده بودند. و به همین جهت راوی حدیث در وحت و اضطراب بوده که شیعیان نیز مورد تعقیب قرار گیرند. و به همین جهت امام علیه السلام به او دلداری می دهد که نترس فقط خروج کنندگان مورد تعقیب قرار خواهند گرفت و به شما زیانی وارد نخواهد شد. شما صبر کنید تا وقت قیام فرا رسد و برایتان فرج حاصل گردد. بنابراین، روایت مذکور را نباید از احادیث مخالف قیام محسوب داشت.


حدیث دوم – الحسن بن محمد الطوسی عن ابیه عن المفید عن ابن قولویه عن ابیه عن سعد عن احمد بن محمد عن علی بن اسباط عن عمه یعقوب بن سالم عن ابی الحسن العبیدی عن الصادق علیه السلام قال: ما کان عبد لیجس نفسه علی الله الا ادخله الجنه [2] یعنی: امام صادق علیه السلام فرمود: هر کس که برای خدا خویشتن داری کند، او را داخل بهشت می کند.




سند حدیث


حدیث مذکور از جهت سند نسبتاً خوب است و راویان آن توثیق شده اند.





بررسی مفاد حدیث


امام صادق علیه السلام در این حدیث به توطین نفسو صبر و پایداری سفارش می کند و دلیل لزوم سکوت و خودداری از قیام نیست بلکه با قیام مناسبتر می نماید.


حدیث سوم – قال امیرالمؤمنین علیه السلام: الزموا الارض واصبروا علی البلاء ولاتحرکوا بایدیکم و سیوفکم فی هوی السنتکم ولاتستعجلوا بما لم یعجل الله لکم فانه من مات منکم علی فراشه وهو علی معرفه حق ربه و حق رسوله و اهل بیته مات شهیداً و وقع اجره علی الله و استوجب ثواب مانوی من صالح عمله و قامت النیه مقام اصلا ته بسیفه فان لکل شییء مده واجلاً. [3]


یعنی امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: از زمین حرکت نکنید و بربلاها صابر باشید. و دستها و شمشیرهایتان را در طریق خواسته های زبانتان حرکت ندهید. و در امری که خدا عجله نکرده، عجله نکنید. بدرستیکه هر یک از شما که در بستر خود بمیرد در حالیکه به حق خدا و رسول و اهل بیتتش معرفت داشته باشد، شهید از دنیا می رود و اجرش برخداست. و به ثواب عمل صالحی که در نیت داشته نائل خواهد شد. و در برابر نیت شمشیر زدن به ثواب آن خواهد رسید. بدرستیکه هر چیزی وقت و مدت خاصی دارد.

سند حدیث


حدیث مذکور از کتاب نهج البلاغه نقل شده و معتبر می باشد.


حدیث چهارم – محمد بن یحیی عن محمد بن الحسین عن عبدالرحمان بن ابی هاشم عن الفضل الکاتب قال کنت عند ابی عبدالله علیه السلام فاتاه کتاب ابی مسلم فقال: لیس لکتابک جواب. اخرج عنا (الی ان قال) قلت: فما العلامه فیما بیننا و بینک جعلت فداک؟ قال لاتبرح الارض یا فضیل حتی یخرج السفیانی. فاذا خرج السفیانی فاجیبوا الینا، یقولها ثلاثاً. وهو من المحتوم. [4]


یعنی: فضل می گوید: خدمت امام صادق علیه السلام بودم که نامه ابومسلم به آن جناب رسید. امام به حامل نامه فرمود: نامه تو جواب ندارد، از نزد من خارج شو. خدا برای عجله کردن بندگانش تعجیل نمی کند. به درستیکه کندن کوه از جایش آسانتر است از ساقط کردن حکومتی که مدتش به پایان نرسیده است. راوی عرض کرد: پس علامت بین ما و شما چیست؟ فرمود: از زمین حرکت نکن ت هنگامی که سفیانی خروج کند. در آن هنگام به سوی ما بشتابید و این سخن را سه متربه تکرار فرمود – و خروج سفیانی از علائم حتمی خواهد بود.



سند حدیث


حدیث مذکور از جهت سند خوب است.


حدیث پنجم – محمد بن علی بن الحسین باسناده عن حماد بن عمرو و انس بن محمد عن ابیه عن جعفر بن محمد عن آبائه علیهم السلام (فی وصیه النبی صلی الله علیه و آله لعلی علیه السلام) قال: یا علی! ازاله الجبال الرواسی اهون من ازاله ملک لم تنقض ایامه. [5]


یعنی رسول خدا صلی الله علیه و آله به حضرت علی فرمود: کندن کوه های بزرگ از سرنگون ساختن حکومتی که هنوز مدتش به پایان نرسیده آسان تر است.





سند حدیث


حدیث مذکور از جهت سند خوب نیست. زیرا حماد بن عمر و مجهول است. و انس بن محمد مهمل می باشد و پدرش محمد نیز در کتب رجال به عنوان مهمل توصیف شده است.


حدیث ششم – حمید بن زیاد عن عبیدالله بن احمد الدهقان عن علی بن الحسن الطاطری عن محمد بن زیاد عن ابان عن صباح بن سیابه عن المعلی بن خنیس قال ذهبت بکتاب عبدالسلام بن نعیم و سدیر و کتب غیر واحد الی ابیعبدالله علیه السلام حین ظهر المسوده قبل ان یظهر ولد العباس: بانّا قدرنا ان یؤل هذاالامر الیک فماتری؟ قال: فضرب بالکتب الارض، قال: اف اف ماانا لهؤلاء بامام. امام یعلمون انه انما یقتل السفیانی. [6]


یعنی معلی می گوید: نامه های عبدالسلام و سدیر و چند نفر دیگر را خدمت امام صادق علیه السلام بردم، در همان هنگام که سیاه پوشان ظاهر شدند. و قبل از اینکه بنی عباس آشکار گردند. مضمون نامه ها چنین بود که ما تصمیم گرفته ایم که امر رهبری و حکومت به شما واگذار شود، نظر شما چیست؟ امام صادق علیه السلام نامه ها را بر زمین زد و فرمود: ای وای، ای وای، من که امام اینها نیستم (در قیامشان به من نظر ندارند) آیا نمیدانند که مهدی موعود کسی است که سفیانی را به قتل می رساند.




سند حدیث


حدیث مذکور از حیث سند خیلی قابل اعتماد نیست زیرا صباح بن سیابه مجهول الحال است.





بررسی معنا و مفاد احادیث


قبل از بررسی مفاد احادیث به نکات زیر توجه داشته باشید:


1- شیعیان در زمان ائمه اطهار علیهم السلام همواره در انتظار ظهور و قیام حضرت مهدی بودند که اخبارش را از پیامبر اکرم و ائمه علیهم السلام شنیده بودند.


2- شیعیان در آن زمان ها، در شرائط بسیار دشواری زندگی می کردند. مورد تعقیب خلفای جور بودند. به زندان می افتادند یا تبعید یا کشته می شدند.


3- هر چند یکبار یکی از سادات علوی در برابر حکومت های ستمکار قیام می کرد و گروهی از مردم که جانشان بستوه آمده بود، به گمان اینکه مهدی موعود و نجات دهنده انسانهاست به یاریش می شتافتند ولی بعد از چندی سرکوب و کشته می شدند.


4- خلفای وقت نسبت به موضوع قیام و قائم حساسیت خاصی داشتند و همواره در بیم و هراس و مراقب اوضاع بودند. از سادات علوی و بالاخص افراد سرشناس آنها کاملاً مراقبت می کردند. احادیث مذکور در چنین اوضاع و شرائطی صادر شده است. شیعیان که به انواع گرفتاریها مبتلا بودند، با اصرار از ائمه می خواستند که قیام کنید و مسلمین را از بند حکومت های غاصب و ستمکار آزاد سازید، یا اجازه می خواستند که به یاری بعض سادات علوی که به عنوان مهدی موعود قیام کرده اند بشتابند. ائمه اطهار علیه السلام به شیعیان می فرمودند در قیام مهدی موعود عجله نکنید که زمان آن هنوز فرا نرسیده است. خروج کنندگان به عنوان مهدی موعود و قائم آل محمد خروج کرده اند در صورتی که قائم معهود نیستند. قیام قائم معهود علائم خاصی دارد که هنوز آشکار نشده است. برای تثبیت و تحکیم امامت ما هم قیام نکرده اند. قیام آنها هم به پیروزی نخواهد رسید. زیرا اسباب و مقدمات سقوط حکومت های غاصب فراهم نشده است. و سرنگون کردن حکومت ها بسیار دشوار است. می فرمودند صبر کنید تا فرج حاصل شود. و در امر قیام مهدی عجله نکنید که به هلاکت می رسید و چون نیت قیام و اصلاح دارید و در صدد تهیه اسباب و مقدماتش هستید به ثواب آن نائل خواهید شد. و به هر حال، این احادیث از عجله کردن و اقدام به یک حرکت خام و ناپخته نهی می کند، ولی نمی گوید که در صدد تهیه اسباب و مقدمات یک نهضت کامل برای مبارزه با ظلم و استکبار و کفر و بی دینی نباشید. مفاد احادیث این نیست که تکلیف جهاد و دفاع و امر به معروف و نهی از منکر و وجوب دفاع از محرومین و مستضعفین، در زمان غیبت امام زمان علیه السلام از مسلمین ساقط شده باید تماشاگر صحنه های فساد باشند و فقط برای تعجیل در ظهور حضرت مهدی دعا کنند. بنابراین، احادیث مذکور را نیز نمی توان از احادیث مخالف قیام و حرکت محسوب داشت.




[1] وسائل الشیعه ج 11 ص 36


[2] وسائل الشیعه ج 11 ص 39


[3] وسائل الشیعه ج 11 ص 40


[4] وسائل الشیعه ج 11 ص 37


[5] وسائل الشیعه ج 11 ص 38


[6] وسائل الشیعه ج 11 ص 37




دسته چهارم


در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
نام:
ایمیل:
montazar.net

نظر سنجی
مایلید در کدام حوزه مطالب بیستری در سایت گذاشته شود؟
معارف مهدویتغرب و مهدویت
وظایف ما در عصر غیبتهنر و فرهنگ مهدویت
montazar.net

سایت های وابسته
 Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1