6- حجت
حجت آن چیزی است که بر صحت یکی از دو طرف نقیض، مثل وجود و عدم چیزی به آن استدلال و احتجاج می شود. همچنین دلالتی است که بیانگر راه مستقیم باشد و حجج الهی (حجت های خدا) هر چیزی است که خدا به آن بر بندگان خود احتجاج نماید، یا بندگان خود را به وسیله آن به سوی خود هدایت کرده باشد. بنابراین، معجزات انبیاء همه حجت است، کل عالم حجت است، تمام آیات الهی و نعمت های غیر متناهی، هر پدیده و هر مخلوق و اعضاء و اجزای آنها و نظاماتی که در آنها برقرار است همه حجتند، جنبندگان دریا و صحرا و هوا، گیاهان و گلها، درختان و برگها و شکوفه های آنها، و آسمان و زمین و آنچه در آنها است، همه حجت های خدایند که اگر تمام درختها قلم باشند و هفت دریا مداد گردند و بخواهند کلمات و آیات و حجت های حق تعالی را بنویسند کلمات الهی تمام نخواهد شد.
«ولو ان ما فی الارض من شجره اقلام و البحر یمده من بعد سبعه ابحرما نفدت کلمات الله» [1]
برگ درختان سبز در نظر هوشیار
هر ورقش دفتری است معرفت کردگار
هر فرد از افراد انسان، خودش و چشم و گوش و زبان و مغز و خون و استخوان و پوست و اعضای ظاهر و باطنش و سلولها و گلبولهای سفید و قرمزش بر خودش و بر دیگران حجت است. عمر و زندگی و تندرستی و خلاصه همه چیز و همه اوضاع و فراز و نشیب های آگاهی بخش و مناظر مختلف، همه و همه حجتند که اگر انسان به آگاهی نرسیده و این همه آیات را ندیده و از خط منحرف شده باشد، همه این حجتها علیه او اقامه شده و او را محکوم می نمایند و راه عذر را بر او می بندند، قرآن مجید کتاب خدا و معجزه باقی حضرت خاتم الانبیاء (ص) و احکام و هدایتهایش بر همه بشریت حجت است و آیات آن نیز هر کدام حجت است. علاوه بر آنکه در خود آیات احتجاج و اقامه حجت بر معارف و عقاید دینی شده باشد، بزرگترین حجت های الهی یکی عقل است و دیگر نعمت وحی و نبوت انبیاء و امامت اوصیاء است که استمرار هدایت پیغمبران می باشد.
عقل، نورافکن نیرومند و پرتابشی است که درون جان انسان را روشن می سازد و خیر و شر و نیک و بد را تمیز می دهد و به وسیله آن خدا انسان را بر سایر موجودات زنده این کره خاکی برتری داده است.
«نبوت» و «امامت» نیز ظهور اسم «الهادی»، و راهنمای عقل و میزان، و معیار و نگهبان اعتدال، و رساننده و مبین برنامه های الهی و نسخه های سعادت فکری و عملی انسانند.
بشر از طریق نبوت انبیاء و امامت اوصیاء، به برنامه های سعادت روح و جسم، و دنیا و آخرت، و معارف یقینی هدایت می شود و از چشمه زلال علوم و آگاهیهای آن می نوشد.
اگر انبیاء نبودند و خدا آنها را نفرستاده بود، هیچ راه قطعی و یقینی در اختیار بشر قرار نمی گرفت. فلاسفه و حکماء با آن همه فریاد و طمطراق، نتوانسته اند در مسائلی که فکر بشر را به خود مشغول نموده به یک زبان حرف بزنند و بطور قطع نظر بدهند، حتی بسا یک فیلسوف در دوره زندگیش، در این مسائل نظرات مختلف اظهار نموده و سرگردانی خود را در این مسائل آشکار می کند.
اما این انبیاء و اوصیاء بودند که همه یک زبان و با کمال قاطعیت و سرشار از ایمان و یقین این مسائل را برای بشر بازگو کردند و تاریکیها و تحیرها و ضلالت ها را از میان بردند. هیچ صنفی از اصناف بشر بقدر این صنف بر بشریت حق ندارد. لذا اینها حجج الهی هستند و اعظم و اتم آنها، شخص مقدس خاتم الانبیاء محمد بن عبدالله صلی الله علیه و آله – و خلفاء و جانشینان آن حضرت، علی بن ابی طالب علیه السلام و یازده فرزند آن بزرگوار علیهم السلام می باشند.
و اگر چه آن طور که گفته شد حجت های الهی بیشمار است و همه و هر چه هست حجتند اما ظهور حجیت این چهارده تن چنان است که همه حجج، تحت الشعاع آنها قرار گرفته و هر وقت حجت و حجج گفته شود از آن این ذوات مقدسه فهمیده می شود.
و امروز حجت مطلق، ولی الله اعظم، حضرت صاحب الزمان مهدی منتظر علیه السلام می باشد و چنان اسم حجت به این ذوات شریفه اختصاص یافته که بسیاری از کتاب های مربوط به امامت و حالات شریف آنها را کتاب حجت یا «الامامه» نام نهاده اند مانند کتاب «الحجه» از ابواب کتاب شریف کافی، تألیف شیخ اجل اقدم کلینی قدس سره بلکه از حدیث شریف مروی از امیرالمؤمنین علیه السلام در نهج البلاغه (ح 147) و کتاب های دیگر از سنی و شیعه استفاده می شود که زمین اگر بدون حجت باقی بماند، حجت های خدا و بینات او باطل می گردد. به این معنی که حجت سایر حجج نیز به وجود امام و حجت، تمام می گردد و اگر امام و حجت نباشد، احتجاج به حجت های دیگر بر مردم موجب قطع عذر آنها نمی گردد و از معانی لطیف و امیدبخش در این باب کلام حضرت مولی علیه السلام است که می فرماید: «انا شاهد لکم و حجیج یوم القیمه عنکم [1] = من شاهدم برای شما و در روز قیامت اقامه کننده حجت از شمایم (و مدافع از شمایم به حجت)»
[1] نهج البلاغه، خطبه 174

حجت
در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
|
 |
|
 |
|
Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1